شنبه ۰۴ تیر ۱۴۰۱


گزیده الکلام …؛ معنای قناعت


معنای قناعت

بعضى از ارباب دانش، قناعت را از فروع رضا دانسته، مى‏ گويند: «قناعت، رضا به قسمت است». خواجه نصير طوسى مى‏ فرمايد: «قناعت، عبارت است از رضاى نفس به آنچه سدّ احتياج انسان را بنمايد». بعضى، آن را تفسير كرده‏اند به راضى شدن به كمتر از كفايت.

از حضرت رسول اكرم (صلّى‏ الله ‏عليه‏ و‏آله‏ وسلّم) روايت شده كه فرمود: «از جبرئيل پرسيدم كه تفسير قناعت چيست؟ گفت: اكتفا كنى به آنچه از دنيا به تو برسد. اكتفا به كم و شكر به اندك بكنى».[1]

رزق حسن در آيه شريفه «ليرزقنّهم اللّه رزقاً حسناً»[2]، تفسير به قناعت شده. و هم چنين، «حياة طيبه» در آيه «و لنحيينّه حياة طيّبةً»[3]، از حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) نقل شده كه قناعت، مالى است كه تمام نمى‏ شود.[4]

معنى عبارت، نه اين است كه مال، به واسطه قناعت تمام نمى‏ شود؛ چنان‏كه به اذهان عوام مى‏آيد؛ بلكه مقصود، اين است كه قناعت، خودش مالى است كه تمام نمى‏شود؛ يعنى هر چه انفاق كند، او اكتفا به مابقى مى‏كند و يا هر چه قهراً از دستش مى‏رود، او اكتفا به باقى مانده مى‏كند. پس، وصف اكتفا كردن به ما فى اليد خودش، مالى است كه تمام نمى ‏شود.

از حضرت باقر و صادق (عليهما السلام) منقول است كه: «هر كه اكتفا كند به آنچه خدا به او روزى داده، او توانگرترين مردم است».[5]؛ چون توانگرى، همان عدم احتياج است، و مرد قناعت كار، نظر به اكتفا كردن به ما فى يد خود، احتياج به مازاد ندارد؛ لهذا توانگرترين مردم مى‏شود. به خلاف حريص كه هر چند ثروت قارون را داشته باشد، توانگر نيست؛ چون احتياج به زياد كردن دارد.


[1]– علیّ بن حسن طوسی ، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص241.

[2]– سوره حجّ، آیه58.

[3]– سوره نحل، آیه97.

[4]– نهج البلاغه، حکمت 57.

[5]– محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج2، ص139.