پنجشنبه ۰۱ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ ممنوعیت انتحار در اسلام ولو به جهت محبت اهل‌بیت علیهم السلام

ممنوعیت انتحار در اسلام ولو به جهت محبت اهل‌بیت علیهم السلام

در رحله ابن‌بطوطه دیدم که نوشته بود:

«نزد سلطان جاوه بودم، دیدم یک نفر چاقویى در دست گرفته، چیزى هم به زبان خود مى‏گوید. بعد، یک‌مرتبه چاقو را بر گلوى خود کشید؛ سرش همان‌دم افتاد. سلطان به من گفت: در مملکت شما هم بندگان، این‏گونه معامله با سلطان مى‏کنند یا نه؟! گفتم: نه. خندید و گفت: این‌ها، بندگان ما مى‏ باشند؛ درراه محبت ما، خودشان را مى‏کشند. بعد، بعضى از حاضرین، حرف او را ترجمه کرد و گفت: او مى‏گفت: پدرم درراه پدرت و جدّم درراه جدّت، خودشان را فدا نمودند، من نیز خودم را در راه تو فدا مى‏کنم. بعد، سلطان امر داد که جسد او را بسوزانند، و هنگام سوزانیدن، تمامى رجال و وزرا حضورداشته باشند؛ آنگاه، به اولاد وى، جیره معیّن نمود».

گرچه اسلام، انتحار را به‌کلی منع نموده و لکن بعضى از نادانان، از روى عقیده عوامى، اقدام به این امر زشت مى‏نمایند؛ چنان‏که شب یازدهم محرّم سنه 1353، یک نفر از سادات در کربلا، در رواق پایین پا، دم در حرم حسینى، چاقو بر گلوى خود کشیده بود که خود را به قول خودش، شهید نماید؛ ولى پیش از آن‌که چاقو به شاهرگ او برسد، اشخاصى که در پهلویش بودند ملتفت شده، چاقو را از دستش گرفته [و] نگذاشته بودند که شربت شهادت از گلویش فرو برد؛ [او را] به مریض‏خانه برده، زخمش را بخیه زده [و] خوب کرده بودند. این حکایت را آقاى حاج‌آقا محمد سه دهی که همان سال از کربلا مراجعت کرده بود، در ضمن گزارشات سفرش به ما نقل کرد.

اما حکایت دیگرى را آقاى حاج میرزا سیّد على ساوجى نقل کرد؛ فرمود: یک نفر هندى، نذر کرده بود که خود را فداى حضرت اباالفضل (علیه‏السلام) نماید. از حکومت اجازه خواست که نذر خود را به‌موقع عمل بیاورد. ازقضا، حکومت نیز اجازه داده بود. گفت: من خودم، حاضر واقعه بودم، دیدم که او خواست خود را از بالاى ایوان حضرت اباالفضل پرت نماید، دو دفعه تا لب جام ایوان آمد؛ ولى آنجا ایستاد. دفعه سوم رفت و عقب عقب برگشت تا اینکه پرت شد. افتادن، همان [و] مرغ روحش پرواز کردن، همان.

این‌ها گمان مى‏کنند که این کار عبادتی است مطلوب و امرى است مرغوب که به‌واسطه این عمل، مقامى پیدا مى‏کنند؛ ولى چنین نیست؛ بلکه عکس است، مگر اینکه سادگى آن‌ها به فریادشان برسد.