چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ لحظات آخر عمر امیرکبیر


لحظات آخر عمر امیرکبیر

مى ‏گویند: وقتى وارد شد که او در قریه فین، به حمّام رفته بود. مأمور نیز به حمّام رفته، مأموریّت خود را در همان‏جا به وى اظهار نمود. او امر کرد که از هر دو بازوى او خون بگیرند؛ همین‏که رگ زدند، نشست تا آن قدر خون که مایه حیات بود رفت تا از ضعف افتاد و جان تسلیم نمود. مى ‏گویند: این بیت را با خون خود، در دیوار حمّام نوشت:

بنازم خداوند فیروز را پَریروز و دیروز و امروز را

و اگر هم ننوشته باشد، جاى آن داشت بنویسد؛ چون پریروز، سمت منشى گرى امیر نظام را داشت و دیروز، زمام قبض ربط امور مملکت در دست او بود؛ و امروز هم جان خود را با دو دست، در کمال ضعف و ناتوانى، تسلیم نمود.

جهانا! همانا فسوسى و بازى که با کس نپایى و با کس نسازى