پنجشنبه ۰۱ مهر ۱۴۰۰

صوم 87-86


43. کتاب صوم/سال‏ اول 86/10/04

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال‏ اول : شماره 43 تاریخ : 86/10/04

موضوع بحث این جلسه، نیت صوم واجب غیر معین مانند روزه قضاء و نذر و حلف و یمین و کفاره غیر معین است، البته استیجاری که وقت آن موسع است، آقایان عنوان نکرده‏اند. در این مسئله مشهور این است که اختیاراً نیت تا ظهر جایز است، و عده‏ای از قدماء و متأخرین اختیاراً تا عصر یا تا غروب جایز دانسته‏اند، و عده‏ای لعذر تا ظهر جایز دانسته‏اند.

حالا روایات را بررسی می‏کنیم، مرحوم آقای حکیم در این روایات مختصر و مرحوم آقای خوئی مفصل بحث کرده‏اند. یکی از روایات، «صحیحه حلبی عن أبی عبد الله علیه السلام أَنْ رَجُلًا أَرَادَ أَنْ یَصُومَ ارْتِفَاعَ النَّهَارِ أَ یَصُومُ قَالَ نَعَمْ»[1].

مرحوم آقای خوئی می‏فرماید که چون «أَرَادَ» تعبیر شده، بعید نیست که مراد نافله باشد، و به احتمال بعید ممکن است واجب غیر معین را شامل شود.

اما معلوم نیست چگونه مرحوم آقای خوئی از کلمه «أَرَادَ» چنین استظهاری نموده است، حالا بر فرض که بگوئیم واجب معین را شامل نمی‏شود، اما چرا واجب غیر معین را که در روایات هم آمده است که در اثناء روز تصمیم به روزه قضائی می‏گیرد، شامل نشود؟ آیا به این که در روایات آمده است، اراده گفته نمی‏شود؟ بلکه حتی شمول صحیحه حلبی نسبت به واجب معین را نیز نمی‏توان نفی کرد، زیرا در آیات قرآن کریم آمده است «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَهَ وَ سَعى‏ لَها سَعْیَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ کانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُورا»[2] که قطعاً آخرت گرائی یکی از أوجب واجبات معین است که متوجه تک تک ابناء بشر است، یا در آیه نماز «إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ»[3] تعبیر شده که به معنای بنای نماز داشتن است که نماز واجب را نیز شامل است. خود ایشان روایتی را که خواهیم خواند و مشابه این روایت است، می‏فرماید شامل مطلق واجب است، در آن روایات مانند صحیحه هشام بن سالم تعبیر شده که «حَدَثَ لَهُ رَأْی»[4]، چه فرقی بین «أَرَادَ» و «حدث له رأی» هست؟ فرد أظهر صحیحه حلبی نافله است و فرد منحصر آن نیست، حالا چون این مطالب برهانی نیست و بر اساس اشباه و نظائر گفته می‏شود، خیلی بر آن اصرار نداریم.

صحیحه عبد الرحمن بن حجاج عن أبی الحسن علیه السلام: «مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی الرَّجُلِ یَبْدُو لَهُ بَعْدَ مَا یُصْبِحُ وَ یَرْتَفِعُ النَّهَارُ فِی صَوْمِ ذَلِکَ الْیَوْمِ لِیَقْضِیَهُ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَمْ یَکُنْ نَوَى ذَلِکَ مِنَ اللَّیْلِ قَالَ نَعَمْ لِیَصُمْهُ وَ لْیَعْتَدَّ بِهِ إِذَا لَمْ یَکُنْ أَحْدَثَ شَیْئاً»[5].

مرحوم آقای خوئی می‏فرماید تعبیر «یَبْدُو» ظاهر در این است که روزه قضاء معین نباشد. یک بحثی است که ایشان نیز به آن اشاره نموده است که آیا قضاء همیشه موسع است یا مضیق تا ماه رمضان سال آینده است و اگر تا آن هنگام گرفته نشود، علاوه بر کفاره، این قضاء روزه همچنان پابرجا می‏ماند؟ مشهور قائل هستند که مضیق است و نظر مختار نیز همین است، اما مرحوم سید می‏فرماید که دلیلی بر تضیق نداریم و مرحوم آقای خوئی نیز به کلام مرحوم سید تمایل دارد. حالا بنابر قول مشهور که مضیق است، ایشان می‏فرماید که صورت روزه قضاء معین را شامل نمی‏شود.

اما تعبیر «یَبْدُو» شامل صورتی نیز می‏شود که قضاء روزه ماه مبارک رمضان را فراموش کرده و روز آخر سال جاری نیز هست و فردا ماه مبارک رمضان جدید از راه می‏رسد، و در اثناء روز آخر به خاطر می‏آورد که روزه قضائی از ماه رمضان گذشته بر عهده او مانده است، چه قرینه‏ای وجود دارد که این روزه قضاء معین خارج از مفاد روایت است؟ این «یَبْدُو» فقط بر این دلالت دارد که شبانه نیت نکرده است.

بله، ممکن است اینگونه ادعا شود که «یَبْدُو» به این معنا است که قبلاً متذکر نبوده و الآن متذکر شد، در جلسه گذشته عرض شد که عده‏ای می‏گویند در صوم واجب غیر معین باید نیت شبانه حاصل شود ولی لعذر تا ظهر نیت جایز است. بنابراین، ممکن است ادعا شود که مورد سؤال این روایت غیر متذکر است و امام علیه السلام نیز همین مورد را پاسخ داده‏اند و قرینه و دلیلی در این روایت وجود ندارد که شامل متذکر و حالت اختیار در واجب غیر معین بشود.

ولی با ادعای اطلاق در روایت، می‏توان این ادعا را متزلزل ساخت، زیرا تعبیر یتذکر الصوم در مورد ناسی است ولی تعبیر «یَبْدُو» غیر ناسی را که تصمیم به روزه نداشته و در اثناء روز تصمیم به روزه می‏گیرد، شامل است، مرحوم آقای خوئی اصلاً از «لَمْ یَکُنْ نَوَى ذَلِکَ» استفاده می‏کند که متعمد بوده که روزه نگیرد، تصمیم داشته که روزه نگیرد ولی بعد از این تصمیم برمی‏گردد و نیت روزه می‏کند، حالا ما این فرمایش مرحوم آقای خوئی را نمی‏گوئیم که این «لَمْ یَکُنْ نَوَى ذَلِکَ» در تعمد به عدم روزه ظهور دارد، ولی آن صورت را نیز شامل می‏شود، معنای «یَبْدُو» این است که برای او تصمیم حاصل می‏شود و به این معنا نیست که تصور موضوع روزه برای او حاصل می‏شود، بداء حاصل شدن، همه فروض تصمیم بر عدم و غفلت و تردید را شامل می‏شود. این صحیحه بالاطلاق دلالت می‏کند که حتی در صورت اختیار و عدم عذر نیز نیت قضاء ماه مبارک رمضان تا ظهر جایز است.

البته از عبد الرحمن بن الحجاج یک روایت دیگری نیز به طریق تهذیب نقل شده که ایشان آن را اینجا نقل نکرده است، در جامع الاحادیث روایت عبد الرحمن بن حجاج را با دو روایت نقل می‏کند که در حقیقت یک روایت است، این را از جامع الاحادیث نقل می‏کنم. روایتی که از تقریرات مرحوم آقای خوئی خواندم، نقل کافی است و آن این است «مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ»، علت اینکه جمیعاً تعبیر شده با اینکه فضل بن شاذان یک نفر است، این است که اینجا دو سند است که یکی أحمد بن محمد عن الفضل بن شاذان نقل کرده و در سند دیگر محمد بن اسماعیل عن الفضل بن شاذان نقل کرده است، اینجا دو دسته راوی از ابن ابی عمیر نقل می‏کنند، «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی الرَّجُلِ یَبْدُو لَهُ بَعْدَ مَا یُصْبِحُ وَ یَرْتَفِعُ النَّهَارُ فِی صَوْمِ ذَلِکَ الْیَوْمِ لِیَقْضِیَهُ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَمْ یَکُنْ نَوَى ذَلِکَ مِنَ اللَّیْلِ قَالَ نَعَمْ لِیَصُمْهُ وَ لْیَعْتَدَّ بِهِ إِذَا لَمْ یَکُنْ أَحْدَثَ شَیْئاً».

نقل دیگر از روایت عبد الرحمن بن الحجاج که از نظر سند مختصری با قبلی متفاوت است، این است که مرحوم شیخ نقل می‏کند: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَقْضِی رَمَضَانَ أَ لَهُ أَنْ یُفْطِرَ بَعْدَ مَا یُصْبِحُ قَبْلَ الزَّوَالِ إِذَا بَدَا لَهُ فَقَالَ إِذَا کَانَ نَوَى ذَلِکَ مِنَ اللَّیْلِ وَ کَانَ مِنْ قَضَاءِ رَمَضَانَ فَلَا یُفْطِرْ وَ یُتِمُّ صَوْمَهُ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَبْدُو لَهُ بَعْدَ مَا یُصْبِحُ وَ یَرْتَفِعُ النَّهَارُ‌ أَنْ یَصُومَ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ یَقْضِیَهُ مِنْ رَمَضَانَ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ نَوَى ذَلِکَ مِنَ اللَّیْلِ قَالَ نَعَمْ یَصُومُهُ وَ یَعْتَدُّ بِهِ إِذَا لَمْ یُحْدِثْ شَیْئاً»[6].

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ» محمد بن علی بن محبوب از مشایخ قمیین است و محمد بن الحسین، أبی الخطاب است که از ثقات مهم است و صفوان، ابن یحیی است، در این سند صفوان از عبد الرحمن بن الحجاج نقل می‏کند و به صورت مضمره ذکر شده است، «قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَقْضِی رَمَضَانَ أَ لَهُ أَنْ یُفْطِرَ بَعْدَ مَا یُصْبِحُ قَبْلَ الزَّوَالِ إِذَا بَدَا لَهُ فَقَالَ إِذَا کَانَ نَوَى ذَلِکَ مِنَ اللَّیْلِ وَ کَانَ مِنْ قَضَاءِ رَمَضَانَ فَلَا یُفْطِرْ وَ یُتِمُّ صَوْمَهُ» تا اینجا مربوط به مسئله جاری نیست، ذیل این نقل با نقل کافی یکی است، «وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَبْدُو لَهُ بَعْدَ مَا یُصْبِحُ وَ یَرْتَفِعُ النَّهَارُ‌ أَنْ یَصُومَ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ یَقْضِیَهُ مِنْ رَمَضَانَ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ نَوَى ذَلِکَ مِنَ اللَّیْلِ قَالَ نَعَمْ یَصُومُهُ وَ یَعْتَدُّ بِهِ إِذَا لَمْ یُحْدِثْ شَیْئاً».

مرحوم آقای خوئی می‏فرماید این روایت در مورد غیر معین است و قضاء مضیق را شامل نمی‏شود، چون «بَدَا» تعبیر شده که در موسع گفته می‏شود، و من عرض کردم که دلیل بر این مطلب نیست.

یک روایت دیگر هست که ضعیف السند است و مرحوم آقای خوئی نیز آن را ضعیف السند می‏داند، «صَالِحِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ جَعَلَ لِلَّهِ عَلَیْهِ صِیَامَ شَهْرٍ فَیُصْبِحُ وَ هُوَ یَنْوِی الصَّوْمَ ثُمَّ یَبْدُو لَهُ فَیُفْطِرُ»[7] یک فرض این است که شبانه نیت کرده و روز به فکرش می‏آید که روزه را افطار کند، و فرض دیگر این است که شب نیت نکرده و در روز به فکرش می‏آید نیت روزه کند، آیا می‏تواند روزه بگیرد، حضرت در هر دو فرض می‏فرمایند اشکالی ندارد. متن روایت مربوط به مسئله جاری است و بر جواز نیت در اثناء روز که شامل تا غروب است و متعمد و غیر متعمد را دربر می‏گیرد، دلالت می‏کند اما به دلیل ضعف سند قابل استناد نیست.

روایت دیگر، صحیحه محمد بن قیس عن أبی جعفر علیه السلام: «وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُوسُفَ بْنِ عَقِیلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ عَلِیٌّ ع إِذَا لَمْ یَفْرِضِ الرَّجُلُ عَلَى نَفْسِهِ صِیَاماً ثُمَّ ذَکَرَ الصِّیَامَ قَبْلَ أَنْ یَطْعَمَ طَعَاماً أَوْ یَشْرَبَ شَرَاباً وَ لَمْ یُفْطِرْ فَهُوَ بِالْخِیَارِ إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ»[8].

مرحوم آقای خوئی در این روایت استظهاری دارد که مطلبی کاملاً بر خلاف آن به ذهن می‏آید، ایشان می‏فرماید این جمله که «إِذَا لَمْ یَفْرِضِ الرَّجُلُ عَلَى نَفْسِهِ صِیَاماً» به این معنا است که آن صیامی را که اراده کرده بجا آورد، در آن وقت بر خود الزام نکرده است و بعداً بر خود الزام کرده است، کأنه ظاهر روایت، روزه نذری موسع است که در اینجا می‏فرماید «إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ»، ایشان این را اینطور معنا می‏کند.

به نظر می‏رسد که دو احتمال وجود دارد که هیچکدام این که مرحوم آقای خوئی می‏فرماید، نیست؛ یکی این است که فرض مسئله اینجا است که اصلاً نذری نکرده و چیزی بر عهده خودش لازم نکرده است، البته به قرینه مقام این است که از نظر شرعی شارع چیزی الزام نکرده است و خود او نیز چیزی بر خود لازم نکرده است و حالا می‏خواهد روزه بگیرد، قهراً این روزه برای او نافله می‏شود. البته این تعبیر «إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ» در چند مورد چنین تعبیر می‏شود؛ یکی جائی است که شخص در روزه گرفتن تردید دارد که آیا می‏شود روزه بگیرد، و در افطار کردن تردید دارد که آیا می‏شود افطار کرد. دیگری جائی است که فقط یکی از این دو مجهول است، می‏داند که افطار جایز است و نمی‏داند که صوم جایز هست یا نیست و یا بالعکس. در اینجا به نظر می‏رسد که افطار با آن معنائی که ذکر کردم، جایز است، وقتی واجب معین نشد و قبلاً هم نیت نکرده، افطار اشکالی ندارد، تصوری که در اثناء روز برای او پیش آمده، الزام‏آور نیست، شبهه سائل در این بوده که شبانه که نیت نکرده، می‏تواند قبل از ظهر نیت کند، پس این تعبیر تخییر در مقام تجویز صوم است و در مقام تجویز افطار که حکم آن معلوم بوده، نیست. و در صدر روایت می‏گوید اگر واجبی بر ذمه نباشد، آیا صوم جایز هست یا نیست و آیا این صوم مستحبی را می‏تواند بگیرد؟ این مربوط به مستحب می‏شود و از مورد بحث خارج است. اینکه حضرت اینگونه تعبیر نموده‏اند، به خاطر این شبهه است که اگر صوم منذور بر کسی واجب باشد، آیا می‏تواند روزه مستحبی بگیرد؟ این مورد اختلاف هم هست، اگر قضاء بر عهده او باشد، مسلّماً نمی‏تواند روزه مستحبی بگیرد، اما اینکه اگر صوم منظور موسع بر عهده او باشد، آیا می‏تواند روزه مستحبی بگیرد، شبهه وجود دارد و ممکن است بنابر این تفسیری که عرض می‏کنم، این روایت در این جهت ظهور داشته باشد که حضرت می‏فرمایند اگر ذمه او مشغول نباشد و ذمه خود را به صوم واجب مشغول نکرده باشد، گرفتن روزه مستحبی اشکال ندارد، از این استفاده می‏شود که اگر صوم نذری نیز بر عهده او باشد، صوم مستحبی جایز نیست. یک معنای دیگر این است که صیام در «لَمْ یَفْرِضِ الرَّجُلُ عَلَى نَفْسِهِ صِیَاماً» اشاره به صیامی باشد که بعداً می‏خواهد نیت کند، می‏گوید شخص صیامی را به عهده خود نیاورده ولی می‏خواهد بیاورد، یعنی همین که الآن می‏خواهد بجا بیاورد، بر خود لازم نکرده است، یعنی نذر معین نبوده است، حضرت می‏فرماید اگر نذر معین نباشد اشکالی ندارد، این به چه معنا می‏شود و نذر معین چه نقشی دارد؟ کلمه مستحبی هم در ذیل روایت نیست، می‏فرماید اگر نذر کرده آن روز معین را روزه بگیرد، نمی‏تواند آن روز را روزه بگیرد و برای وفاء به نذر کفایت نمی‏کند، کأنه برای وفای به نذر باید در شب نیت کرده باشد، و مفروض این است که در شب نیت نکرده و لذا کفایت نمی‏کند، اما اگر نذر نکرده باشد، آن روز را می‏تواند روزه بگیرد. خلاصه، در آن فرض اول هم که نذر واجب بر عهده او باشد، نمی‏تواند از بابت آن روزه، در آن روز روزه بگیرد، برای خاطر اینکه ظهور نذر و استیجار این است که از اول طلوع فجر نیت کند و روزه بگیرد و روزه ناقص در باب نذر و استیجار کفایت نمی‏کند، به حسب انصراف دلیل، نیت در نذر باید از اول طلوع فجر باشد و معلوم نیست این روایت بگوید که شارع بر خلاف نذر ناذر چیز دیگری را کافی می‏داند، ممکن است این روایت بگوید که نذر نکرده تا نتواند بجا بیاورد، اشکالی ندارد و می‏تواند بجا آورد، می‏توانیم استظهار کنیم که این روایت می‏گوید تکلیف صورت نذر چیز دیگری است و جواز صوم فقط در غیر نذر می‏باشد.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): شبهه راجع به جواز صوم است و در مورد افطار صوم نیست، آنجا هم که در کلام خود حضرت است که می‏فرماید اگر روزه واجب نذر نکرده، نیت در اثناء روز برای روزه آن روز کفایت می‏کند، این مفهوم دارد و به این معنا نیست که چه نذر واجب باشد یا نباشد، می‏تواند نیت کند.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): در این جهت که می‏خواهم عرض کنم، فرق نمی‏کند، در اینکه عرض می‏کنم که دلیلی وجود ندارد که شارع بر خلاف نذر ناذر تعبد خاصی داشته باشد، هر نسخه‏ای که فرض کنید، مشترک است، در باب نذر باید طبق قواعد عامه مشی نمود، بحث این است که یک روایت هم پیدا نکردم که شارع بر خلاف نذر، تعبد خاصی داشته باشد، حالا چه نسخه «یَفْرِض» باشد یا نباشد، فرق نمی‏کند، اگر راجع به نذر هم نباشد، تفاوتی در آنچه عرض می‏کنم، ندارد، راجع به نذر که دلالت دارد، فقط روایت ضعیف السند صالح بن عبد الله است و دلیل دیگری وجود ندارد.

عقیده ما این است که اگر استظهار نکنیم، دو وجه هست؛ حالا بنابر کلمه «فرض»، یکی این است که به طور کلی به ذمه خود صومی را فرض نکرده، حالا می‏خواهد بجا بیاورد، و دوم این است که صوم آن روز را فرض نکرده است. مرحوم آقای خوئی معنای دوم را گفته است، اما در معنای دوم حتماً ظهور ندارد، حالا فرض کنیم که مراد معنای دوم است، ولی مرحوم آقای می‏فرماید که بر عهده خود گذاشته، ولی آن روز را نذر نکرده است، آیا اینطور دلالت می‏کند؟ اگر گفتند اگر فلان روز را نذر نکرده باشید که روزه بگیرید، فلان حکم را دارد، آیا معنای آن این است که نذر کرده‏اید به طور کلی روزه بگیرید، منتها آن روز نبوده است، این مطلب استفاده می‏شود؟ ایشان اینگونه استظهار می‏کند که معنای آن این است که نذر کرده روزه بگیرد ولی خصوص آن روز را نذر نکرده است، این استفاده نمی‏شود بلکه اینکه می‏گوید نذری نکرده، هم با این سازگار است که کلاً نذر کرده باشد و هم با اینکه اصلاً نذر نکرده است، این استظهار نمی‏شود که نذر کرده باشد منتها آن خصوصیت تحت النذر نبوده است.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»


. [1]عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُصْبِحُ وَ هُوَ یُرِیدُ الصِّیَامَ ثُمَّ یَبْدُو لَهُ فَیُفْطِرُ قَالَ هُوَ بِالْخِیَارِ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ نِصْفِ النَّهَارِ قُلْتُ هَلْ یَقْضِیهِ إِذَا أَفْطَرَ قَالَ نَعَمْ لِأَنَّهَا حَسَنَهٌ أَرَادَ أَنْ یَعْمَلَهَا فَلْیُتِمَّهَا قُلْتُ فَإِنَّ رَجُلًا أَرَادَ أَنْ یَصُومَ ارْتِفَاعَ النَّهَارِ أَ یَصُومُ قَالَ نَعَمْ». الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏4، ص: 121

[2] . إسراء، آیه 19

[3] . «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ مِنْهُ ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ». مائده، آیه 6

[4] . الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ یُصْبِحُ وَ لَا یَنْوِی الصَّوْمَ فَإِذَا تَعَالَى النَّهَارُ حَدَثَ لَهُ رَأْیٌ فِی الصَّوْمِ فَقَالَ إِنْ هُوَ نَوَى الصَّوْمَ قَبْلَ أَنْ تَزُولَ الشَّمْسُ حُسِبَ لَهُ مِنْ یَوْمِهِ وَ إِنْ نَوَاهُ بَعْدَ الزَّوَالِ حُسِبَ لَهُ مِنَ الْوَقْتِ الَّذِی نَوَى». تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏4، ص: 188

[5] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏4، ص: 122

[6] . تهذیب الأحکام، ج‌4، ص: 186

[7] . «عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنْ فَضَالَهَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ جَعَلَ لِلَّهِ عَلَیْهِ صِیَامَ شَهْرٍ فَیُصْبِحُ وَ هُوَ یَنْوِی الصَّوْمَ ثُمَّ یَبْدُو لَهُ فَیُفْطِرُ وَ یُصْبِحُ وَ هُوَ لَا یَنْوِی الصَّوْمَ فَیَبْدُو لَهُ فَیَصُومُ فَقَالَ هَذَا کُلُّهُ جَائِزٌ». تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏4، ص: 187

[8] . تهذیب الأحکام، ج‌4، ص: 187