شنبه ۰۳ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ مجازات زنا

مجازات زنا

در زمان جاهلیّت، از شریعتشان این بود که زن اگر زنا مى‏داد، او را در یک خانه حبس مى ‏کردند، در آنجا مى ‏ماند تا این که مرگش برسد؛ و مرد اگر زنا مى‏ کرد، او را از مجالس خودشان دور و ملامت و آزارش مى‏نمودند و دشنامش مى‏دادند؛ و در اوّل اسلام هم همین حکم جارى بود؛ چنان که در آیه شریفه، در باب زن فرموده: «فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتّى یَتَوَفّاهُنَّ الْمَوْتُ»[1] و درباره مرد فرموده: «فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما»[2] بعد، که مسلمین زیاد شدند و اسلام، قوّت پیدا کرد و از امور جاهلیت استیحاش کردند، این حکم منسوخ شد به آیه شریفه «الزّانِیَهُ وَ الزّانی فَاجْلِدُوا»[3] الخ.

مطابق روایتى که حضرت صادق (علیه السلام) از آباء بزرگوار خود، از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل مى‏کند، معلوم مى‏شود که در زمان جاهلیّت نیز حکم زنا سخت بوده؛ حضرت صادق (علیه السلام) مى‏فرماید که:

«براى زنا، شش خصلت است: سه تا در دنیا و سه تا در آخرت. امّا آنچه که در دنیا است، پس نور رخسار را مى‏برد و مورث فقر مى‏شود و مرگ را زود مى‏رساند. و امّا آنچه در آخرت است، پس غضب پروردگار است و بدى حساب و همیشگى آتش.»

خصوصا اگر مرد، زن داشته باشد که دسترسش باشد [و] با وجود این، زنا کند، این با تازیانه کارش اصلاح نمى‏یابد؛ حکم این، سنگسار است. هم چنین اگر زن، شوهر داشته باشد و زنا بدهد، حکمش رجم است[4]. این کار ناشایست با این عقاب سختى که اسلام بر آن مقرّر داشته، با وجود این، بسیار شیوع دارد و بسیار هم دچار اثر وضعى آن مى‏گردند، از سفلیس و سوزاک که مادام العمر با انسان هستند؛ بلکه در نسل آن ها نیز اثر آن تا چند پشت باقى مى‏ماند و بلکه از اطبّاء نقل کردند که تا هفت پشت، اثر آن باقى مى‏ماند. با این حال، مردم خوددارى نمى‏کنند و وجه آن چند چیز است: از جمله، اختلاط زن با مرد است که در زمان شاه سابق شد. از جمله، برچیده شدن مجالس وعظ و انذار است که آن هم در آن زمان شد؛ به نحوى مفتّشین مواظب بودند که در پس کوچه‏ها نیز عقد مجلس پند و اندرز میسور نبود؛ امّا مجالس طرب و بساط هرزگى، در کمال آزادى.

یکى از دوستان ما نقل کرد که رئیس دادگسترى را دیدم که در محکمه خود، جوانى را ملامت مى‏کند که: «اى بى‏شرف! اى بى‏ وجدان! چرا به این کار زشت اقدام کرده‏اى؟» بعد از رفتن آن جوان، مجلس خلوت شد. من پرسیدم: آن جوان چه کار کرده بود که این قدر نکوهش مى‏کردى؟ گفت: با دختری زنا کرده است. گفتم: شما خودتان، اولى به ملامت هستید از او. گفت: چرا؟ گفتم: براى اینکه شما این نادانان را با هم در یک جا جمع مى‏کنید و آن گاه زبان ماها را نیز مى‏بندید که پند و اندرزشان ندهیم. در این صورت، آن ها تقصیر دارند که جوانند و نادانند [و] پر از شهوت یا شماها که عقل دارید و معایب کار را مى‏دانید و با وجود این، سنگ را بسته، سگ را باز مى‏ کنید؟

(سگى به کسى حمله کرد، او خواست سنگى از زمین برداشته، آن را از خود دفع کند. دید زمین یخ کرده و سنگ‏ها به زمین چسبیده. گفت: خدایا! عجب شهرى است که سنگ را بسته، سگ را باز کرده ‏اند).

بارى و از جمله اسباب شیوع این امر ناشایست، سنگینى مقدّمات و مقارنات ازدواج است.


[1]. .نساء، 15.

[2]. نساء، 16.

[3] . نور، 2.

[4]. محمّد بن على بن بابویه، خصال، ج‏1، ص321.