یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده الکلام…؛ کوچک های بزرگ

کوچک های بزرگ

بعضى از چیزها، خیلى جزئى و کوچک به نظر مى ‏آید؛ ولى اگر میانش را بشکافى، از تویش چیز مهمّى در مى ‏آید؛ مثلاً ان شاء اللّه‏ نگفتن در موردى که اقتضا دارد گفته بشود از تویش چیز مهمّ در مى ‏آید که بى ‏اعتنایى به مبدأ و غرور بر خود باشد. نگارنده بسیار تعجّب کردم از کلمه‏اى که سه سال پیش از این از رضاشاه در روزنامه دیدم که گفته بود: «باید در سنه 1320 (همین سال) با خطّ آهن به مشهد بروم»، بى آن که کلمه ان شاء اللّه‏ بر زبان آرد و یا به امداد و تأیید خداوندى مستظهر گردد. با خود گفتم: فرط غرور به اسباب، چشم او را از مسبّب بسته، تمام اتّکالش به اسباب است. از قضا، نه خطّ مشهد تمام شد و نه او توفیق تشرّف به مشهد را پیدا کرد. چندین سال بود [که] از آستان قدس حضرت معصومه (سلام اللّه‏ علیها) نیز مطرود بود؛ حتّى یک دفعه با ولیعهدش که شاه فعلى باشد، آمده از صحن مبارک گذر نموده، به اطاق موزه آستانه رفت؛ ولی به حرم مشرّف نشد. در ظاهر، از فرط غرورش بود که به مبادى عالیه سر تسلیم نمى ‏نهاد و در باطن، از مطرود بودن او بود که از لیاقت تشرّف افتاده، راه حرم به رویش بسته شده بود.

چگونه دختر موسى بن جعفر (علیه السلام) اذن تشرّف مى‏ دهد به کسى که نوشابه را که در آئین جدّش از بدترین منهیّات است، مانند یکى از ارزاق عمومى، مورد حکّ و اصلاح قرار داده، به این بیان، جرح و تعدیلش مى ‏نماید: «نوشابه‏ ها هم خراب شده. رنگ مى ‏زنند، قند قاتى ‏اش مى ‏کنند. اصلاً باید نوشابه که کمتر از پنج سال داشته باشد، نباید به بازار بیاورند». این مضمون بیان ملوکانه بود که در روزنامه نوشته بود که شاه در مغازه کالاى میهن اظهار داشت و یکى از کاسه ‏لیس‏ها هم فورى گفت: بلى قربان! پروگرام اصلاح این ها، قریبا تهیّه مى ‏شود.