جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام … ؛ حکایت در تعیین اعلم

حکایت در تعیین اعلم

مرحوم شیخ محمّد حسن، صاحب جواهر الکلام (متوفى در سنه 1266) وقتى که از دنیا رحلت کرد بعد از آن، علماى آن عصر مرحوم شیخ مرتضى انصارى را براى تقلید معین کردند. شیخ فرمود: «سعید العلماى مازندرانى اعلم از من بود باید به او مراجعه شود». چون شیخ در حوزه درس شریف العلماى مازندرانى (متوفى در 24 ذى القعده سنه 1246) با سعید العلما شریک درس بوده، و چون سعید العلما بعد از درس، تقریر ثانى مى‏نموده و گاهى شیخ هم پاى تقریر او مى‏نشسته لذا کاملاً مقامات علمیه او را مى‏دانست بدین وجه او را به اعلمیت معرفى کرد. لهذا از نجف قاصدى خدمت سعید العلما فرستاده خواستار تکلیف شدند.

سعید العلما فرمود: «من اگر چه در آن عصر بر شیخ مقدم بودم لکن اشتغال شیخ در نجف و ابتلاى من در مازندران رتبه ما را عکس سابق نموده؛ حالا شیخ، حائز مقام اعلمیت است». پس بعد از تصریح وى به اعلمیت آنگاه او به نجاه العباد حاشیه زده اظهار فتوا نمود. از این معلوم مى‏شود که تصدى او بر افتا از باب انجام وظیفه بوده نه به داعى طلب جاه و حب ریاست و لذا مقام زهد و پرهیز او مقبول و مسلم عموم بوده حتّى از والى بغداد یا یکى دیگر از مأمورین مهم دولت عثمانى که از اهل تسنن بوده نقل کردند که در باب شیخ گفته بود: «انّ زهده کزهد سیدنا عمر». یعنى زهدش مانند زهد آقاى ما عمر است. غرض زهدش مسلم بین الفریقین بوده منتها آنها زهد او را تشبیه به زهد عمر کرده‏اند و اینها به زهد على علیه‏السلام.

زندگانى او مثل زندگانى فقرا بوده با اینکه بیست هزار تومان بلکه بیشتر، هر سال وجه به دستش مى‏آمد.[1] حتّى مى‏گویند دو دختر از او مانده بود. آنها متمکن از عقد مجلس ترحیم براى او نشدند. در صورتى که او اگر بر تعلیمات خود اجرت و حق العمل مى‏گرفت از ثروتمندان مهم مى‏ شد. چون همان طورى که اطبا در رفع عارضه مزاجى مستحق اجرت و حق العمل هستند روحانیین نیز در رفع عارضه روحى تو مستحق اجرت‏اند ولکن شارع مقدس قسمت تعلیم واجبات را مجانى و مزد آن را حرام نموده است که معارف الهیه در بین مردم نشر بشود تا براى کسى در ندانستن آن عذرى باقى نماند.


[1] بیست هزار تومان آن زمان معادل نیم میلیون تومان این زمان ما است.