سه شنبه ۰۶ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ نامه ابوطالب جراحى به ابن عمید در صفات ریاست

نامه ابوطالب جراحى به ابن عمید در صفات ریاست

ابوطالب جراحى، در نامه‏اى که به ابن عمید مى‏نویسد، جمله‏اى از شرایط ریاست در آن درج مى‏کند [که] خالى از فایده نیست. ابوطالب مزبور که از نویسندگان نامى بود و در عصر خود، نویسنده‏اى بهتر از وى نبود، به‌قصد خدمت ابن عمید وارد رى گردید؛ و لکن در حضور ابن عمید، آن طورى که امیدوار بود، موقع قبول نیافت؛ لهذا از اقامت رى، منصرف و عازم آذربایجان گردید. پادشاه آذربایجان، مردى آراسته به عقل و دانش بود. به آزمایش دریافت کرد که وى، مرد فاضلى است؛ پس، او را به بهترین حالى، در نزد خود نگه داشت.

او نامه‏اى به ابن عمید، به زبان توبیخ که حقّ وى را ضایع کرده بود نوشت. ازجمله آن، این بود که: «به من بیان کن که اگر از تو بپرسند که تو به چه جهت به نام رئیس نامیده شده‏اى، چه جواب مى‏دهى؟ مى‏دانى ریاست چیست؟ ریاست، آن است که رئیس، درِ خانه‏اش هنگام بسته شدن، محفوظ باشد و هنگام باز شدن، باز مجلسش به وجود ارباب فضایل، دایر؛ خیرش به همه، واصل؛ احسانش، جارى؛ رویش، گشوده؛ خادمش، مؤدّب؛ حاجبش، کریم؛ دربانش، لطیف؛ درهمش، مبذول؛ طعامش، مأکول؛ جاهش، عریض؛ دفترش از انعام و جایزه و صدقات، سیاه باشد؛ امّا تو همواره درِ خانه‏ات، بسته؛ مجلست، خالى؛ خیرت، غیر منتظر؛ احسانت، غیر مترقّب؛ خادمت، مذموم؛ حاجبت، فحّاش؛ دربانت، کج‏خُلق؛ دِرهمت، درِّ عیوق؛ دفترت، پر از بگیر و ببند؛ تو را به خدا، آیا پیش تو، غیرازاین هست؟! اگرنه این بود که من قدم در بساط تو گذاشته، از طعام تو خورده‏ام، هرآینه این نامه را اشاعه مى‏دادم؛ و لکن من حقّ همان را که عرض کردم رعایت مى‏کنم. پس، غیر از خدا و تو، کسى را از این نامه آگهى نیست. واللّه، ثمّ واللّه، ثمّ واللّه، نسخه‏اى از این نامه، در نزد من نیست و غیر از من، کسى او را ندیده و آگاهى از آن ندارد؛ تو هم بعد از وقوف بر آن، پاره‏اش کن. والسلام علی من اتّبع الهدى».