دوشنبه ۰۵ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ طنطاوی و تفسیر مادی قرآن


طنطاوی و تفسیر مادی قرآن

اینکه بعضى هستند که آیات اخبار ظاهره در مادّیّات را به معنویّات تأویل مى ‏کنند و بعضى هم به عکس که آیات و اخبار معنویّات را به مادّیّات بر مى ‏گردانند، هر دو، شاهراه حقیقت را گذاشته، جاده را کج مى‏ روند؛ چون مأموریّت انبیا، بر تکمیل ارواح و تهذیب اخلاق و ترقّى دادن نفوس بشر است از پستى عالم شهوت، به اوج عالم شرافت؛ ولکن چون این مقصد، با کسب وکار، منافات نداشته؛ لهذا مانع از کسب و کار نشده، هم خودشان کار مى ‏کردند و [هم] مردم را وادار به کسب مى‏کردند. امّا چگونگى کسب، مرجوع به خود مردم است که خودشان در اثر احتیاج، اختراع اسباب و ادواتى براى رفع احتیاج مى‏نمایند. انبیاى عظام در این باب، مأموریّت ندارند.

اینکه طنطاوى، مأموریّت انبیا را در این حدود قرار داده، در تفسیرى که به قرآن نوشته، آیاتى را بر این معنى حمل کرده، روح آیات از آن خبر ندارد. آیات قرآنیّه را در تفسیر خود، مانند موم، در دست گرفته، هر شکل مى‏ خواهند از آن در مى‏آورد؛ آن، به قرآن مربوط نیست. تفسیر ما لایرضى صاحبه اگر شنیده باشى، همین تفسیر او است:

عجب نبوَد که از قرآن نصیب نیست جز نقشى که از خورشید، جز گرمى نبیند چشم نابینا

وى، مجموعه‏اى به اسم تفسیر، در بیست و پنج مجلّد گرد آورده؛ هر چه در مجلّه‏هاى مصر و عراق و غیره پیدا کرده، آن ها را با آیات قرآنیّه تلفیق کرده، اسم آن را گذاشته تفسیر. سادگان در مطالعه کردن آن دل‏خوش‏اند، به گمان اینکه علم قرآن مطالعه مى‏ کنند. واعظ نیز دلگرم به آن است که به مردم تفسیر مى ‏گوید، و مردم هم دل‏شادند که قرآن براى آن ها اختراع جدید مى ‏کند. دیگر خبر ندارند که روح قرآن، از آن بى ‏خبر است. این ها را طنطاوى، از کیسه خود بخش مى‏ کند.

امثال طنطاوى از مقصود قرآن به کلّى دورند. این ها بس که غرق در مادّیات شده‏اند، گمان مى‏ کنند که قرآن نیز در این جاده با آن ها همراه است. این است مى خواهند که هر چه جدیداً اختراع شده، نصیبى وافر از آن به قرآن بدهند، با اینکه مقصد قرآن، جز دعوت به توحید و متوجّه ساختن مردم به مبدأ و تکمیل ارواح و تهذیب نفوس نیست. شأن قرآن، اجلّ از این است که در محیط طیّاره ‏سازى و سیّاره‏ سازى قدم بردارد.

حالا طنطاوى، اگر قلم بر زمین بگذارد و قهر کند و بگوید: من همه مایحتاج عالم طبیعت را از زیردریایى و طیّاره و قوّه برق و غیره، از قرآن درست مى‏ کردم؛ ولى این خشکه‏ مقدّس‏ها نگذاشتند؛ در جواب مى‏ گوییم که شما زحمت نکشید و به قرآن نیز زحمت ندهید؛ همه مایحتاج عالم مادّه، به تدریج از افکار بشر درست مى‏ شود.
احتیاج، همه این ها را براى آن ها درست مى‏ کند. دیگر شما مقصد قرآن را بى‏ جا تنزّل ندهید، با اینکه معلوم نیست که این ادوات به نفع بشر تمام شده باشد. ممکن است که بشر، سوء استفاده کرده، آن ها را از جاده خود بیرون کند؛ آن گاه، نفع آن، جبران خسارت آن نکند.

بلى، اگر در همین عالم طبیعت، مقاصد انبیا پیشرفت مى‏کرد، جهات مادّیه نیز تأمین مى ‏گردید؛ بلکه همین عالم مادّه بر ساکنین آن ها بهشت مى ‏شد. براى تصدیق این مدّعا، مملکتى فرض مى ‏کنم که اهالى آن در تحت سلطنت عقل و دین بوده، پیرو پیغمبران باشند، به نحوى که یک نفر در میان آن ها نباشند که قدمى بر خلاف آیین خود بردارد؛ و آن گاه، از مردمان پاک، گروهى را براى سیاحت آن مملکت اعزام داریم تا ببینید چه خبرهاى طرفه از آنجا براى ما مى ‏آورند.