جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ معالجه عقرب‏زده با دعا

معالجه عقرب‏زده با دعا

آقاى آقا شیخ مهدى قمى که از طراز اوّل علماى قم مى‏باشد خیال مسافرت داشته [است]. از گاراژ، بلیط براى او گرفته بودند. وقت حرکت، شوفر که چشمش به او افتاده بود زمزمه کرده بود که من آخوند نمى‏برم ولى با هزاران افسون وى را راضى کردند تا آقا را سوار کرد. از قضا در راه در یک نقطه‏اى که اتومبیل را براى بعضى از کارهاى جزئى نگه داشته بودند، عقرب آن شوفر را زده فریادش به آسمان بلند شده بود.

آقاى آقاشیخ مهدى مستحضر شده آمده دست به جاى نیش آن گذاشته و کشیده بود تا آخر آن عضو درد آن همان دم ساکت شده بود. پس شوفر بر خاسته و دست او را بوسیده بود و از جسارتى که کرده بود معذرت خواسته بود. این اثر از اجازه و دستور بعضى از مشایخ است که به بعضى از ارباب حال مى‏دهند.

آقاى حاج شیخ حسنعلى اصفهانى، مجاور مشهد مقدس که از اهل ذکر و فکر مى‏باشد فرمود:

من از مشایخ و اساتید دستور دارم که اگر جانورگزیده خودش هم حاضر نباشد دعایى بنویسم و آن را با آب شویم، و بدهم آن آب را خبر دهنده اوّل بخورد در همان حال درد از بدن جانورگزیده خارج مى‏گردد چه آنکه خبر از راه تلفن و تلگراف باشد یا به طریق متعارف. مثلاً از سبزوار در مشهد به زید تلفن کنند که عمرو را عقرب زد؛ چه خودش بیاید، یا کس دیگر را بفرستد هر کدام از آنها که خبر آورد او آب دعا را مى‏خورد. در اثر آن عمرو در سبزوار دردش آرام مى‏گیرد.

حالا چه ربط دارد و سرّ طبیعى آن چیست، خدا مى ‏داند.