شنبه ۰۴ تیر ۱۴۰۱


گزیده الکلام …؛ معالجه عقرب‏زده با دعا

معالجه عقرب‏زده با دعا

آقاى آقا شيخ مهدى قمى كه از طراز اوّل علماى قم مى‏باشد خيال مسافرت داشته [است]. از گاراژ، بليط براى او گرفته بودند. وقت حركت، شوفر كه چشمش به او افتاده بود زمزمه كرده بود كه من آخوند نمى‏برم ولى با هزاران افسون وى را راضى كردند تا آقا را سوار كرد. از قضا در راه در يك نقطه‏اى كه اتومبيل را براى بعضى از كارهاى جزئى نگه داشته بودند، عقرب آن شوفر را زده فريادش به آسمان بلند شده بود.

آقاى آقاشيخ مهدى مستحضر شده آمده دست به جاى نيش آن گذاشته و كشيده بود تا آخر آن عضو درد آن همان دم ساكت شده بود. پس شوفر بر خاسته و دست او را بوسيده بود و از جسارتى كه كرده بود معذرت خواسته بود. اين اثر از اجازه و دستور بعضى از مشايخ است كه به بعضى از ارباب حال مى‏دهند.

آقاى حاج شيخ حسنعلى اصفهانى، مجاور مشهد مقدس كه از اهل ذكر و فكر مى‏باشد فرمود:

من از مشايخ و اساتيد دستور دارم كه اگر جانورگزيده خودش هم حاضر نباشد دعايى بنويسم و آن را با آب شويم، و بدهم آن آب را خبر دهنده اوّل بخورد در همان حال درد از بدن جانورگزيده خارج مى‏گردد چه آنكه خبر از راه تلفن و تلگراف باشد يا به طريق متعارف. مثلاً از سبزوار در مشهد به زيد تلفن كنند كه عمرو را عقرب زد؛ چه خودش بيايد، يا كس ديگر را بفرستد هر كدام از آنها كه خبر آورد او آب دعا را مى‏خورد. در اثر آن عمرو در سبزوار دردش آرام مى‏گيرد.

حالا چه ربط دارد و سرّ طبيعى آن چيست، خدا مى ‏داند.