جمعه ۰۱ بهمن ۱۴۰۰


گزیده الکلام …؛ رحمت واسعه الهيّه


رحمت واسعه الهيّه

يكى از راجه‏ هاى هند، به كربلا مى ‏رفت؛ يكى از خدّام آستانه، از او استقبال كرده، مهار شتر كجاوه او را كشيد. در اين اثنا، سائلى از وى سؤال كرد. خادم خواست او را ردّ كند، گفت: توى كجاوه كسى نيست. راجه شنيد، پوشش كجاوه را بلند كرد و گفت: پس من كيست؟ آن گاه، يك مشت زر به او داد. خواست سائل برود، باز صدا كرد: پس من كيست؟ يك مشت زر، باز به او داد. بعد از چند قدم نيز باز به همين منوال. خلاصه، در هر چند قدم مى‏گفت: پس من كيست؟ يك مشت زر به وى مى‏داد. بالاخره سائل باورش نشد كه اين همه زر را به او بدهند. ترسيد كه از وى پس بگيرند، فرار كرد.

ولى تو مترس؛ رحمت واسعه الهيّه محدود نيست كه اين‏گونه عطايا در حساب باشد و هر قدر هم زياد شامل حال انسان گردد، ذرّه‏اى از خزائن رحمت الهى كاسته نمى‏شود؛ چون رحمت الهيّه، محدود نيست؛ چنان‏كه استحقاق انسان هم محدود نيست. نمى‏بينى كه حضرت رسول (صلّى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلّم) هر روز، چندين ميليون بار صلوات براى حضرتش مى‏ فرستند؟ و معنى صلوات، همان درخواست كردن رحمت است از حضرت بارى، براى آن جناب. و البته خداوند نيز رحمت و بركاتش را به موجب همين درخواست‏ها، در حقّ آن حضرت جارى مى‏كند؛ مع ذلك، استحقاق آن حضرت تمام نمى ‏شود.

پس، معلوم مى‏شود كه نحوه شمول رحمت در نشأه ديگر، غير از نحوه شمول در اين نشأه است؛ چون اين نشأه، از جهات اربع محدود است و حدّ رحمتش، همان رفع احتياج اين عالم و دفع سقم و الم است؛ و لذا هر كه در شؤونات دنيويّه، دست به بيشتر از اين بيالايد، عقلا ملامتش مى ‏كنند كه فايده‏ اش چيست؟! به خلاف نشأه ديگر كه حدّى ندارد و هر چه از ناحيه حضرت حقّ، به بنده‏اش عطا مى‏ شود، محلّ خرج دارد. اين است كه براى هر عمل كوچك، آن قدر ثواب مى‏دهند كه مادّيين چشمشان باز مى‏ماند و باور نمى‏كنند كه براى عمل به آن كوچكى، ثواب به اين بزرگى بدهند؛ و لهذا يكى از دانشمندان آن ها، همين را ميزان تمیيز خبر مجعول قرار داده و گفته: خبرى كه متضمّن ثواب بزرگ، به عمل كوچك باشد، مجعول است. ديگر نفهميده كه اين از سعه رحمت الهيّه است كه خدا مى‏خواهد به اندك بهانه، بنده‏اش را مشمول آن قرار دهد؛ والّا مقام داد و بستاد نيست كه سنگ و ترازو گذاشته، عمل بنده را با رحمت خدا موازنه كنند؛ آن گاه بگويند كه كفه آن، با اين راست نمى ‏آيد.