دوشنبه ۰۵ مهر ۱۴۰۰

صوم 87-86


60. کتاب صوم/سال‏ اول 86/11/23

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال‏ اول : شماره 60 تاریخ : 86/11/23

بحث راجع به بررسی فروض مسئله روزه یوم الشک شعبان المعظم، و تفصیل مرحوم صاحب عروه بین تردید در نیت و تردید در منوی بود. جمعاً بین الادله، نظر مختار این شد که تردید در نیت موجب بطلان روزه است.

اینجا در جواهر در نقل کلام مرحوم علامه در تذکره خلطی واقع شده و به تبع ایشان همان خلط در مستمسک نیز وارد شده است. در جواهر گفته که در تذکره مرحوم علامه دعوای اجماع شده که در تردید بین فریضه و نافله «لم یصح اجماعاً». در تذکره دو مسئله هست، این اجماع را در یک مسئله عنوان کرده و این آقایان این را برای مسئله دیگر قرار داده‏اند. مورد بحث که این آقایان این اجماع را در آنجا آورده‏اند، شک بین آخر شعبان المعظم و اول رمضان المبارک است که بین طائفه دو قول مشهور وجود دارد، مرحوم علامه حلی نیز در این مسئله دعوای اجماع ندارد و مختار ایشان در کتبشان بین صحت و بطلان مختلف است؛ در مختلف صحیح می‏داند و در بیشتر کتاب‏های خود باطل می‏داند و در بعضی کتاب‏ها تردید دارد. یک مسئله دیگر این است که بین آخر رمضان المبارک و اول شوال المکرم است که این خارج از محل بحث است، در آن مسئله مرحوم علامه دو صورت ذکر می‏کند ؛ یک صورت این است که اگر رمضان المبارک باشد، به عنوان روزه این ماه مبارک است، و اگر شوال المکرم باشد، روزه نباشم، و یک صورت دیگر این است که فردا را روزه می‏گیرم خواه واجب یا مستحب باشد، این کأنه این است که اگر آخر رمضان المبارک باشد روزه واجب، و اگر اول شوال المکرم باشد، روزه مستحب است، حالا هر جوری هست فردا را مستحب یا واجب حساب می‏کنم، ایشان این صورت را دعوای اجماع بر بطلان نموده است. در تذکره، چاپ آل البیت، 18 / 6 فروعی دارد، در فرع الف عبارت این است: «و لو نوى أنّه إن کان من رمضان فهو واجب، و إن کان من شعبان فندب، لم یصحّ- و هو أحد قولی الشیخ رحمه اللّٰه، و به قال الشافعی- لأنّ شرط النیّه الجزم و لم یحصل. و للشیخ قول آخر: الإجزاء لو بان من رمضان؛ لأنّه نوى الواقع على التقدیرین على وجههما، و لأنّه نوى القربه و هی کافیه»[1]

«و لو نوی أنه ان کان من رمضان فهو واجب و ان کان من شعبان فندب لم یصح» در اینجا بر خلاف مختلف فتوا به عدم صحت می‏دهد، حدس می‏زنم در تحریر و منتهی تردید دارد، «و هو أحد قولی الشیخ رحمه الله و قال الشافعی لأن شرط النیه الجزم و لم یحصل، و للشیخ قول آخر، الاجزاء لو بان من رمضان لأنه نوی الواقع علی التقدیرین علی وجههما و لأنه نوی القربه و هی کافیه». در این مسئله هیچ دعوای اجماعی نیست و می‏گوید کلمات مرحوم شیخ مختلف است، و به کلمات هم که مراجعه می‏کنیم دو قول مشهور در مسئله هست و کلمات خود ایشان نیز مختلف است. و در فرع دال در صفحه 20 می‏گوید «لو نوى لیله الثلاثین من رمضان أنّه إن کان غدا من رمضان فإنّه صائم، و إن کان من شوّال فهو مفطر، قال بعض الشافعیه: یصحّ؛ لأصاله بقاء الشهر و یبطل؛ لعدم الجزم و لو نوى أنّه یصومه عن رمضان أو نافله، لم یصحّ إجماعا»[2]

«لو نوی لیله الثلاثین من رمضان أنه ان کان غداً من رمضان فانه صائم و ان کان من شوال فهو مفطر، قال بعض الشافعیه یصح لأصاله بقاء الشهر و یبطل لصوم الجزم»، در چاپ به اشتباه بعد از «بقاء الشهر» نقطه گذاشته است، در حالی که آن قول به بطلان قول دوم شافعیه است، «و لو نوی أنه یصوم عن رمضان أو نافله لم یصح اجماعاً». این مسئله دیگری است و هر دو فرض آن که تردید بین رمضان المبارک و افطار، و تردید بین رمضان المبارک و نافله است، قابل بحث است. چند روز قبل عرض کردم که در مورد مشکوک شدن رؤیت هلال شوال المکرم، به ذهنم آمد که لازم به مسافرت نیست و به این صورت نیت شود که اگر رمضان المبارک بود، روزه این ماه مبارک باشد و اگر نبود امساک محض باشد. بعد به ذهنم آمد که آیا می‏شود در بعضی مشابهات چنین چیزی را گفت یا نمی‏شود؟ مثلاً در جائی که زن در حائض بودن خود شک کند، این آقایان می‏گویند می‏تواند به قصد رجاء مطلوبیت نماز آن را بجا آورد که در صورت حائض بودن، صرف نشست و برخاست باشد و نماز نباشد.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): بله، این در صورتی است که حرمت ذاتی داشته باشد، از بعضی از روایات استفاده می‏شود که این حرمت ذاتی دارد، در مورد روزه اول شوال المکرم نیز استفاده می‏شود که حرمت ذاتی دارد و حرمت تشریعی نیست.

اگر حرمت ذاتی قائل شدیم، نماز که از عناوین قصدیه است، حرمت ذاتی دارد و نشست و برخاست که حرمت ذاتی ندارد، نحوه تعبیر مرحوم سید نیز متفاوت است، صوم یوم الفطر را جزء محرمات می‏گوید و در مانند روزه بدون نیت می‏گوید باطل است، روزه که از عناوین قصدیه است، حرمت ذاتی دارد، امساک محض که حرمت ذاتی ندارد. بعد اینگونه به ذهنم آمد که درست است که نماز و روزه از عناوین قصدیه است، ولی عنوان قصدی بودن اعم از قصد جزم و قصد رجائی است، بر نماز و روزه به عنوان قصد رجاء نیز عرفاً نماز و روزه صدق می‏کند، نماز یا روزه احتیاطی نیز محققاً نماز و روزه است و صرف امساک یا نشست و برخاست نیست، مأمور به بودن آن مشکوک است ولی مصداق نماز و روزه بودن آن قطعی است، و قهراً اگر حرمت ذاتی باشد، نمی‏توان احتیاط کرد.

حالا قطع نظر از آن، مطلبی که در این ایام بحث کردیم، فریضه مانند نماز و روزه «لا یدخله الشک»[3] و به قصد رجاء آن نیز درست نیست. در این مسئله که اینگونه نیت شود که اگر رمضان المبارک باشد، روزه این ماه باشد و اگر شوال المکرم باشد، روزه مستحب باشد، با قطع نظر از دو وجهی که الآن عرض کردم، ممکن است بگوییم آن قسمت نیت که نیت استحباب کرده، لغو یا حرام است و در قسمت دیگر و نیت رجائی رمضان المبارک تأثیری ندارد، ولی بنابر آن دو وجه، صحیح نیست.

در جمع بین روایات ناهیه و مجوزه عرض شد که برخی از روایات ناهیه که آقایان ذکر کرده‏اند مانند صحیحه محمد بن مسلم[4] و روایت هشام بن سالم[5] که «وَ إِنْ کَانَ کَذَلِک» داشت، اصلاً فی نفسه از قبیل روایات ناهیه نیست، اینها یعنی نیت رمضان المبارک حالا یا جزماً یا رجاءاً شده باشد، این روایات آن موارد را شامل است و در مورد بحث که استصحاب حالت سابقه و روزه به نیت شعبان المعظم است، نمی‏باشد، ولی دو روایت قتیبه الأعشی[6] و روایت عبد الکریم بن عمرو ملقب به کرّام[7] دال بر نهی بود.

روایت قتیبه الأعشی را به دو صورت می‏توانیم جمعاً بین الادله معنا کنیم؛ یکی این است که همین فرض روزه به نیت آخر شعبان المعظم را که عرض می‏کردم اشخاص طبعاً اینگونه نیت نمی‏کنند و بعد از بیان شارع چنین نیت می‏کنند، خارج می‏کنیم و بقیه منهی است. دوم این است که در روایات متعدد از تعبیر «یوم یُشَکُّ فِیه» یا «یَوْم الشَک» علی وجه الاطلاق که قید «مِن رَمَضَان» در آنها نیست، استفاده می‏شود که مراد تردید بین شعبان المعظم و رمضان المبارک است و در روایت قتیبه الأعشی که پیامبر صلی الله علیه وآله از چند صوم نهی فرموده‏اند که یکی از آنها «الْیَوْمِ الَّذِی یُشَکُّ فِیهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَان»، محتمل است که «مِنْ شَهْرِ رَمَضَان» قید صوم باشد و قید «یُشَکُّ» نباشد، بنابر آنچه عرض شد، در خود «یُشَکُّ» تردید بین شعبان المعظم و رمضان المبارک وجود دارد و نیاز به قید زدن ندارد، این را جمعاً بین الادله می‏توان گفت.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): فرق بین آنها این است که قید «یُشَکُّ» باشد، آن مطلق می‏شود، یومی که یشک کونه من رمضان، ممنوع است، و باید به نیت آخر شعبان المعظم را به وسیله ادله خاصه اخراج کنیم، اما اگر قید صوم باشد، می‏گوید روزه به نیت رمضان المبارک ممنوع است، با این تخصصاً خارج است و برای اخراج به دلیل خاصی نیازی نیست.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): من خلاف ظاهر بودن را انکار نمی‏کنم و جمعاً عرض می‏کنم.

و در روایت عبد الکریم بن عمرو کرّام، مرحوم آقای حکیم می‏فرماید در این روایت دیگر نمی‏توانیم به مورد حرام تقیید کنیم، ولی برای آن وجهی ذکر نکرده است، لذا ایشان می‏فرمود که ممکن است بگوییم اگر کسی نذر کرده تا ظهور حضرت حجت علیه السلام روزه بگیرد نباید یوم الشک را نیز روزه بگیرد، گرچه برای غیر ناذر، روزه یوم الشک راجح نیز می‏باشد، در اینجا نذر، راجح را مرجوح می‏کند و حلال را حرام می‏کند، ایشان چنین تفسیر عجیبی بیان می‏نماید و نخواسته به وسیله حمل، بعضی از فروض را خارج کند.

گویا مرحوم آقای خوئی نیز به همین فرمایش مرحوم حکیم متمایل است که این روایت قابل تقیید نیست و نمی‏توان به وسیله تقیید و تخصیص، بعضی فروض را از تحت نهی خارج کرد، منتها، بیاناتی دارد که مراد ایشان معلوم نیست. ایشان می‏فرماید معنای «جعل» این نیست که نذر کرده باشد، زیرا در نذر، جعل لله علی نفسه نیست، و مراد از این تعبیر در اینجا فقط این است که به این کار ملتزم شده است. و بعد می‏فرماید اگر جعل علی نفس شد، موردی را که جایز می‏دانیم، خارج از جعل علی نفسه است، جعل مورد جواز را که به نیت آخر شعبان المعظم یا روزه فردا است، شامل نمی‏شود، کأنه ایشان چنین ادعائی دارد، بنابراین، مورد بحث اصلاً به وسیله این روایت مورد نهی قرار نگرفته است.

چند مناقشه در فرمایش ایشان وجود دارد؛ یکی این است که ایشان جعل علی نفسه را از نذر، بشرط لا گرفته است و گفته صرف الالتزام است و الزام شرعی نیست، البته آقایان دیگر اینطور نمی‏فرمایند. در جلد 11 جامع الأحادیث روایتی از کتاب حسین بن سعید که به نام نوادر احمد بن محمد بن عیسی چاپ شده، هست که شخص می‏گوید نذر کرده‏ام تا قیام حضرت حجت علیه السلام روزه بگیرم، حضرت می‏فرمایند که آیا این را لله قرار دادی و یا اینکه صرف التزام است؟ او می‏گوید لله قرار دادم، سؤال از همین است که جعلت علی نفسی. پس اینطور نیست که ایشان می‏فرماید صورت نذر خارج است. سابقین مانند لوامع صاحب قرانی گفته که هر دو را شامل است و همین عبارت را بین اینکه واجب شده باشد و یا صرف التزام باشد، قابل وجهین دانسته، ولی مرحوم آقای خوئی به چنین صلاحیتی قائل نیست، از روایت استفاده می‏شود که صلاحیت دارد. دوم این است که اینکه ایشان می‏فرماید اصلاً در واجبات صحیح نیست و شیئی را انسان می‏تواند جعل کند که ذاتاً واجب نیست، لذا «جعل علی نفسه» روزه رمضان المبارک را که ذاتاً واجب است، شامل نیست. ولی همه آقایان متأخرین به صحت نذر روزه ماه مبارک رمضان فتوا می‏دهند، و نتیجه این می‏شود که کفاره حنث نذر نیز خواهد داشت و عقاب آن شدیدتر می‏شود، همچنین می‏تواند اینگونه نذر کند که یوم الشک را و لو ماه مبارک رمضان باشد، روزه می‏گیرم. این حرف ایشان در جعل تکوینی درست است که انسان شی‏ء موجود خارجی را نمی‏تواند ایجاد کند، اما جعل اعتباری انشائی اشکالی ندارد.

خلاصه، ایشان می‏فرماید که روایت عبد الکریم بن عمرو کرّام ذاتاً اطلاق ندارد و موردی را که جایز دانستیم، شامل نمی‏شود، ولی بیان ایشان روشن نیست که چگونه این مطلب را قائل شده است، برخی از مقدمات کلام ایشان محل اشکال است و ارتباط مقدمات به نتیجه نیز روشن نیست.

به هر حال، دلیل صحیحی که می‏توانیم ذکر کنیم، همین است که بگوییم به وسیله روایات خاصه صورت روزه یوم الشک به نیت شعبان المعظم از تحت نهی روایات ناهیه خارج است و می‏فرمایند در غیر فروض متعارف، به نذر خود عمل کند.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»


[1] . تذکره الفقهاء (ط – الحدیثه)، ج‌6، ص: 19

[2] . تذکره الفقهاء (ط – الحدیثه)، ج‌6، ص: 20

[3] . «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِیِّ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَیْهِ وَ أَنَا بِالْمَدِینَهِ عَنِ الْیَوْمِ الَّذِی یُشَکُّ فِیهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هَلْ یُصَامُ أَمْ لَا فَکَتَبَ ع الْیَقِینُ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الشَّکُّ صُمْ لِلرُّؤْیَهِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْیَهِ». تهذیب الأحکام، ج‌4، ص: 159

[4] . «صحیحه مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الرَّجُلِ یَصُومُ الْیَوْمَ الَّذِی یُشَکُّ فِیهِ مِنْ رَمَضَانَ فَقَالَ ع عَلَیْهِ قَضَاؤُهُ وَ إِنْ کَانَ کَذَلِکَ». تهذیب الأحکام، ج‌4، ص: 182

[5] . «أَبُو غَالِبٍ‏ الزُّرَارِیُ‏ عَنْ‏ أَحْمَدَ بْنِ‏ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی یَوْمِ الشَّکِّ مَنْ صَامَهُ قَضَاهُ وَ إِنْ کَانَ کَذَلِکَ‏ یَعْنِی مَنْ صَامَهُ عَلَى أَنَّهُ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ بِغَیْرِ رُؤْیَهٍ قَضَاهُ وَ إِنْ کَانَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ لِأَنَّ السُّنَّهَ جَاءَتْ فِی صِیَامِهِ عَلَى أَنَّهُ مِنْ شَعْبَانَ وَ مَنْ خَالَفَهَا کَانَ عَلَیْهِ الْقَضَاء». تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏4، ص: 162

[6] . «الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَعْفَرٍ الْأَزْدِیِّ عَنْ قُتَیْبَهَ الْأَعْشَى قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ صَوْمِ سِتَّهِ أَیَّامٍ الْعِیدَیْنِ وَ أَیَّامِ التَّشْرِیقِ وَ الْیَوْمِ الَّذِی یُشَکُّ فِیهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ». تهذیب الأحکام، ج‌4، ص: 183

[7] . «کَرَّامٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی جَعَلْتُ عَلَى نَفْسِی أَنْ أَصُومَ حَتَّى یَقُومَ الْقَائِمُ ع فَقَالَ صُمْ وَ لَا تَصُمْ فِی السَّفَرِ وَ لَا الْعِیدَیْنِ وَ لَا أَیَّامَ التَّشْرِیقِ وَ لَا الْیَوْمَ الَّذِی یُشَکُّ فِیهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ». الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‌4، ص: 141