الثلاثاء 07 رَبيع الأوّل 1444 - سه شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۱


گزیده الکلام…؛ دارایی و عزت


دارایی و عزت

دستى پشت اسباب جاريه هست که بايد همواره از آن استمداد كرد و به آن اتّكال نمود و از غير آن، چشم اميدوارى بست. هر كه اين معنى را ادراك و اين حال را پيدا كرده، قرين غنا و عزّت خواهد بود.

از حضرت رضا (سلام اللّه‏ عليه) روايت است كه: «غنا و عزّت مى‏گردند؛ پس وقتى كه به مواضع توكّل برخورد كردند، همان جا وطن مى ‏كنند.»[1] آنانى كه غنا و عزّت را در غير اين حال مى ‏طلبند، سخت در خطا مى ‏باشند. فقيرند در عين توانگرى [و] ذليلند در عين مالدارى. چشمى كه اين خطاى خود را نبيند، نابينا
بودنش بهتر.

گر هر دو ديده، هیچ نبيند به اتّفاق بهتر ز ديده‏اى كه نبيند خطاى خويش

از اشعار پند و اندرز شيخ سعدى است كه در جمله مى ‏فرمايد:

چاه است و راه و ديده بينا و آفتاب تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش

از دست ديگرى، چه شكايت كند كسى سيلى ز دست خويش زده بر قفاى خويش

دزد از جفاى شحنه، چه بيداد مى ‏كند؟ كو گردنش نمى‏زند الّا جفاى خويش

خونت براى قالى سلطان بريختند ابله! چرا نخفتی برِ بورياى خويش

چندين چراغ دارد و بيراهه مى‏ رود بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش

با ديگران بگوى كه ظالم به چه فتاد تا چاه ديگران نكنند از براى خويش


[1]. محمّدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج68، ص143.