پنجشنبه ۰۱ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام…؛ دارایی و عزت


دارایی و عزت

دستى پشت اسباب جاریه هست که باید همواره از آن استمداد کرد و به آن اتّکال نمود و از غیر آن، چشم امیدوارى بست. هر که این معنى را ادراک و این حال را پیدا کرده، قرین غنا و عزّت خواهد بود.

از حضرت رضا (سلام اللّه‏ علیه) روایت است که: «غنا و عزّت مى‏گردند؛ پس وقتى که به مواضع توکّل برخورد کردند، همان جا وطن مى ‏کنند.»[1] آنانى که غنا و عزّت را در غیر این حال مى ‏طلبند، سخت در خطا مى ‏باشند. فقیرند در عین توانگرى [و] ذلیلند در عین مالدارى. چشمى که این خطاى خود را نبیند، نابینا
بودنش بهتر.

گر هر دو دیده، هیچ نبیند به اتّفاق بهتر ز دیده‏اى که نبیند خطاى خویش

از اشعار پند و اندرز شیخ سعدى است که در جمله مى ‏فرماید:

چاه است و راه و دیده بینا و آفتاب تا آدمى نگاه کند پیش پاى خویش

از دست دیگرى، چه شکایت کند کسى سیلى ز دست خویش زده بر قفاى خویش

دزد از جفاى شحنه، چه بیداد مى ‏کند؟ کو گردنش نمى‏زند الّا جفاى خویش

خونت براى قالى سلطان بریختند ابله! چرا نخفتی برِ بوریاى خویش

چندین چراغ دارد و بیراهه مى‏ رود بگذار تا بیفتد و بیند سزاى خویش

با دیگران بگوى که ظالم به چه فتاد تا چاه دیگران نکنند از براى خویش


[1]. محمّدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج68، ص143.