یکشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰

صوم 88-87


126. کتاب صوم/سال‏ دوم 87/08/07

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال‏ دوم : شماره 126 تاریخ : 87/08/07

بحث در مسئله 44 و درباره غسل ارتماسی در حال توقف فی الماء أو حال الخروج پس از ابطال صوم به وسیله ارتماس عمدی بود، همانطور که تذکر داده شد، گرچه بحث مسئله 44 و مسئله 43 مشترک و مرتبط بود ولی مناسب‏تر این بود که مسئله 44 دنبال مسئله 43 بحث می‏شد، حالا جزئیاتی باقی مانده که عرض می‏کنم.

مسأله 43: «إذا ارتمس بقصد الاغتسال فی الصوم الواجب المعیّن بطل صومه و غسله إذا کان متعمّداً، و إن کان ناسیاً لصومه صحّا معاً، و أمّا إذا کان الصوم مستحبّاً أو واجباً موسّعاً بطل صومه و صحّ غسله»[1]

« إذا ارتمس بقصد الاغتسال فی الصوم الواجب المعیّن بطل صومه و غسله إذا کان متعمّداً»، در جلسه گذشته عرض شد که آقایان در کتب فقهی گفته‏اند که در میان واجبات معین، در روزه ماه مبارک رمضان خصوصیتی هست، و آن این است که پس از بطلان روزه ماه مبارک رمضان نیز تکلیف امساک از منهیات هست، و من عرض می‏کردم مطلبی باید اضافه شود، و آن این است که بعد از ظهر روزه قضاء ماه مبارک رمضان در بعضی جهات شبیه به روزه ماه مبارک رمضان است، و مرحوم آقای خوئی نیز همین مطلب را به نحو احتیاط در اینجا فرموده ولی در بحث اغسال و در فصلی قبل از تمام شدن مباحث اغسال که مرحوم سید مسئله را عنوان فرموده، مرحوم آقای خوئی درباره قضاء ماه مبارک رمضان چیزی نفرموده، در حاشیه‏ای که با عروه چاپ شده، به طور احتیاط مطلبی فرموده که من به نحو فتوا عرض می‏کنم، و آن این است که بین بعد از ظهر روزه قضاء ماه مبارک رمضان و روزه ماه مبارک رمضان در یک جهت تفاوت وجود دارد و روزه قضاء ماه مبارک رمضان نیز مانند سایر واجبات معین است و در جهتی دیگر شباهت وجود دارد. تفاوت این است که در روزه ماه مبارک رمضان پس از ارتکاب یکی از منهیات نیز امساک از آنها لازم است و روزه قضاء ماه مبارک رمضان دیگر لازم نیست. و شباهت این است که در بعد از ظهر روزه قضاء ماه مبارک رمضان که به وسیله نیت قطع یا قاطع روزه باطل شود نیز در دفعه اول امساک از منهیات لازم است و در صورت مخالفت، کفاره دارد و کفاره قرینه بر حرمت است، چون این کفاره به مناط عقوبت است، لذا ناسی کفاره ندارد، عقیده ما در کفاره جبران نیز همین است که از عدم جواز اختیاراً کشف می‏کند، ولی کفاره به عنوان عقوبت روشن‏تر است، بنابراین، اگر روزه قضاء ماه مبارک رمضان با نیت ابطال شد، برای دفعه اول اجتناب از محرمات واجب است.

در متن عروه آمده که در واجب معین غیر از روزه قضاء ماه مبارک رمضان پس از ارتماس عمدی، روزه و غسل هر دو باطل است، در اینجا مرحوم آقای خمینی و همچنین مرحوم آقای خوئی در حاشیه منضم به عروه توجهی دارند که در واجب معین غیر از روزه ماه مبارک رمضان و حالا روزه قضاء ماه مبارک رمضان را نیز بگوئیم، غسل صحیح است، چون بنابر مبنای مبطل بودن قصد مفطر که مختار مرحوم آقای خوئی است و مرحوم آقای خمینی علی المبنا می‏فرماید، وقتی کسی ارتماس را قصد کند، به دلیل قصد مفطر روزه باطل می‏شود و پس از بطلان در غیر از روزه ماه مبارک رمضان یا غیر از روزه قضاء که ما عرض می‏کنیم، ارتکاب منهیات اشکالی ندارد و وجهی برای بطلان غسل نیست، و در روزه ماه مبارک رمضان بنابر مبنای اجتماع امر و نهی باطل می‏شود.

در اینجا عرض می‏کنم که شخصی که در واجب معین ارتماس را نیت می‏کند و می‏داند که این خلاف شرع است، به نظر می‏رسد که مورد کلام مرحوم سید با این تعلیقه مرحوم آقای خمینی و مرحوم آقای خوئی منافات ندارد، چون ظاهر کلام مرحوم سید این است که علت حصول غسل همین نیت ارتماس است، اگر قصد غسل ارتماسی مبعد باشد، معلول آن نمی‏تواند عبادی باشد و غسل باطل است، اگر اول قصد کند و روزه باطل شود و به این قصد متوجه شود و با قصد دیگری نیت غسل کند، اگر همان قصد اولی علت غسل شد، به دلیل اینکه آن قصد اولی مبعد است، بنابر مبانی آقایان معلول آن نیز نمی‏تواند مقرب باشد، پس غیر از آن قصد اولی باید قصد دیگری داشته باشد، با قصد اولی روزه باطل می‏شود و بعد با توجه به بطلان روزه قصد غسل کند، ممکن است بگوئیم که در کلام مرحوم سید اشکالی نیست، ظاهر کلام مرحوم سید این است که همان قصد غسل ارتماسی که حرام است، علت برای ارتماس است، و این به دلیل اینکه قصد قربت متمشی نیست، باطل است، اینگونه کلام مرحوم سید را می‏توان توجیه نمود، و اگر این هم نباشد، فروض متعدد دارد که در بسیاری از آنها مانند جاهل به مبطل بودن، یا عالم به مبطل بودن و جاهل به مبطل بودن قصد مفطر، یا عالم به مبطل بودن و مبطل بودن قصد مفطر و غافل از آن روزه محکوم به بطلان نیست.

«و إن کان ناسیاً لصومه صحّا معاً»، متعمداً در مقابل ناسیاً به معنای ذاکر و متوجه به روزه‏دار بودن است، چنین شخصی ممکن است جاهل یا عالم به مبطل بودن ارتماس، و جاهل یا عالم به مبطل بودن قصد افطار باشد، همه این فروض را شامل است و فقط در مقابل ناسی صوم است، در اینجا این عرائض ما که باید در مسئله تفصیل داد، وجود دارد.

«و أمّا إذا کان الصوم مستحبّاً أو واجباً موسّعاً بطل صومه و صحّ غسله». عرض کردم که نظر مختار حرمت ارتماس بدون بطلان در همه اقسام صوم است، بنابر نظر مختار، این قید را باید اضافه نمود که در صورتی که به عاملی غیر از ارتماس ابطال شده باشد، غسل صحیح است و در غیر این صورت، ارتماس خلاف شرع است و بنابر اینکه اجتماعی نشویم، غسل باطل است، چون ما اجتماعی هستیم، از آن ناحیه تصحیح می‏کنیم.

مسأله 44: «إذا أبطل صومه بالارتماس العمدی: فإن لم یکن من شهر رمضان و لا من الواجب المعیّن غیر رمضان یصحّ له الغسل حال المکث فی الماء أو حال الخروج. و إن کان من شهر رمضان یشکل صحّته حال المکث، لوجوب الإمساک عن المفطرات فیه بعد البطلان أیضاً، بل یشکل صحّته حال الخروج أیضاً، لمکان النهی السابق، کالخروج من الدار الغصبیّه إذا دخلها عامداً، و من هنا یشکل صحّه الغسل فی الصوم الواجب المعیّن أیضاً، سواء کان فی حال المکث أو حال الخروج»[2].

« إذا أبطل صومه بالارتماس العمدی: فإن لم یکن من شهر رمضان و لا من الواجب المعیّن غیر رمضان یصحّ له الغسل حال المکث فی الماء أو حال الخروج»، به خاطر اینکه پس از ارتماس، حتی در بعد از ظهر روزه قضاء ماه مبارک رمضان دیگری مشکلی ندارد، و إن کان من شهر رمضان یشکل صحّته حال المکث، لوجوب الإمساک عن المفطرات فیه بعد البطلان أیضاً، بل یشکل صحّته حال الخروج أیضاً، لمکان النهی السابق، کالخروج من الدار الغصبیّه إذا دخلها عامداً»، توضیح این فرض در جلسه گذشته مفصل بیان شد.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): در مورد کسی که مختار بوده، مانعی ندارد حد نیز اجرا شود.

حالا اینجا مرحوم سید ذیل مبهمی دارد و در بحث اغسال نیز که عنوان فرموده روشن نیست، برای این ذیل یک احتمالی می‏دادم که دیدم همین را فی الجمله در باب اغسال فرموده که آنجا نیز روشن نیست، ایشان می‏فرماید ماه مبارک رمضان مشکل است، به خاطر اینکه خروج مبغوض است و اختیاراً خود را به آن مضطر کرده و این مبعد است و غسل باطل است، بعد اینگونه نتیجه می‏گیرد که بنابراین، در واجبات معین غیر ماه مبارک رمضان نیز غسل حال الخروج صحیح نیست. این سؤال مطرح می‏شود که ابطال مبغوض بود و بعد از بطلان مشکلی نداشت، بعد از اینکه حرمت ندارد و مبغوض نیز نمی‏باشد، چرا صحیح نباشد؟ می‏فرماید و من هنا یشکل صحه الغسل فی الصوم الواجب المعین ایضاً سواء کان فی حال المکث أو حال الخروج. یک مطلبی فی الجمله به ذهن من می‏آمد و دیدم مرحوم سید در باب اغسال شاید با اضافه‏ای ذکر فرموده، آنجا می‏فرماید که می‏توانیم بگوئیم ارتماس بمجموعه یک فعل محرم است و دو فعل متشکل از محرم و محلل نیست، بنابراین، در واجبات معین غیر ماه مبارک رمضان نیز با ورود و خروج از آب که یک فعل محرم است، نمی‏تواند غسل انجام دهد. اضافه‏ای که به ذهنم می‏آمد این بود که ایشان می‏خواهد بگوید به دلیل اینکه بیرون آمدن از تبعات و لوازم غسل است و عرفاً به لوازم نیز حکم سرایت می‏کند و حکم واحد بار می‏شود، مرحوم سید ابو المکارم بن زهره می‏گوید اجتناب عن النجس اجتناب از ملاقی نیز هست، در بعضی چیزها به دلیل ارتباط خاصی که دارد، تبعاً حکم پیدا می‏کند، در سفر معصیت می‏گویند برگشتن نیز تبعاً معصیت است، ایشان اینجا نیز بخواهد این را بگوید، البته آنجا این قید را ندارد و می‏گویند امری واحد محرم است و غسل صحیح نیست. آن که روشن نیست این است که ایشان که می‏فرماید ارتماس امر واحد است، آیا می‏خواهد بفرماید که ارتماس مرکب ار رفتن و بیرون آمدن از آب است و مجموع من حیث المجموع حرام است و قهراً غسل در اثناء، جزئی از این مرکب ارتباطی محرم است و لذا قصد قربت متمشی نیست؟ این را نمی‏شود گفت، به کسی که هنوز از آب بیرون نیامده نیز ارتماس صدق می‏کند. اگر ایشان مجموع من حیث المجموع نمی‏خواهد بگوید و می‏گوید که به مجرد رفتن در آب نیز رمس صدق می‏کند ولی وقتی بیرون بیاید، رمس و شی‏ء زائد نیست، یک شی‏ء دارای اقل و اکثر محرم است، مانند کشیدن خط که با شروع، خط صدق می‏کند ولی تمام که می‏شود، یک خط است و خطوط متعدد نیست، جلوس در مجلس نیز چنین است. اشکال این حرف نیز خیلی روشن است، ممکن است اول جلوس به دلیل غصب حرام باشد و بعد به دلیل رضایت مالک یا خرید و وراثت حلال شود. در اینجا نیز به دلیل اینکه واجبی را ابطال کرده، محرم بود و بعد اشکالی وجود ندارد.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): نهی سابق نیز می‏گوید ابتدای وقوع آن حرام است، چون آنجا فرموده واحد است، شروع این واحد در هر قسمت روز باشد، حرام است.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»


[1] . موسوعه الإمام الخوئی، ج‌21، ص: 178

[2] . موسوعه الإمام الخوئی، ج‌21، ص: 179