شنبه ۰۴ تیر ۱۴۰۱


گزیده الکلام…؛ تاریخ خلفا گواه نادرستی ملاک بیعت مردم برای حقانیت خلافت

تاریخ خلفا گواه نادرستی ملاک بیعت مردم برای حقانیت خلافت

انصافاً هر كس به تاريخ مراجعه نموده، كردار و رفتار اين خلفا را ملاحظه نمايد، بايد به شيعه، حقّ بدهد در دعواى اينكه خليفه حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بايد از جانب خدا برگزيده شود؛ چون آن ها اعتقادشان اين بود كه مداخله ديگران، مستلزم توالى فاسده است؛ ولى عامّه، منكر اين معنى بوده، مى ‏گفتند با بيعت مردم نيز اين كار انجام مى‏گيرد، بى ‏آنكه تالى فاسدى داشته باشد.

در عصر اوّل [که] پرده از روى كار كاملاً برداشته نشده بود، جاى مغالطه باقى بود؛ ولى بعد كه پرده از روى كار برداشته شد و اوراق تاريخ، قبايح اعمال اين خلفا را نشان داد، اكنون از آن ها مى‏پرسيم كه آيا مردم توانستند از عهده اين مهمّ برآيند يا نه؟! اگر توانسته‏اند، پس چرا طنطاوى، زبان شكايت باز كرده، مى ‏گويد: اين خلفا، پى شهوت‏رانى رفته، با حور و قصور و ولدان و غلمان مى‏پرداختند و با دربان و خواجه‏سرا و سراپرده و پرده‏دار، به عيش و راحتى خود مشغول بودند؟! نگارنده، به او مى ‏گويم: اين ثمره همان درختى است كه نياكان شما كاشته و آن را از خون شيعه آب داده‏اند؛ البتّه شما از كرباسى كه خودتان بافته‏ايد، حقّ بر مى‏ داريد.

فرقه شيعه از بيم همين مفاسد، دادشان بلند بود كه بايد نصب خليفه، از جانب خداوند باشد. شما گفتيد نه، لزوم ندارد، مردم از عهده اين مهمّ بر مى‏آيند؛ لهذا نصّ حضرت رسالت‏ پناه (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را انكار و اوصياى حقّ را از مقام منيع خودشان، منع كرده و سنين متماديه، آن ها را در زنجير اسارت نگه داشتيد. البتّه نتيجه همين مى‏شود كه مى‏بينيد! قبايح اعمال آن ها طورى بود كه اجانب نيز ملتفت شده، به آن ها اعتراض مى‏كردند؛ چنان كه پادشاه «نوبه» كرد.