شنبه ۰۳ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ منشأ بت پرستى


منشأ بت پرستى

به طورى که در ملل و نحل شهرستانى نوشته است، خلاصه‏ اش آن که:

دسته‏اى بودند که قائل بودند بر اینکه عالم را صانعى است حکیم [و] منزّه از علامات حدوث؛ ولى مى ‏گویند: واجب بر ما، شناختن عجز خودمان است از وصول جلالش؛ و تقرّبمان به او، منحصر به وسائطى است که مقرّبب درگاهند و آن ها روحانیّین مى ‏باشند که منزّه از موادّ جسمانیّه‏ اند. این دسته را صابئین مى‏ گویند. این ها منکر انبیاء هستند. در قرآن نیز نقل قول آن ها شده که به انبیاء مى ‏گویند: «إن أنتم إلّا بشر مثلنا»[1]؛ یعنى: شما هم مانند ما بشر هستید. چه رجحانى و مزیّتى دارید که ما توسّط شما تقرّب جوئیم؟ آن ها نیز مى ‏فرمایند: «إِنْ نَحْنُ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَ لکِنَّ اللّهَ یَمُنُّ عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ»[2]؛ یعنى: ما نیز مانند شما، بشر هستیم و لکن خداوند منّت مى ‏گذارد از بندگانش بر کسى که مشیّتش علاقه گرفته؛ یعنى امتیازى به او مى ‏دهد.

بارى، صائبین که انبیا را به وساطت قبول ندارند، با حنفاء که به وساطت انبیاء قائلند، بحث‏ هاى زیادى دارند. خلاصه، آن ها به وساطت روحانیّین قائلند و لکن مى ‏گویند: روحانیّین را تعلّق به ستارگان سیّاره هست؛ مانند تعلّق روح بر بدن. بدین جهت، به ستاره پرستى آغاز کردند؛ ولى چون ستاره، همه اوقات ظاهر نبود، بت ها را به گمان خودشان در هیکل آن ها تراشیدند و به ستایش آن ها مشغول گردیدند. گفتند: این ها شفیعان ما مى ‏باشند و ما را به خدا نزدیک مى ‏نمایند؛ چنان که در قرآن، حکایت قول آن ها شده: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللّهِ زُلْفى»[3]؛ یعنى: ما بر آن ها ستایش نمى ‏کنیم، مگر اینکه ما را به خدا نزدیک سازند.

پس، حاصل عقیده بت پرست ها، این است که مى‏ گویند: روحانیّین که وسایط بین ما و خدا مى ‏باشند، چون با چشم دیده نمى‏ شوند و با زبان مورد خطاب واقع نمى ‏گردند، تقرّب به آن ها نمى ‏شود، مگر به واسطه هیاکل آن ها که ستارگان هفت گانه باشند؛ و ستارگان هم چون طلوع و غروب دارند، گاه پیدا مى ‏شوند و گاه ناپیدا. پس در اوقات پنهان بودن آن ها، تقرّب به آن ها ممکن نمى ‏شود، مگر توسّط صورت‏ هاى آن ها که همیشه در پیش چشم باشد و آن ها هم بت‏ها مى ‏باشند. پس مى ‏گویند: ما به واسطه تقرّب به بت‏ها که صور هیاکلند، تقرّب به هیاکل پیدا مى ‏کنیم؛ و به واسطه تقرّب به هیاکل، تقرّب به روحانیّین پیدا مى ‏کنیم؛ و به واسطه تقرّب به روحانیّین، تقرّب به خداى تعالى پیدا مى ‏کنیم.

گرچه آن ها مقصودشان، قرب به خداست؛ ولى شیطان این وسائط را در نظر آن ها چنین جلوه داده که از خدا به کلّى دور شده، همین وسائط را مورد علاقه و محل توجه قرار داده ‏اند. انبیاء عظام، نظرشان، شکستن این بت‏ها است که از ستایش آن ها به ستایش خداوند منصرف نمایند که به غیر خدا چیزى را معبود و مورد ستایش قرار ندهند. کلمه «لا إله إلّا اللّه‏ »که کلمه توحید است، معنایش، نفى معبودیّت غیر است؛ یعنى: معبودى نیست مگر خدا.


[1]. ابراهیم،10.

[2]. ابراهیم، 11.

[3]. زمر، 3.