یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام …؛ پاسخ به شبهه وهابیّت در مورد شفاعت

پاسخ به شبهه وهابیّت در مورد شفاعت

اشتباه دیگر آن است که می گویند زوّار در وقت زیارت قبور ائمه علیهم السلام و بزرگان، از آنها خواستار شفاعت مى ‏شوند که در نزد خداى تعالى براى آنها شفاعت نمایند. فرقه وهابیه این را موجب شرک مى‏ دانند و مى‏گویند آنهایى که صاحبان قبور را مى‏خوانند آنها صاحبان قبور را به خدا شریک قرار مى‏دهند لهذا داخل مى‏گردند تحت آیه شریفه «و الذین یدعون من دونه لا یستجیبون لهم بشى‏ء».[1] ولى اگر در مقام انصاف به صدد رفع شبهه بیایند مطلب واضح مى ‏گردد.

حالا یکى یکى حساب کنیم ببینیم شرک در کجاى این عمل است؟ اگر در مجرد خواندن غیر خدا است پس لازم مى‏آید خود آنها نیز مشرک باشند زیرا آنها هم غیر خدا را مى‏خوانند مى‏گویند: «یا زید»، «یا عمرو». و اگر خواندن اموات شرک باشد اوّلاً باید بیان فرق نمایند مابین خواندن زنده‏ها و مرده‏ها که چرا خواندن مرده‏ها شرک است امّا خواندن زنده‏ها شرک نیست. و ثانیاً باز خود آنها مشرک مى‏گردند چون آنها در زیارت قبور مى‏گویند «السلام علیک یا فلان».

و اگر خواندن غیر خدا به جهت شفاعت شرک باشد باز باید اوّلاً بیان فرق کنند مابین خواندن براى شفاعت و خواندن براى حوائج دیگر. و ثانیاً باز اشکال، مشترک الورود است؛ چون آنها نیز نزدیکان رؤساى خودشان را براى شفاعت مى ‏خوانند.

و اگر خواندن اموات براى شفاعت شرک است نه خواندن احیا، باز بر آنها است که بیان فرق کنند مابین احیا و اموات.

و اگر مطلق خضوع بر غیر خدا شرک باشد باز لازم مى‏آید که وهابیها نیز مشرک باشند؛ چون آنها نیز بر غیر خدا که رؤسایشان باشد خضوع مى‏نمایند. و اگر خضوع بر اموات شرک است باز مر آنها راست بیان فرق مابین احیا و اموات.

پس هیچ کدام از اینها شرک نیست بلکه شرک، خواندن غیر خدا است به عنوان عبادت و پرستش. ساحت زوار قبور، از لوث این نسبت مبرّا است. چگونه متصور است که آنها با وجود اینکه در آیات عدیده در قرآن مى‏خوانند که عبادت مختص ذات پاک خدا است و «لا اله الاّ الله» را معنى مى ‏کنند بر اینکه معبودی نیست غیر خدا، مع ذلک بر غیر خدا عبادت نمایند. «إن هذا إلاّ بهتان عظیم».[2]

و اگر نسبت شرک به آنها به ملاحظه خاک افتادن آنها است در آستانه حرم آنها، بعضى براى بوسیدن آستانه به خاک مى‏افتند نه مستقلاً. پس هر گاه درِ حرم مثل در کعبه در بلندى واقع مى‏شد آنگه بلند مى‏ شدند؛ حالا که در پستى واقع شده است خم مى‏شوند و به خاک مى‏ افتند براى بوسیدن آن. حتّى بعضى از ارباب علم را دیده‏ام که هنگام بوسیدن آستانه، دو زانو را به زمین نمى‏گذارند که مبادا صورت سجده محقق شود گرچه وهابیها از بوسیدن قبر هم مانع بودند ولى نفهمیدیم مستندشان در این منع چه بود امّا بعضى از آنها سجده مى‏کنند.

نگارنده به بعضى ایراد کردم که چرا سجده مى‏کنى؟ گفت من قصد سجده به خدا مى‏ کنم که مرا توفیق زیارت داد. گفتم چون عوام الناس گمان مى‏کنند که این سجده تو بر قبر است لهذا ترکش بهتر است.

بارى اگر بعضى از جهّال ـ العیاذ باللّه ـ سجده بر قبر نماید باید او را ارشاد کرد و به او حالى کرد که سجده بر غیر خدا جایز نیست، نه اینکه براى عمل جهّال قبر را خراب کرد؛ والاّ با خراب کردن قبر کار اصلاح نمى‏شود؛ زیرا جاهل نظیر آن را باز درست مى‏کند. آنگاه به یاد آن صاحب قبر باز همان بساط را مى‏ چینید.


[1] – سوره رعد، آیه 14

[2]