پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ بار منّت

بار منّت

یکى از اساتید کتب مقدّماتى ما نقل می کرد که یک نفر از زندان‏خانه حکومتى فرار کرده و آمده بود در مدرسه متحصّن شده و در حجره ما ساکن گردید. مدّتى همین طور بود. یک روز دیدیم که از مدرسه بیرون رفته. سراغ گرفتیم، گفتند: باز به زندان‏خانه رفته، زنجیر به گردن نهاده. سبب پرسیده ‏اند که چرا باز خود را گرفتار حبس و زنجیر نمودى؟ جواب داده بود که زنجیر منّت، چندین بار سنگین‏تر از زنجیر حکومت است. تازه فهمیدم که من از باران، به زیر ناودان فرار نموده بودم؛ این است که دوباره از زیر زنجیر منّت گریخته، به زنجیر حکومت پناهنده شدم.

آن استاد ما گفت که معلوم شد که من در اثناى محاوره، منّتى به وى نهاده ام که او نتوانسته بر خود هموار نماید. این است که رفته، گردن به زیر زنجیر کشیده و خود را آسوده داشته. همین طور هم هست؛ زنجیر منّت، سنگین‏تر از زنجیر حکومت است. پس به کسى احسان که نمودى، آن را با منّت، باطل و ضایع مکن تا نهال احسانت، بار محبّت و اجر آخرت بیاورد؛ والاّ، نه اینکه تنها شکوفه محبّت را نشکفته مى‏ریزد؛ بلکه به جاى آن، بار عداوت مى‏ آورد.

امّا اگر احسانت را اظهار نکردى، پس اگر در این معامله، منظورت خدا بوده، او خودش مى‏داند؛ محتاج اظهار تو نیست و روش بنده ‏پرورى را هم خوب مى‏داند. و اگر منظورت، همان کس است که احسان در حقّش کرده‏اى، او نیز در مقام تشکّر و قدردانى، اگر شخص شاکر و حقّ‏گزار باشد، از بیان واقع فروگزار نخواهد بود؛ چون همان طورى که بر تو اظهار احسان، قبیح و نارواست، از او هم پنهان کردن، قبیح و نارواست؛ و اگر با زبان، از اظهار نعمت منعم فروگزارى نماید، با عمل باید فروگزار نباشد.