سه شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰


35. كتاب صوم/سال‏ اول 86/09/19

باسمه تعالي

كتاب صوم/سال‏ اول : شماره 35 تاریخ : 86/09/19

عرض شد كه مشهور قائل هستند كه نيت روزه واجب معين مضيق است و عند الاختيار نبايد از شب به روز تأخير بيفتد و در صورت تأخير، روزه صحيح نيست، اما تأخير لعذر بحث ديگري است. ولي در مقابل مشهور، مرحوم ابن جنيد مي‏فرمايد بين مستحب و واجب فرقي نيست و تا غروب مي‏تواند نيت كند، ايشان تعبير معين و غير معين ندارد اما تصريح دارد كه بين واجب و مستحب و فرض و غير فرض فرقي نيست و كفايت مي‏كند، منتها به نحو احتياط استحبابي مي‏فرمايد كه افضل و احوط اين است كه در شب و قبل از روز نيت كند. مرحوم فيض در مفاتيح نيز اين مطلب را پذيرفته و احتمالاً مرحوم صدوق در مقنع نيز قائل باشد، چون باب قضاء رمضان را اول عنوان كرده و بعد رواياتي راجع به قضاء نقل مي‏كند و بعد مستحبي و غير مستحبي را نيز ضميمه كرده است، و در اينها اين تعبير است كه اگر كسي در روز تصميم گرفت روزه بگيرد، اشكال ندارد، كه اطلاق اين تعبير، قضاء و واجب و مستحب را شامل مي‏شود، البته مشكوك است كه مرحوم صدوق نيز اين مطلب را بخواهد بگويد.

مرحوم آقاي حكيم وجه قول مرحوم ابن جنيد و مرحوم فيض در مفاتيح را فرموده و گمان مي‏كنم كه مرحوم محقق اردبيلي در مجمع الفائده نيز آورده باشد، و آن اين است كه اصل اولي در مطلقات و عمومات، توصلي بودن و صرف حصول متعلق است، اگر دليلي بر اعتبار قصد قربت قائم شد، به مقدار قيام دليل، آن فرد فاقد، از تحت عمومات و مطلقات خارج مي‏شود و در بقيه به عمومات و مطلقات اخذ مي‏شود. در اينجا دليل ثابت اين است كه قبل از غروب، نيت صوم كرده باشد، پس فقط فردي كه اصلاً بدون نيت است، خارج است و در بقيه به اقتضاي عمومات و مطلقات نيت قبل از غروب كافي است، اين تقريبي براي نظر مرحوم ابن جنيد است.

ظاهر كلام مرحوم سيد مرتضي و مرحوم قاضي ابن براج، شارح «جمل العلم» مرحوم سيد مرتضي، و ظاهر كلمات برخي ديگر اين است كه تا ظهر مي‏توان نيت صوم در واجب معين نمود، كه ظهور اطلاق كلمات، حالت اختيار و حالت وجود عذر را شامل مي‏شود. وجه اين نظر شايد برخي روايات باشد كه از آن اينچنين استظهار كرده باشند، مثلاً روايت مي‏گويد كه اگر شخص مسافر قبل از ظهر وارد وطن شد و هنوز مفطري را انجام نداده بود، آن روز را روزه بگيرد، از اين روايت كه در آن قيد سفر اضطرار وجود ندارد، شايد استظهار كرده باشند كه علي وجه الاطلاق و حتي در واجب و واجب معين، آخرين فرصت نيت صوم، ظهر شرعي است.

مرحوم آقاي حكيم در رد دو نظر مرحوم ابن جنيد و مرحوم سيد مرتضي مي‏فرمايد كه ممكن است از نظر قواعد چنين مطالبي گفته شود و بر فرض هم كه بر خلاف نظر مرحوم آخوند پذيرفتيم كه اصل اولي در مطلقات و عمومات توصليت باشد، لكن چون عموماً ارتكاز متشرعه به اين است كه صوم از قبيل عبادات و واحد ارتباطي است، قهراً اگر مقداري از آن به قصد قربت انجام نشد، كل آن كالعدم است.

يك مطلبي نيز از مرحوم ابن ابي عقيل نقل شده كه مي‏فرمايد در واجب معين نيت بايد در شب باشد و در اين جهت بين نسيان و غير نسيان فرقي نيست و روزه با نيت در روز صحيح نيست، ايشان به تفصيلي كه مشهور مي‏گويند، قائل نيست.

برخي نيز مانند مرحوم سبزواري در ذخيره و كفايه و مرحوم صاحب حدائق در فرق داشتن و نداشتن بين نسيان و عمد، توقف و تردد نموده‏اند و گفته‏اند «المسألة مشكلة» و احتمال مي‏دهند كه حرف مرحوم ابن ابي عقيل درست باشد، اين را بعداً بحث مي‏كنيم.

اينجا يك مطلبي عرض كنم كه در تقريرات مرحوم آقاي خوئي اشتباه عجيبي شده و به مرحوم ابن ابي عقيل نسبت داده شده كه ايشان مي‏گويد آخرين فرصت نيت در واجب معين، نصف شب است، اين نسبت در هيچ كتابي وجود ندارد، فتاواي مرحوم ابن ابي عقيل را مختلف نقل مي‏كند و ديگران نيز راجع به فتاواي ايشان به مختلف مراجعه مي‏كنند، هم مختلف و هم همه كتاب‏هاي بعدي، در نقل نظر مرحوم ابن ابي عقيل مي‏گويند نيت بايد شبانه باشد و نيت در روز درست نيست. گويا مرحوم آقاي خوئي با تكيه بر حافظه و ملاحظه اعتراض ديگران به مرحوم ابن ابي عقيل گمان نموده كه اعتراض آنان براي اين است كه مرحوم ابن ابي عقيل نصف شب را آخرين فرصت معين نموده، در حالي كه اعتراض آنان به اين است كه ايشان فرموده كه نيت بايد در شب باشد و ديگران گفته‏اند كه مقارن طلوع فجر نيز كافي است، و برخي نيز نظر ابن ابي عقيل را اينگونه توجيه نموده‏اند كه براي اينكه احراز شود كه نيت در روز انجام نگرفته، بايد يك مقداري قبل از طلوع فجر باشد تا يقين شود كه نيت در شب انجام گرفته است لذا ايشان با ديگران مخالف نيست، شايد ايشان با توجه به اين بحث موجود بين مرحوم ابن ابي عقيل و اعتراض ديگران به ايشان، گمان نموده كه مرحوم ابن ابي عقيل قائل است كه آخرين فرصت نيت در واجب معين، نصف شب است.

مرحوم آقاي خوئي مي‏فرمايد كه به گونه‏اي غير از آنچه در مستمسك گفته شده، مي‏توان به كلام مرحوم ابن جنيد اشكال كرد و توجيه كلام ايشان را پاسخ داد و لازم نيست به وسيله مرتكزات متشرعه پاسخ دهيم، و آن اين است كه به حسب نصوص «بُنِيَ‏ الْإِسْلَامُ‏ عَلَى‏ خَمْسٍ»[1] كه يكي هم صوم است، و اسلام نمي‏تواند بر يك امر تكويني صرف و بدون قصد قربت بنا شده باشد، خود همين قرينه بر اين است كه صوم عبادي است.

اما اشكال كلام ايشان اين است كه دليلي بر اين وجود ندارد كه اسلام نمي‏تواند بر يك امر تكويني بدون قصد قربت بنا شود. جهاد كه يك امر تكويني است، بنابر اينكه در جهاد قصد قربت شرط نيست، غلبه بر دشمن حتي به قصد تحصيل غنائم ذاتاً مطلوب شارع است. قضاء و برآورده كردن حاجات و نيازهاي مؤمنين مانند نجات غريق ذاتاً مطلوب شرع است و قصد قربت نيز در آنها شرط نيست. خود ولايت كه يكي از امور پنجگانه‏اي است كه اسلام مبتني بر آنها است، اگر شخص مؤمن بدون اينكه قصد قربت كند، از امام و رهبر به قصد اينكه سفارشات و دستورات آن مقام ولايت به نفع جامعه و شخص خود او است، اطاعت كند، روايت «بني الاسلام» شامل چنين شخصي نيز مي‏شود، چون ظاهر اين روايت كه مي‏گويد «فیكُونَ أَعْمَالِهِ‏ بِدَلَالَتِهِ»[2] اين است كه اشخاص و جامعه با هدايت‏هاي امام به شيوه زندگي صحيح دست يابند و اعمال خود را به طور صحيح انجام دهند، به نظر مي‏رسد كه ولايت نيز توصلي است و تعبدي نيست، البته ترتب ثواب حتي در توصليات منوط به قصد قربت است.

بعد مرحوم آقاي خوئي فرمايش ديگري دارد كه اول تصور كردم مانند مطلبي است كه ديروز عرض مي‏كردم، ولي بعد معلوم شد كه تعبير به گونه‏اي ديگر است و محل مناقشه است.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): روايت «الصائم في عبادة و لو كان نائماً ….»[3] مانند اين است كه بگويند انفاق كننده در عبادت است كه به اين معنا است كه خدمت به مردم عبادت است و موجب تقرب به درگاه الهي است، نمي‏خواهد بگويد قصد قربت معتبر است. در خواب هم باشد ممكن است توصلي و مطلوب ذاتي باشد، مثلاً خوابيدن مقدمه براي اين باشد كه بتواند با نشاط بيشتري مسير زندگي را بپيمايد، اينگونه خوابي نيز مطلوب ذاتي است، اين تعبيرات به توصلي و تعبدي بودن ناظر نيست، ثواب‏هاي فراوان براي برخي اعمال كه توصلي هم هست، ذكر شده و هيچ قيد قصد قربت در آنها ذكر نشده است، به طور كلي گفته شده «لكلّ امرءٍ ما نوىٰ»[4] يعني همانگونه كه نيت مي‏شود، براي او حساب مي‏شود، اما اينكه آيا نيت شرط اجزاء يا شرط ترتب ثواب است، از جاي ديگري بايد معلوم شود.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): بله، فروعات مسئله را نمي‏خواهد بگويد و فقط در اصل مسئله است كه صوم قربي چنين است، اما اينكه قصد قربت شرط هست يا نيست، آن يك بحث ديگري است.

مرحوم آقاي خوئي اشكال ديگري دارد كه آن را عرض كردم ولي ديدم كه ايشان به گونه‏اي ديگر تعبير مي‏نمايد.

عرض كردم كه صوم عبادي است و هم قصد قربت در آن معتبر است و هم از امور قصدي است، و نسبت بين عبادي و قصدي عموم من وجه است، گاهي در عملي قصد قربت شرط است و بدون آن، غرض شارع حاصل نمي‏شود اما قصد عنوان معتبر نيست و متعلق بدون قصد عنوان هم حاصل مي‏شود، و گاهي قصد عنوان لازم است اما قصد قربت لازم نيست، مانند اداء دين كه مي‏گويند از امور قصدي است. صوم از اعمال قصدي است، چون مجموعه تروكي است كه به مجموعه موضوع حكم شرعي واقع شده است، و لذا اگر تك تك تروك را به طور مستقل، حسب الامر طبيب كه براي او ضرر دارد، به قصد قربت و اينكه شارع مقدس از اعمالي كه براي انسان ضرر دارد، نهي نموده، انجام ندهد، صوم شرعي حاصل نشده است و عرفاً به چنين شخصي صائم نمي‏گويند. پس، در صوم علاوه بر قصد قربت، قصد عنوان هم معتبر است، و مورد بحث اين است كه اصلاً قصد عنوان هم نشده و در آخر روز مي‏خواهد به امر شارع امساك كند، اگر بگوئيم دليلي وجود ندارد كه در تمام مدت صوم بايد قصد قربت باشد، ولي صوم كه از اعمال قصدي است و شارع گفته كه در تمام طول طلوع تا غروب خورشيد بايد نيت صوم وجود داشته باشد، و مفروض اين است كه در فرض جاري، قصد صوم وجود نداشته و مثلاً در آستانه غروب حاصل شده است، لذا صوم شرعي محقق نشده است، اين را عرض مي‏كردم.

مرحوم آقاي خوئي همين مطلبي را كه عرض مي‏كردم، فرموده منتها ايشان تعبيري دارد كه گويا ايشان مي‏خواهد بگويد كه همه توصليات از امور قصدي است مگر اينكه دليلي خاص اقامه شود كه يك امر توصلي غير قصدي است يعني همه توصليات الا ما خرج بالدليل از امور قصدي است، در ذهنم هست كه ايشان در جاهاي ديگر مطلبي بر خلاف آنچه كه از اينجا استظهار مي‏شود، فرموده بود، ايشان به مرحوم آقاي حكيم مي‏گويد كه از اين ناحيه بين توصلي و تعبدي فرقي نيست، كأنه همه توصليات الا ما خرج بالدليل قصدي است.

اما دليلي بر اين وجود ندارد كه همه توصليات قصدي باشد، مواردي مانند قضاء و برآورده كردن حوائج مؤمنين توصلي است اما هيچ دليلي وجود ندارد كه حتماً بايد قصد عنوان بشود تا مطلوب شارع مقدس حاصل شود، چنين اصل اولي در توصليات وجود ندارد. عبارت ايشان اين است : «و أمّا قصد عنوان العمل فمشترك فيه بين العبادي و التوصّلي، فما لم يقصد لم يتحقّق الواجب و إن كان توصّلياً، كما في ردّ السلام، فإنّه متقوّم بقصد ردّ التحيّة، إلّا أن يثبت من الخارج ترتّب الغرض على ذات العمل، و عدم الحاجة الى القصد كما في غسل الثوب، حيث علمنا إنّ الغاية إنّما هي الطهارة و إزالة النجاسة الحاصلة من الغسل و لو بداعٍ آخر كإزالة الوسخ مثلًا فإن عُلِم ذلك في موردٍ فهو، و إلّا فلا يكاد يسقط الأمر من غير قصد عنوان العمل و نيّته ما لم يقم عليه دليل بالخصوص، من غير فرق في ذلك بين التعبّدي و التوصّلي. و عليه، فلو لم يكن المكلّف قاصداً للصوم و في أثناء النهار قصده و لو آناً ما بعد طلوع الفجر، كان إجزاؤه مخالفاً للقاعدة، و محتاجاً إلى قيام الدليل، لعدم صدور هذا المجموع عن قصدٍ و نيّة»[5]

«أما قصد عنوان الفعل مشترك فيه بين العبادي و التوصلي و ما لم يقصد لم يتحقق الواجب و ان كان توصلياً»، و بعد مي‏فرمايد بله، اگر در موردي دانستيم كه قصد عنوان لازم نيست، آن توصلي بدون قصد عنوان حاصل مي‏شود «و الا فلا يكاد يسقط الأمر من غير قصد عنوان العمل و نيته ما لم يقم عليه دليل بالخصوص من غير فرق في ذلك بين التعبدي و التوصلي، و عليه فلو لم يكن المكلف قاصداً للصوم و في اثناء النهار قصده و لو آناً ما بعد طلوع الفجر كان اجزائه مخالفاً للقاعدة و محتاجاً الي قيام الدليل، لعدم صدور هذا المجموع عن قصد و نية».

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): ايشان كلام مرحوم آقاي حكيم را نمي‏پذيرد و رد مي‏نمايد و من نيز كلام مرحوم آقاي حكيم را رد نمودم، اما بياني كه عرض كردم با بيان مرحوم آقاي خوئي تفاوت دارد، مرحوم آقاي خوئي اينگونه رد مي‏نمايد كه در همه توصليات الا ما خرج بالدليل، قصد قربت معتبر است، و من عرض كردم كه صوم از اعمال قصدي است. مرحوم آقاي خوئي اينگونه پاسخ كلام مرحوم آقاي حكيم را مي‏دهد كه در صوم و مورد بحث، دليل بر قصدي نبودن نداريم لذا قصد عنوان از اول وقت صوم تا پايان آن لازم است، در حالي كه اينگونه نيست كه اصل اولي در توصليات لزوم قصد قربت باشد و چنين اصل اولي وجود ندارد، لذا كلام مرحوم حكيم بر قوت خود باقي مي‏ماند. اما من اينگونه كلام مرحوم حكيم را رد مي‏نمايم كه دليل داريم كه صوم از عناوين قصدي است و شارع فرموده كه بايد در تمام وقت صوم قصد صوم وجود داشته باشد، و چون در مورد بحث، قصد صوم نبوده، لذا صوم صحيح نمي‏باشد.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): در امور قصدي از هنگام آغاز آن بايد قصد وجود داشته باشد و صوم نيز چنين است.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): مي‏خواهم بگويم كه و لو صدق عرفي نكند، ممكن است شارع پذيرفته باشد مانند روايت زراره كه مي‏گويد «أَرْبَعٌ‏ مَكَانَ‏ أَرْبَعٍ»[6] كه در صورتي كه هنوز نماز ظهر نخوانده، نماز عصر قصد شده، چهار ركعت نماز به نيت عصر به جاي نماز ظهر پذيرفته شده است، اين پذيرش شارع غير از اين است كه علي نحو الحقيقة موجود باشد، آن احتياج به دليل خاص دارد، امر قصدي كه قصد نكرده و شارع بپذيرد احتياج به دليل دارد.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): آن بحث ديگري است كه آيا عباديت فاعلي است كه شخص بايد به گونه‏اي باشد كه اگر پيش آيد، امتناع خواهد كرد، در امور ضروري الثبوت قصد نمي‏آيد، آن را مي‏گويند تعليقي است يعني اگر آبي بود، نمي‏نوشيدم، در اين موارد قصد نيست و قصد در امور اختياري است، قصد بالفعل نمي‏آيد ولي مي‏گويند اين حالت بايد باشد كه اگر آب هم باشد، آن را ننوشد، اين كافي است، آن يك بحث ديگري است و فرض مسئله اين نيست، فرض اين است كه اصلاً به اين مسئله توجه نداشته و غافل محض بوده و حالا كه در وسط روز است، تصميم گرفته روزه بگيرد.

يك بحثي در كلمات آقايان هست كه بايد نيت در شب محقق شود، حالا اگر روز قبل از روزي كه مي‏خواهد روزه بگيرد، قصد روزه فردا كند و مثلاً به وسيله داروي خواب‏آور بخوابد و بعد از طلوع فجر فردا بيدار شود، آيا چنين نيتي براي صوم كافي است؟

مرحوم آقاي خوئي در مسئله تفصيلي قائل شده است، البته ايشان يك مطلبي را ناقص بيان نموده و لازم بود كه بيان شود، و آن اين است كه ايشان محور مسئله را روزه ماه مبارك رمضان قرار داده و هر دو صورتي كه ذكر نموده، مربوط به روزه ماه مبارك رمضان است؛ يكي اين است كه در عصر روز آخر شعبان المعظم قصد روزه اول ماه رمضان كرده و از همان هنگام تا طلوع فجر از روز اول ماه مبارك رمضان خوابيده است، و دوم اين است كه در روز اول ماه مبارك رمضان نيت كرده و آن اتفاق افتاده و تا صبح روز سوم ادامه يافته است، در حالي كه اين مطلب در غير ماه مبارك رمضان نيز جاري مي‏شود. ايشان فرموده كه در ماه مبارك رمضان دو صورت وجود دارد؛ يك مرتبه اين است كه در روز آخر شعبان المعظم نيت مي‏كند كه فردا كه اول ماه مبارك رمضان است، روزه مي‏گيرم و به خواب مي‏رود، اينجا ايشان مي‏فرمايد اين روزه صحيح نيست، زيرا امر به ماه مبارك رمضان بعد از «مَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ‏ الشَّهْرَ»[7] است و قبل از آن، اين امر نبوده است و هنگامي اين امر مي‏آيد كه او در خواب بوده، لذا نمي‏تواند عبادت و قربي باشد، بنابراين، نيتي كه قبل بوده، امر نداشته، و هنگام امر، نيت نكرده است، لذا صحيح نمي‏باشد، ادامه مسئله را در جلسه آينده پي مي‏گيريم.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»


[1] . «حدثني الحسين بن محمد الأشعري عن معلى بن محمد الزيادي‏ عن الحسن بن علي الوشاء قال حدثنا أبان بن عثمان عن فضيل عن أبي حمزة عن أبي جعفر ع قال: بني‏ الإسلام‏ على‏ خمس‏ على الصلاة و الزكاة و الصوم‏ و الحج و الولاية و لم يناد بشي‏ء كما نودي بالولاية». الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏2، ص: 18

[2] . «إن الله عز و جل يقول- من يطع الرسول فقد أطاع الله و من تولى فما أرسلناك عليهم حفيظا- أما لو أن رجلا قام ليله و صام نهاره و تصدق بجميع ماله و حج جميع دهره و لم يعرف ولاية ولي الله فيواليه و يكون جميع أعماله‏ بدلالته‏ إليه ما كان له على الله جل و عز حق في ثوابه و لا كان من أهل الإيمان‏». الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏2، ص: 19

[3] . «وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‏ الصَّائِمُ فِي عِبَادَةٍ وَ إِنْ كَانَ‏ نَائِماً عَلَى فِرَاشِهِ مَا». من لا يحضره الفقيه، ج ‏2، ص: 74

[4] . قول النبيّ صلى الله عليه و آله: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى.». تهذیب، ج4، ص: 186

[5] . موسوعة الإمام الخوئي،‌ ج21، ص: 38

[6] . «إن نسيت الظهر حتى صليت العصر فذكرتها و أنت في الصلاة أو بعد فراغك فانوها الأولى ثم صل العصر فإنما هي أربع‏ مكان‏ أربع‏». الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏3، ص: 291

[7] . «وَ سَأَلَ عُبَيْدُ بْنُ زُرَارَةَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع‏ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ‏ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ‏ قَالَ مَا أَبْيَنَهَا مَنْ شَهِدَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ سَافَرَ فَلَا يَصُمْهُ». من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 141