شنبه ۰۳ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده “الکلام…”؛ میرزای قمی قدس سره


مرحوم میرزای قمّی

مرحوم میرزا ابوالقاسم قمّى، پدرش شیخ حسن، اهل شفت بود، از محال رشت از اهل علم، مشهور به زهد و عبادت. کتابى مانند کشکول نیز تألیف کرده بود به نام «کأس السائلین». از شفت به اصفهان مسافرت کرد، براى تحصیل علم. در آنجا، خدمت مرحوم میرزا حبیب اللّه‏ و برادرش میرزا هدایت اللّه،‏ مشغول تحصیل گردیده بود. حسب درخواست اهالى جابلق، میرزا حبیب اللّه‏ و برادرش براى انجام امر قضاوت و تنظیم امور روحانیّت، به جابلق مهاجرت کردند و در آنجا، به سمت شیخ الاسلامى، مشغول ترویج گردید. مرحوم شیخ حسن نیز با ایشان مسافرت کرد و صبیّه مرحوم شیخ هدایت اللّه‏ را به حباله نکاح خود در آورد.

مرحوم میرزا، در آنجا تولّد یافت و در آنجا نشو و نماء کرد تا به درجه تحصیل علوم رسید. مدّتى در خدمت والدش مشغول علوم ادبیّه گردید. بعد، در اصول و فقه، به مرحوم آقا سیّد حسین خوانسارى شاگردى کرد. سپس مسافرت به کربلا نموده، در خدمت مرحوم آقا باقر بهبهانى و جمله[ای] از مشایخ، مشغول تحصیل گردید تا فارغ التحصیل شد. بعد، مراجعت به جابلق کرده، در قریه دره باغ که وطن مرحوم والدش بود اقامت کرد؛ و لکن چون قریه نامبرده، خیلى کوچک بود، لایق بر توطّن او نبود و در نهایت تنگى هم در امر زندگانى بود؛ لهذا به خواهش حاج محمّد سلطان نام، به قریه قلعه بابو که در نزدیکى دره باغ بود مهاجرت نمود.

در آنجا جز چند نفر که پیش او، جامى و حاشیه ملّا عبداللّه‏ مى ‏خواندند، دیگر اثرى بر وجودش مترتّب نشد. مخصوصا اهل ده نیز اهل تمییز نبودند. بین او و بین ملّا مکتبى که داشتند – ملّا شاهمراد نام – فرقى نمى ‏گذاشتند. پس به اصفهان مسافرت کرده و در مدرسه کاسه گران منزل گرفت. در آنجا نیز با بعضى از فضلاء، کوزه‏شان از یک جا آب نگرفت؛ لهذا به شیراز رفت. کریم خان زند در آنجا بود. دو سه سال در آنجا اقامت کرد. شیخ عبدالنبىّ و یا پسرش، خیلى از او رعایت کردند. هفتاد تومان و یا اینکه دویست تومان – حسب نقل مختلف – پول به او دادند. او مراجعت به اصفهان نموده، به قدر کافى از کتب اسلامیّه فقهیّه و لغت و حدیث در آنجا خرید. حتّى نوشته‏ اند که کتاب را به وزن خرید، از قرار من شاهى، ده تومان؛ و فروشنده، کتاب شرح اللمعه را علاوه براى سنگینى میزان، به او داد.

بعد، به قریه قلعه بابو مراجعت نمود. در آنجا، جمله ای از طلّاب، در اصول و فقه شاگردى از او نمودند و لکن نظر به عدم لیاقت اهل آن آبادى، در آنجا نیز نماند. پس بلده طیّبه قم را وطن گزید. خداوند در آنجا، وسعت در رزق و علم و اعتبار داد تا گردید مرجع عموم شیعه. و در آنجا فعلاً از نوه ‏هاى دخترى ‏اش، اهل علم و محترمین از سادات اجلّه هستند؛ از جمله آقاى حاج میرزا فخرالدین شیخ الاسلام است که بر جنازه مرحوم آیۀ اللّه‏ آقاى حاج شیخ عبدالکریم (اعلى اللّه‏ مقامه) نماز خواند. عالمى است جلیل، داراى زهد و تقوا و ورع؛ خداوند طول عمرش بدهد؛ نمونه گذشتگان است.