جمعه ۰۱ بهمن ۱۴۰۰


گزیده الکلام…؛غلط مشهور یا صحیح مهجور


غلط مشهور یا صحیح مهجور

ميزان در صحيح و غلط بودن كلمه، شهرت استعمال است نه وضع لغت. من نمى‏ گويم غلط مشهور، به از صحيح مهجور است؛ بلكه مى‏ گويم صحيح، همان است كه مشهور شده و آن ديگرى، غلط است. مثلاً «هندسه» كه به كسر «هاء»، شهرت يافته، با اينكه لغت، به فتح و يا به كسر آن است و كلمه «شجاعت» كه به ضمّ شين شهرت يافته، با اينكه به فتح آن است، بر وزن كرامت؛ اكنون صحيح اين الفاظ، همان است كه مشهور شده.

پس، اگر يكى متّه به سوراخ الفاظ گذاشته، آن ها را به وضع لغت استعمال كند؛ مثلاً بگويد «هندسه شجاعت، از بلندى قامت گرفته نمى ‏شود» خنده‏آور است و يا اينكه يك نفر در ضمن سخنان خود، اين جمله را بر زبان بياورد: «محسوس بود كه حكم فلانى منجّز نمى‏ شود؛ چون مدركش درست نبود»؛ آن شخص با متّه‏اش، شروع كند به سوراخ كردن الفاظ او و بگويد: كلمه «محسوس»، اوّلاً غلط است؛ چون آن به صيغه مجرّد نيامده؛ بلكه مزيدٌ فيه آمده؛ چنانچه گويند: «أحسّ إحساساً»؛ و ثانياً: كلمه «منجّز» هم غلط است؛ چون در لغت، اين مادّه از باب تفعيل نيامده؛ و ثالثاً: كلمه «مدرك» هم غلط است؛ براى اينكه آن هم مجرّد نيامده؛ بلكه مزيد فيه است؛ چنانچه گويند: «أدرك إدراكاً»، مر او راست كه متّه او را بشكند و بگويد: شهرت، استعمال است؛ اگرچه لغت اجازه ندهد.

ولى كلمه موعود كه مهمان مى‏ گويد: «من موعودم»، غلط است؛ چون موعود، به معنى وعده داده شده است و وعده داده شده، ميزبان است، نه مهمان؛ براى اينكه مهمان، وعده ‏دهنده است و او، وعده داده شده. پس، گفتن مهمان كه «من موعودم» غلط است، مصحّح استعمال هم ندارد. در اين مورد، بايد «مدعّوم» گفت. بارى، كار در اين اغلاط، آسان است؛ چون غرض متكلّم از حرف زدن، رساندن مقصود است به شنونده، و اين غرض، با لفظ غلط هم حاصل مى ‏شود [و] ديگر جايى از آن خراب نمى‏شود. عمده، احتراز از اغلاط معنوى است؛ از قبيل دروغ و غيبت و امثال آن از مفاسد زبان.