یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ تعجّب از سعدى


تعجّب از سعدى

تعجّب از سعدى است که اگر این قصّه راست باشد، مى ‏گویند: به او گفتند چرا درباره اهل بیت شعر نمى ‏گویى و حال آن که به هر بیتش، یک بیت در بهشت مى‏ دهند؟! گفت: بلى، روایت در این باب وارد است؛ من هم براى اینکه یک بیت در بهشت به من بدهند، یک بیت در مصیبت حضرت سیّدالشهدا ساخته ‏ام، و یک بیت هم براى من کافى است. و آن این است:

اى آن که در عزاى تو اندر بسیط خاک گیسوى شام، باز و گریبان صبح، چاک

وجه تعجّب از وى، این است که او خانه بهشت را به خانه دنیا قیاس کرده و آن گاه گفته که یک خانه در بهشت براى من کافى است و حال آن که این قیاس باطل است؛ زیرا که خانه دنیا، براى رفع احتیاج است؛ امّا خانه آخرت، خانه رحمت است؛ رحمتى که هر روز به مقدار نامحدود به حضرت رسول (صلّى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلّم) مى‏ رسد، مع ذلک نمى‏فرماید: کافى است. با این حال، او چرا قناعت کرد؟!

در تاریخ سنه 1339 هجرى قمرى، نگارنده با گارى پستى عازم مشهد بودم. آن وقت، اتومبیل، عمومى نشده بود که دسترس ماها باشد. گویا سه مال بندان[1] به سمنان مانده، یک نفر سوار گارى شد. قصّه سعدى را در باب بیت مذکور، او نقل کرد. بعد گفت: عموى من صفائى، دیوانى در مصیبت ساخته، همان یک بیت سعدى را که مطلع آن قرار داده. نگارنده، در مشهد، آن را پیدا کردم که چاپ شده بود و بیت مذکور در اوّل آن بود. معلوم شد که او پسرزاده یغما است؛ چون صفائى، پسر یغما بود. خودش هم گفت: من نوه یغما مى ‏باشم. بعد، این رباعى را خواند و گفت: این را براى رفقایت، سوغات ببر:

آن کس که تو را حشمت سلطانى داد بر من، همه اسباب پریشانى داد

پوشاند لباس هر که را عیبى دید بى ‏عیبان را لباس عریانى داد


[1]– درسابق، در هر سه فرسخ، چند کمند اسب که هر کمندش، چهارتا بود نگه داشته بودند که اسب های دستگاه های پستی را در آنجا عوض می کردند. آن منزل ها را مال بندان می گفتند.