شنبه ۰۳ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام…؛ رفتن رضاشاه، باران رحمت بود


رفتن رضاشاه، باران رحمت بود

ماه شعبان، قشون روس و انگلیس که ایران را اشغال و شاه را از کشور بیرون نمودند، از روزهاى خیلى سخت این مملکت بود؛ چون بى ‏سابقه، روس ها تبریز و سایر ولایات آذربایجان را تا قزوین بمبارده [بمباران] ‏کردند. مردم با وحشت و اضطراب، خانه و اثاثیّه خود را گذاشته، با زن و بچّه، پیاده روى به دهات اطراف گذاشته، دچار هزار گونه زحمت و خسارت شدند؛ ولى چون در اثر بمبارده [بمباران]، رضاشاه، پاى ستم خود را از ایران کشید، مردم زنجان مى‏ گفتند: این بمب نبود، باران رحمت بود!

از اینجا، یک مقدار از مظالم خانمان و ایمان و امن و امان سوز او، براى اعقاب آتیه معلوم مى ‏شود که ظلم او چه اندازه بوده که بمب را که بر سرشان ریخته، چون یک پرِ آن، او را از تخت برانداخته، باران رحمتش مى ‏نمایند. این باران رحمت، وقتى باریدن گرفت که پدر تاجدار ملّت، املاک شهرى مالکین طهران را به زیر بنا کشیدن آغاز و با آن ها، معامله املاک مازندران را دمساز مى ‏نمود؛ و لکن این باران، خشت این بنا را خیس کرده، از هم پاشید.

واقعا مردم از دست او، چنان به ستوه آمده بودند که از خداوند مى ‏خواستند که صاعقه‏ اى بفرستد، قصر سعد آباد را ویران و ظالم و مظلوم را یکسان نموده، حساب همه را پاک نماید.