چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰


گزیده الکلام …؛ پاسخ به شبهه وهابیّت در مورد شفاعت

پاسخ به شبهه وهابیّت در مورد شفاعت

اشتباه ديگر آن است كه می گویند زوّار در وقت زيارت قبور ائمه علیهم السلام و بزرگان، از آنها خواستار شفاعت مى ‏شوند كه در نزد خداى تعالى براى آنها شفاعت نمايند. فرقه وهابيه اين را موجب شرك مى‏ دانند و مى‏گويند آنهايى كه صاحبان قبور را مى‏خوانند آنها صاحبان قبور را به خدا شريك قرار مى‏دهند لهذا داخل مى‏گردند تحت آيه شريفه «و الذين يدعون من دونه لا يستجيبون لهم بشى‏ء».[1] ولى اگر در مقام انصاف به صدد رفع شبهه بيايند مطلب واضح مى ‏گردد.

حالا يكى يكى حساب كنيم ببينيم شرك در كجاى اين عمل است؟ اگر در مجرد خواندن غير خدا است پس لازم مى‏آيد خود آنها نيز مشرك باشند زيرا آنها هم غير خدا را مى‏خوانند مى‏گويند: «يا زيد»، «يا عمرو». و اگر خواندن اموات شرك باشد اوّلاً بايد بيان فرق نمايند مابين خواندن زنده‏ها و مرده‏ها كه چرا خواندن مرده‏ها شرك است امّا خواندن زنده‏ها شرك نيست. و ثانياً باز خود آنها مشرك مى‏گردند چون آنها در زيارت قبور مى‏گويند «السلام عليك يا فلان».

و اگر خواندن غير خدا به جهت شفاعت شرك باشد باز بايد اوّلاً بيان فرق كنند مابين خواندن براى شفاعت و خواندن براى حوائج ديگر. و ثانياً باز اشكال، مشترك الورود است؛ چون آنها نيز نزديكان رؤساى خودشان را براى شفاعت مى ‏خوانند.

و اگر خواندن اموات براى شفاعت شرك است نه خواندن احيا، باز بر آنها است كه بيان فرق كنند مابين احيا و اموات.

و اگر مطلق خضوع بر غير خدا شرك باشد باز لازم مى‏آيد كه وهابيها نيز مشرك باشند؛ چون آنها نيز بر غير خدا كه رؤسايشان باشد خضوع مى‏نمايند. و اگر خضوع بر اموات شرك است باز مر آنها راست بيان فرق مابين احيا و اموات.

پس هيچ كدام از اينها شرك نيست بلكه شرك، خواندن غير خدا است به عنوان عبادت و پرستش. ساحت زوار قبور، از لوث اين نسبت مبرّا است. چگونه متصور است كه آنها با وجود اينكه در آيات عديده در قرآن مى‏خوانند كه عبادت مختص ذات پاك خدا است و «لا اله الاّ الله» را معنى مى ‏كنند بر اينكه معبودي نيست غير خدا، مع ذلك بر غير خدا عبادت نمايند. «إن هذا إلاّ بهتان عظيم».[2]

و اگر نسبت شرك به آنها به ملاحظه خاك افتادن آنها است در آستانه حرم آنها، بعضى براى بوسيدن آستانه به خاك مى‏افتند نه مستقلاً. پس هر گاه درِ حرم مثل در كعبه در بلندى واقع مى‏شد آنگه بلند مى‏ شدند؛ حالا كه در پستى واقع شده است خم مى‏شوند و به خاك مى‏ افتند براى بوسيدن آن. حتّى بعضى از ارباب علم را ديده‏ام كه هنگام بوسيدن آستانه، دو زانو را به زمين نمى‏گذارند كه مبادا صورت سجده محقق شود گرچه وهابيها از بوسيدن قبر هم مانع بودند ولى نفهميديم مستندشان در اين منع چه بود امّا بعضى از آنها سجده مى‏كنند.

نگارنده به بعضى ايراد كردم كه چرا سجده مى‏كنى؟ گفت من قصد سجده به خدا مى‏ كنم كه مرا توفيق زيارت داد. گفتم چون عوام الناس گمان مى‏كنند كه اين سجده تو بر قبر است لهذا تركش بهتر است.

بارى اگر بعضى از جهّال ـ العياذ باللّه ـ سجده بر قبر نمايد بايد او را ارشاد كرد و به او حالى كرد كه سجده بر غير خدا جايز نيست، نه اينكه براى عمل جهّال قبر را خراب كرد؛ والاّ با خراب كردن قبر كار اصلاح نمى‏شود؛ زيرا جاهل نظير آن را باز درست مى‏كند. آنگاه به ياد آن صاحب قبر باز همان بساط را مى‏ چينيد.


[1] – سوره رعد، آیه 14

[2]