جمعه ۰۱ بهمن ۱۴۰۰


گزیده الکلام …؛ مواجهه با آنچه از آن می گریزند


مواجهه با آنچه از آن می گریزند

گاهى اتّفاق مى ‏افتد كه انسان مى‏ خواهد ردّ عيبى از خود بكند، همان ردّش آن را اثبات مى ‏كند. وقتى به يك نفر گفتند: تو عادت كرده‏اى به قسم خوردن به حضرت ابوالفضل (عليه‏السلام)؛ هى مى‏گويى: فلان مطلب چنين است، به حضرت ابى الفضل، يا چنين نيست، به حضرت ابو الفضل. گفت: تو دروغ مى‏گويى. من اين‏طور نيستم، به حضرت ابى الفضل (عليه‏السلام).

مى‏گويند: يكى از رجال دولت، از يكى از اعاظم قم پرسيده بود كه چرا قمّي ها، نوعاً كلمه را با مهملش ادا مى‏كنند؛ مثلاً مى‏گويند: قند مند، چاى ماى. گفته بود: همه اين‏طور حرف نمى‏زنند؛ مگر بعضى از رعيّت معيّت اين‏طور باشد؛ در جواب، برخورد بر آنچه كه فرار از آن مى‏نمود.

نگارنده مى‏گويد: اين‏گونه حرف زدن، در همه نقاط ايران متعارف است؛ نه اختصاص به قم دارد و نه به رعيّت معيّت. اعيان معيان نيز همين‏طور حرف مى‏زند وآن هم عيب نيست تا تبرّى از آن جسته، به گردن رعيّت معيّت انداخت.