الاربعاء 12 جُمادى الأولى 1444 - چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱


گزیده ” الکلام” ….حقوق والدين قابل نقل و اسقاط نيست


حقوق والدين قابل نقل و اسقاط نيست

حقوق آنها [يعنى والدين] حقوق ثابته‏اى است كه قابل نقل و انتقال و اسقاط نيست تقسيم و تبديل هم نمى‏ پذيرد بلكه مانند حقّ امامت حقى است ثابت كه تغيير بردار نيست. به اين معنى اگر كسى به پدرش خلاف كرده باشد پدر مى‏ تواند از او عفو كند اما نمى ‏تواند حقّ پدرى را اسقاط نمايد به نحوى كه او نسبت به پسر مثل بيگانگان باشد كه اطاعتش ديگر بر او واجب نباشد. حقّ امامت نيز همين‏طور است كه با اسقاط امام ساقط نمى ‏شود. اينكه نقل مى ‏كنند كه حضرت حسين بن على (ارواح العالمين له الفداء) در شب عاشورا بيعت خود را از مردم برداشت نه اينكه با برداشتن بيعت، حقّ امامت و وجوب اطاعتش از ذمه مردم ساقط شد؛ زيرا كه اين حق الهى و منصب خدايى است؛ مادام كه خداوند عزل ننموده، اين منصب از صاحبش جدا نمى ‏شود، و لذا آنهايى كه از يارى آن حضرت سر بر تافتند نزد خدا و پيغمبر مسؤوليت دارند.

بارى حقّ امامت و حقّ پدر و مادر از اين قبيل حق است كه قابل اسقاط و نقل و تبديل نيست.
شخصى نقل كرد كه مردى در حضور يكى از علماى زنجان از برادرش اظهار شكايت كرد كه او با من در نفقه مادرمان شركت نمى ‏كند. من از جانب آن آقا مبعوث به اصلاح كار آنها گرديدم. من برادرش را ديدم و با او مذاكره كردم كه چرا در نفقه مادرتان مساعدت برادرت نمى‏ كنى؟ گفت: به من مربوط نيست، قسمت كرده‏ايم. گفتم: چطور قسمت كرده‏ ايد؟ گفت: چون سال گرانى شد پدر و مادرمان را با او تقسيم كرديم، بنا شد خرج پدر با من باشد و خرج مادر با او؛ منتها اين است كه اقبال من يارى كرد پدرم زود مرد. حالا خرج مادر به من مربوط نيست. گفت: همين كه گفت بختم يارى کرد پدرم مرد، قهراً خنده‏ام گرفت، گفتم: مگر مال قسمت كرده‏ايد كه عقدْ لازم و خيارْ ساقط گردد؟ در حال حيات پدر چون خرج اين به خرج آن در مى ‏شد حساب، پاك بود و باقى و فاضل نداشت؛ اما حالا كه پدرتان مرده بايد در موضوع مادرتان حساب را از سر بگيريد.

حضرت امير عليه‏السلام در نهج البلاغه مى ‏فرمايد كه:

مر ولد را حقّى است در زمه والد و مر والد را حقّى است در ذمه ولد. حقّ والد بر ولد اين است كه در همه چيز اطاعت او را بكند به جز در معصيت خدا، و حقّ ولد بر والد اين است كه از براى او اسم خوب بگذارد، و خوب تربيتش كند، و قرآن يادش بدهد.