پنجشنبه ۰۱ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ اتصال قضایای خواب به عالم بیداری


اتصال قضایای خواب به عالم بیداری

بعضى از قضایاى خواب، رشته‏اش متّصل به عالم بیدارى مى‏گردد که یکى، متمّم آن دیگرى مى‏شود؛ چنان که بعضى از آن ها، در سابق نیز گذشته است.

از آن جمله، خوابى بود که مرحوم آقا شیخ محمّد حسین کاظمینى دیده بود. قصه او را آقاى حاجى میرزا عبداللّه طهرانى، از مرحوم آقاى شیخ الشریعه اصفهانى نقل کرد که آن مرحوم فرمود:

من در منزل، مشغول مطالعه بودم. در این اثنا، به کتابى احتیاج پیدا کردم. پا شدم، در میان کتاب ها، به جست‏وجوى آن برخاستم. در این حال، خاطرم افتاد که آن، در پیش آقا شیخ محمّدحسین کاظمینى است. پس، به قصد منزل او، از خانه بیرون آمدم. در اثناى راه، ملتفت شدم که هنوز زود است؛ شاید او از سرداب به بالا نیامده باشد. رفتم، چند دقیقه سر قبر مرحوم شیخ خضر نشسته، قرآن خواندم تا اینکه وقت شد؛ آن گاه رفتم. همین که درِ خانه او را زدم، دیدم او بیرون آمد با همان کتاب که من مى‏خواستم. گفتم: عجب، من مخصوصاً براى همین کتاب مى‏آمدم. گفت: من حالا شیخ خضر را در خواب دیدم که به من فرمود: شیخ الشریعه براى فلان کتاب مى‏آید. برخیز، پیدا کن و به او بده. گفت: من از خواب بیدار شده، یاد این کتاب افتادم. برخاستم، پیدایش کردم. همین که پیدا کردم، در زده شد. من نیز به همین حال که کتاب در دستم بود، بیرون آمدم، دیدم که شمایید.