پنجشنبه ۰۱ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ سحر بیان قائم مقام


سحر بیان قائم مقام

قائم مقام، به ‏طورى سحر در بیان و جادو در بنان داشت، اختیار از دست مى‏ گرفت. حتّى محمّدشاه، هنگامى که فرمان توقیف او را داد، فرمود: اوّل، قلم و کاغذ از دست او بگیرید و اگر بخواهد شرحى به من بنویسد، مگذارید که سحرى در قلم و جادویى در بنان و بیان او است که اگر حقّا آن را ببینم، فریفته مى‏شوم، او را رها کنم. این بود که مهلت مکاتبه و مکالمه به او نداد تا کار او را تمام کرد.

چندین‏گونه قواى جاذبه، در وجود انسانى ودیعه گذارده شده که در جذب قلوب و تسخیر نفوس، معجزه مى ‏کند؛ بعضى از این قوّه، در چشم است که با محض نگاه، اختیار از دست انسان مى‏گیرد. عشّاق، به همین جذبه عنان اختیار از دست مى‏ دهند. و برخى را این قوّه در بنان است که با حُسن ادا و ملاحت انشاء، دل‏ها را مى‏ربایند؛ مانند قائم مقام که سحر در بیان داشته، و مانند شیخ سعدى که بوستانش با این جذبه، در اعماق دل‏ها مى ‏نشیند. و جمله‏اى را این قوّه جاذبه در زبان است که با منطق شیرین و بیان نمکین، مالک قلوب مردم مى‏ گردند.

خطباى مهم، در اثر همین جاذبه، دل‏ها را براى حمل مردم رام خود مى ‏نمایند.