جمعه ۰۸ بهمن ۱۴۰۰


گزیده الکلام …؛ مدرسه چهار باغ اصفهان


مدرسه چهار باغ اصفهان

از مدارس موجوده آباد اصفهان(از حيث بنا، نه از حيث وجود محصّل) مدرسه چهار باغ است كه بسيار شكيل و زيبا؛ و براى همين زيبا بودنش، اخيرا اداره معارف، آن را از اداره كردن معارف ساقط نموده، درش را به غير روى تماشاچيان، در ازاء وجهى كه از آن ها مى‏ گيرد، براى احدى باز نمى‏ كند. (تقريبا پر طاوس، دشمنش شده) آن مدرسه در صحن و گوشواره ‏هاى بالا و پائين جلو و عقب، يك صد و سى و چهار حجره دارد. يكى از آن ها، مخصوص خود شاه سلطان حسين بوده كه در جلو، معجر دارد، اين مصراع، مادّه تاريخش است: «به نام مدرسه‏ اى شد از كمال آباد».

نگارنده، تقريبا دوازده سال قبل كه به اصفهان رفته بودم، در همين مدرسه منزل گزيدم. آن وقت، مرحوم آقاى حاج سيّد عبدالحسين سیّدالعراقین در حيات بود و توليت مدرسه، با او بود. بعد كه او در سنه 1350، روز پنجشنبه 11 شوال رحلت كرد، اداره معارف، بقيّة السيف طلبه را از آنجا بيرون نموده، جزو تماشاخانه كرد. قريه مرغ ملك، از موقوفات مهمّه آنجا است؛ مدّتى در تحت استيلاء غاصب بود تا اينكه مرحوم سيّد العراقين، به كمك مرحوم آقا سيّد حسن مدرّس، آن را پس گرفت.

غالب مدارس، بلكه همه مدارس اصفهان، على القاعده موقوفه داشته؛ و لكن همه‏اش از بين رفته، مگر قدر قليلى كه به دست اوقاف افتاده. فقط پيكر و اسكلت مدرسه مانده، نیش باز مى‏ كند؛ ولى همان طورى كه بناى مردم بر بُردن اوقاف است از بين، همان طور هم بناء اوقاف است بر بردن مردم از بين؛ چون واقف، خودش كه زبان ندارد تا جواب قانون گذاران را بدهد كه چرا در موضوع مال من كه مصرفى معيّن نموده ‏ام، قانون برخلاف مى ‏گذاريد؛ و دست ندارد تا دست آن ها[ئی] را كه به طرف موقوفه دراز مى ‏نمايند كوتاه نمايد. پس با اين حال، اين ها، ضعيف‏ترين مظلومان هستند و ظلم بر ضعيف، به موجب فرمايش حضرت اميرالمؤمنين (علیه السلام)، فاحش‏ترين ظلم ها است. اين است كه خداوند، داد اين ها را در دنيا مى ‏دهد پيش از آخرت؛ چنان كه مى ‏بينيم خورندگان اوقاف [را] كه غالبا گرفتارى پيدا مى‏ كنند؛ يا به ظالم شرير و يا به درد چاره‏ناپذير، بالأخره در اثر شومى خوردن اوقاف، عاقبتشان وخيم مى ‏گردد.