سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ قائم مقام فراهانی


قائم مقام فراهانی

قائم مقام که یکى از نواده‏ هاى قائم مقام فراهانى بود، نقل کرد که:

خدیو مصر گفته بود: این دو پدر و پسر ـ اشاره به محمّدشاه و ناصرالدین شاه کرده بود ـ مرتکب دو جنایت بزرگ غیر قابل عفو گردیدند. یکى، میرزا ابو القاسم قائم مقام را کشت؛ دیگرى، میرزا محمّدتقى خان امیرکبیر را. گویا محمّدشاه هم قائم مقام را در اثر کفایت و کاردانى او کشته. تقریباً این دو نفر، کشته تدبیر و کیاست خودشان گردیدند.

ناسخ التواریخ مى ‏نویسد که:

قائم مقام، اگر حکمى از پادشاه، آن را به اصلاح دولت راست نمى ‏دید یا با طبع خویش موافق نمى ‏یافت، بى‏سؤال و جواب، بر خلاف آن حکم، فرمان مى‏کرد. این بود که شاه، این‏گونه مداخله خودسرانه او را مخلّ استقلال خود دید؛ لذا به خیال دفع وى افتاد.

مى‏نویسد:

اوّل، قاسم خان قوللر آقاسى را تکلیف این امر نمود؛ او قبول نکرد. آن گاه، اللّه ویردى بیک مهردار و میرزا رحیم، پیش خدمت خاصّه را به هر یک، آلتى قتّاله سپرد و فرمود: بعد از آمدن قائم مقام به نگارستان، او را حکم به اقامت کنید؛ اگر فرمان‏پذیر نشود و ساز مراجعت کند، به ضرب گلوله‏اش از پاى درآورید. آن گاه، او را احضار کردند؛ آمد و منتظر شد. چون شاه بیرون نیامد، خواست برگردد. اللّه ویردى بیک گفت: فرمان این است که تو در اینجا باشى. گفت: همانا من محبوسم. پس، کلاه خود را به زیر سر نهاد و رداى خویش را بر رویش کشیده به خفّت تا اینکه به توقیفگاه بردند و بعد از شش روز حبس، روز شنبه، سلخ شهر صفر سنه 1151، خلفه‏ اش کردند و جسد او را در جوار بقعه شاهزاده عبدالعظیم به خاک سپردند.