یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ عاقبت فروش مال موقوفه

عاقبت فروش مال موقوفه

از جمله مواهب الهى در این کشور، حفظ علم و دانش است. آن قدر نمانده بود[1] که مرآت (وزیر معارف) آن را از بین ببرد.

وى در زمان تصدّى وزارتش سعى داشت آثار دیانت را از بین ببرد، محصّلین علوم دینیّه را از مدارس بیرون کرد و در جاى آنان، پسران و دختران هرزه و بى ‏شرم را نشانید ودر خارج هم هر جا از محصّلین مى ‏دید، آن ها را نکوهش مى ‏کرد که از این تحصیل صرف نظر نمایند؛ و مخصوصا گوشزدشان مى ‏کرد که این تحصیل، رسمى نیست و ارزشى در دولت ندارد و به جوئى نمى ‏ارزد.

و لکن محصّلین حقیقى، این فرمایشات او را به جوئى نخریده، از ادامه تحصیل سست نگردیدند. این مرد، عنوان اداریش، وزارت معارف و اوقاف بود، و لکن معارف را ارزشى قائل نبود و اوقاف را هم به معرض فروش گذاشت. پس در صورت عملى بودن این دو خیال شوم وى، موضوع وزارت او از بین مى ‏رفت؛ زیرا نه معارف مى ‏ماند تا او وزیرش باشد و نه اوقاف؛ بلکه فقط رقص و شنا مى ‏ماند؛ لازمه ‏اش این بود که وزیر رقص و شنا گردد، نه وزیر معارف و اوقاف؛ و لکن نحوست فروختن اوقاف، عمر وزارت او را کوتاه کرد.

نادر نیز هنگامى که خود را در اوج قدرت و توانائى دید، به فروختن اوقاف اقدام نمود. شومى این کار، او را از اوج قدرت و توانائى، یک دفعه به حضیض ذلّت و ناتوانى نازل نمود. آفتاب اقبال رضاشاه نیز در اثر شومى این کار منحوس غروب کرد.


[1] . چیزی نمانده بود که