جمعه ۲۱ مرداد ۱۴۰۱


گزیده الکلام …؛ نامه ابوطالب جراحى به ابن عمید در صفات ریاست

نامه ابوطالب جراحى به ابن عمید در صفات ریاست

ابوطالب جراحى، در نامه‏اى كه به ابن عميد مى‏نويسد، جمله‏اى از شرايط رياست در آن درج مى‏كند [كه] خالى از فايده نيست. ابوطالب مزبور كه از نويسندگان نامى بود و در عصر خود، نويسنده‏اى بهتر از وى نبود، به‌قصد خدمت ابن عميد وارد رى گرديد؛ و لكن در حضور ابن عميد، آن طورى كه اميدوار بود، موقع قبول نيافت؛ لهذا از اقامت رى، منصرف و عازم آذربايجان گرديد. پادشاه آذربايجان، مردى آراسته به عقل و دانش بود. به آزمايش دريافت كرد كه وى، مرد فاضلى است؛ پس، او را به بهترين حالى، در نزد خود نگه داشت.

او نامه‏اى به ابن عميد، به زبان توبيخ كه حقّ وى را ضايع كرده بود نوشت. ازجمله آن، اين بود كه: «به من بيان كن كه اگر از تو بپرسند كه تو به چه جهت به نام رئيس ناميده شده‏اى، چه جواب مى‏دهى؟ مى‏دانى رياست چيست؟ رياست، آن است كه رئيس، درِ خانه‏اش هنگام بسته شدن، محفوظ باشد و هنگام باز شدن، باز مجلسش به وجود ارباب فضايل، داير؛ خيرش به همه، واصل؛ احسانش، جارى؛ رويش، گشوده؛ خادمش، مؤدّب؛ حاجبش، كريم؛ دربانش، لطيف؛ درهمش، مبذول؛ طعامش، مأكول؛ جاهش، عريض؛ دفترش از انعام و جايزه و صدقات، سياه باشد؛ امّا تو همواره درِ خانه‏ات، بسته؛ مجلست، خالى؛ خيرت، غیر منتظر؛ احسانت، غیر مترقّب؛ خادمت، مذموم؛ حاجبت، فحّاش؛ دربانت، كج‏خُلق؛ دِرهمت، درِّ عيوق؛ دفترت، پر از بگير و ببند؛ تو را به خدا، آيا پيش تو، غیرازاین هست؟! اگرنه اين بود كه من قدم در بساط تو گذاشته، از طعام تو خورده‏ام، هرآینه اين نامه را اشاعه مى‏دادم؛ و لكن من حقّ همان را كه عرض كردم رعايت مى‏كنم. پس، غير از خدا و تو، كسى را از اين نامه آگهى نيست. واللّه، ثمّ واللّه، ثمّ واللّه، نسخه‏اى از اين نامه، در نزد من نيست و غير از من، كسى او را نديده و آگاهى از آن ندارد؛ تو هم بعد از وقوف بر آن، پاره‏اش كن. والسلام علي من اتّبع الهدى».