پنجشنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۱


گزیده الکلام …؛ گاه بر زبان دیوانه حرف حکیمانه جاری شود


گاه بر زبان دیوانه حرف حکیمانه جاری شود

گاهى اتّفاق مى‏افتد كه بر زبان ديوانه، حرفى جارى مى‏شود در نهايت متانت. وقتى در نجف، به ديوانه‏اى گفته بودند: چرا روزه مى‏خورى؟ گفته بود: «أخذ اللّه ما وهب وسقط ما وجب.» ديوانه‏اى، از مرحوم حاج شيخ طه، پول خواسته بود؛ حاج شيخ فرموده بود: تو ديوانه ای، نمى‏شود كه به تو پول داد. او گفته بود: تو عجب فقيهى [هستى]! از ديوانه نمى‏شود پول گرفت، نه اينكه نمى‏شود پول به او داد. حاج شيخ خنديد. فرموده بود: راست مى‏گويى. آن گاه، دست به جيب كرده بود كه پولى به وى دهد، او به راه افتاده، گفته بود: از ديوانه نمى‏شود پول گرفت.

در قم، به ديوانه‏اى گفته بودند: روز ماه مبارك چرا نان مى‏خورى؟ گفته بود: «قال اللّه تعالي: «وجعلنا النهار معاشاً[1]».

بارى، از ديوانگان، حرف‏هاى جا افتاده، به ندرت اتّفاق مى‏افتد؛ چنان كه از عقلا و بزرگان نيز عكس آن. پس، ميزان در وزن كلام، حال خود كلام است، نه حال متكلّم.


[1]– سوره نبأ، آیه11.