سه شنبه ۰۶ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ ویژگی های صاحب مقام سلطنت و ریاست

ویژگی های صاحب مقام سلطنت و ریاست

ده خصلت از خصال خیر را نوشته‏اند که هر که داراى آن‌ها باشد، سزاوار ریاست است. پس، پادشاه باید متّصف به آن‌ها باشد تا به لیاقت، حائز مقام سلطنت باشد:

اوّل: عقل، که اصل و افضل آن‌ها است که چرخ سیاست دوَل و ملل، با آن مى ‏گردد.

دویم: عدل، که اساس آسایش رعیت و پایه پایدارى ملّت است که در اثر آن، مملکت آباد و ثروت زیاد مى‏ گردد.

سیم: علم، که ثمره عقل است. بعضى از حکما گفته [اند]: پادشاه، علم و دانش نداشته باشد، مانند فیل مست است که به هیچ‌چیز گذر نمى‏کند، مگر آن‌که آن را مى‏سپرد و پامال مى‏کند؛ ولى مراد از علم، این نیست که پادشاه، مسائل دقیقه و مطالب مشکله را دانا باشد؛ بلکه مقصود، این است که انسى به علوم داشته باشد که به‌واسطه آن، مجلس را با ارباب علوم برگزار کند. بعضى از بزرگان، بااینکه امّى بوده [و] تحصیل علم نکرده بودند؛ ولى در اثر مجالست با علما و ارباب دانش، تنبّه به نکات باریک پیدا مى ‏کردند، مثل‌اینکه یکى از فضلاى مهم هستند.

چهارم: خوف خدا، که مایه هر خیر و کلید هر برکت است. پادشاه که از خداترس داشته باشد، بندگان خدا از او در امان مى‏ باشند.

پنجم: عفو و گذشت از تقصیر، که بزرگ‏ترین خصال خیر است که با آن، دل‌ها رام و ارباب خلاف آرام مى ‏شود.

ششم: جود و بخشش، که یگانه وسیله است در جلب قلوب مردمان و تحصیل نصایح از دانشمندان و استخدام بزرگان.

هفتم: هیبت، که نظام مملکت با آن، مصون و مالیّه دولت، با آن مأمون مى‏گردد. پادشاهان، براى اینکه هیبت آن‌ها در دل‌ها قرار بگیرد، در سراى خودشان، نقاره و بوق مى‏زدند، و در هنگام حرکت طبل و علم و بوق و شیپور، در جلو مى‏داشتند و لوا، در بالاى سرخودشان نگاه مى‏ داشتند و فیل و شیر و ببر و پلنگ در دستگاه سلطنتى حاضر مى ‏نمودند.

هشتم: سیاست، که سرمایه سلطنت است. حفظ نظام و آرامش انام و منع فساد و تأمین بلاد، بسته به آن است.

نهم: اطّلاع بر اسرار مملکت و دقائق امور رعیت، که نیکان را پاداش نیک و بدان را به کیفر بد برساند. این هم در بسط عدل و منع ظلم، کمال دخالت را دارد. رعایا، شب‏ها به خواب راحت مى‏روند؛ براى اینکه پادشاه که نگهبان آن‌ها است، بیدار است.

دهم: وفا به عهد، که با آن، دل‌ها، ساکن و نفوس، مطمئن مى‏ گردد. پس، اگر یاغى باشند، پیمان صاحب این وصف، آن‌ها را به اطاعت مى‏آورد و اگر در وحشت باشند، قول او، وحشت آن‌ها را برطرف مى ‏کند.

این خصال ذکر شده، شرط کمال ریاست است در رئیس، در هر آیین باشد. امّا در ریاست اسلام، علاوه از آنچه ذکر شد، نگه‌داری اصول و قوانین اسلام نیز معتبر است؛ چنان‌که در ریاست نصاری نیز حفظ مراسم کیش آن‌ها، و در ریاست بودائی‌ها، جانب‏دارى از رسوم دیانت آن‌ها معتبر است تا جامعه ملّت، پشتیبان آن گردند؛ چون در این صورت، سلطنت بر دل‌ها نیز پیدا مى‏کند؛ ولى اغلب از خلفاى اسلام، دربند این اصل نبوده، بلکه قدم‏هاى گشاده بر ضد آن برمی‌داشتند.