جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰

از مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی


گزیده ” الکلام” ….حقوق والدین قابل نقل و اسقاط نیست


حقوق والدین قابل نقل و اسقاط نیست

حقوق آنها [یعنى والدین] حقوق ثابته‏اى است که قابل نقل و انتقال و اسقاط نیست تقسیم و تبدیل هم نمى‏ پذیرد بلکه مانند حقّ امامت حقى است ثابت که تغییر بردار نیست. به این معنى اگر کسى به پدرش خلاف کرده باشد پدر مى‏ تواند از او عفو کند اما نمى ‏تواند حقّ پدرى را اسقاط نماید به نحوى که او نسبت به پسر مثل بیگانگان باشد که اطاعتش دیگر بر او واجب نباشد. حقّ امامت نیز همین‏طور است که با اسقاط امام ساقط نمى ‏شود. اینکه نقل مى ‏کنند که حضرت حسین بن على (ارواح العالمین له الفداء) در شب عاشورا بیعت خود را از مردم برداشت نه اینکه با برداشتن بیعت، حقّ امامت و وجوب اطاعتش از ذمه مردم ساقط شد؛ زیرا که این حق الهى و منصب خدایى است؛ مادام که خداوند عزل ننموده، این منصب از صاحبش جدا نمى ‏شود، و لذا آنهایى که از یارى آن حضرت سر بر تافتند نزد خدا و پیغمبر مسؤولیت دارند.

بارى حقّ امامت و حقّ پدر و مادر از این قبیل حق است که قابل اسقاط و نقل و تبدیل نیست.
شخصى نقل کرد که مردى در حضور یکى از علماى زنجان از برادرش اظهار شکایت کرد که او با من در نفقه مادرمان شرکت نمى ‏کند. من از جانب آن آقا مبعوث به اصلاح کار آنها گردیدم. من برادرش را دیدم و با او مذاکره کردم که چرا در نفقه مادرتان مساعدت برادرت نمى‏ کنى؟ گفت: به من مربوط نیست، قسمت کرده‏ایم. گفتم: چطور قسمت کرده‏ اید؟ گفت: چون سال گرانى شد پدر و مادرمان را با او تقسیم کردیم، بنا شد خرج پدر با من باشد و خرج مادر با او؛ منتها این است که اقبال من یارى کرد پدرم زود مرد. حالا خرج مادر به من مربوط نیست. گفت: همین که گفت بختم یارى کرد پدرم مرد، قهراً خنده‏ام گرفت، گفتم: مگر مال قسمت کرده‏اید که عقدْ لازم و خیارْ ساقط گردد؟ در حال حیات پدر چون خرج این به خرج آن در مى ‏شد حساب، پاک بود و باقى و فاضل نداشت؛ اما حالا که پدرتان مرده باید در موضوع مادرتان حساب را از سر بگیرید.

حضرت امیر علیه‏السلام در نهج البلاغه مى ‏فرماید که:

مر ولد را حقّى است در زمه والد و مر والد را حقّى است در ذمه ولد. حقّ والد بر ولد این است که در همه چیز اطاعت او را بکند به جز در معصیت خدا، و حقّ ولد بر والد این است که از براى او اسم خوب بگذارد، و خوب تربیتش کند، و قرآن یادش بدهد.