یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده “الکلام…”؛ آتش سوزی در شام

آتش سوزی در شام

حریق مهمّى، شب دویّم محرّم سنه 1347، در شام اتّفاق افتاده بود. ما آن سال [به] مکّه مشرّف شده بودیم. در مراجعت که اواسط محرّم بود، وارد شام شده، منظره خرابى حریق را دیدم که دو طرف خیابان به آن گشادى را گرفته بود. مى ‏گفتند: چشم دمشق، همین جا بود. در وجه آن گفتند که جمعى از اهل شام، از حکومت تقاضا کردند که اوّل محرّم را عید بگیرند؛ به ملاحظه اینکه اوّل سال عربى است؛ ولى حکومت، اجازه نداد و گفت: چون تا حال مرسوم نبوده، خوب نیست؛ ولى مردم اعتنا به حکومت نکرده، شروع به چراغانى کردند. بنا گذاشتند که سه شب، جشن و چراغانى نمایند. پس، بازار و خیابان ‏ها را آئین بسته، به لوازم جشن قیام نمودند؛ ولى چون این ماه، ماه عزادارى شیعه‏ ها بود و مقصود آن ها، رغم انف شیعه‏ ها بود؛ خداوند به رغم انف آن ها، این جشن را مبدّل به عزا کرد. پس شب دویّم، حریقى در این خیابان که در مرکز شهر و در نهایت اهمّیّت بود اتّفاق افتاد. هر چه مال التجارۀ بود سوخت و علاوه از آن، از خانه ها، قالیچه ‏ها و شال‏ها و چراغ‏ هاى قیمتى که براى جشن آورده، آئین بسته بودند، همه آن ها سوخته بود. سرایت آتش از این سمت خیابان به آن سمت، امر عجیبى بود که معلوم بود بر خلاف عادت است؛ به نحوى که خودشان هم فهمیدند که این در اثر بى ‏احترامى محرّم شده. پس، آغاز و انجام این جشن، همه یک شب شد. خودشان این اتّفاق را به فال بد گرفته، بنا بر متارکه گذاشتند.

اینکه حضرت حسین بن على (سلام اللّه‏ علیه)، عظمت شأن و جلالت قدر و علوّ مقام و لزوم احترام او، پیش شیعه و سنّى مورد شبهه و تردید نیست؛ و لهذا در غالب مساجد اهل تسنّن، اسم شریف آن حضرت در بالاى محراب، زینت افزا است. و باز شبهه نیست در اینکه تشکیل مجلس سوگوارى و یاد مصائب آن حضرت، یک گونه احترامى است از آن بزرگوار. پس اگر حضرات اهل تسنّن در رعایت این گونه احترام با شیعه همرنگ نگردند، اقلّاًّ با ناصبین بنى امیّه نیز همرنگ نباشند. منتها، آن است [که] بى ‏رنگ باشند، نه اینکه رنگ دیگر بر خود بگیرند.

اگر چه شیعه‏ ها هم در تعقیب این عنوان، رنگ‏ هاى مختلف به کار مى ‏برند؛ ولى هر چه ساده و بى ‏رنگ باشد، رنگ عبادت بهتر مى‏گیرد. عمده فضل، در گریه و ندبه و نوحه و صرخه و ذکر مظلومیّت و مصائب اهلبیت است؛ بقیّه پیرایه‏ ها که بسته مى ‏شود، اگر مرجوح و شرعا ممنوع نباشد، رجحانى ندارد؛ ولى مسأله تعزیه دارى و اظهار ظلم‏ هائى که بر بزرگان مذهب گردیده، از اهمّ طرق ابطال آئین مخالفین است.

حتّى نصارى هم شکل صلیب را که در بیرق‏ها و تابلوها و غیره ثبت مى ‏نمایند، آن هم از نقطه نظر اظهار مظلومیّت است که به عالم بفهمانند که یهودى ‏ها بر ما ستم کرده ‏اند [و] رئیس دیانت ما را به صلیب (دار) آویخته‏ اند. طورى صلیب را براى خود نشانه اخذ کرده اند که بدین لحاظ، به اهل صلیب معروف شده‏ اند. حتّى جنگى که صلاح الدین ایّوبى با آن ها کرده [است را] جنگ صلیب مى ‏نامند.

غرض آن که، ارباب صلیب، از اتّخاذ صلیب در علامات خودشان، مقصودشان اثبات مظلومیّت خود و ابطال آئین مخالفین است. از فضلاء اروپا هم هستند اشخاصى که توجّه به این نکته کرده ‏اند.