چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام…؛ توکّل و اعتماد به خدا


توکّل و اعتماد به خدا

و امّا توکّل واعتماد به خدا نمودن؛ آن نیز فوائد موفور و ثمرات نامحصور دارد: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ».[1] در یکى از احادیث شریفه هم معنى توکّل بیان شده و هم ثمرات آن؛ و آن، این است که حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از جبرئیل پرسید: چیست توکّل بر خداى عزوجل؟ عرض کرد: دانستن این که مخلوق ضرر و نفع نمى ‏رساند، عطا و منع نمى ‏نماید، پس یأس و نومیدى از خلق را به کار بندد. وقتى بنده این چنین شد، کار نمى‏ کند براى احدى جز خدا و امیدوار نمى ‏شود به غیر از خدا و نمى ‏ترسد به جز از خدا و طمع نمى ‏بندد به غیر از خدا. پس این است توکّل.[2]

مقصود از این کلمه که عرض کرد که «کار نمى ‏کند براى احدى جز خدا»، این نیست که تنها عبادت را براى خود شغل قرار بدهد؛ بلکه مقصود این است که شغل خود را براى خدا انجام بدهد؛ به این معنى [که] عملگى و باربرى را که شغل اوست [نیز] براى خدا بکند؛ و آن هم با این مى ‏شود که گمان نکند که روزى او، از این عملگى و باربرى مثلاً در مى ‏آید؛ بلکه معتقدش این باشد که روزى دهنده، خدا است. منتها، مطلب این است که حکمت خداوند اقتضا کرده که روزى بندگانش را به وسیله اسباب بدهد. وقتى که داراى این اعتقاد شد، عمله‏گى و باربرى را براى احدى نمى‏ کند غیر از خدا؛ چون مى‏ داند که صاحبان کار و بار، روزى دهنده نیستند. روزى دهنده خداست که به وسیله این کار و این بار، روزى او را مى‏ دهد. در این صورت، براى خدا کار صاحب کار را انجام مى ‏دهد و بار صاحب بار را به منزل مى‏ رساند تا خداوند نیز به دست صاحب کار و صاحب بار روزى او را بدهد.

درویشى از منعمى چیزى خواست، نداد. درویش گفت: تو سگ کیستى که بدهى؟ بعد داد. درویش گفت: تو سگ کیستى که ندهى؟ البتّه همین طور است؛ سگ کیست که بدهد و یا سگ کیست که ندهد؛ ولى عمله و باربر و بلکه بالاتر از آن ها نیز بر این معنى وقوف نمى ‏یابند. این است که در هر رهگذر، سر یک پول غوغا برپاست؛ و الّا اگر بر این معنى وقوف مى‏ یافتند، طرف معامله ‏شان همواره خدا مى ‏شد. پس مردم از طرفیّت بیرون مى‏ شدند؛ لذا جنگ و غوغا برطرف مى‏ گردید.

توکّل و اعتماد به خدا، فوائد دینى و دنیوى زیاد دارد، اگرچه تحصیلش مشکل است و تحصیلش هم با دقّت در قضایاى جاریه است که دست مسبِّب را پشت اسباب عادیه ببیند و از آنجا، درس عبرت بگیرد.


[1]. طلاق، 3.

[2]. محمّد بن علی بن بابویه، معانی الأخبار، ص261.