سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

صوم 87-86


80.کتاب صوم/سال‏ اول 86/01/25

باسمه تعالی

کتاب صوم/سال‏ اول : شماره 80 تاریخ : 86/01/25

بحث در فروع و مسائل مفطر بودن مباشرت است، در این جلسه، فرع مباشرت با نساء مورد بررسی قرار می‏گیرد. در مباشرت در قبل هیچ تردیدی نیست که موجب جنابت و غسل است، و نسبت به مباشرت در دبر نیز مشهور همین است، عده‏ای در این باره دعوای اجماع کرده‏اند ولی آن که مسلّم است، مشهور این است.

بحث در این است که آیا از نظر ادله می‏توان مباشرت در دبر را نیز به مباشرت در قبل ملحق نمود؟ یکی از روایات مورد استدلال، روایت حفص بن سوقه عن من أخبره است که در ابواب ما یوجب غسل الجنابه، باب 2 خبر 36 است، در سند این روایت بر طبق مسلک مشهور اشکالی نیست که می‏گویند روایاتی که طریق آنها تا ابن أبی عمیر صحیح باشد، معتبر است. البته نظر مختار اینچنین نیست و فقط مرسلات مستقیم ابن أبی عمیر که خود او ارسال کرده، و یا راوی مستقیم ابن أبی عمیر مانند حفص بن سوقه در این روایت معتبر است و مرسلات غیر مستقیم روایت ابن ابی عمیر که مروی عنه او ارسال کرده، معتبر نیست، بنابر نظر مختار این روایت اشکال سندی دارد، متن روایت این است: «الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ سُوقَهَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَأْتِی أَهْلَهُ مِنْ خَلْفِهَا قَالَ هُوَ أَحَدُ الْمَأْتَیَیْنِ فِیهِ الْغُسْلُ»[1].

مرحوم آقای خوئی به استدلال به این روایت اشکال می‏کند و می‏فرماید علاوه بر سند، دلالت نیز تمام نیست، برای خاطر اینکه این معلوم نیست که مراد وطی در دبر باشد و احتمال دارد که وطی در قبل من خلف المرأه باشد و بعد مطلب بالاتری ادعا می‏کند و شاهدی ذکر می‏کند که حتماً مراد روایت همین است، می‏فرماید وطی در دبر بدون «مِنْ» تعبیر می‏شود و باید گفته می‏شد یأتی خلفها، همین کلمه «مِنْ خَلْفِهَا» شاهد بر این است که یأتی قبل أهله من خلفها.

این شاهدی که ایشان ذکر نموده که حتماً مراد روایت همین است که وطی در قبل من خلف المرأه باشد، معلوم نیست تمام باشد، چون یأتی أهله به معنای به سراغ اهل رفتن است که گاهی به قصد قبل و گاهی به قصد دبر سراغ اهل می‏روند، این معنای روشنی است و هیچ اشکالی ندارد، آن که مرحوم آقای خوئی می‏فرماید، اصلاً در ذهن نداریم که در جائی اتیان الفرج تعبیر شده باشد و متعلق اتیان، فرج قرار گرفته باشد، در روایات تعبیراتی مانند یأتی المرأه فی دبرها وجود دارد. پس، مطلب مرحوم آقای خوئی را نمی‏توان به طور قطع گفت اما به صورت احتمال، مطلب کاملاً درستی است و چنین احتمالی وجود دارد، در بعضی از روایات هست که یهود می‏گفتند اتیان المرأه فی دبرها من الخلف کار درستی نیست و فرزند احول متولد می‏شود، و در آیه شریفه فأتوا حرثکم أنی شئتم، مراد این نیست که قبل و دبر جایز است بلکه مراد قبل است و اینگونه تفسیر شده که حرف یهود که می‏گویند اتیان المرأه فی قبلها من الخلف درست نیست، بی اساس است و از این طریق نیز جایز است. در این روایت گفته شده «أَحَدُ الْمَأْتَیَیْن» که با یاء بدون تشدید است و اسم مکان است و مأتی یعنی الوجه الذی یؤتی منه که راهی است که مقصود را حاصل می‏کند، گاهی از بین الأیدی و گاهی از طریق خلف مقصود حاصل می‏شود، و با تشدید نیست و اسم مفعول نیست که أتی القبل أو الدبر، این اصلاً در تعبیرات وجود ندارد. در این کتاب که روایت را خواندم به صورت اسم مفعول نوشته که ظاهراً اشتباه است، در حالی که در روایات مباشرت دبراً تقبیح شده، همین مطلب یؤید که در این روایت حضرت نمی‏خواهند بفرمایند که هر دو راه اشکالی ندارد، این همان است که باید دو راه یا تعارف خارجی داشته باشد و یا از نظر اعتبار شرعی محذوری نداشته باشد، در اینکه تشدید کراهت شده و برخی نیز قائل به تحریم شده‏اند، این با این لسان یک قدری خالی از بعد نیست. پس، راجع به مباشرت در دبر نمی‏توان به این روایت استدلال نمود.

مطلقات متعددی که بسیاری از آنها نیز صحیح السند است، وجود دارد که الحاق دبر به قبل استفاده می‏شود، مرحوم آقای خوئی به اطلاقات روایات تمسک نکرده و به آیه شریفه «أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ»[2] استدلال می‏کند و می‏گوید ملامسه شامل قبل و دبر می‏شود، و بعد می‏فرماید صحیحه‏ای که ملامسه را به ملامسه در فرج تعبیر کرده، معارضه ندارد، چون فرج اعم است.

ولی دلالت آیه بر مطلب جای تأمل است، زیرا ملامسه در آیه معنای وضعی ندارد، ملامسه مطلق تماس را دربر دارد و مانند گرفتن دست را نیز شامل است، این تعبیر کنائی است و معنای وضعی نیست، در کلام عرب امور مستهجن به صورت کنائی تعبیر می‏شود. معنای وضعی فرج، عورت و عضو خاص زن یا مرد نیست و معنای آن هر گونه شکاف است و عضو خاص زن و مرد نیز به جهت عفت کلام به طور کنائی به لفظ شکاف تعبیر می‏شود. کنایه این است که لفظ موضوع را در فرد خاصی که شیوع دارد، بکار می‏گیرند. بنابر معنای کنائی ممکن است مراد قبل باشد که فرد شایع از ملامسه است و خیلی روشن نیست که در آیه شریفه اعم از قبل و دبر باشد.

روایات مطلقه‏ای وجود دارد که در برخی از آنها آیه شریفه «أَوْ لامَسْتُمُ النِّساء» تفسیر شده، از آن مطلقات الحاق قبل به دبر را می‏توان استفاده نمود.

در علل الشرایع و فقیه و امالی مرحوم صدوق و اختصاص مرحوم شیخ مفید روایتی هست که امام حسن مجتبی سؤالات یهود را پاسخ می‏دهند، البته اثبات اعتبار سند یک قدری مشکل است، در روایت هست که «فَإِذَا جَامَعَ الرَّجُلُ أَهْلَهُ خَرَجَ الْمَاءُ مِنْ کُلِّ عِرْقٍ وَ شَعْرَهٍ فِی جَسَدِهِ فَأَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى ذُرِّیَّتِهِ الِاغْتِسَالَ مِنَ الْجَنَابَهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه»[3].

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): بله، درست است، اطلاق ندارد، این برای بحث انزال است، این را برای تأیید ذکر کردم و از نظر سند اشکال دارد.

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ مَتَى یَجِبُ الْغُسْلُ عَلَى الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَهِ فَقَالَ إِذَا أَدْخَلَهُ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ وَ الْمَهْرُ وَ الرَّجْمُ»[4]

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى» العطار «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْن» بن أبی خطاب «عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ مَتَى یَجِبُ الْغُسْلُ عَلَى الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَهِ فَقَالَ إِذَا أَدْخَلَهُ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ وَ الْمَهْرُ وَ الرَّجْم»، این روایت صحیحه است.

سند دیگر، «عَلِیِّ بْنِ حسین بْنِ فَضال عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ عَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَهِ مَتَى یَجِبُ عَلَیْهِمَا الْغُسْلُ قَالَ إِذَا أَدْخَلَهُ وَجَبَ الْغُسْلُ وَ الْمَهْرُ وَ الرَّجْمُ»[5]، این موثقه است.

روایت بعدی صحیحه است، سرائر از نوادر بزنطی نقل می‏کند، «مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِیسَ فِی آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ النَّوَادِرِ لِأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیِّ صَاحِبِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ مَا یُوجِبُ الْغُسْلَ عَلَى الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَهِ- فَقَالَ إِذَا أَوْلَجَهُ أَوْجَبَ الْغُسْلَ وَ الْمَهْرَ وَ الرَّجْمَ»[6].

روایت دیگر که آن را نیز صحیح می‏دانیم، «عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا أَوْلَجَهُ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ وَ الْجَلْدُ وَ الرَّجْمُ وَ وَجَبَ الْمَهْرُ»[7]

«عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیه» هر دو طریق را معتبر می‏دانیم، ولی اگر کسی در سهل بن زیاد اشکال کند و آن طریق را معتبر نداند، اعتبار طریق دوم بین متأخرین مسلّم شده است، «جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْر» بزنطی «عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا أَوْلَجَهُ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ وَ الْجَلْدُ وَ الرَّجْمُ وَ وَجَبَ الْمَهْر».

روایت دیگر، «عَلَى الْمَرْأَهِ غُسْلٌ مِنْ جَنَابَتِهَا إِذَا لَمْ یَأْتِهَا الرَّجُلُ قَالَ لَا»[8] ارتکازات و متفاهم عرفی از این روایت این است که ان أتاها الرجل غسل جنابت واجب است، البته این روایت مضمونی دارد که عمل نشده و سند روایت نیز عن من رواه دارد، این را برای تأیید ذکر کردم.

(سؤال و پاسخ استاد دام ظله): أتی زوجته در همه موارد به معنای جامع زوجته است و به چیز دیگری گفته نمی‏شود.

در جلد 28 در صفحه 177 صحیحه عبد الله بن سنان هست که می‏گوید «مُلَامَسَهُ النِّسَاءِ هُوَ الْإِیقَاعُ بِهِنَّ»[9] که پیداست تفسیر آیه شریفه «أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ» است، ایقاع مانند ایلاج و ادخال است و اعم است.

در مقابل این روایات مطلقه، روایات دیگری هست که ممکن است با این مطقلات معارضه داشته باشد.

یکی همین روایتی است که در تفسیر آیه شریفه «لامَسْتُمُ النِّساءَ» وارد شده که می‏فرماید مراد از ملامسه اتیان فرج است.

باید گفت که درست است که فرج به خصوص قبل اطلاق می‏شود و تعبیر مصباح المنیر و مجمع البحرین این است که عرب کثیراً در خصوص قبل استعمال می‏کند، ولی اینطور نیست که معنای اولی آن مهجور شده باشد و قبل و دبر را شامل است، و در بیشتر کتب لغوی استعمال در خصوص قبل نوشته نشده است. بنابراین، روایت چندان ظهوری در خصوص قبل ندارد، چون کثیراً در هر دو استعمال می‏شود، لذا با اطلاقاتی مانند صحیحه عبد الله بن سنان که همین تعبیر ملامسه در آن وجود دارد و به ایقاع که مطلق است، معنا شده، صلاحیت معارضه ندارد.

روایات متعدد دیگری نیز هست که مباشرت در دبر موجب جنابت و غسل نیست، ولی آن روایات سنداً مرسل و ضعیف است و صلاحیت معارضه ندارد.

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ رَفَعَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا أَتَى الرَّجُلُ الْمَرْأَهَ فِی دُبُرِهَا فَلَمْ یُنْزِلْ فَلَا غُسْلَ عَلَیْهِمَا وَ إِنْ أَنْزَلَ فَعَلَیْهِ الْغُسْلُ وَ لَا غُسْلَ عَلَیْهَا»[10]، برقی یروی عن الضعفاء و یعتمد المراسیل.

«عَنْهُ عَنْ بَعْضِ الْکُوفِیِّینَ یَرْفَعُهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی الرَّجُلِ یَأْتِی الْمَرْأَهَ فِی دُبُرِهَا وَ هِیَ صَائِمَهٌ قَالَ لَا یَنْقُضُ صَوْمَهَا وَ لَیْسَ عَلَیْهَا غُسْلٌ»[11]

«عَنْهُ» در حاشیه نوشته که این ممکن است محمد بن علی بن محبوب باشد. در کتاب نوادر المصنفین که سرائر نقل کرده، عن بعض الکوفیین یرفعه الی أبی عبد الله علیه السلام، آن هم می‏گوید همانطور نقل کرده است.

روایت دیگر، «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا أَتَى الرَّجُلُ الْمَرْأَهَ فِی الدُّبُرِ وَ هِیَ صَائِمَهٌ لَمْ یُنْقَضْ صَوْمُهَا وَ لَیْسَ عَلَیْهَا غُسْلٌ»[12] چون مضمون این روایت یکسان است، ممکن است این همان یک رجل است که اشخاص نقل کرده‏اند.

یک مطلب دیگری که ممکن است توهم معارضه شود، این است که در روایات هست که «إِذَا الْتَقَى الْخِتَانَانِ، فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ»[13] و این مخصوص به قبل است.

ولی ظاهراً به این التقاء ختانین عنایتی نیست، و راجع به این است که سؤال می‏شود آیا ما دون الفرج موجب غسل است و حضرت می‏فرمایند آن موجب غسل نیست و مباشرت در فرج موجب غسل است، و یا هست که آیا باید به طور استیعاب باشد تا موجب غسل شود، می‏فرماید استیعاب لازم نیست، و الا بلا اشکال انزال موجب غسل است، این روایت به این معنا نیست که فقط یک موجب غسل وجود دارد، همانطور که این مفهوم انزال را خارج نمی‏کند، وطی در دبر را نیز خارج نمی‏کند.

این راجع به این بود که فرقی بین مباشرت در قبل و دبر نساء نیست. فروع دیگری راجع به غیر نساء هست، و بحث ختنه‏گاه نیز باقی می‏ماند.

راجع به بحث‏های سابق مطلبی عرض کنم که روایات حاصره که می‏فرماید «لَا یَضُرُّ الصَّائِمَ مَا صَنَعَ إِذَا اجْتَنَبَ أَرْبَعَ خِصَالٍ الطَّعَامَ وَ الشَّرَابَ وَ النِّسَاءَ وَ الِارْتِمَاسَ فِی الْمَاءِ»[14] یک احتمالی وجود دارد که نمی‏توان از آن چشم پوشی کرد، و آن این است که مراد اموری است که لولا الصوم محذوری برای شخص نیست و به وسیله صوم منع حاصل می‏شود، چنین اموری منحصر به این خصال است، لذا مانند وطی غلام و بهیمه و کذب علی الله و الرسول که با قطع نظر از صوم نیز ممنوع است، اصلاً از اول از مقسم خارج است.

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین»


[1] . الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‌3، ص: 243

[2] . «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاهَ وَ أَنْتُمْ سُکارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِری سَبیلٍ حَتَّى‏ تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُوًّا غَفُوراً». نساء، آیه 43

[3] . «جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص- فَسَأَلَهُ أَعْلَمُهُمْ عَنْ مَسَائِلَ وَ کَانَ فِیمَا سَأَلَهُ أَنْ قَالَ لِأَیِّ شَیْ‌ءٍ أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى بِالاغْتِسَالِ مِنَ الْجَنَابَهِ وَ لَمْ یَأْمُرْ بِالْغُسْلِ مِنَ الْغَائِطِ وَ الْبَوْلِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ آدَمَ لَمَّا أَکَلَ مِنَ الشَّجَرَهِ دَبَّ ذَلِکَ فِی عُرُوقِهِ وَ شَعْرِهِ وَ بَشَرِهِ فَإِذَا جَامَعَ الرَّجُلُ أَهْلَهُ خَرَجَ الْمَاءُ مِنْ کُلِّ عِرْقٍ وَ شَعْرَهٍ فِی جَسَدِهِ فَأَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى ذُرِّیَّتِهِ الِاغْتِسَالَ مِنَ الْجَنَابَهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ الْبَوْلُ یَخْرُجُ مِنْ فَضْلَهِ الشَّرَابِ الَّذِی یَشْرَبُهُ الْإِنْسَانُ وَ الْغَائِطُ یَخْرُجُ مِنْ فَضْلَهِ الطَّعَامِ الَّذِی یَأْکُلُهُ الْإِنْسَانُ فَعَلَیْهِ مِنْ ذَلِکَ الْوُضُوءُ قَالَ الْیَهُودِیُّ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ». من لا یحضره الفقیه، ج‌1، ص: 75

[4] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‌3، ص: 46

[5] . الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‌3، ص: 226

[6] . وسائل الشیعه، ج‌2، ص: 185

[7] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‌6، ص: 109

[8] . «فَأَمَّا مَا رَوَاهُ الصَّفَّارُ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَیْبٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَهَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ هَلْ عَلَى الْمَرْأَهِ غُسْلٌ مِنْ جَنَابَتِهَا إِذَا لَمْ یَأْتِهَا الرَّجُلُ قَالَ لَا وَ أَیُّکُمْ یَرْضَى أَنْ یَرَى أَوْ یَصْبِرُ عَلَى ذَلِکَ أَنْ یَرَى ابْنَتَهُ أَوْ أُخْتَهُ أَوْ أُمَّهُ أَوْ زَوْجَتَهُ أَوْ وَاحِدَهً مِنْ قَرَابَتِهِ قَائِمَهً تَغْتَسِلُ فَیَقُولَ مَا لَکِ فَتَقُولَ احْتَلَمْتُ وَ لَیْسَ لَهَا بَعْلٌ ثُمَّ قَالَ لَا لَیْسَ عَلَیْهِنَّ ذَاکَ وَ قَدْ وَضَعَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْکُمْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ لَمْ یَقُلْ ذَلِکَ لَهُنَّ». الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، ج‌1، ص: 107

[9] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‌6، ص: 109

[10] . الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‌3، ص: 47

[11] . تهذیب الأحکام، ج‌4، ص: 319

[12] . تهذیب الأحکام، ج‌4، ص: 319

[13] . الکافی (ط – دار الحدیث)، ج‌5، ص: 142

[14] . من لا یحضره الفقیه، ج‌2، ص: 107