سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام…؛ احتضار شخص مانع از زکات


احتضار شخص مانع از زکات

آقاى آقا شیخ اسماعیل جابلقى که در طهران مقیم است از حاج شیخ حسن وکیل عراقى نقل کرد که گفت:

من، شبى در خواب دیدم که یک نفر، در حال احتضار است [و] ما به عیادت او رفته ‏ایم. و از علماى عراق هم آقاى آقا نورالدین و آقاى حاج محمّدعلى خان و آقاى آقا سیّد احمد، تشریف دارند. دیدم دو نفر، زیر پاى او نشسته ‏اند و به او مى‏ گویند: تو یا یهودى بمیر و یا نصرانى. آن ها اصرار مى‏کنند. آقایان هم چیزى نمى ‏گویند تا اینکه او گفت: من نصرانى مى‏میرم؛ آن گاه مرد.

من از خواب بیدار شدم. صبح به طرف خانه آن شخص رفتم که مبادا مرده باشد. رفتم، دیدم خبرى نیست، برگشتم. در مراجعت، کسى به من گفت: فلانى ناخوش است ـ نام همان شخص را برد ـ بیا برویم از وى عیادت کنیم. از قضا، من ناخوشى او را تا آن وقت نشنیده بودم. پس رفتیم. وقتى که وارد شدم، دیدم صورت مجلس، عین همان است که دیشب در خواب دیدم. همان سه نفر آقایان نام‏برده تشریف دارند؛ ولى آن دو نفر را که در زیر پاى او نشسته بودند ندیدم. بقیّه همه بودند.

آن شخص، همان روز از دنیا رفت ولکن او نام او را نگفت، الّا اینکه پرسیدم که او تارک حجّ بود یا نه؟ چون در باب تارک حجّ، روایت هست که «یا یهودى بمیر و یا نصرانى». گفت: نه. گفتم: یقینا مانع زکات بوده. گفت: بلى. معلوم شد که وجهش، همین بوده؛ چون در خبر هست که هر یک قیراط از زکات منع نماید، اگر مى‏ خواهد، یهودى بمیرد یا نصرانى. [1]


[1]– أحمد بن محمّد بن خالد برقی، محاسن، ج1، ص87.