چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام…؛ذکر شهادت ثالثه در اذان

ذکر شهادت ثالثه در اذان

در مقابل این جسارت معاویه و زعماى بنى امیه بعد از آنکه شیعه آن حضرت نیرو به دست آورده صاحب تخت و تاج گردیدند قرار دادند که اسم مبارک آن حضرت را در مأذنه و مناره‏ها بعد از شهادت بر رسالت ذکر نمایند و در خطب و مواعظ و کتب و رسائل نیز بعد از ثناى الهى و درود بر حضرت رسالت‏پناهى، اسم آن حضرت و فرزندان معصومین او را با سلام و تحیات یاد نمایند.

از تاریخ فردوس التواریخ نقل شده که:

ملاّ شمس، مفتى هرات ایراد کرده بود که با وجود این که علماى شیعه در کتابهاى خودشان نوشته‏اند که «أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله» داخل در اجزاى واجبه و مستحبه اذان نیست چرا در همه مساجد و جماعات، مؤذنین ایشان این کلمه را مى‏گویند و هیچ کس ایشان را منع نمى‏نماید با وجود این که علماى عظام ایشان مثل شیخ صدوق و مقدس اردبیلى و شهید ثانى و امثال ایشان مى‏گویند که این کلمه از بدعتهایى است که مفوضه (طایفه‏اى از غلات) داخل در این عبادت کرده ‏اند!؟

بعضى از علماى ارض اقدس در جواب آن فرمودند: اوّلاً از علماى ما مثل مرحوم مجلسى و غیر ایشان این کلمه شریفه را داخل در اجزاى مستحبه اذان مى‏دانند و ثانیاً در احتجاج طبرسى حدیثى مذکور است که مضمون آن این است که هر گاه کسى از شما بگوید: «لا إله إلاّ الله، محمّد رسول الله» پس باید بگوید: «علیّ أمیر المؤمنین».

بنا بر این هرگاه کسى بعد از فراغ از شهادت بر رسالت بگوید: «أشهد أنّ علیّاً أمیر المؤمنین» به قصد امتثال این حدیث، نه به قصد این که جزء اذان است، اتیان به مستحب مطلقى نموده است. و دیگر آن که جماعتى از اعاظم فقهاى شیعه (قدّس الله اسرارهم) مثل [شیخ] طوسى و علامه حلّى و غیر ایشان فرموده‏اند که در اخبار شاذه در مقام بیان اجزاى اذان وارد شده که بگوید: «أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله». بنابراین هرگاه مؤذن بعد از فراغ از شهادت بر رسالت، شهادت بر امارت و ولایت هر دو را جمع نماید به این نحو که بگوید: «أشهد أنّ علیّاً أمیر المؤمنین و ولیّ الله» نه به قصد جزئیت بلکه به قصد امتثال این دو حدیث، امتثال این دو حدیث را کرده.

بلکه مقتضاى خبر شاذ که اشاره کردند، شهادت بر ولایت جزء اذان است. بنابراین هرگاه به رجاى جزئیت نیز بگوید، مانعى ندارد. حاصل جواب آنکه: مؤذن در گفتن این کلمه در دو حال بیرون نیست: یا اینکه از روى اجتهاد یا تقلید آن را جزء مستحبى اذان مى‏داند، در این صورت آنانى که آن را جزء نمى‏دانند حق ندارند او را منع کنند. چنان که مالکى، شافعى را از عمل کردن از روى تقلید خود منع نمى‏کند و بالعکس. و یا این که آن را جزء نمى‏داند و با وجود این، آن را مى‏گوید، نه به قصد جزئیت، آن هم مانعى ندارد.

نظیر گفتن القاب حضرت رسول صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم در اذان، بى‏قصد جزئیت که مانعى ندارد؛ اگرچه بهتر این است به همان نحو که وارد شده بدون لقب ذکر کنند.