جمعه ۰۱ بهمن ۱۴۰۰


گزیده الکلام …؛ناشناخته ماندن قدر و منزلت برخی افراد


ناشناخته ماندن قدر و منزلت برخی افراد

چنانچه از بعضى از جرائد مصر نقل كردند كه در زمان پيش، عقيده ارباب تحقيق، اين بوده كه زير دريا كه گودى‏اش از يك هزار متر بيشتر، قابل زندگى نيست؛ چون تاريكى محض است؛ ولى اخيراً كشف شده كه در دريا، [در] جاهاى گودتر از يك هزار متر، حيواناتى هستند كه در بدنشان فسفر است كه يك ميل راه را روشن مى ‏نمايد. آن ها در روشنى همان فسفر كه در تنشان است، راه مى‏روند. اين جانوران شب‏تاب كه در صحراها هستند، روزها مانند ساير جانوران مى ‏باشند. امتيازى از آن ها ندارند؛ ولى شب كه تاريكى، عالم را گرفت، تابش نور، آن ها را از ساير جانوران امتياز مى‏دهد.

در ميان همين نوع بشر نيز كسانى هستند كه امتياز از سايرين ندارند؛ بلكه مانند من و تو، در ميان مردم راه مى‏ روند و چه بسا بعضى از آن ها، به ملاحظه پست بودن اوضاع ظاهره، در ميان مردم نيز راه ندارند؛ بلكه خار و خفيف در گوشه و كنار، روزگار مى‏ گذرانند؛ ولى همين‏كه تاريكى محشر، عالم را گرفت؛ آن وقت، تابش نور، آن ها را از من و تو امتياز مى‏ دهد.

اويس قرن، از همين ها بود. در ميان مردم، نامى نداشت و حدّى به وجود او قائل نبودند و محلّى در ميان جامعه نداشت؛ حتّى حضرت رسول اكرم صلّى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلّم) او را به همين گمنامى و بى ‏مقدار بودن معرّفى فرمود. هنگامى كه اظهار اشتياق به او كرد، فرمود: «وا شوقاه إليك يا أويس القرن»[1]. بعد، فرمود: هر كه او را ملاقات كند، از من سلام به وى برساند. عرض كردند: يا رسول اللّه! اويس قرن كيست؟ فرمود: او كسى است كه از شما اگر غايب شود. از او تفقّد نمى‏ كنيد؛ و اگر در ميان شما پيدا شود، اعتنا به او نمى ‏كنيد. در شفاعت، او مانند قبيله ربيعه و مضر، داخل بهشت مى ‏شود؛


[1]– محمّد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج42، ص155.