چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

صوم 88-87


212. کتاب صوم/سال‏ دوم 88/02/15

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال‏ دوم : شماره 212 تاریخ : 88/02/15

بحث در کفاره افطار قضاء ماه مبارک رمضان و مقدار آن بود. در این جلسه، استاد دام ظله، ابتدا، به بررسی روایات مخالف قول مشهور و وجوه جمع بین آنها و روایات مشهور در افطار در بعد از ظهر می‏پردازند، و سپس، فرع جواز یا عدم جواز افطار در قبل از ظهر بنابر نظر مشهور و غیر مشهور و مدرک قول غیر مشهور را مورد بررسی قرار می‏دهند.

دسته‏ای از روایات که گفته‏اند مرحوم صدوق و والد ایشان و مرحوم صاحب فقه رضوی مطابق آنها فتوا داده‏اند، دو روایت است که مضمون آنها این است که کسی که در قضاء ماه مبارک رمضان افطار کند، از نظر کفاره مانند افطار در ماه مبارک رمضان است.

مرسله حفص بن سوقه عن من ذکره عن أبی عبد الله علیه السلام فی الرجل یلاعب أهله أو جاریته و هو فی قضاء شهر رمضان فیسبقه الماء فینزل قال علیه السلام علیه من الکفاره مثل ما علی الذی یجامع فی شهر رمضان. بسیاری به این روایت اشکال سندی کرده‏اند، ولی به دلیل اینکه راوی از حفص بن سوقه، ابن ابی عمیر است، طبق نظر مشهور اشکالی در سند روایت نیست، سند تا ابن ابی عمیر معتبر است و مراجعه به بقیه را لازم نمی‏دانند، البته بنابر نظر مختار معتبر نیست و فقط مشایخ را معتبر می‏دانیم و برای اعتبار شیخ شیخ دلیلی نداریم، در حفص بن سوقه که ابن ابی عمیر مستقیم از او روایت می‏کند، اشکالی نیست، اما من ذکره که واسطه می‏خورد، معتبر نمی‏دانیم، طبق نظر مشهور اشکالی ندارد اما طبق نظر مختار از راهی و طبق نظر مرحوم خوئی از راهی دیگر، این روایت اشکال سندی دارد.

موثقه زراره قال سألت أبا جعفر علیه السلام عن رجل صام قضاءاً من شهر رمضان فأتی النساء قال علیه من الکفاره ما علی الذی أصاب فی شهر رمضان لان ذلک الیوم عند الله من أیام رمضان. اگر بین این روایت و روایات دیگر نتوانیم جمع دلالی کنیم، به دلیل اینکه این روایت موثقه است و روایات دیگر صحیحه است، طبق نقل مرحوم شیخ که می‏گوید اصحاب صحیح را بر موثق مقدم داشته‏اند و روایت عمر بن حنظله نیز این را تأیید می‏کند، آن روایات دیگر مقدم است، و علاوه این روایت شاذ نادر در مقابل شهرت بسیار قوی، کنار گذاشته می‏شود.

هیچکسی حتی مرحوم صدوق و والد ایشان و مرحوم صاحب فقه رضوی به مفاد این دو روایت فتوا نداده، اولاً، فتوای مرحوم صدوق و والد ایشان تفصیل بین قبل و بعد از ظهر است و در این دو روایت تفصیل نیست، و ثانیاً، لحن موثقه که می‏گوید عند الله ماه مبارک رمضان حساب است، ذلک الیوم را بگوئیم نصف الیوم چنین است، با این تعلیل تطبیق نمی‏کند.

بعضی در صدد جمع بین این دو روایت و روایات دیگر برآمده‏اند، گفته‏اند که موثقه این صورت را می‏گوید که آن روز در مقام واقع و ثبوت، روز ماه مبارک رمضان بوده و شخص از روی اشتباه خیال می‏کرده روزه ماه مبارک رمضان نیست و به قصد قضا روزه گرفته است، یا اینکه ماه مبارک رمضان بوده و روزه قضائی نیز داشته و خیال می‏کرده که روزه قضائی در ماه مبارک رمضان صحیح است و به قصد قضا انجام داد، می‏گوید این در مقام واقع به حساب ماه مبارک رمضان است و حالا که به هم زد، حکم به هم زدن ماه مبارک رمضان است، این افطار ماه رمضان است منتها خیال می‏کرده که افطار قضاء ماه مبارک رمضان است، یا اگر می‏دانسته که در ماه مبارک رمضان است و این قضاء واقع شده در ماه مبارک رمضان است و خیال می‏کرده که قضا واقع می‏شود، گفته که اگر واقع می‏شد، ماه مبارک رمضان واقع می‏شد و آن را به هم زده، باید کفاره آن را بپردازد، اینگونه توجیه کرده‏اند.

و بعضی در جمع بین این روایات گفته‏اند که بین کفاره افطار ماه مبارک رمضان و اطعام ده مسکین مخیر است، شاید افضل افراد این است که روزه ماه مبارک رمضان حساب کند.

اگر این جمع‏ها را نپذیرفتیم، این روایت طرح می‏شود و باید به روایات دیگر اخذ کرد.

اینجا نکته‏ای هست که در روایات تعبیراتی هست، در من لا یحضر اینطور تعبیر می‏کند که در این مسئله دو روایت هست، بعضی این است که ده مسکین را طعام دهید که مشهور به این قائل است و بعضی نیز این است که روزه ماه مبارک رمضان حساب شود.

مرحوم آقای خوئی استظهار می‏کند که مرحوم صدوق با نقل این دو قسم روایات می‏خواهد جمع بین روایات کند، یعنی می‏گوید بین الشقین مخیر هستید و قائل به تخییر است، و بعد می‏فرماید مفاد این روایت با تخییری که مرحوم صدوق قائل است، سازگار نیست، این روایت تعییناً ماه مبارک رمضان حساب می‏کند و مرحوم صدوق می‏فرماید مخیر هستید و در مقنع نیز تعبیری دارد، و قهراً مرحوم صدوق نیز مانند دیگران به این روایت عمل نکرده، چون مرحوم صدوق قائل به تخییر است، و احتمالاً مرحوم مجلسی اول در لوامع نیز همینطور دارد که مرحوم صدوق جمع تخییری بین روایات کرده است.

ولی گمان می‏کنم اینطور نیست، تخییر به دو گونه است ؛ تخییر در مسئله فقهی همین است که بین دو عمل مخیر باشد، و تخییر در مسئله اصولی است که تخییر در حجت قرار دادن احد الشیئین است، آیا به این روایت ملتزم شویم که بعد از التزام این حجت تعیینی شخص می‏شود، اگر فتوا داد، مقلد مطابق همین اخذ شده باید بگوید، خودش اگر در مقام عمل ملتزم شد، این تعین پیدا می‏کند و تخییر نیست، منتها در اینکه کدام را انتخاب کند و در نتیجه معین شود، مختار است، چون موضوع اصول حجت است، تخییر در مسئله اصولی تعبیر می‏کنند. اینکه مرحوم صدوق دو قسم روایات تعبیر می‏کند، مفاد آن این نیست که حکم واقعی در جمع بین این دو است، می‏گوید حکم واقعی یکی از اینها است ولی بأیهما أخذت من باب التسلیم وسعک، هر کدام را اخذ کنی، بعداً حجت تعیینی می‏شود.

و اگر بر فرض کسی در اینجا بگوید که مراد مرحوم صدوق تخییر فقهی است، ولی آن که مرحوم صدوق در مقنع فتوا داده و در فقه رضوی هست، اول یکی از اینها را انتخاب کرده و مطابق آن فتوا داده و بعد مقابل آن روایتی نقل کرده، این دیگر جمع تخییری نیست، این در فقه رضوی و مقنع هست که اذا قضیت صوم شهر رمضان …. فان أفطرت بعد الزوال فعلیک کفاره مثل من أفطر یوماً من شهر رمضان، و قد روی ان علیه اذا أفطر بعد الزوال اطعام عشره مساکین لکل مسکین مد من طعام فان لم یقدر علیه صام ثلاثه أیام کفاره لما فعل. در این عبارت فقه رضوی و مقنع دو احتمال هست، یکی این است که به این فتوا داده و روایت را به عنوان قیل آورده که آن را قبول ندارد، و دوم این است که مرحوم آخوند می‏فرماید که در خبرین متعارضین که صلاحیت حجیت داشته باشد، اگر بعضی دارای مزیت باشد، انتخاب ذو المزیه الزامی نیست و بهتر این است که ذو المزیه انتخاب شود، اینجا نیز ممکن است مرحوم صدوق بگوید که انتخاب یکی از دو روایت جایز است اما بنابر بعضی ترجیحات این را انتخاب کردم، به هر حال، این انتخاب است و جمع بین روایتین نیست، از ناحیه تعیین و تخییر نمی‏توان اشکال کرد. در اینجا باید همان را گفت که فتوای مشهور است.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : مانند مرحوم شیخ و وسیله بر مستخف حمل کرده‏اند، این حمل بدون شاهد جمع است، استخفاف به معنای اینکه برای اصل آن ارزش قائل نباشد، بسیار نادر است، نوعاً غلبه شهوت است.

بحث این است که بنابر فتوای مشهور در قضای ماه مبارک رمضان به هم زدن قبل از ظهر اشکالی ندارد، ولی از برخی نقل شده که حرام است اما کفاره ندارد و بین قبل و بعد از ظهر تفاوت در کفاره و عدم کفاره است، آقایان معمولاً از مرحوم ابی الصلاح حلبی و مرحوم ابن ابی عقیل نقل کرده‏اند، ولی بعد از مراجعه معلوم شد که این در چهار کتاب هست ؛ یکی غنیه است که بر حرمت دعوای اجماع نیز می‏کند و دوم مرحوم ابن ابی عقیل است و سوم مهذب مرحوم ابن براج است، البته تعبیر ایشان با بقیه تفاوت دارد اما مراد همین است، و چهارم مرحوم ابی الصلاح حلبی است.

مرحوم ابن ابی عقیل دو عبارت دارد که در مختلف در یک صفحه نقل شده، قال ابن ابی عقیل من جامع أو أکل فی قضاء شهر رمضان أو صوم من شهر رمضان أو کفاره أو نذر أثم و علیه القضاء و لا کفاره علیه. مبنای ایشان این است که در افطار در بعد از ظهر کفاره ندارد، منتها موضوع کلام مرحوم ابن ابی عقیل همان اکل و شرب و جماع است که در قرآن عنوان شده است، اما در عبارت دیگر این خصوصیت نیست و مطلق است. عبارت دوم این است که من أصبح صائماً لقضاء کان علیه من شهر رمضان و قد نوی الصوم من اللیل فأراد أن یفطر فی بعض النهار لم یکن له ذلک.

کافی مرحوم ابی الصلاح : فاذا أفطر فی یوم عزم علی صومه قضاءاً قبل الزوال فهو معذور وزره و ان کان بعد الزوال تعاظم وزره و لزمته الکفاره.

مهذب مرحوم ابن براج : فأما صوم کفاره من أفطر فی یوم یقضیه عن شهر رمضان فان الحکم فیه انه ان کان تعمد الافطار قبل الزوال فقد أخطأ و لیس علیه غیر صوم یوم بدله و ان تعمد ذلک بعد الزوال کان علیه الکفاره.

غنیه : من أفطر فی یوم یقضیه عن شهر رمضان قبل الزوال أثم و ان کان بعد الزوال تضاعف اثمه و وجب علیه الکفاره، کل ذلک بدلیل الاجماع الماضی ذکره.

مدرک این مخالفین مشهور، صحیحه عبد الرحمن بن حجاج مؤید به چند روایت ضعاف است، قال سألته عن الرجل یقضی رمضان أ له أن یفطر بعد ما یصبح قبل الزوال اذا بدا له فقال اذا کان نوی ذلک من اللیل و کان من قضاء رمضان فلا یفطر و یتم صومه. بنابر آیه شریفه لا تبطلوا اعمالکم بعضی می‏گویند اصل اولی کلی هست که وقتی اعمال شروع شد، نباید ابطال کرد.

ولی در مقابل، روایات بسیاری هست که جایز است، و لو سند بعضی مقداری محل مناقشه است ولی مجموعاً از این روایات کثیره اطمینان به صدور بعضی حاصل می‏شود، یکی روایت 12، روایت جمیل بن دراج عن أبی عبد الله علیه السلام انه قال فی الذی یقضی شهر رمضان انه بالخیار الی زوال الشمس و ان کان تطوعاً فانه الی اللیل باخیار. البته در این یقضی شهر رمضان احتمال دیگری نیز هست، اگر همین دو روایت بود می‏توانستیم جمع کنیم و می‏گفتیم مراد از یقضی این است که می‏خواهد انجام دهد، نظیر صحیحه زراره در خفقه و خفقتان می‏گوید الرجل ینام که یعنی یرید أن ینام، این تعبیر احیاناً گفته می‏شود، ولی روایات دیگر نیز هست.

عبد الله بن سنان عن أبی عبد الله علیه السلام صوم قضاء الفریضه لک أن تفطر الی زوال الشمس فاذا زالت الشمس فلیس لک أن تفطر.

روایت اسحاق بن عمار قال فی الذی یقضی رمضان هو بالخیار فی الافطار ما بینه و بین أن تزول الشمس و فی التطوع ما بینه و بین أن تغیب الشمس.

سماعه بن مهران عن أبی عبد الله علیه السلام فی قوله الصائم بالخیار الی زوال الشمس قال ذلک فی الفریضه أما فی النافله فله أن یفطر أی ساعه شاء الی غروب الشمس.

جمع بین این روایات، همان نظر مشهور است که ناوی از لیل کراهت دارد در قبل از ظهر روزه را افطار کند، اینجا دیگر بحثی ندارد.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»