چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ اظهار نعمت، شکرانه ی احسان (حکایت احسانِ جعفر برمکی)

اظهار نعمت، شکرانه ی احسان (حکایت احسانِ جعفر برمکی)

جعفر برمکى در حقّ اصعمى، احسان هاى زیاد و بخشش‏هاى بى‏اندازه نموده بود؛ ولى او چون احسان و بخشش وى را به معرض بروز نیاورده بود، خاطر جعفر از این رنجیده گردیده، دست احسانش را از وى نگه داشت؛ چنان که در کتاب مروج الذهب نوشته:

جعفر به خدمتکارش گفت که هزار دینار بردار. امروز بر اصمعى گذر خواهم نمود؛ وقتى که دیدى که او حکایتى به میان آورد و من خندیدم، آن را پیش او بگذار. پس جعفر بر اصمعى وارد شد. اصمعى، هر اعجوبه و حکایات نادره به میان آورد، جعفر نخندید تا اینکه از نزد او بیرون آمد

انس بن ابى شیخ که ناقل قصّه است، گوید: من به او گفتم که از تو، امروز امر عجیبى دیدم که هزار دینار براى اصمعى امر کردى، برداشتند و آن گاه، او با هر قضیّه مضحکه تو را تحریک کرد، تو نخندیدى. و از عادت تو این نبود مالى که از بیت المال تو بیرون آمده باشد، دوباره به خزینه تو برگردد. گفت: از اموال ما صد هزار درهم پیش از این به دست او رسیده. با وجود این، هر چه در خانه او دیدم، شکسته و کهنه و چرک و پوسیده بود. من زبان نعت را گویاتر از زبان خود وى مى‏بینم. ظهور عمل در مدح و هجو، بیشتر از مدح و هجو او است. براى چه بدهم در صورتى که احسان را ظهورى در وى نیست؛ نعمت ما در خانه او، ناطق به شکران نیست.