چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ معنای قناعت


معنای قناعت

بعضى از ارباب دانش، قناعت را از فروع رضا دانسته، مى‏ گویند: «قناعت، رضا به قسمت است». خواجه نصیر طوسى مى‏ فرماید: «قناعت، عبارت است از رضاى نفس به آنچه سدّ احتیاج انسان را بنماید». بعضى، آن را تفسیر کرده‏اند به راضى شدن به کمتر از کفایت.

از حضرت رسول اکرم (صلّى‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلّم) روایت شده که فرمود: «از جبرئیل پرسیدم که تفسیر قناعت چیست؟ گفت: اکتفا کنى به آنچه از دنیا به تو برسد. اکتفا به کم و شکر به اندک بکنى».[1]

رزق حسن در آیه شریفه «لیرزقنّهم اللّه رزقاً حسناً»[2]، تفسیر به قناعت شده. و هم چنین، «حیاه طیبه» در آیه «و لنحیینّه حیاه طیّبهً»[3]، از حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) نقل شده که قناعت، مالى است که تمام نمى‏ شود.[4]

معنى عبارت، نه این است که مال، به واسطه قناعت تمام نمى‏ شود؛ چنان‏که به اذهان عوام مى‏آید؛ بلکه مقصود، این است که قناعت، خودش مالى است که تمام نمى‏شود؛ یعنى هر چه انفاق کند، او اکتفا به مابقى مى‏کند و یا هر چه قهراً از دستش مى‏رود، او اکتفا به باقى مانده مى‏کند. پس، وصف اکتفا کردن به ما فى الید خودش، مالى است که تمام نمى ‏شود.

از حضرت باقر و صادق (علیهما السلام) منقول است که: «هر که اکتفا کند به آنچه خدا به او روزى داده، او توانگرترین مردم است».[5]؛ چون توانگرى، همان عدم احتیاج است، و مرد قناعت کار، نظر به اکتفا کردن به ما فى ید خود، احتیاج به مازاد ندارد؛ لهذا توانگرترین مردم مى‏شود. به خلاف حریص که هر چند ثروت قارون را داشته باشد، توانگر نیست؛ چون احتیاج به زیاد کردن دارد.


[1]– علیّ بن حسن طوسی ، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، ص241.

[2]– سوره حجّ، آیه58.

[3]– سوره نحل، آیه97.

[4]– نهج البلاغه، حکمت 57.

[5]– محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج2، ص139.