پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده “الکلام…”؛ نظر اسلام در مورد خودکشی

نظر شریعت اسلام در مورد خودکشی

در شریعت اسلام، خودکشى شدیدا مورد نهى واقع شده است و در روز جزا نیز اکیدا موجب مؤاخذه و بازخواست الهى است. حضرت صادق (علیه السلام) مى‏ فرماید: «هر کس خود را عمدا بکشد، پس او در آتش جهنّم است و همیشه در آن است»[1] بعد فرمود: «خداوند عزّوجلّ فرمود: «وَ لاتَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ؛ إِنَّ اللّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً * وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلیهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللّهِ یَسیراً»[2]

یعنى: «خودتان را نکشید؛ خداوند است به شما مهربان. و هر که این کار را بکند از روى تعدّى و ستم، پس زود است که در آریم او را در آتشى، و هست این کار بر خداوند آسان.»[3]

حضرت باقر (سلام اللّه‏ علیه) مى ‏فرماید: «مؤمن به هر بلیّه[ای] مبتلا مى ‏شود و به هر مرگ مى ‏میرد؛ مگر اینکه[4] خودش را نمى ‏کشد».[5]

خلاصه، این کار، دنباله بدى در قیامت دارد؛ مگر اینکه شدّت اندوه و غصّه، اختلالى در عقل و مدرک انسان تولید کند که کار او، از صورت عمد خارج بشود. دور نیست که غالب انتحارکنندگان همین طور باشند؛ یعنى جنون آنى در آن ها بروز نماید. در این صورت، مورد بازخواست در آخرت نخواهند بود؛ ولى اگر این طور نباشد [و] با عمد و اختیار، بر خود قصد کرده باشد، علاوه از بازخواست و گرفتاى اخروى، وجود خود را مفت و رایگان از دست دادن است. کسى که وجود خود را به این مفتى فروخته باشد، کشف مى ‏کند که این وجود به هیچ چیز ارزش نداشته؛ چون هر کس، قیمت حیات خود را بهتر از دیگران مى‏داند و وجود خود را بیشتر از دیگران، ارزش قائل مى‏شود. پس [وقتی] با وجود این، اقدام بر اعدام خود کرده [و] حیات خود را نابود کرده باشد، پس حیاتش به چیزى ارزش نداشته؛ و الّا، خود خبره است [و] متاع وجود خود را بدون بهاء از دست نمى ‏داد.

بلى، اگر گذشتن از وجود خود، فایده ‏اى براى خود در نشئه دیگر داشته باشد، البتّه [که] این [کار]، وجود خود را به گران ترین قیمت فروختن است. عقل، اجازه ورود در این معامله را مى ‏دهد؛ چنان که داد و مجاهدین اسلام، بازار این معامله را گرم و سند آیه «إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ»[6] إلى آخر، را به نام خود ثبت نمودند.


[1]. محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج7، ص45.

[2]. نساء، 29و30.

[3]. نساء، 29و30.

[4]. ولی.

[5]. محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج2، ص254.

[6]. توبه، 111.