چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ مسؤولیت سنگین قضاوت و حکایت حاج ملا محمد کزازی


مسؤولیت سنگین قضاوت و حکایت حاج ملا محمد کزازی

مى‏گویند: همه کس را دندان از ترشى، کُند مى‏شود، قاضى را از شیرینى. قاضى که دندانش با شیرینى کُند نشود و از عیب و علّت طرف دعوى، علیل و معیوب نشود، خیلى قیمت دارد. مرحوم آقا حاج ملّا محمّد کزازى که در قم قضاوت مى‏کرده، همین‏طور بوده؛ حتّى از برادرش اغماض نکرده، حکم قصاص درباره او داده بود.

قصّه‏اش را آقاى حاج میرزا ابوالفضل زاهدى نقل کرد که:

برادر او، کسى را کشته بود. اولیاى مقتول در خدمت او، طرح مرافعه نمودند؛ ولى شهودى که اقامه کردند، کافى در اثبات دعوى آن ها نشد. این بود [که] ادّعاى آن ها، به درجه ثبوت شرعى نرسید، مسکوت عنه ماند. شش ماه از این ماجرا گذشت. برادر او، به گمان اینکه اولیاى مقتول، رفع ید از مرافعه کرده‏اند، دیگر از اقرار وى، ضررى به حال او نمى‏شود، خصوصاً که قاضى، برادرش است و پرده از روى کار برنمى‏دارد. این بود [که] محرمانه، قصّه قتل را پیش او اقرار کرده بود. همان دم به ورثه مقتول آگاهى داده، حکم قصاص درباره او صادر نمود.

اولیاى مقتول، حکم آن مرحوم را نزد حاکم برده، درخواست اجرا نموده بودند. حاکم گفته بود: از انصاف دور است که خاطر چنین شخص بى‏آلایش را مبتلا به اندوه قتل برادر نمایید؛ چنان که او دیانتش اقتضا کرده، چنین حکم را داده، شما هم فتوّت کرده، عفو کنید. آن ها نیز فتوّت کرده، هم از قصاص و هم از خون‏بها صرف‏نظر کرده بودند.

انصافاً در قضات کم اتّفاق مى‏افتد که خدا را بر هوا مقدّم بدارند. این است مى‏فرمایند که در قضاوت، خطر عظیم است؛ چون مسؤولیّت زیاد دارد، هر کس نمى‏تواند این بار را به سر منزل مقصود برساند.

از حضرت صادق (علیه‏السلام) روایت است که قاضی ها، چهار قسم‏اند؛ سه تا از آن ها، در آتش است و یکى، در بهشت. ملخّصش آن است که آن که به جور حکم مى‏کند و مى‏داند و آن که به جور حکم مى‏کند و نمى‏داند و آن که به حقّ حکم مى‏کند و نمى‏داند، این سه تا در آتش است؛ و آن که به حقّ حکم مى‏کند و مى‏داند، این یکى، در بهشت است.[1]


[1]– محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج7، ص407.