چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

صوم 87-86


50. کتاب صوم/سال‏ اول 86/11/07

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال‏ اول : شماره 50 تاریخ : 86/11/07

بحث در مسئله نیت روزه بعد از انصراف از نیت سابق و زوال نیت سابق و اعاده نیت در قبل از ظهر، و فرع مربوط به آن پیرامون انصراف از نیت سابق به وسیله ریا بود. مرحوم سید در این فرض با علی الاحوط حکم به بطلان و عدم اجزاء نمود و مرحوم آقای خوئی با تعبیر علی الاقوی فتوا به بطلان می‏دهد و اینگونه استدلال می‏نماید که اگر صوم بخواهد صحیح باشد، باید نیمه صحیح روزه منقلب شود و به منزله کل حساب شود و در اینجا که نیمی از عمل با حرام بوده، انقلاب به کل ممکن نیست، به خاطر اینکه حرام مبغوض و مبعد نمی‏تواند به حلال مقرب منقلب شود.

در پاسخ از استدلال مرحوم آقای خوئی عرض شد که حکم به صحت در اینجا مستند به انقلاب نیست بلکه شارع تنزیل به کل می‏کند و مسقط می‏داند و اکتفاء به عمل می‏نماید و ما وقع منقلب نمی‏شود، و در اسقاط ممکن است قسمتی از عمل جایز غیر قربی یا حرام غیر قربی باشد.

بله، برای مختار ایشان اینگونه می‏توان استدلال نمود که به مقتضای اصل اولی و ادله «لَا صِیَامَ لِمَنْ لَا یُبَیِّتُ الصِّیَامَ بِاللَّیْلِ»[1] حکم مسئله جاری بطلان است منتها به دلیل ادله خاصه می‏گوییم شارع اکتفا نموده و حکم به صحت می‏کنیم، و فرض ریا در مورد روایات حاکم به کفایت وجود ندارد و خارج از آنها است، لذا این فرض بر همان حکم به بطلان و مقتضای اصل اولی باقی می‏ماند.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): ما عرض می‏کنیم که از اول اطلاق ندارد، اصلاً مورد چه حلالاً و چه حراماً اطلاق ندارد، در صورت حرام اصلاً از روایات جواز نیت ابتدائی قبل از ظهر نسبت به نیت پس از انصراف از نیت سابق حراماً نمی‏توان الغاء خصوصیت نمود، ولی در صورت حلال امکان الغاء خصوصیت هست، کلام مرحوم آقای خوئی را نپذیرفتیم و عرض کردم که ممکن است زائل شده بدتر و کمتر از عدم مطلق باشد و همیشه اینگونه نیست که عدم مطلق کمتر از زائل شده باشد، گفتیم ملازمه ندارد، ولی در اینجا الغاء خصوصیت بعید نیست، مواردی که در پاسخ از کلام مرحوم آقای خوئی مانند ارتداد و اسلام ابتدائی مثال می‏زدم، چون ارتداد خلاف شرع است، ممکن است عملی که ملزم بوده تمام کند، و به وسیله ارتداد فاسد کرده، شدیدتر از موردی باشد که از اول وارد عمل نشده باشد، مثلاً احرام بسته و واجب بود تمام کند و با ارتداد تمام نکرده، اینجا حکمی باشد که در صورتی که اصلاً وارد احرام نشده و مرتد شده، وجود نداشته باشد، ولی در مانند فرض مسئله جاری و انصراف از نیت سابق در قبل از ظهر که انصراف از نیت خلاف شرع نیست و می‏تواند منصرف شود، عرف ممکن است الغاء خصوصیت کند. لذا در ریا که خلاف شرع است، نمی‏توانیم قائل به الغاء خصوصیت شویم.

بنابراین، با این تقریب می‏توانیم مختار مرحوم آقای خوئی را نسبت به فرض افساد روزه به وسیله ریا بپذیریم و بگوییم نیت روزه پس از انصراف از روزه به وسیله ریا صحیح نیست، این مسئله تمام است.

اما آن مسئله‏ای که از زمان مرحوم سید مرتضی مطرح بوده که آیا بعد از قصد روزه بین الحدین، نیت قطع روزه یا نیت قاطع عمدی مبطل صوم هست یا نیست؟ در اینجا آیا هیچیک از نیت قطع و قاطع مضر به نیت ابتدائی نیست و یا هر دو موجب بطلان است و یا بین نیت قطع و قاطع در بطلان و عدم بطلان تفصیل وجود دارد؟ این وجوه و اقوال در این مسئله است و یک نحو تفصیلی نیز در جواهر وجود دارد که آن را نیز عرض می‏کنم.

ابتدا باید معنای نیت قطع و نیت قاطع روشن شود. در تقریرات مرحوم آقای خوئی در این باره مطلب به گونه‏ای تقریر شده که بعید است مرحوم آقای خوئی اینگونه بیان نموده باشد و باید مطلب درست تقریر نشده باشد.

معنائی که ما می‏فهمیم و در کتاب غنائم مرحوم میرزای قمی و بعد از آن در جواهر هست، این است که نیت قطع، انشاء صائم نبودن است که الآن یا یک ساعت دیگر صائم نباشم، قصد عنوان، انشاء امساک صوم شرعی است که علاوه بر قصد قربت در صوم معتبر است، و نیت قطع، قصد رفع آن عنوان و انشاء رفع مصداقیت آن برای موضوع حکم شرعی است، و از آنجا که در انشاء ممکن است منشأ مقارن یا متأخر باشد، نیت قطع می‏تواند مقارن با زمان انشاء و یا متأخر از آن باشد همانطور که در باب وصیت، وصیت کننده تملیک پس از مرگ را انشاء می‏کند که منشأ گاهی با فاصله زمانی بسیاری ایجاد می‏شود. و قصد قاطع، قصد ارتکاب یکی از مفطرات است، و همین فارق بین نیت قطع و قاطع است که در نیت قطع ممکن است تصمیم به اجتناب از مفطرات نیز داشته باشد اما این اجتناب به قصد امساک صوم شرعی نیست و مثلاً بنا بر گفته پزشک باشد که برای سلامتی او مضر است.

در تقریرات مرحوم آقای خوئی معنای نیت قطع و نیت قاطع اینگونه آمده است: «ینوی القطع، أی ان لا یکون صائما باعتبار ان الصوم قصدی فیرفع الید عن قصده و ینوی أن لا یمسک عن المفطرات، من دون ان یقصد تناول المفطر، بل نفس عدم نیه الإمساک»[2].

«ینوی القطع أی أن لا یکون صائماً باعتبار أن الصوم قصدی فیرفع الید عن قصده و ینوی أن لا یمسک عن المفطرات» این تعبیر قصد عدم امساک از مفطرات، همان معنای قصد قاطع است و باید گفته شود که قصد امساک صوم شرعی ندارد گرچه ممکن است قصد امساک داشته باشد، «من دون أن یقصد تناول المفطر» قصد عدم امساک از مفطرات که همان قصد تناول مفطر است، «بل نفس عدم نیه الامساک»، آیا کسی که مردد است و نیت امساک نکرده، نیت قطع دارد؟ این که نیت قطع نیست، در نیت قطع باید انشاء رفع داشته باشد.

در جواهر یک تفصیلی هست که می‏فرماید بعضی از صور نیت القطع نیز حکم نیت القاطع را دارد و موجب بطلان نمی‏شود، یک مرتبه انسان انشاء می‏کند که صائم نباشد، ایشان در این صورت حکم به بطلان می‏کند، و یک صورت نیت قطع هست که انشاء ترک را قصد می‏کند، این صورت که قصد الانشاء است که یک ساعت دیگر ترک صوم را انشاء کند، مانند قصد ارتکاب مفطرات است و مضر به صوم نیست، قطع الانشاء موجب بطلان صوم نیست و نفس الانشاء موجب بطلان است، این تفصیل بین انشاء و عدم انشاء ترک الصوم در جواهر و قبل از ایشان نیز در کتاب غنائم مرحوم میرزای قمی وجود دارد.

این مسئله از قدیم بین فقهاء معنون بوده است و معمولاً گفته‏اند که فتوای مشهور حکم به صحت است و تفصیلی نیز در فتوای مشهور بین نیت قطع و قاطع نیست.

در مقابل، مرحوم صیمری در غایه المرام می‏گوید که اکثر قائل به بطلان شده‏اند. منتها یقیناً این مطلب غایه المرام نادرست است، زیرا اگر هم نگوییم که قول به صحت مشهور است، اینکه اکثر قائل به صحت شده‏اند، قابل انکار نیست.

کسانی که قول به صحت را به مشهور نسبت داده‏اند؛ شهید اول در دروس، مدارک، حدائق، در غنائم مرحوم میرزای قمی، در مفاتیح مرحوم فیض، اینها می‏گویند مشهور صحیح می‏داند، و مرحوم سبزواری در کفایه و ذخیره می‏گوید اکثر صحیح می‏دانند.

به فتاوای سابقین قبل از مرحوم علامه که مراجعه کردم، به استثنای فتوای اول مرحوم سید مرتضی که به طور قاطع از آن برگشته و مرحوم ابو الصلاح حلبی در کافی، سایر فقهاء قائل به صحت شده‏اند؛ مرحوم سید مرتضی در فتوای بعدی خود، مرحوم شیخ طوسی در خلاف و مبسوط، سرائر، مرحوم کیدری در اصباح، شرایع، مرحوم علامه در اکثر کتاب‏های خود حکم به صحت و در ارشاد حکم به بطلان و در یک جای تذکره حکم به صحت و در جای دیگر آن حکم به بطلان کرده است. و از متأخرین، مرحوم فخر المحققین در ایضاح حکم به بطلان کرده و از شرح ارشاد ایشان نیز حکم به بطلان نقل شده است. شهید اول در دروس و بیان حکم به بطلان و در غایه المراد حکم به صحت کرده است. بیشتر سایر متأخرین مانند مرحوم میرزای قمی، مرحوم کاشف الغطاء، مرحوم صاحب جواهر حکم به صحت کرده‏اند. حالا اگر کسی در تعبیر مشهور مضایقه کند، در اینکه اکثر قائل به صحت هستند، تردیدی نیست.

مرحوم میرزای قمی در کتاب غنائم در این مسئله مفصل بحث کرده، ایشان قائل به صحت است و البته بین نیت قطع و انشاء عدم صوم و نیت قاطع و قصد ارتکاب یکی از مفطرات تفصیل قائل است، این مبحث را مراجعه بفرمایید.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»


[1] . «وَ قَالَ النَّبِیُّ ص: لَا صِیَامَ لِمَنْ لَا یُبَیِّتُ الصِّیَامَ بِاللَّیْلِ». عوالی اللئالی العزیزیه، ج‌3، ص: 132

[2] . المستند فی شرح العروه الوثقى، الصوم‌1، ص: 83