یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام…؛فقیران آبرودار و با دیانت


فقیران آبرودار و با دیانت

آقاى آقا سیّد صدرالدین صدر نقل کرد که: در نجف، یک نفر، یک لیره اشتباها دست یک فقیرى گذاشته بود. فقیر هم نابینا بود؛ لکن از سنگینى آن ملتفت شده بود که لیره است و فهمیده بود که او اشتباه کرده. پس صدا زده بود که آقا! پولى که به من دادى لیره است، آیا عمدا دادى یا سهو کردى؟ آن هم تأمّلى کرد و گفت: «إلیک»؛ یعنى مال تو. آن، دیانت به خرج داد و این هم فتوّت. چه بسا اشخاصى هستند در کمال فقر و نادارى و در عین گرسنگى و پریشان حالى؛ [ولی] با وجود این، دست به سوى لقمه حرام دراز نمى‏کنند. و در مقابل آن، اشخاصى هم هستند که در نهایت ثروت و قدرت، باز چشم در اموال مردم دارند که به هزار حیله و دروغ، از راه نامشروع از دست آن ها بگیرند؛ بلکه در پى این اند که لقمه را از دهان فقیر بیرون بیاورند. براى دویّمى، مثال زیاد است، منتها به اختلاف مراتب؛ امّا اوّلى، کم و وجودش، خیلى نادر است؛ و کمتر از او، اشخاص[ی] هستند از این دسته که در عین فقر و نادارى، خود را دارا و خوش گذران معرّفى مى‏نمایند.

یکى از رفقا گفت: ما با یک نفر، شریک منزل شده، دو نفرى یک خانه اجاره کرده بودیم. اغلب اوقات مى‏دیدیم که زن او، دیگچه و دیزى و سایر ادوات طبخ مى‏شست. ما گمان مى‏کردیم که به طریق متعارف مى‏گذراند. بعد از یک سال که جدا شدیم، ملتفت شدیم که خوراک آن ها منحصر به نان خالى بوده، بى قاتق؛ و شستن ادوات طبخ، براى گم کردن راه بوده که ما ملتفت به حالش نباشیم. مى‏گفت: در همه این مدّت که با هم بودیم، ما بوئى به فقر و استیصال او نبردیم؛ و الّا، مختصر قاتقى که ما پیدا مى‏کردیم، گوارامان نمى‏شد. او خود را همرنگ رفیقش کرده که اوّلاً حالش معلوم نباشد؛ و ثانیا: غذا گواراى رفیقش گردد. از دارا هم مطلوب این است که به حدّى، خود را همرنگ فقیر کند.