الاربعاء 05 جُمادى الأولى 1444 - چهارشنبه ۰۹ آذر ۱۴۰۱

رسالۀ توضیح المسائل



رسالۀ توضیح المسائل

سیّدموسی شبیری زنجانی‌

بِسْمِ اللهِ الرَحْمٰنِ الرَحیمِ

الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمینَ

وَ الصَلوٰةُ وَ السَلامُ عَلیٰ سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَیِّبینَ الطاهِرینَ

وَ لَعْنَةُ اللهِ عَلیٰ أَعْدائِهِمْ أَجْمَعینَ

اللّٰهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلیٰ آبائِهِ

في هٰذِهِ الساعَةِ وَ  في کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً  وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً

حَتّیٰ تُسْکِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

سزاوار است آداب و مستحبّاتی که در این کتاب آمده‌است، به امیـدِ ثواب الهی انجام شود.

احکام تقلید

1 ٠تقلید در اصول و فروع دین٠ شخص مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد، اگر چه از گفته دیگری برای او یقین حاصل گردد، و در احکام دین کسی که قطع ندارد، یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد، یا از مجتهد جامع شرایط تقلید کند، یعنی بدون سؤال از دلیل، گفتار او را بپذیرد و به آن عمل کند، یا از راه احتیاط طوری به وظیفۀ خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر هیچ یک از مجتهدین عملی را واجب نمی‌دانند، ولی برخی آن را حرام دانسته و برخی حرام نمی‌دانند آن عمل را انجام ندهد. و اگر عملی را هیچ یک حرام نمی‌دانند، ولی برخی آن را واجب دانسته و برخی واجب نمی‌دانند آن را بجا آورد، پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی‌توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید نمایند.

2 ٠معنای تقلید و شرایط مرجع تقلید٠ تقلید به معنای پیروی کردن از دیگری در عقیده یا عمل است، و در احکام دینی از کسی باید تقلید کرد که دارای شرایط زیر باشد:

1. مرد باشد         

2. بالغ باشد                        

3. عاقل باشد      

4. شیعه دوازده امامی باشد                                   

5. حلال‌زاده باشد                

6. عادل باشد، یعنی از گناهان کبیره، مانند دروغ، غیبت، تهمت، آدم‌کشی، رباخواری، ترک نماز و ترک روزه ...، از روی ملکه اجتناب کند و مراد از ملکه؛ حالت نفسانی است که انسان را به ترک گناه وادار می‌کند، اصرار بر گناه صغیره نیز، گناه کبیره محسوب می‌گردد و نشانه عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد؛ یعنی اگر از اهل محل یا همسایگان او یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند، بگویند: ما خلاف شرعی از او سراغ نداریم

7. مجتهد باشد   

8. اعلم باشد و این در صورتی است که احتمال اختلاف میان مجتهدین در مسائل مورد ابتلا را بدهد. مجتهد اعلم کسی است که از تمام مجتهدهای‌ زمان خود حکم خدا را بهتر بفهمد، و برتری وی باید به گونه‌ای باشد که متعارف افراد اهل فضل بتوانند آن را تشخیص دهند، و اگر هیچ یک از مجتهدین چنین برتری روشنی نداشته باشند از هر یک از مجتهدین طراز اوّل می‌توان تقلید نمود              

9. موثّق باشد، یعنی اشتباهش از متعارف بیشتر نباشد و کسی که حریص به دنیا باشد غالباً موثّق نیست، زیرا حبّ شدید به دنیا باعث اشتباه زیاد در تشخیص می‌گردد               

10. زنده باشد (با تفصیلی که در مسألۀ دهم خواهد آمد).

3 ٠راه‌های شناخت مجتهد و اعلم٠ مجتهد و اعلم و واجد سایر شرایط تقلید را از سه راه می‌توان شناخت:

اوّل: خود انسان از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم و واجد سایر شرایط را بشناسد و برایش یقین یا اطمینان حاصل گردد. در تشخیص مجتهد و اعلم، لازم نیست خود انسان مجتهد باشد.

دوّم: از راهی برای خود انسان یا برای نوع مردم اطمینان حاصل شود، مثلاً عدّه‌ای از اهل علم که می‌توانند مجتهد و اعلم و واجد شرایط را تشخیص دهند، واجد شرایط بودن کسی را تصدیق کنند و از گفته آنان برای شخص انسان یا نوع مردم اطمینان پیدا شود.

سوم: دو مرد عالم عادل که می‌توانند مجتهد، اعلم و واجد شرایط را تشخیص دهند، بدان گواهی دهند به شرط آن‌که دو مرد عالم عادل دیگر با نظر آنان مخالفت ننمایند. و اگر یک نفر عالم عادل گواهی دهد باید احتیاط کرد.

و چنانچه دو مرد عالم عادل یا بیشتر، به واجد شرایط تقلید بودن کسی شهادت دهند، لازم نیست انسان تحقیق کند که آیا دو مرد عالم عادل دیگر برخلاف نظر آنها شهادت می‌دهند یا خیر.

4 ٠وظیفۀ مکلف با ناتوانی از شناخت اعلم٠ اگر انسان اختلاف بین مجتهدین در مسائل مورد ابتلا را احتمال دهد و یقین داشته باشد که یکی از مجتهدین از دیگران اعلم است (یعنی در شناخت حکم خدا برتری روشنی نسبت به دیگر مجتهدان دارد) ولی نتواند اعلم را تشخیص دهد، باید در صورت امکان احتیاط نماید و اگر احتیاط ممکن نیست، از کسی که به اعلم بودن وی گمان داشته باشد، تقلید کند و اگر گمان نداشته باشد، از هر کسی که احتمال اعلم بودن او را بدهد، می‌تواند تقلید کند.

و اگر یقین نداشته باشد که یکی از مجتهدین از دیگران اعلم است، باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد و احتیاط کردن لازم نیست، بلکه اگر احتمال اعلم بودن یکی را بدهد و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید نماید، اگر چه گمان داشته باشد که با هم مساویند و اگر هیچ یک از افراد در احتمال اعلم بودن بر دیگری ترجیح نداشته باشد، از یکی از آنها تقلید نماید.

5 ٠راه‌های به دست آوردن فتوای مجتهد٠ به دست آوردن فتوا، یعنی نظر مجتهد، دو راه دارد:

اوّل: از هر طریقی که علم یا اطمینان برای خود انسان یا نوع مردم حاصل شود؛ مثل شنیدن از خود مجتهد یا دیدن در رساله ایشان یا شنیدن از کسی که از گفته وی اطمینان حاصل شود، و در صورتی که انسان فتوایی را از خود مجتهد بشنود ولی به جهتی؛ مثلاً مخالفت آن فتوا با رسالۀ مجتهد، احتمال بدهد که مجتهد در نقل فتوای خود اشتباه کرده است، نمی‌تواند به گفته مجتهد اعتماد کند و همچنین تا به درستی رسالۀ مجتهد اطمینان حاصل نشود، نمی‌تواند به آن عمل کند.

دوّم: شنیدن از دو مرد عادل ضابط که فتوای مجتهد را نقل کنند، و مراد از ضابط کسی است که اشتباه او در نقل، از متعارف مردم بیشتر نباشد.

6 ٠احتمال تغییر فتوای مجتهد٠در مواردی که مکلَّف به‌طور مثال از گفتۀ دیگران یا به جهت آگاهی از مبانی جدید مجتهد، احتمال عقلایی بدهد که فتوای مجتهد در مسأله‌ای عوض شده است و تحقیق کردن برای او حرجی[1] نباشد لازم است تحقیق کند، و در زمان تحقیق -اگر احتیاط برایش مقدور است- باید احتیاط نماید و گرنه به فتوای سابق عمل کند.

7 ٠رجوع از تقلید مجتهد اعلم٠ اگر مجتهد اعلم در مسأله‌ای فتوا دهد، مقلّد آن مجتهد، یعنی کسی که از او تقلید می‌کند نمی‌تواند در آن مسأله به فتوای مجتهد دیگر عمل کند.

لازم به ذکر است که علاوه بر مواردی که مسأله بدون هیچ قیدی، ذکر شده، مواردی که در آن عباراتی نظیر «اقوی آن است»، «بنابر اقوی»، «اظهر آن است»، «بعید نیست» و مانند آن به کار رفته است، فتوا می‌باشد.


در این رساله در برخی از موارد کلمۀ احتیاط به کار رفته است؛ احتیاط بر دو قسم است:

الف: احتیاط مستحب؛ در جایی است که قید «استحبابی» یا «مستحب» همراه احتیاط آمده است، مثل آنکه گفته شود: «احتیاط مستحب آن است که پیش از نماز اذان و اقامه گفته شود».

عمل به احتیاط مستحب، واجب نیست، بلکه شایسته است.

ب: احتیاط مطلق: در جایی است که احتیاط، بدون هیچ قیدی به کار رفته است، مثل آنکه گفته شود: «بنابر احتیاط باید از آب قلیلی که بعد از برطرف شدن عین نجاست برای آب کشیدن چیز نجس روی آن می‌ریزند و از آن جدا می‌شود اجتناب کرد».

در احتیاط مطلق، مقلّد می‌تواند به احتیاط عمل نکند، بلکه مطابق فتوای مجتهد دیگر -با رعایت شرط اعلمیت نسبی- رفتار نماید.

عبارت «محل اشکال است» نیز در موارد احتیاط مطلق به کار می‌رود.[2]

8 ٠تقلید از چند مجتهد٠ انسان نمی‌تواند برخی از مسائل را از یک مجتهد و برخی دیگر را از مجتهد دیگر تقلید کند، ولی اگر یکی از مجتهدین در یک باب از احکام -مثلاً در باب نماز- از دیگران اعلم باشد و مجتهد دیگر در باب دیگر -مثلاً روزه- اعلم باشد، باید در احکام نماز از مجتهد اوّل و در احکام روزه از مجتهد دوم تقلید کند.

9 ٠تغییر دادن مرجع تقلید٠ اگر انسان به فتوای مجتهدی عمل کرد نمی‌تواند از مجتهد دیگر تقلید‌ کند، مگر آنکه مجتهد دیگر اعلم از مجتهد اوّل باشد که لازم است به فتوای مجتهد اعلم عدول کند.

10 ٠تقلید ابتدایی از میّت/ بقا بر تقلید میّت٠ اگر انسان در هنگامی که ممیّز بوده و خوب و بد را می‌فهمیده مجتهدی را درک کرده که در آن زمان می‌توانسته از او تقلید کند، می‌تواند پس از مرگ آن مجتهد از او تقلید کند، خواه در زمان زنده بودن مجتهد از او تقلید کرده باشد یا تقلید نکرده باشد، در غیر این صورت، بنابر احتیاط عمل کردن به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته جایز نیست.


و چنانچه مجتهدی که انسان از او تقلید می‌کند از دنیا برود پس از وفات حکم زنده بودن را دارد، بنابراین اگر مجتهدی که از دنیا رفته اعلم باشد یا در صورت تساوی به فتوای او -هر چند در برخی از مسائل- عمل کرده باشد، لازم است در تمام مسائل بر فتوای او باقی بماند. اگر مجتهد زنده اعلم شده باشد، باید از او تقلید کند و اگر به فتوای مجتهد متوفی که با مجتهد زنده مساوی است اصلاً عمل نکرده باشد، از هر یک از آنها که بخواهد می‌تواند تقلید کند و اگر مجتهد پیش از عمل کردن مقلّد به فتوای او از دنیا برود و انسان به فتوای مجتهد مساوی دیگر عمل کند، دیگر نمی‌تواند به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته عمل نماید.

11 ٠یادگیری احکام مورد نیاز٠ مسائلی را که انسان احتمال عقلایی می‌دهد به آنها احتیاج پیدا کند و نتواند احتیاط کند، باید پیش از عمل آنها را یاد بگیرد تا در هنگام عمل برخلاف وظیفۀ شرعی خود رفتار نکند.

12 ٠ندانستن مسأله و دسترسی نداشتن به فتوای مجتهد٠ اگر برای غیر مجتهد مسأله‌ای پیش آید که حکم آن را نمی‌داند، لازم است احتیاط کند یا از مجتهد جامع شرایط تقلید نماید و اگر به فتوای مجتهد دسترسی نداشته باشد و دسترسی نداشتن به فتوای مجتهد به این جهت نباشد که مجتهد رأی و نظرش را ابراز نکرده باشد یا نتواند ابراز کند و از طرفی تأخیر واقعه و احتیاط نیز ممکن نباشد، یا با حرج همراه باشد، جایز است بر اساس ضوابط از مجتهد دیگر تقلید نماید.

13 ٠اشتباه در نقل فتوا/ اعلام تغییر فتوا٠ اگر کسی فتوای مجتهدی را به دیگری بگوید و گفتۀ او موجب شود آن شخص بر خلاف وظیفۀ شرعی‌اش عمل کند، در صورتی که حرجی نباشد، باید اشتباهش در گفتن مسأله را برطرف کند. همچنین است اگر فتوای آن مجتهد عوض شده باشد و ندانستن وی موجب شده که آن شخص بر خلاف وظیفۀ شرعی‌اش عمل کند و اگر سکوت وی دلالت عرفی بر عوض نشدن فتوای مجتهد دارد مانند بعضی از مسأله‌گویان، در صورت امکان و عدم حرج باید تغییر فتوا را خبر دهند.

14 ٠انجام اعمال بدون تقلید٠ اگر مکلّف مدّتی اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد، و پس از آن از مجتهدی تقلید نماید، در صورتی که این مجتهد اعمال گذشته را صحیح بداند، آن اعمال صحیح است و اگر باطل بداند محکوم به بطلان است و چنانچه نسبت به صحت آن اعمال احتیاط کند مکلف به وظیفۀ احتیاطی عمل می‌نماید.

احکام طهارت

انواع آب‌ها و احکام آن

15 ٠آب مطلق و مضاف٠

آب مطلق: مایعی است که بدون قید و اضافه به آن «آب» گفته شود، هر چند به آن آب با اضافه هم گفته شود؛ مثلاً آب رودخانه که به گل مخلوط شده باشد اگر چه به آن «آب گل» نیز بگویند، چنانچه بتوان کلمه «آب» را بدون قید و اضافه درباره آن به کار برد، آب مطلق است ولی اگر تنها «آب گل» به آن گفته شود، دیگر آب مطلق نیست.

آب مضاف: مایعی است که تنها با قید و اضافه به آن آب گفته شود؛ مانند آب هندوانه، گلاب.

اقسام آب مطلق

آب مطلق بر پنج قسم است:

اوّل: آب کر          دوم: آب قلیل            سوم: آب جاری         چهارم: آب باران       پنجم: آب چاه

1. آب کرّ

16 ٠تعریف آب کرّ٠ آب کر: وزن آن بی‌اشکال 1200 رطل عراقی است ولی در تبدیل مقدار آن به اوزان کنونی در بین دانشمندان اختلاف نظر دیده می‌شود، بنابر نظر مشهور، مقدار کر   377 (تقریباً 42/377) کیلوگرم می‌باشد، ولی ظاهراً مقدار کر بیشتر از این مقدار است، برخی از بزرگان مقدار آن را تقریباً 77/462 کیلوگرم و برخی دیگر 5/478 کیلوگرم دانسته‌اند.

بنابراین اگر مقدار وزن آب 480 کیلوگرم باشد، طبق نظر تمامی دانشمندان آب کر‌ است، حجم این مقدار آب در آب مقطّر در دمای چهار درجه، 48/0 متر مکعّب و در دمای صد درجه، حدود 5/0 متر مکعّب و در سایر دماها بین این دو مقدار می‌باشد و در آب غیر مقطّر از مقدارهای ذکر شده کمتر است.‌[3]

در فرض شک، مقدار آبی است که اگر در ظرفی که درازا، پهنا و گودی آن هر یک سه وجب و نیم است بریزند، آن را پر کند.

17 ٠برخورد نجاست با آب کرّ٠ اگر عین نجس، مانند بول یا خون، یا چیزی که نجس شده است، مانند لباس نجس به آب کر برسد، چنانچه به سبب این ملاقات بو، رنگ یا مزه آب تغییر کند، نجس می‌شود، اگر چه آب، بو، رنگ یا مزه نجاست را نگیرد بلکه به اوصاف دیگری درآید، بنابراین آب کر، اگر به رنگ سرخ خون در نیاید بلکه رنگ آن به سبب ملاقات با خون زرد شود، نجس می‌شود، و اگر هیچ یک از اوصاف سه‌گانه آب به سبب ملاقات تغییر نکند، آب نجس نمی‌شود.

18 ٠تغییر آب کرّ به واسطۀ غیر نجاست٠ اگر بو، رنگ یا مزه آب به واسطۀ غیر نجاست تغییر کند، نجس نمی‌شود. همچنین اگر آب با نجس ملاقات نکند ولی به سبب مجاورت با آن تغییر کند، نجس نمی‌شود.

19 ٠تغییر اوصاف مقداری از آب کرّ٠ اگر عین نجس، مانند خون، به آبی که بیشتر از کر است برسد، و بو، رنگ یا مزه قسمتی از آن را تغییر دهد، چنانچه مقداری که تغییر نکرده کمتر از کر باشد، تمام آب نجس می‌شود، و اگر به اندازه کر یا بیشتر باشد، فقط مقداری که بو، رنگ یا مزه آن تغییر کرده، نجس است.

20 ٠آب فوّاره٠ آب فوّاره، اگر متّصل به کر باشد آب نجس را پاک می‌کند. ولی اگر قطره قطره روی آب نجس بریزد آن را پاک نمی‌کند، مگر آن‌که چیزی روی فوّاره بگیرند تا آب آن قبل از قطره قطره شدن، به آب نجس متّصل شود، و بنابر احتیاط مستحب، آب فوّاره با آب نجس مخلوط گردد.

21 ٠غسالۀ آب کرّ٠ اگر چیز نجس را زیر شیری که متّصل به کر است بشویند، آبی که از آن چیز می‌ریزد چنانچه متّصل به کر باشد و بو، رنگ یا مزۀ آن به سبب ملاقات با‌ نجاست آن تغییر نکرده باشد، پاک است‌.

22 ٠یخ زدن مقداری از آب کرّ و سرایت نجاست٠ اگر مقداری از آب کر  یخ ببندد و باقی آن به قدر کر نباشد، چنانچه نجاست به آن آب برسد نجس می‌شود، و هر مقدار از یخ هم آب شود نجس است.

23 ٠شک در کرّ بودن آب٠ آبی که به اندازه کر بوده، اگر انسان شک کند که از مقدار کر کمتر شده یا نه، حکم آب کر را دارد، یعنی نجاست را پاک می‌کند و اگر نجاستی هم به آن برسد نجس نمی‌شود، و آبی که کمتر از کر بوده و انسان شک دارد به مقدار کر شده یا نه، حکم آب کمتر از کر را دارد.

24 ٠راه‌های اثبات کرّ بودن آب٠ کر بودن آب به دو راه ثابت می‌شود:

اوّل: خود انسان یا نوع مردم یقین یا اطمینان کنند و چنانچه در موردی، نوع مردم اطمینان ندارند و انسان برخلاف متعارف، اطمینان داشته باشد کفایت نمی‌کند.

دوّم: دو مرد عادل به آن خبر دهند، و قول یک نفر عادل کفایت نمی‌کند.

2. آب قلیل‌

25 ٠تعریف آب قلیل٠ آب قلیل: آبی است که کر، جاری، باران و آب چاه نباشد.

26 ٠برخورد نجاست با آب قلیل٠ اگر آب قلیل روی چیز نجس بریزد، یا چیز نجس به آن برسد نجس می‌شود. ولی اگر با فشار به چیز نجس برسد -اگر چه از پایین به بالا باشد- مقداری که به آن چیز می‌رسد، نجس، و مقداری که به آن چیز نرسیده پاک است.

27 ٠غسالۀ آب قلیل٠ آب قلیلی که برای برطرف کردن عین نجاست روی چیز نجس ریخته شود و از آن جدا گردد، نجس است؛ و همین‌گونه است آب قلیلی که با ریختن روی محل نجس، محل را پاک نمی‌کند (مانند آبی که در شستن بار اول چیزی که به بول نجس شده، به‌کار رفته است)، بلکه بنابر احتیاط از آب قلیلی هم که پس از برطرف شدن عین نجاست، محلّ را پاک می‌کند (مانند آبی که در شستن بار دوم چیزی که به بول نجس شده، به‌کار رفته است)، اجتناب شود.

ولی آبی که با آن مخرج بول یا غائط را می‌شویند، با پنج شرط پاک است:

اوّل: بو، رنگ یا مزه آن به سبب ملاقات با نجاست تغییر نکرده باشد.

دوم: نجاستی از جای دیگر به آن نرسیده باشد.

سوم: با بول یا غائط، نجاست دیگری مثل خون بیرون نیامده باشد.

چهارم: ذرّه‌های غائط در آب نباشد.

پنجم: بیشتر از معمول نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد.

3. آب جاری‌

28 ٠تعریف آب جاری٠ آب جاری آبی است که جریان دارد و دارای ماده است (یعنی به منبعی متّصل است) مانند آب چشمه، آب رودخانه، آب قنات و آب لوله‌کشی شهری.

29 ٠برخورد نجاست با آب جاری٠ آب جاری اگر چه کمتر از کر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد، تا بو، رنگ یا مزه آن، به سبب ملاقات با نجاست تغییر نکند، پاک است.

30 ٠تغییر اوصاف مقداری از آب جاری٠ اگر نجاستی به آب جاری برسد، مقداری از آن که بو، رنگ یا مزه آن به سبب ملاقات با نجاست تغییر کرده، نجس است و با از بین رفتن تغییر پاک می‌شود، و آب طرف منبع اگر چه کمتر از کر باشد، پاک است و آب طرف دیگر اگر به اندازه کر باشد یا به واسطه آبی که تغییر نکرده به آب طرف منبع یا آب کر متّصل باشد، پاک وگرنه، نجس است.

31 ٠آب چشمه‌ای که جریان ندارد٠ آب چشمه‌ای که جریان ندارد ولی طوری است که اگر از آن آب بردارند باز می‌جوشد، آب جاری محسوب می‌شود، یعنی اگر نجاست به آن برسد تا وقتی که بو، رنگ یا مزه آن به واسطه ملاقات با نجاست تغییر نکرده پاک است، و اگر بو، رنگ یا مزه‌اش تغییر کرد با از بین رفتن تغییر، پاک می‌شود.

32 ٠آب متّصل به جاری٠ آبی که کنار نهر ایستاده و متّصل به آب جاری است، در صورتی که با ملاقات نجس، بو، رنگ یا مزه آن تغییر نکند، نجس نمی‌شود و چنانچه تغییر کند، با از بین رفتن آن پاک می‌شود.

33 ٠چشمه‌‌های فصلی٠ چشمه‌ای که مثلاً در زمستان می‌جوشد و در تابستان از جوشش می‌افتد، فقط وقتی که می‌جوشد آب جاری محسوب می‌شود.

34 ٠آب حوضچۀ حمام٠ آب حوضچه حمام اگر کمتر از کر باشد، چنانچه به خزینه‌ای متّصل باشد که آب آن با ضمیمه آب حوض به اندازه کر است اگر به سبب ملاقات با نجس، بو، رنگ یا مزه آن تغییر نکند، نجس نمی‌شود.

35 ٠آب لوله کشی شهری٠ آب لوله‌کشی شهری آب جاری است و فرقی بین آب حمام و غیر حمام نیست.

36 ٠آب حمام‌هایی که متّصل به آب لوله‌کشی نیستند٠ در حمام‌هایی که به آب لوله‌کشی متّصل نیست، آبی که از شیرها و دوش‌های آن می‌ریزد اگر با آب لوله‌ها و آب حوضی که متّصل به آن است به قدر کر باشد، کر محسوب می‌شود.

4. آب باران‌

37 ٠شرایط پاک‌کنندگی آب باران٠ چیزی که نجس است و عین نجاست در آن نیست، به هر جای آن یک مرتبه باران برسد پاک می‌شود و در فرش و لباس و مانند این‌ها فشار لازم نیست، ولی باریدن دو سه قطره کافی نیست، بلکه باید طوری باشد که بگویند: باران می‌آید.

38 ٠ترشحات آب باران پس از برخورد با عین نجاست٠ اگر باران بر عین نجاست ببارد و به جای دیگر ترشّح کند، چنانچه عین نجاست همراه آن نباشد و بو، رنگ یا مزه آن به سبب ملاقات با نجاست تغییر نکند، پاک است.

39 ٠برخورد آب باران به نجاست٠ اگر بر روی بام عمارت، عین نجاست باشد تا وقتی که باران بر روی بام می‌بارد آبی که به چیز نجس رسیده و از سقف یا ناودان می‌ریزد، پاک است، ولی اگر معلوم شد آبی که می‌ریزد بعد از قطع شدن باران، به چیز نجس رسیده است، نجس می‌باشد.

40 ٠بارش باران بر زمین نجس٠ زمین نجسی که باران بر آن ببارد پاک می‌شود، و اگر باران بر زمین جاری شود و در حال باریدن محل نجسی که زیر سقف است برسد، آن را نیز پاک می‌کند.

41 ٠گل شدن خاک نجس به واسطۀ باران٠ خاک نجسی که به واسطه باران گل شود پاک می‌شود.

42 ٠تطهیر متنجس در آب متّصل به باران٠ هر گاه آبی در جایی جمع شود اگر چه کمتر از کر باشد چنانچه موقعی که باران بر آن می‌بارد چیز نجسی را در آن بشویند و بو، رنگ یا مزه آب به سبب ملاقات با نجاست تغییر نکند، آن چیز نجس پاک می‌شود.

43 ٠بارش باران بر فرش پاک روی زمین نجس٠ اگر بر فرش پاکی که روی زمین نجس است باران ببارد، و باران به آن زمین برسد فرش نجس نمی‌شود و زمین هم پاک می‌شود.

5. آب چاه‌

44 ٠شرایط پاک کنندگی آب چاه٠ آب چاهی که از زمین می‌جوشد، اگر چه کمتر از کر باشد چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتی که بو، رنگ یا مزه آن به سبب ملاقات با نجاست تغییر نکرده، پاک است، ولی مستحب است پس از رسیدن بعضی از نجاستها، مقدار معیّنی از آب آن را بکشند. توضیح این مسأله در کتاب‌های مفصّل فقهی آمده است.

45 ٠محو شدن اوصاف نجاست از آب چاه٠ اگر نجاستی در آب چاه بریزد و بو، رنگ یا مزه آب را تغییر دهد چنانچه تغییر آب چاه از بین برود، پاک می‌شود ولی بنابر احتیاط مستحب، با آبی که از چاه می‌جوشد مخلوط گردد.

46 ٠برخورد نجاست با آب داخل گودال٠ اگر آبی در گودالی جمع شود و کمتر از کر باشد و باران در حال باریدن بر آن نباشد، با رسیدن نجاست به آن نجس می‌شود.

احکام آب‌ها‌

47 ٠تطهیر، وضو و غسل با آب مضاف٠ آب مضاف -که معنی آن در مسألۀ 15 گفته شد- چیز نجس را پاک نمی‌کند و وضو و غسل هم با آن باطل است.

48 ٠برخورد نجاست با آب مضاف٠ آب مضاف و هر مایع دیگر اگر به قدر کر نباشد و ذرّه‌ای نجاست به آن برسد، نجس می‌شود و اگر به قدر کر باشد، بنابر احتیاط از آن اجتناب شود و در هر‌ صورت چنانچه با فشار به چیز نجس برسد، مقداری که به چیز نجس رسیده نجس می‌شود و مقداری که نرسیده پاک می‌باشد، مثلاً اگر گلاب را از گلابدان روی دست نجس بریزند، آن‌چه به دست رسیده نجس، و آن‌چه به دست نرسیده پاک است.

49 ٠راه پاک کردن آب مضاف نجس٠ اگر آب مضاف نجس، طوری با آب کر یا جاری مخلوط شود که به آن آب -بدون قید و اضافه- گفته شود، پاک می‌گردد.

50 ٠شک در مضاف شدن آب مطلق و بالعکس٠ مایعی که آب مطلق بوده و معلوم نیست آب مضاف شده یا نه، در حکم آب مطلق است، یعنی چیز نجس را پاک می‌کند و وضو و غسل هم با آن صحیح است، و مایعی که آب مضاف بوده و معلوم نیست آب مطلق شده یا نه، در حکم آب مضاف است، یعنی چیز نجس را پاک نمی‌کند و وضو و غسل هم با آن باطل است.

51 ٠شک در مطلق یا مضاف بودن آب٠ مایعی که معلوم نیست آب مطلق است یا آب مضاف، و نیز معلوم نیست که قبلاً مطلق یا مضاف بوده، نجاست را پاک نمی‌کند، و وضو و غسل هم با آن باطل است، ولی اگر به اندازه کر یا بیشتر باشد و نجاست به آن برسد، شرعاً پاک به شمار می‌آید.

52 ٠تغییر اوصاف آب در اثر مجاورت با نجاست٠ آبی که عین نجاست، مثل خون و بول به آن برسد و بو، رنگ یا مزه آن را تغییر دهد، اگر چه کر یا جاری باشد نجس می‌شود، ولی اگر بو، رنگ یا مزه آب، به واسطه نجاستی که بیرون آب است و به آن متّصل نیست عوض شود؛ مثلاً مرداری که در کنار آب است بوی آن را تغییر دهد، نجس نمی‌شود.

53 ٠برطرف شدن اوصاف نجاست از آب٠ آبی که عین نجاست مثل خون و بول در آن ریخته و بو، رنگ یا مزۀ آن را تغییر داده، اگر به خودی خود تغییر آن از بین برود پاک نمی‌شود ولی چنانچه به کر یا جاری متّصل شود، یا باران بر آن ببارد، یا باد، باران را در آن بریزد، یا آب باران در حال باریدن از ناودان در آن جاری شود و تغییر آن از بین برود، پاک می‌شود و بنابر احتیاط مستحب آب کر یا جاری یا آب باران با آن مخلوط گردد.

54 ٠طهارت و نجاست غُساله٠ اگر چیز نجسی را در آب قلیل آب بکشند، باید از آبی که بعد از بیرون آوردن، از آن می‌ریزد اجتناب کرد حتی بنابر احتیاط، در صورتی که محلّ به مجرّد شستن با او پاک شود، و اگر در غیر آب قلیل آب بکشند آبی که‌ از آن می‌ریزد پاک است.

55 ٠شک در نجاست و طهارت آب٠ آبی که پاک بوده و معلوم نیست نجس شده یا نه، حکم آب پاک را دارد. و آبی که نجس بوده و معلوم نیست پاک شده یا نه حکم آب نجس را دارد. و آبی که حالت قبلی آن معلوم نیست، حکم آب پاک را دارد.

56 ٠نیم‌خوردۀ سگ، خوک و کافر٠ نیم‌خوردۀ سگ و خوک و کافر غیر کتابی نجس و خوردن آن حرام است؛ بلکه بنابر احتیاط باید از نیم‌خورده اهل کتاب اجتناب کرد، و نیم‌خورده حیوانات حرام‌گوشت، پاک و خوردن آن (مگر در مورد گربه) مکروه می‌باشد.

احکام تخلّی‌

تخلّی و تطهیر

57 ٠پوشاندن عورت٠ واجب است انسان وقت تخلّی و مواقع دیگر، عورت خود را از کسانی که مکلفند، اگر چه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند و همچنین از دیوانه ممیّز و بچّه‌های ممیّز که خوب و بد را می‌فهمند، بپوشاند ولی زن و شوهر و کسانی که در حکم آن‌ها هستند، لازم نیست عورت خود را از یکدیگر بپوشانند.

58 ٠نحوۀ پوشاندن عورت٠ لازم نیست با چیز مخصوصی عورت خود را بپوشاند، و اگر مثلاً با دست هم آن را بپوشاند کافی است. و همچنین اگر به جهت تاریکی یا فرورفتن در گودال یا آب کدر و مانند آن، عورت دیده نشود، کفایت می‌کند.

59 ٠رعایت قبله هنگام تخلّی٠ موقع تخلّی باید جلوی بدن؛ یعنی شکم و سینه، رو به قبله و پشت به قبله نباشد.

60 ٠چگونگی رعایت قبله هنگام تخلّی٠ اگر هنگام تخلّی جلوی بدن کسی رو به قبله یا پشت به قبله باشد، و عورت خود را از قبله بگرداند، کفایت نمی‌کند، و اگر جلوی بدن او رو به قبله یا پشت به قبله نباشد، باید عورت را رو به قبله یا پشت به قبله ننماید.

61 ٠رعایت قبله هنگام استبراء یا تطهیر٠ احتیاط مستحب آن است که جلوی بدن را در هنگام استبراء (که در مسألۀ 73 خواهد آمد) و هنگام تطهیر مخرج بول و غائط، رو به قبله و پشت به قبله ننماید.

62 ٠رعایت قبله هنگام تخلّی در حالت ناچاری٠ اگر انسان به جهتی مانند پوشاندن عورت خود از نامحرم ناچار باشد که در حال تخلّی رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند مانعی ندارد ولی بنابر احتیاط در صورت امکان پشت به قبله بنشیند، و در صورتی که یا باید نامحرم غیر عورت او را ببیند و یا رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند، مخیّر است رو به قبله و پشت به قبله ننشیند و‌ نامحرم او را ببیند یا اینکه خود را از نامحرم بپوشاند و در این صورت بنابر احتیاط در صورت امکان پشت به قبله بنشیند.

63 ٠رو یا پشت به قبله نشاندن بچّه هنگام تخلّی٠ احتیاط آن است که بچّه را در وقت تخلّی رو به قبله یا پشت به قبله ننشانند، ولی اگر خود بچّه بنشیند، جلوگیری از او واجب نیست.

64 ٠مکان‌هایی که تخلّی در آن‌ها حرام است٠ در چهار جا تخلّی حرام است:

اوّل: در کوچه‌های بن‌بست، مگر اینکه همه صاحبانش راضی باشند.

دوم: در ملک کسی که به تخلّی در آن ملک راضی نیست.

سوم: در جایی که برای عدۀ مخصوصی وقف شده است، مثل دستشویی بعضی مدرسه‌ها.

چهارم: روی قبر مؤمنان در صورتی که بی‌احترامی به آنان باشد و همچنین در جایی که بی‌احترامی به مؤمنی گردد یا تخلّی سبب هتک حرمت یکی از مقدسات شریعت باشد.

65 ٠روش‌های تطهیر مخرج غائط٠ در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاک می‌شود:

اوّل: با غائط نجاست دیگری مانند خون بیرون آمده باشد.

دوم: نجاستی از خارج به مخرج غائط رسیده باشد.

سوم: اطراف مخرج بیشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد.

در غیر این سه صورت، هم می‌توان مخرج را با آب شست و یا به دستوری که (که در مسألۀ 68 به بعد گفته می‌شود) با پارچه، سنگ و مانند این‌ها پاک کرد، اگر چه شستن با آب بهتر است.

66 ٠تطهیر مخرج بول٠ مخرج بول با غیر آب پاک نمی‌شود، و در غیر آب قلیل اگر بعد از برطرف شدن بول یک مرتبه بشویند، کافی است، ولی با آب قلیل بنابر احتیاط باید دو مرتبه شست و بهتر آن است که سه مرتبه شسته شود و در هر صورت اگر پس از برطرف شدن عین، آب به قسمت‌های نجس برسد، یک مرتبه شستن به حساب می‌آید و لازم نیست آب قطع گردد و دوباره بر مخرج بول جریان پیدا کند.

67 ٠نحوۀ پاک کردن مخرج غائط با آب٠ اگر مخرج غائط را با آب بشویند، باید چیزی از غائط در محلّ نماند، ولی باقی ماندن رنگ و بوی آن مانعی ندارد و اگر در دفعۀ اوّل طوری بشویند که ذرّه‌ای غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نیست.

68 ٠پاک کردن مخرج غائط با غیر آب٠ با سنگ و کلوخ و پارچه و دستمال کاغذی و مانند این‌ها می‌شود مخرج غائط را تطهیر کرد، ولی بنابر احتیاط باید خشک باشد و چنانچه رطوبت کمی داشته باشد که به مخرج سرایت نکند، اشکال ندارد.

69 ٠روش پاک کردن مخرج غائط با غیر آب٠ احتیاط آن است که سنگ یا پارچه‌ای که غائط را با آن برطرف می‌کنند سه قطعه باشد، بنابراین تطهیر با سنگی که سه طرف داشته باشد خلاف احتیاط است، همچنین بنابر احتیاط با سه مرتبه تطهیر صورت گیرد، اگر چه با کمتر از آن مقدار نیز غائط برطرف شود و اگر با سه قطعه برطرف نشد، باید به قدری اضافه کنند تا مخرج کاملاً پاک شود، ولی باقی ماندن ذرّه‌های کوچکی که دیده نمی‌شود اشکال ندارد‌.

70 ٠پاک کردن مخرج غائط با اشیاء محترم یا استخوان٠ پاک کردن مخرج غائط با چیزهایی که احترام آن‌ها لازم است، مانند کاغذی که اسم خداوند متعال یا یکی از معصومین(ع) بر آن نوشته شده، حرام است، همچنین بنابر احتیاط باید از پاک کردن مخرج با استخوان و سرگین اجتناب نمود ولی اگر با آن‌ها پاک نمود مخرج غائط پاک می‌شود، اگر چه احتیاط مستحب در تکرار تطهیر با اشیاء دیگر می‌باشد.

71 ٠شک در پاک کردن مخرج غائط٠ اگر شک کند که مخرج را تطهیر کرده یا نه، لازم است تطهیر نماید، اگر چه از روی عادت همیشه بعد از بول یا غائط فوراً تطهیر می‌کرده است.

72 ٠شک در پاک کردن مخرج غائط، بعد از نماز٠ اگر بعد از نماز شک کند که قبل از نماز مخرج را تطهیر کرده یا نه، در صورتی که مسأله را می‌دانسته و احتمال می‌دهد هنگام شروع به نماز متوجّه آن بوده، نمازی که خوانده صحیح است و بنابر احتیاط برای نمازهای بعد باید تطهیر کند. در غیر این صورت، نمازی که خوانده محکوم به بطلان است.

استبراء‌

73 ٠شیوه استبراء٠ استبراء عمل مستحبی است که مردها بعد از بیرون آمدن بول برای خارج کردن بقایای آن انجام می‌دهند و در آن شرط است که پس از قطع شدن بول با انگشت سه بار از مخرج غائط تا بیخ آلت کشیده و سه بار از بیخ آلت تا سر آلت کشیده و سه بار سر آلت را فشار دهد و بهتر آن است که استبراء به این صورت انجام گیرد که پس از قطع شدن بول سه بار با انگشت میانه دست چپ از مخرج غائط تا بیخ آلت بکشند و بعد انگشت شست را روی آلت و انگشت پهلوی شست را زیر آن بگذارند و سه مرتبه تا سر آلت بکشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.

74 ٠رطوبت‌های پاکی که از انسان خارج می‌شود٠ آبی که گاهی بعد از ملاعبه از انسان خارج می‌شود و نیز آبی که گاهی بعد از منی بیرون می‌آید، و آبی که گاهی بعد از بول بیرون می‌آید اگر بعد از خروج، بول به آن نرسیده باشد، پاک است و چنانچه انسان پس از بول استبراء کند و بعد آبی از او خارج شود و شک کند که بول است یا یکی از این سه آب، پاک می‌باشد.

75 ٠رطوبت مشکوک و استبراء٠ اگر رطوبتی از انسان بیرون بیاید که نداند پاک است یا نه، چنانچه استبراء نکرده باشد یا شک کند که استبراء کرده یا نه، آن رطوبت نجس است، و چنانچه وضو گرفته باشد باطل می‌شود، ولی اگر شک کند که استبراءیی که کرده درست بوده یا نه، در صورتی که مسأله را می‌دانسته و احتمال می‌دهد که در هنگام استبراء به رعایت شرایط صحّت آن توجّه داشته، رطوبت خارج شده پاک است و وضو را هم باطل نمی‌کند و در غیر این صورت، رطوبت نجس است و وضو را هم باطل می‌کند.

76 ٠رطوبت مشکوک با اطمینان به نبود بول در مجرا٠ کسی که استبراء نکرده یا شک کند که استبراء کرده یا نه، اگر به جهتی، مانند  آن‌که مدّتی از بول کردن او گذشته، اطمینان پیدا کند از آن بول در مجری نمانده است و رطوبتی ببیند و شک کند که پاک است یا نه، آن رطوبت پاک است و وضو را هم باطل نمی‌کند.

77 ٠رطوبت مردّد بین بول و منی بعد از استبراء٠ اگر انسان پس از بول استبراء کند و وضو بگیرد، چنانچه بعد از وضو رطوبتی ببیند که نداند بول است یا منی، واجب است احتیاطاً غسل کند و وضو هم بگیرد، ولی اگر قبل از وضو رطوبتی ببیند که نداند بول است یا منی، وضو کافی است.

78 ٠رطوبت مشکوک زن٠ برای زن استبراء از بول نیست و اگر رطوبتی ببیند و شک کند پاک است یا نه، آن رطوبت پاک است و وضو و غسل او را هم باطل نمی‌کند.

مستحبات و مکروهات تخلّی

79 ٠مستحبات تخلّی‌٠ مستحب است در موقع تخلّی جایی بنشیند که کسی او را نبیند و موقع وارد شدن به جای تخلّی، اوّل پای چپ، و هنگام بیرون آمدن، اوّل پای راست را بگذارد، و همچنین مستحب است در حال تخلّی سر را بپوشاند، و سنگینی بدن را بر پای چپ بیندازد.

80 ٠مکروهات تخلّی٠ نشستن روبروی خورشید و ماه در موقع تخلّی مکروه است، ولی اگر عورت خود را به وسیله‌ای بپوشاند مکروه نیست. و نیز در موقع تخلّی نشستن روبروی باد و در جاده و خیابان و کوچه و درب خانه و زیر درخت میوه‌دار و چیز خوردن و توقّف زیاد و تطهیر کردن با دست راست، مکروه می‌باشد، همچنین است حرف‌زدن در حال تخلّی، ولی اگر ناچار باشد، یا ذکر خدا بگوید، مکروه نیست.

81 ٠مکروهات بول کردن٠ ایستاده بول کردن و بول کردن در زمین سخت و لانه جانوران و در آب -خصوصاً آبی که جریان ندارد- مکروه است.

82 ٠جلوگیری از بول و غائط٠ خودداری کردن از بول و غائط مکروه است و اگر موجب فساد بدن شود و ضرر اساسی داشته باشد، حرام است.

83 ٠استحباب بول کردن در بعضی اوقات٠ مستحب است انسان قبل از نماز و قبل از خواب و قبل از جماع و بعد از بیرون آمدن منی، بول کند.

نجاسات

84 ٠اقسام نجاسات٠ نجاسات یازده چیز است‌:

اوّل: بول                                              دوم: غائط

سوم: منی                                             چهارم: مردار            

پنجم: خون                                           ششم و هفتم: سگ و خوک        

هشتم: کافر                                          نهم: شراب و مایع‌های مست‌کننده دیگر      

دهم: فقّاع                                            یازدهم: بول و غائط و عرق حیوان نجاست‌خوار

اقسام نجاسات

1و2. بول و غائط

85 ٠ملاک نجاست بول و غائط٠ بول و غائط انسان و هر حیوان حرام‌گوشتی که خون جهنده دارد که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن می‌کند، نجس است، و بنابر احتیاط، باید از بول و غائط حیوان حرام‌گوشتی که خون آن جستن نمی‌کند، مثل ماهی حرام گوشت، اجتناب کرد ولی فضلۀ حیوانات کوچک، مثل پشه و مگس که گوشت ندارند، پاک است.

86 ٠فضلۀ پرندگان٠ فضلۀ پرندگان پاک است، اگر چه احتیاط مستحب در آن است که از فضلۀ پرندگان حرام‌گوشت اجتناب کرد.

87 ٠بول و غائط حیوان نجاست‌خوار٠ بول و غائط حیوان نجاست‌خوار نجس است و همچنین است بول و غائط حیوانی که از خوک شیر خورده و گوشت در بدنش روییده و استخوانش از آن سخت شده است (همان طور که در مسألۀ 2641 خواهد آمد) و نیز بول و غائط حیوانی که انسان با آن نزدیکی کرده است و نیز بول و غائط حیوانی که بعد از نزدیکی انسان با مادر آن حیوان به دنیا آمده است.

3. منی‌

88 ٠نجاست منی٠ منی انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد نجس است.

4. مردار

89 ٠ملاک نجاست مردار٠ مردار انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد نجس است، چه خودش مرده باشد، یا به غیر دستوری که در شرع معیّن شده آن را کشته باشند، و ماهی چون خون جهنده ندارد اگر چه در آب بمیرد، پاک است.

90 ٠اجزای بدن مردار٠ چیزهایی از مردار مثل پشم، مو، کرک، استخوان و دندان، که روح ندارند، پاک است.

91 ٠اجزای جدا شده از موجود زنده٠ اگر از بدن انسان یا حیوانی که خون جهنده دارد در حالی که زنده است گوشت یا چیز دیگری را که روح دارد جدا کنند، نجس است. ولی پوست‌های مختصر لب و جاهای دیگر بدن که موقع افتادن‌شان رسیده، اگر چه آن‌ها را بکنند پاک است، و پوستی که موقع افتادنش نرسیده و آن را کنده‌اند، بنابر احتیاط از آن اجتناب نمایند.

92 ٠تخم مرغ موجود در شکم مرغ مرده٠ تخم‌مرغی که از شکم مرغ مرده بیرون می‌آید، اگر پوست روی آن کلفت شده باشد پاک است ولی ظاهر آن را باید آب کشید.

93 ٠پنیر مایۀ موجود در شیردان حیوان مرده٠ اگر بره و بزغاله پیش از آن‌که علفخوار شوند بمیرند، پنیر مایه‌ای که در شیردان آن‌ها می‌باشد پاک است ولی ظاهر آن را باید آب کشید.

94 ٠مواد وارداتی از کشورهای غیر اسلامی٠ دواهای روان، عطر، روغن، واکس و صابونی که از کشورهای غیر اسلامی می‌آورند، اگر انسان یقین به نجاست آن‌ها نداشته باشد پاک است.

95 ٠گوشت، پیه و چرم‌های موجود در بازار٠ اگر احتمال داده شود که گوشت، پیه یا چرم از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده، در چهار صورت پاک است و خوردن گوشت و پیه جایز می‌باشد:

1. از بازار مسلمانان تهیه شده باشد، اگر چه از دست کافر گرفته شده باشد.

2. از مکانی در سرزمین اسلام -یعنی سرزمینی که مسلمانان بر آن حکومت می‌کنند- تهیه شده باشد که در این دو صورت اگر از بازار غیر اسلامی یا سرزمین غیر اسلامی وارد شده باشد، چنانچه احتمال برود که در پاکی و نجسی آن تحقیق شده، پاک وگرنه نجس است، همچنین در برخی از فرض‌های این دو صورت تفصیلی وجود دارد که در مسألۀ بعد خواهد آمد.

3. اگر کسی که آن چیز در دست اوست به پاک بودن آن خبر دهد و احتمال دهیم که اخبار وی از حس است، با تفصیلی که در مسألۀ بعد می‌آید.

4. اگر ببیند کسی که آن چیز در دست اوست از آن چیز در کاری استفاده می‌کند که شرط آن پاکی است، مثلاً ببیند مسلمانی با آن لباس، نماز می‌خواند.

و در غیر این چهار صورت در حکم مردار است و تمام احکام مردار شامل آن می‌شود، بنابراین نجس است و نماز خواندن در آن چرم جایز نیست و خوردن آن گوشت و پیه حرام است و خرید و فروش آن هم باطل است.

96 ٠گوشت، پیه و چرم‌های وارداتی از سرزمین غیرشیعی٠ اگر گوشت، پیه و چرم را از سرزمینی تهیه کرده باشند که برخلاف نظر شیعه برخی از اقسام مردار را پاک می‌دانند؛ مثلاً از سرزمین حنفیان و شافعیان که عقیده دارند پوست مردار با دباغّی پاک می‌شود، در صورت اوّل و دوم که در مسألۀ پیش گفته شد باید از فروشنده سؤال شود که آیا این گوشت یا چرم حیوانی است که به دستور شرع ذبح شده یا خیر؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد، احکام پاک بودن بر آن گوشت و چرم جاری است و می‌توان از آن گوشت خورد و در آن چرم نماز خواند، ولی نمی‌توان به مجرّد گفته فروشنده، به دیگران خبر داد که این گوشت یا چرم از حیوانی است که به دستور شرع ذبح شده است، و همین‌طور اگر کسی که این گوشت یا چرم در دست اوست در چنین سرزمینی بگوید که از حیوانی است که به دستور شرع ذبح شده، نمی‌توان به مجرد گفته او این مطلب را به دیگران گفت، اگر چه می‌توان احکام پاک بودن را بر این گوشت یا چرم جاری کرد و گفت این گوشت یا چرم طهارت ظاهری دارد.

5. خون‌

97 ٠ملاک نجاست خون٠ خون انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد، یعنی حیوانی که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن می‌کند نجس است، پس خون حیوانی که مانند ماهی و پشه خون جهنده ندارد، پاک است.

98 ٠خون باقیمانده در حیوان بعد از ذبح٠ اگر حیوان حلال‌گوشت را به دستوری که در شرع معیّن شده بکشند و خون آن به مقدار معمول بیرون آید، خونی که در بدنش می‌ماند پاک است، ولی اگر به‌ علت نفس کشیدن خون به بدن حیوان برگردد، یا به واسطۀ اینکه سر حیوان، در جای بلندی بوده خون به مقدار متعارف بیرون نیاید، آن خون نجس است، و بنابر احتیاط مستحب از خونی که در اجزاء حرام از حیوان حلال‌گوشت مانده، اجتناب کنند.

99 ٠خون موجود در تخم مرغ٠ از تخم‌مرغی که ذرّه‌ای خون در آن است بنا بر احتیاط باید اجتناب کرد ولی اگر مثلاً خون در زرده باشد تا پوست نازک روی آن پاره نشده، سفیده پاک است.

100 ٠خون موجود در شیر هنگام دوشیدن٠ خونی که گاهی هنگام دوشیدن شیر دیده می‌شود نجس است و شیر را نجس می‌کند.

101 ٠خون لای دندان‌ها٠ خونی که از لای دندان‌ها می‌آید، اگر به واسطۀ مخلوط شدن با آب دهان از بین برود پاک است ولی احتیاط آن است که آن را فرو نبرند.

102 ٠خون مردگی زیر ناخن٠ خونی که به واسطۀ کوبیده شدن، زیر ناخن یا زیر پوست می‌میرد اگر طوری شود که دیگر به آن خون نگویند، پاک است و اگر به آن خون بگویند، نجس است و در این صورت، چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود، اگر مشقت زیاد ندارد باید برای وضو یا غسل خونی که دیده می‌شود بیرون آورد و اگر مشقت زیاد دارد، باید اطراف آن را به صورتی که نجاست زیاد نشود بشوید و پارچه یا چیزی مانند آن بر آن بگذارد و هنگام وضو یا غسل روی پارچه دست تر بکشد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نبود، تیمّم کند.

103 ٠شک در خون مردگی٠ اگر انسان نداند که خون، زیر پوست مرده یا گوشت به واسطه کوبیده شدن به آن حالت در آمده، پاک است.

104 ٠افتادن ذره‌ای خون در غذا٠ اگر موقع جوشیدن غذا ذرّه‌ای خون در آن بیفتد، تمام غذا و ظرف آن نجس می‌شود و جوشیدن و آتش پاک‌کننده نیست.

105 ٠زردابۀ اطراف زخم٠ زردابه‌ای که در هنگام بهبودی زخم در اطراف آن پیدا می‌شود، اگر معلوم نباشد که با خون مخلوط شده پاک است.

6 و 7. سگ و خوک

106 ٠ملاک نجاست سگ و خوک٠ سگ و خوکی که در خشکی زندگی می‌کنند، حتی مو و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبت‌های آن‌ها نجس است، ولی سگ و خوک دریایی پاک است.

8. کافر

107 ٠تعریف کافر‌٠ کافر، یعنی کسی که منکر خداست، یا برای خدا شریک قرار می‌دهد، یا پیغمبری حضرت خاتم الانبیاء محمّد بن عبد اللّه(ص) را قبول ندارد نجس است، و انکار چه به قلب باشد و چه به زبان سبب کفر می‌گردد و همچنین غُلات (یعنی کسانی که یکی از معصومین(ع) را خدا خوانده یا بگویند خدا در او حلول کرده است) و خوارج و نواصب (یعنی کسانی که دشمنی اهل بیت(ع) را دین خود قرار دهند) نجس‌اند و لکن اهل کتاب (یعنی یهودیان و مسیحیان) و زردشتیان بنابر احتیاط نجس می‌باشند.

و کسی که یکی از ضروریات دین مانند نماز و روزه را که تمام مسلمانان آن‌ها را جزء دین اسلام می‌دانند انکار کند، اگر ندانیم انکار وی از روی شبهه است، شرعاً کافر به شمار می‌آید.

108 ٠اجزای بدن کافر٠ آنچه در مورد نجاست کافر گفته شد تمام اندام کافر، حتی مو و ناخن و رطوبت‌های او را شامل می‌شود.

109 ٠اسلام و کفر اطفال٠ طفل ممیّز اگر اظهار کفر کند کافر و اگر اظهار اسلام کند مسلمان است و طفل غیر ممیّز و طفل ممیّزی که نه اظهار کفر کرده و نه اظهار اسلام، چنانچه پدر و مادر و نیز جد و جده نزدیک وی کافر باشند، آن بچّه هم نجس است و اگر یکی از آنان مسلمان باشند، بچّه پاک است.

110 ٠مشکوک بودن اسلام شخص٠ کسی که معلوم نیست مسلمان است یا نه، چنانچه سابقاً کافر بوده، نجس است و چنانچه سابقاً مسلمان بوده پاک است و سایر احکام مسلمان را داراست و چنانچه حالت سابقه او معلوم نباشد، پاک می‌باشد ولی احکام دیگر مسلمان را ندارد مثلاً نمی‌تواند زن مسلمان بگیرد و نباید در قبرستان مسلمانان دفن شود، مگر آن‌که در سرزمین اسلام باشد که ظاهراً تمام احکام مسلمان شامل او نیز می‌شود.

111 ٠نجاست دشنام‌دهنده به ائمه(ع)٠ کسی که به یکی از معصومین(ع) دشنام دهد (خواه از روی دشمنی باشد یا نباشد) بنابر احتیاط نجس است.

9. شراب‌

112 ٠ملاک نجس بودن مسکرات٠ شراب و هر چیزی که انسان را مست کند، چنانچه به خودی خود روان باشد نجس است؛ و مایعی که فقط مصرف مقدار زیادی از آن خاصیت مست‌کنندگی دارد، مقدار کم آن نیز نجس است. و اگر مثل بنگ و حشیش روان نباشد، اگر چه چیزی در آن بریزند که روان شود، پاک است.

113 ٠الکل صنعتی٠ الکل صنعتی که برای رنگ کردن درب و میز و صندلی و مانند این‌ها به کار
می‌برند، اگر انسان نداند که مست‌کننده است یا نه، پاک است.

114 ٠جوش آمدن انگور٠ اگر انگور و آب انگور به خودی خود یا به سبب پختن جوش بیاید، خوردن آن حرام و بنابر احتیاط نجس می‌باشد.

115 ٠جوش آمدن خرما، مویز و کشمش٠ خرما و مویز و کشمش و آب آن‌ها اگر جوش بیایند، پاک و خوردن آن‌ها حلال است، اگر چه احتیاط مستحب آن است که از آن‌ها اجتناب کنند.

10. فقّاع‌ (آبجو)

116 ٠آبجو٠ فقّاع که از جو گرفته می‌شود و به آن «آبجو» می‌گویند، هرچند به صورت خفیف مست‌کننده باشد نجس است ولی آبی که به دستور پزشکان از جو می‌گیرند و به آن «ماء الشّعیر» می‌گویند، پاک است.

11. بول و غائط و عرق حیوان نجاست‌خوار

117 ٠فضولات حیوان نجاست‌خوار٠ بول و غائط و عرق حیوانی که به خوردن نجاست انسان (یعنی مدفوع او) عادت کرده -غیر از پرندگان- نجس است.

عرق جنب از حرام‌

118 ٠عرق جنب از حرام٠ عرق جنب از حرام پاک است، ولی بنابر احتیاط مستحب از آن اجتناب کنند، چه عرق در حال نزدیکی بیرون آید یا بعد از آن، از مرد باشد یا از زن، جنابت از زنا باشد، یا از لواط، یا از نزدیکی کردن با حیوانات، یا استمناء.

119 ٠عرق نزدیکی حرام با همسر٠ اگر انسان در موقعی که نزدیکی با زن حرام است، مثلاً در روز ماه رمضان، با زن خود نزدیکی کند، بنابر احتیاط مستحب از عرق خود اجتناب نماید.

120 ٠عرق جنب از حرام بعد از تیمّم٠ اگر جنب از حرام، عوض غسل، تیمّم نماید و بعد از تیمّم عرق کند، باز هم بنابر احتیاط مستحب از عرق خود اجتناب نماید.

121 ٠عرق جنب از حرام و نزدیکی حلال٠ اگر کسی از حرام، جنب شود و بعد با حلال خود نزدیکی کند، یا اوّل با حلال خود نزدیکی کند، و بعد از حرام جنب شود، احتیاط مستحب آن است که از عرق خود اجتناب کند.

راه‌های ثابت شدن نجاست‌

122 ٠سه راه اثبات نجس شدن اشیا٠ نجاست هر چیز از سه راه ثابت می‌شود:

اوّل: خود انسان یقین یا اطمینان کند و یا طوری باشد که نوع مردم یقین یا اطمینان می‌کنند که چیزی نجس است؛ و چنانچه در جایی که نوع مردم اطمینان به نجاست پیدا نمی‌کنند، انسان برخلاف متعارف اطمینان به نجاست داشته باشد حکم به نجاست آن نمی‌شود. و اگر اطمینان شخصی و نوعی نباشد، اگر چه گمان داشته باشد چیزی نجس است، لازم نیست از آن اجتناب کند، بنابراین غذاخوردن در قهوه‌خانه‌ها و مهمان‌خانه‌هایی که مردمان لاابالی و کسانی که پاکی و نجسی را مراعات نمی‌کنند در آن‌ها‌ غذا می‌خورند، تا یقین یا اطمینان شخصی یا نوعی به نجاست غذایی که برای انسان می‌آورند نباشد، اشکال ندارد.

دوّم: کسی که چیزی در اختیار اوست بگوید آن چیز نجس است، مثلاً همسر یا خدمتکار انسان یا فروشنده بگوید ظرف یا چیز دیگری که در اختیار اوست نجس است.

سوّم: دو مرد عادل بگویند چیزی نجس است، و با گفتن یک مرد عادل نجاست ثابت نمی‌شود.

123 ٠ندانستن حکم یا موضوع نجاست و پاکی٠ اگر به واسطۀ ندانستن مسأله، نجس بودن و پاک بودن چیزی را نداند، مثلاً نداند که فضله موش پاک است یا نه، باید مسأله را بپرسد ولی اگر با این که مسأله را می‌داند در چیزی شک کند که پاک است یا نه -مثلاً شک کند که آن چیز فضلۀ موش است یا فضلۀ سوسک، یا شک کند که آن چیز خون است یا نه، یا نداند که خون پشه است یا خون انسان- پاک می‌باشد و وارسی کردن یا پرسیدن لازم نیست.

124 ٠شک در پاک یا نجس شدن چیزی٠ چیز نجسی که انسان شک دارد پاک شده یا نه، حکم نجس را دارد؛ و چیز پاک را اگر شک کند نجس شده یا نه، حکم پاک را دارد و اگر هم بتواند نجس بودن یا پاک بودن آن را بفهمد، لازم نیست تحقیق کند.

125 ٠علم به نجاست یکی از چند چیز٠ اگر بداند یکی از دو یا چند ظرف یا دو یا چند لباسی که از هر دو یا همه آن‌ها می‌تواند استفاده کند نجس شده و نداند کدام است، باید از هر دو یا چند چیز اجتناب کند؛ ولی اگر مثلاً نداند لباسی که می‌تواند از آن استفاده کند نجس شده یا لباسی که عادتاً نمی‌تواند از آن استفاده کند، لازم نیست از لباسی که می‌تواند از آن استفاده کند اجتناب کند.

راه نجس شدن چیزهای پاک

126 ٠سرایت نجاست٠ اگر چیز پاک به چیز نجس برسد و هر دو یا یکی از آن‌ها به‌طوری تر باشد که تری یکی به دیگری برسد، چیز پاک نجس می‌شود، و اگر تری به قدری کم‌ باشد که به دیگری نرسد، چیزی که پاک است نجس نمی‌شود.

127 ٠شک در سرایت نجاست به چیز پاک٠ اگر چیز پاکی به چیز نجس برسد و انسان شک کند که هر دو یا یکی از آن‌ها تر بوده یا نه، آن چیز پاک نجس نمی‌شود مگر حالت سابقه یکی از دو طرف یا هر دو طرف رطوبت سرایت‌کننده بوده است.

128 ٠برخورد با یکی از اطراف شبهه نجاست٠ دو چیزی که انسان نمی‌داند کدام پاک و کدام نجس است، اگر چیز پاکی با رطوبت به یکی از آن‌ها برسد نجس نمی‌شود.

129 ٠برخورد نجاست به چیزهای مرطوب٠ زمین و پارچه و مانند این‌ها اگر رطوبت داشته باشد، هر قسمتی که نجاست به آن برسد نجس می‌شود و جاهای دیگر آن پاک است، و همچنین است خیار و خربزه و مانند این‌ها.

130 ٠نجس شدن قسمتی از مایع٠ هر گاه شیره و روغن و مانند این‌ها طوری باشد که اگر مقداری از آن را بردارند جای آن خالی نمی‌ماند، همین که یک نقطه از آن نجس شود، تمام آن نجس می‌شود؛ ولی اگر طوری باشد که جای آن در موقع برداشتن خالی بماند، اگر چه بعد پر شود، فقط جایی که نجاست به آن رسیده نجس می‌باشد؛ پس اگر مثلاً فضلۀ موش در آن بیفتد جایی که فضله افتاده نجس، و بقیه پاک است.

131 ٠انتقال نجاست توسط حشرات٠ اگر مگس یا حیوانی مانند آن روی چیز نجسی که تر است بنشیند، و بعد روی چیز پاکی که آن هم تر است بنشیند چنانچه انسان بداند نجاست همراه حیوان بوده و یقین یا اطمینان دارد که هنگام نشستن بر روی چیز پاک نجاستش از بین نرفته آن چیز نجس می‌شود بلکه اگر چنین یقین یا اطمینانی هم ندارد، بنابر نجاست آن بگذارد.

و همچنین اگر مگس یا حیوانی مانند آن، به گونه‌ای تر باشد که تری آن به اشیاء دیگر می‌رسد و روی چیز نجسی بنشیند و بعد روی چیز پاکی بنشیند، چنانچه در هنگام نشستن بر روی چیز پاک ندانیم که تری آن به همان حالت قبل مانده یا تری آن از بین رفته، یا دیگر به اندازه‌ای نیست که سرایت کند، در این صورت نیز بنابر نجاست آن چیز بگذارد.

132 ٠نجس شدن جایی از بدن که عرق دارد٠ اگر جایی از بدن که عرق دارد نجس شود و عرق از آن جا به جاهای‌ دیگر برود، هر جا که عرق به آن برسد نجس می‌شود، و اگر عرق به جای دیگر نرسد جاهای دیگر بدن پاک است.

133 ٠اخلاط همراه با خون٠ اخلاط غلیظی که از بینی یا گلو می‌آید اگر خون داشته باشد، جایی که خون دارد نجس و بقیۀ آن پاک است؛ پس اگر به بیرون دهان یا بینی برسد، مقداری که انسان یقین دارد جای نجس اخلاط به آن رسیده نجس است و محلّی که شک دارد جای نجس به آن رسیده یا نه، پاک است.

134 ٠قرار گرفتن ظرف سوراخ  روی زمین نجس٠ اگر ظرفی مانند آفتابه را که پایین آن سوراخ است بر زمین نجس بگذارند، چنانچه از جریان بیفتد و آب زیر آن جمع گردد به گونه‌ای که با آب ظرف یکی حساب شود، آب ظرف نجس می‌شود؛ ولی اگر آب ظرف جریان داشته باشد نجس نمی‌شود.

135 ٠برخورد شیء خارجی به نجاست داخل بدن٠ اگر چیزی داخل بدن شود در صورتی که یقین یا اطمینان کند که به عین نجاست خورده است بنابر احتیاط نجس است و اگر نه، پاک است؛ پس اگر اسباب اماله یا آب آن، در مخرج غائط وارد شود و یقین یا اطمینان کند که به غائط خورده است ولی بعد از بیرون آمدن آلوده نباشد یا سوزن و چاقو و مانند این‌ها در بدن فرو رود و یقین یا اطمینان کند که به خون رسیده است و بعد از بیرون آمدن خونی نباشد، بنابر احتیاط نجس شده است؛ ولی آب دهان و بینی و مانند این‌ها -که در داخل بدن هستند- اگر در داخل به خون برسد و بعد از بیرون آمدن به خون آلوده نباشد پاک است.

احکام نجاسات

136 ٠نجس کردن خط و ورق قرآن٠ نجس کردن خط و ورق قرآن در صورتی که مستلزم بی‌احترامی به قرآن باشد، بی‌اشکال حرام است، و اگر نجس شود باید فوراً آن را آب کشید، بلکه بنابر احتیاط در غیر صورت بی‌احترامی نیز، نجس کردن آن حرام و آب کشیدن واجب است.

137 ٠نجس شدن جلد قرآن٠ اگر جلد قرآن نجس شود در صورتی که بی‌احترامی به قرآن باشد، باید آن را آب بکشند.

138 ٠گذاشتن قرآن روی عین نجس٠ گذاشتن قرآن روی عین نجس مانند خون و مردار در صورتی که بی‌احترامی به قرآن باشد، حرام و برداشتن آن واجب است.

139 ٠نوشتن قرآن با مرکّب نجس٠ نوشتن قرآن با مرکب نجس اگر چه یک حرف آن باشد، حکم نجس کردن آن را دارد.

140 ٠دادن و گرفتن قرآن از کافر٠ در صورتی که دادن قرآن به کافر مستلزم هتک باشد حرام و گرفتن قرآن از او واجب است.

141 ٠افتادن قرآن یا تربت در دستشویی٠ اگر ورق قرآن یا چیزی که احترام آن لازم است، مثل کاغذی که اسم خدا یا یکی از معصومین(ع) بر آن نوشته شده، در مستراح بیفتد، بیرون آوردن و آب کشیدن آن، اگر چه خرج داشته باشد واجب است، و اگر بیرون آوردن آن ممکن نباشد، باید به آن مستراح نروند تا یقین کنند آن ورق پوسیده است.

و نیز اگر تربت کربلا در مستراح بیفتد و بیرون آوردن آن ممکن نباشد، باید تا وقتی که یقین نکرده‌اند به‌کلی از بین رفته، به آن مستراح نروند.

142 ٠خوردن و آشامیدن شیء نجس و خوراندن آن به دیگران٠ خوردن و آشامیدن چیز نجس یا متنجّس حرام است، و همچنین است خوراندن آن به دیگری در صورتی که ضرر داشته باشد، و نیز خوراندن چیز مست‌کننده و چیزی که حیوانی مانند موش در آن مرده باشد، اگر چه ضرر نداشته باشد؛ بلکه باید از خوراندن سایر اشیاء نجس یا متنجّس نیز خودداری کرد‌.

خوراندن چیز مضر و چیز مست‌کننده به طفل یا دیوانه نیز حرام است و اگر طفل یا دیوانه خودش به خوردن آن اقدام کند، بر ولیّ او لازم است از آن جلوگیری کند و در غیر این دو صورت، ظاهراً خوراندن چیز نجس جایز است و جلوگیری از آن بر ولیّ لازم نیست.

143 ٠فروختن و عاریه دادن شیء نجس٠ فروختن و عاریه دادن چیز نجسی که می‌شود آن را آب کشید، چنانچه نجس بودن آن را به طرف بگوید -اگر چه از نوع خوراکی باشد- اشکالی ندارد.

144 ٠خبر دادن از نجاست به دیگران٠ اگر انسان ببیند کسی چیز نجسی را می‌خورد یا با لباس نجس نماز‌ می‌خواند، لازم نیست به او بگوید.

145 ٠خبر دادن از نجاست خانه یا فرش به مهمان٠ اگر جایی از خانه یا فرش کسی نجس باشد و ببیند بدن یا لباس یا چیز دیگر کسانی که وارد خانه او می‌شوند با رطوبت به جای نجس رسیده است، به چهار شرط لازم است به آنان بگوید:

شرط اوّل: صاحب خانه آن‌ها را دعوت کرده باشد و یا در مجالسی چون مجلس روضه دعوت عمومی شده باشد. (پس اگر کسی بدون دعوت صاحب خانه وارد شود، بر صاحب خانه لازم نیست نجس شدن لباس یا بدن او را بگوید.)

شرط دوّم: جا یا چیز نجس به گونه‌ای باشد که تماس بدن یا لباس افراد با رطوبت، با آن متعارف است مثل حوله‌ای که در کنار دستشویی گذاشته می‌شود. (ولی اگر قسمتی از دیوار اتاق که معمولاً دست تر به آن‌ها زده نمی‌شود نجس باشد و بدن یا لباس دیگران با رسیدن به آن نجس شود، لازم نیست به آن‌ها گفته شود.)

شرط سوّم: نجاست در معرض آن باشد که به چیزهای خوردنی و آشامیدنی سرایت کند.

شرط چهارم: احتمال بدهد میهمان‌ها به گفتۀ او ترتیب اثر می‌دهند.

146 ٠خبر دادن از نجاست غذا به دیگران٠ اگر صاحب خانه در بین غذا خوردن بفهمد غذا نجس است، باید به میهمان‌ها بگوید؛ اما اگر یکی از میهمان‌ها بفهمد، لازم نیست به دیگران خبر دهد؛ ولی چنانچه طوری با آنان معاشرت دارد که بداند به واسطه نجس بودن آنان لوازم منزل او نجس می‌شود و از نجاست آن به گونه‌ای غفلت کرده که مثلاً باعث خوردن چیز نجس می‌گردد یا سبب می‌گردد که در لباس یا بدن نجس نماز خوانده و دیگر در وقت نماز، نمازش را با لباس یا بدن پاک نخواهد خواند، لازم است بعد از غذا به آنان بگوید.

147 ٠پس دادن عاریه به صورت نجس٠ اگر چیزی را که عاریه کرده نجس شود، چنانچه صاحبش آن چیز را در کاری که شرط آن پاکی است استعمال می‌کند، مانند ظروفی که در خوردن و آشامیدن استعمال می‌شود، واجب است نجس شدن آن را به او بگوید، و اما نجس شدن مثل‌ لباس را لازم نیست بگوید، اگر چه بداند صاحبش با آن نماز می‌خواند.

148 ٠گزارش بچّه در نجاست و طهارت اشیاء٠ اگر بچّه بگوید چیزی نجس است یا چیزی را آب کشیده و از گفته او اطمینان حاصل نشود، نباید حرف او را قبول کرد؛ ولی بچۀ ممیّز که طهارت و نجاست را می‌فهمد اگر بدانیم چیزی را آب کشیده، می‌توان آن را پاک دانست، اگر چه اطمینان نداشته باشیم که درست آب کشیده است و اگر ممیّز خبر از نجاست چیزی که در دستش است، بدهد و از قول او اطمینان حاصل نشود، بنابر احتیاط باید از آن اجتناب کرد.

مطهِّرات

149 ٠تعریف مطهِّرات و اقسام آن٠ دوازده چیز نجاست را پاک می‌کند‌ و آن‌ها را مطهِّرات می‌گویند:

اوّل: آب، دوّم: زمین، سوّم: آفتاب، چهارم: استحاله، پنجم: انقلاب، ششم: کم شدن دوسوم آب انگور، هفتم: انتقال، هشتم: اسلام، نهم: تبعیت، دهم: برطرف شدن عین نجاست، یازدهم: استبراء حیوان نجاست‌خوار، دوازدهم: خارج شدن خون متعارف از ذبیحه. و احکام این‌ها به تفصیل در مسائل آینده گفته می‌شود.

اقسام مطهِّرات

1. آب

150 ٠شرایط پاک‌کنندگی آب٠ برای تطهیر با آب پنج شرط در همۀ موارد لازم است:

اوّل: مطلق باشد، پس آب مضاف، مانند آب هندوانه و گلاب، چیز نجس را پاک نمی‌کند.

دوّم: پاک باشد.

سوّم: وقتی چیز نجس را می‌شویند از مطلق بودن خارج نشود. و بنابر احوط در شستنی که بعد از آن، شستن دیگر لازم نیست، باید بو، رنگ یا مزۀ آن به واسطه نجاست تغییر نکند و در غیر آن شستن، تغییر ضرر ندارد. مثلاً اگر چیزی را با آب کر یا قلیل بشوید و دو دفعه شستن در آن لازم باشد، در دفعۀ اوّل اگر چه تغییر کند، چنانچه در دفعۀ دوم با آبی تطهیر کند که تغییر نکند پاک می‌شود.

چهارم: از آب کشیدن چیز نجس، عین نجاست در آن نباشد.

پنجم: برای تطهیر با آب قلیل آب را روی چیز نجس بریزیم و با داخل کردن چیز نجس در آب قلیل نجس پاک نمی‌شود ولی برای تطهیر با آب غیر قلیل -مانند کر و‌ جاری- می‌توانیم چیز نجس را داخل آب بکنیم و می‌توانیم آب را با وسیله‌ای مانند شیر یا شلنگ روی چیز نجس بریزیم.

در برخی موارد در تطهیر با آب، شرایط دیگری نیز لازم است که در مسائل بعد گفته می‌شود.

151 ٠روش پاک کردن چیزی که به غیر بول نجس شده٠ اگر چیزی به غیر بول مانند خون و منی نجس شود با یک مرتبه شستن پاک می‌شود و در این امر فرقی بین آب قلیل و کر و جاری نیست، ولی در شستن لباس و فرش و مانند این‌ها با آب قلیل بنابر احتیاط باید آن‌ها را فشار دهند تا غسالۀ آن‌ها بیرون آید و در غیر آب قلیل فشار دادن لازم نیست.

 (غساله آبی است که معمولاً در وقت شستن و بعد از آن از چیزی که شسته می‌شود خودبه‌خود یا به وسیلۀ فشار می‌ریزد).

152 ٠روش پاک کردن چیزی که به بول نجس شده، با آب قلیل٠ اگر چیزی به بول نجس شود و بخواهند آن را با آب قلیل آب بکشند باید دو مرتبه آن را بشویند به این شکل که یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود و در صورتی که بول در آن چیز نمانده باشد یک مرتبه دیگر که آب روی آن بریزند پاک می‌شود ولی در لباس و فرش و مانند این‌ها بنابر احتیاط، باید بعد از هر دفعه، فشار دهند تا غسالۀ آن بیرون آید.

153 ٠روش پاک کردن چیزی که به بول نجس شده، با آب غیر قلیل٠ اگر بخواهیم چیزی را که به بول نجس شده با آب غیر قلیل -مانند کر و جاری- آب بکشیم چنانچه یک مرتبه آب را به تمام جاهای نجس برسانیم پاک می‌شود، خواه چیز نجس را داخل آب کر یا جاری فرو بریم یا به وسیله‌ای مانند شیر و شلنگ آب را روی نجس بریزیم، بلی برای تطهیر لباس و فرش و مانند این‌ها که به بول نجس شده با آب کر بنابر احتیاط دو مرتبه شستن لازم است. ولی برای تطهیر با آب جاری و باران یک مرتبه کافی است و در هر حال بیرون آوردن غساله در شستن با آب جاری و کر و آب باران لازم نیست.

154 ٠روش پاک کردن چیزی که با بول نوزاد شیرخوار نجس شده٠ اگر چیزی به بول پسر یا دختر شیرخواری که غذاخور نشده نجس شود، چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند که به تمام جاهای نجس آن برسد یا‌ کمی آب روی آن ریخته و با فشار به تمام جاهای نجس آن، آب برسانند پاک می‌شود؛ و احتیاط مستحب آن است که یک مرتبۀ دیگر هم آب روی آن بریزند و در لباس و فرش و مانند این‌ها فشار لازم نیست.

155 ٠روش پاک کردن ظرف نجس و ظرفی که سگ لیسیده٠ داخل کاسۀ نجس و مانند آن از سایر ظروف شرب را با آب قلیل باید سه مرتبه شست و در کر و جاری یک مرتبه کافی است و ظرفی را که سگ لیسیده یا از آن ظرف، آب یا چیز روان دیگر خورده باید اوّل با خاک، خاک‌مالی کرده -و بنابر احتیاط، خاک باید پاک باشد- سپس دو مرتبه با آب قلیل بشویند و در آب کر و جاری نیز بعد از خاک‌مالی، بنا بر احتیاط دو مرتبه شستن لازم است. و غیر ظرف -مانند دست انسان- که سگ لیسیده یا از آن چیز روان خورده، حکم ظرف دارد و همچنین چیزی را که آب دهان سگ در آن ریخته بنابر احتیاط باید پیش از شستن خاک‌مالی کرد.

156 ٠تطهیر ظرفی با دهانه تنگ که سگ دهن‌زده٠ اگر دهانۀ ظرفی که سگ دهن‌زده، تنگ باشد باید خاک را در آن بریزند و مقداری آب ریخته و به وسیله‌ای مانند داخل کردن چوب یا تکان شدید، خاک را به تمام ظرف برسانند و بعد به ترتیبی که ذکر شد بشویند.

157 ٠روش پاک کردن ظرفی که خوک آن را لیسیده٠ اگر خوک کاسه و مانند آن از ظروف شرب را بلیسد یا از آن چیز روانی بخورد، یا این که در آن موش صحرایی مرده باشد، باید هفت مرتبه با آب قلیل شست و در آب غیر قلیل نیز بنابر احتیاط، هفت مرتبه شستن لازم است و در هر حال لازم نیست آن را خاک‌مالی کنند.

158 ٠روش پاک کردن ظرفی که با شراب نجس شده٠ ظرف شربی را که به شراب نجس شده باید سه مرتبه بشویند و احتیاط مستحب آن است که هفت مرتبه بشویند و فرقی بین آب قلیل و غیر قلیل نیست.

159 ٠روش پاک کردن کوزۀ گلی نجس٠ کوزه‌ای را که از گل نجس ساخته شده و یا آب نجس در آن فرو رفته اگر در آب غیر قلیل بگذارند، به هر جای آن که آب برسد پاک می‌شود و اگر بخواهند باطن آن هم پاک شود، باید به قدری در آب غیر قلیل بماند که آب به تمام آن فرو رود.

160 ٠روش پاک کردن کاسه نجس با آب قلیل٠ کاسۀ نجس را با آب قلیل به دو صورت می‌توان آب کشید:

یکی  آن‌که سه مرتبه پر کنند و خالی کنند؛

دیگر  آن‌که سه دفعه قدری آب در آن بریزند و در هر دفعه آب را طوری در آن بگردانند که به جاهای نجس آن برسد و بیرون بریزند.

161 ٠روش پاک کردن ظروف بزرگ با آب قلیل٠ اگر ظرف بزرگی، مثل پاتیل و خمره نجس شود، چنانچه یک مرتبه آن را از آب قلیل پر کنند و خالی کنند پاک می‌شود ولی احتیاط مستحب آن است سه مرتبه این کار را انجام دهند و همچنین است اگر یک مرتبه از بالا آب در آن بریزند، به‌طوری که تمام اطراف آن را بگیرد ولی احتیاط مستحب آن است سه مرتبه این کار را انجام دهند و در هر دفعه آبی که ته آن جمع می‌شود بیرون آورند؛ و در این صورت شرط است در مرتبۀ دوم و سوم، ابتدا ظرفی را که با آن آب‌ها را بیرون می‌آورند آب بکشند.

162 ٠پاک نشدن فلز یا پلاستیک نجس با ذوب شدن٠ هر گاه جسم نجسی مانند اجسام فلزی یا پلاستیکی را ذوب کنند همه جای آن نجس می‌شود و اگر پس از انجماد آن را آب بکشند ظاهرش پاک می‌شود.

163 ٠روش پاک کردن تنور نجس٠ تنوری که به بول نجس شده است، اگر دو مرتبه از بالا آب در آن بریزند به‌طوری که تمام اطراف آن را بگیرد پاک می‌شود، و در غیر بول اگر بعد از برطرف شدن نجاست یک مرتبه به دستوری که گفته شد آب در آن بریزند کافی است، و بنابر احتیاط در هر دفعه به طریقی آب را خارج کنند هر چند به این نحو که گودالی ته آن بکنند تا آب‌ها در آن جمع شود و بیرون بیاورند.

164 ٠روش پاک کردن حصیر نجس٠ در حصیر نجس که با نخ بافته شده، فشار لازم نیست و رسیدن آب به باطن آن‌ها کفایت می‌کند.

165 ٠روش پاک کردن گندم، برنج، صابون و مانند آن٠ اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند این‌ها نجس شود، با فرو بردن در کر و جاری پاک می‌شود و اگر باطن آن‌ها نجس شود چنانچه آب به باطن آن‌ها برسد و در هنگام رسیدن به باطن آن‌ها ندانیم آب از مطلق بودن خارج شده است، پاک می‌شود.

166 ٠شک در نفوذ نجاست به باطن اشیاء٠ اگر انسان شک کند که آب نجس -مثلاً- به باطن صابون رسیده یا نه، باطن آن پاک است.

167 ٠روش پاک کردن برنج و گوشتی که ظاهرش نجس شده٠ اگر ظاهر برنج و گوشت و مانند این‌ها نجس شده باشد در جایی که تعدّد لازم نیست، چنانچه آن را در کاسه و مانند آن بگذارند و یک مرتبه آب روی آن بریزند و خالی کنند پاک می‌شود.

168 ٠روش پاک کردن لباس نجس رنگ شده٠ لباس نجسی را که به نیل و مانند آن رنگ شده، اگر در آب غیر قلیل فرو برند و آب پیش از آن‌که به واسطۀ رنگ پارچه از مطلق بودن خارج شود، به تمام آن برسد، یک مرتبه آب کشیدن به حساب می‌آید؛ اگر چه موقع فشار دادن، آب مضاف یا رنگین از آن بیرون آید.

169 ٠مشاهدۀ مانع بعد از آبکشی لباس٠ اگر لباسی را در آب غیر قلیل آب بکشند، و بعد -مثلاً- لجن آب در آن ببینند، چنانچه مطمئن باشند که جلوگیری از رسیدن آب نکرده آن لباس پاک است.

170 ٠وجود مواد شوینده در لباس پس از آبکشی٠ خوردۀ گل یا صابونی که بعد از آب کشیدن لباس و مانند آن، در آن دیده شود پاک است؛ ولی اگر آب نجس به باطن آن‌ها رسیده باشد، ظاهر آن‌ها پاک و باطن آن‌ها نجس است.

171 ٠باقی ماندن اوصاف نجاست بعد از شستن٠ هر چیز نجس، تا عین نجاست را از آن برطرف نکنند پاک نمی‌شود، ولی اگر بو یا رنگ یا مزۀ نجاست در آن مانده باشد اشکال ندارد؛ پس اگر خون را از لباس برطرف کنند و لباس را آب بکشند و رنگ خون در آن بماند پاک می‌باشد، اما چنانچه به واسطۀ غلظت بو یا رنگ یا مزه یقین کنند یا احتمال دهند که ذرّه‌های نجاست در آن چیز مانده، باید بیشتر بشویند تا مطمئن شوند عین نجاست برطرف شده است.

172 ٠پاک کردن بدن در آب غیر قلیل٠ اگر نجاست بدن را در آب غیر قلیل برطرف کنند، بدن پاک می‌شود و بیرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نیست.

173 ٠پاک کردن غذای نجسی که بین دندان مانده٠ غذای نجسی که لای دندان‌ها مانده، اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذای نجس برسد، پاک می‌شود و در جایی که تعدّد لازم است، باید متعدّد آب بگردانند به‌طوری که به تمام غذای نجس برسد.

174 ٠پاک کردن موی نجس با آب قلیل٠ اگر موی سر و صورت را با آب قلیل آب بکشند بنابر احتیاط، باید آن را فشار دهند تا غسالۀ آن جدا شود.

175 ٠سرایت نجاست به اطراف هنگام آبکشی بدن یا لباس با آب قلیل٠ اگر جایی از بدن یا لباس را با آب قلیل آب بکشند بنابر احتیاط، باید به اطراف آنجا که متّصل به آن است و موقع آب کشیدن آنجا نجس می‌شود، آب پاک‌ برسد، و همچنین اگر چیز پاکی را کنار چیز نجس بگذارند و روی هر دو آب بریزند، باید بنابر احتیاط به قسمتهایی از چیز پاک که در هنگام آب کشیدن نجس شده آب پاک برسد؛ پس اگر برای آب کشیدن یک انگشت نجس، روی همۀ انگشت‌ها آب بریزند و آب نجس به همۀ آن‌ها برسد بنابر احتیاط، باید آب پاک به تمام انگشتان برسد.

176 ٠روش پاک کردن گوشت و دنبه نجس٠ گوشت و دنبه‌ای که نجس شده، مثل چیزهای دیگر آب کشیده می‌شود، و همچنین است اگر بدن یا لباس، چربی کمی داشته باشد که از رسیدن آب به آن جلوگیری نکند.

177 ٠پاک کردن ظرف و یا بدن چرب٠ اگر ظرف یا بدن نجس باشد، و بعد به‌طوری چرب شود که از رسیدن آب به آن جلوگیری کند، چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بکشند، باید چربی را برطرف کنند تا آب به آن‌ها برسد.

178 ٠شک در برطرف شدن عین نجاست بعد از شستن٠ اگر چیزی را آب بکشد و یقین کند پاک شده و بعد شک کند که عین نجاست را از آن برطرف کرده یا نه، چنانچه احتمال بدهد که موقع آب کشیدن، متوجه برطرف کردن عین نجاست بوده، آن چیز پاک است و اگر چنین احتمالی ندهد، باید دوباره آن را آب بکشد.

179 ٠پاک کردن زمین نجسی که آب روی آن جاری نمی‌شود٠ برای پاک کردن زمین نجسی که آب روی آن جاری نمی‌شود، چنانچه بخواهند با آب قلیل آن را پاک کنند می‌باید آب را با دستمال و مانند آن جمع کنند و در غیر این صورت، زمین بنابر احتیاط با آب قلیل پاک نمی‌شود.

180 ٠پاک کردن زمین نجسی که آب در آن فرو می‌رود٠ زمینی که آب در آن فرو می‌رود، مثل زمینی که روی آن شن یا ریگ باشد، اگر نجس شود با آب قلیل نیز پاک می‌شود اما زیر شن یا ریگها بنابر احتیاط نجس می‌ماند.

181 ٠روش پاک کردن زمین سنگ فرش یا آجر فرش٠ زمین سنگ‌فرش و آجرفرش و زمین سختی که آب در آن فرو نمی‌رود، اگر نجس شود با آب قلیل پاک می‌گردد ولی باید به قدری آب روی آن بریزند که جاری شود و بنابر احتیاط آب را با دستمال و مانند آن جمع کنند و گرنه، جایی که آب در آن جمع می‌شود نجس می‌ماند.

182 ٠پاک کردن سنگ نمک٠ اگر ظاهر سنگ نمک و مانند آن نجس شود، با آب قلیل هم پاک می‌شود.

183 ٠پاک کردن قند ساخته شده از شکر نجس٠ اگر شکر نجس آب شده را قند بسازند و در آب کر یا جاری بگذارند، ظاهر آن پاک می‌شود ولی باطن آن پاک نمی‌شود.

2. زمین‌

184 ٠شرایط پاک‌کنندگی زمین٠ زمین با سه شرط کف پا و ته کفش را که به سبب راه رفتن نجس شده، پاک می‌کند:

اوّل: پاک باشد

دوم: خشک باشد

سوم: عین نجس مثل خون و بول، یا متنجّس مثل گلی که نجس شده، اگر در کف پا و ته کفش باشد برطرف شود و بنابر احتیاط به واسطۀ راه رفتن باید برطرف شود.

185 ٠زمینی که پاک‌کننده است٠ کف پا و ته کفش نجس به واسطۀ راه رفتن روی آنچه معمولاً با آن زمین را فرش می‌کنند مانند آسفالت پاک می‌شود ولی پاک شدن کف پا و ته کفش به وسیلۀ چیزی که فرش کردن زمین با آن متعارف نیست محل اشکال است.

186 ٠مقدار راه رفتنی که سبب پاک شدن می‌شود٠ برای پاک شدن کف پا و ته کفش بهتر است پانزده ذراع دست یا مانند آن راه بروند اگر چه به کمتر از این مقدار هم پاک شود (ذراع دست حدود نیم متر است).

187 ٠خشک بودن کف پا و ته کفش هنگام تطهیر٠ لازم نیست کف پا و ته کفش نجس، تر باشد، بلکه اگر خشک هم باشد به راه رفتن پاک می‌شود.

188 ٠پاک شدن اطراف کف پا و ته کفش٠ علاوه بر کف پا یا ته کفش نجس، مقداری از اطراف آن هم که معمولاً به گل آلوده می‌شود با شرایط ذکر شده در مسألۀ 184 پاک می‌شود.

189 ٠پاک کردن پای مصنوعی و عصا و مانند آن با راه رفتن٠ کسی که با دست و زانو راه می‌رود، اگر کف دست یا زانوی او به سبب راه رفتن نجس شود، با راه رفتن پاک می‌گردد، و همچنین است ته عصا و ته پای‌ مصنوعی و نعل چهارپایان و چرخ اتومبیل و درشکه و مانند این‌ها.

190 ٠وجود ذرّات ریز نجاست بعد از راه رفتن٠ اگر بعد از راه رفتن، بو، رنگ یا ذرّه‌های کوچکی از نجاست که دیده نمی‌شود در کف پا یا ته کفش بماند اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که به قدری راه روند که آن‌ها هم برطرف شوند.

191 ٠پاک نشدن داخل کفش و کف جوراب با راه رفتن٠ داخل کفش به واسطۀ راه رفتن پاک نمی‌شود، و پاک شدن کف جوراب به واسطۀ راه رفتن محل اشکال است.

3. آفتاب‌

192 ٠شرایط پاک‌کنندگی آفتاب٠ آفتاب، زمین و ساختمان و چیزهایی مانند در و پنجره را که در ساختمان به کار برده شده و همچنین میخی را که به دیوار کوبیده‌اند را، با پنج شرط پاک می‌کند:

اوّل: چیز نجس  تر باشد، پس اگر خشک باشد باید به وسیله‌ای آن را تر کنند، تا آفتاب خشک کند.

دوم: عین نجاست را پیش از تابیدن آفتاب برطرف کنند، یا  آن‌که تابش آفتاب، عین را برطرف کند.

سوم: آفتاب بدون مانع بتابد، پس اگر آفتاب از پشت پرده یا ابر و مانند این‌ها بتابد و چیز نجس را خشک کند، آن چیز پاک نمی‌شود؛ ولی اگر ابر به قدری نازک باشد که مانع تابیدن آفتاب نباشد، اشکال ندارد.

چهارم: آفتاب به تنهایی چیز نجس را خشک کند، پس اگر مثلاً چیز نجس به سبب باد و آفتاب خشک شود پاک نمی‌گردد؛ ولی اگر باد به قدری کم باشد که مانع از استناد عرفی خشک شدن به آفتاب نباشد، اشکال ندارد.

پنجم: آفتاب مقداری از بنا و ساختمان را که نجاست در آن فرو رفته یک مرتبه خشک کند، پس اگر یک مرتبه بر زمین و ساختمان نجس بتابد و روی آن را خشک کند و دفعۀ دیگر زیر آن را خشک نماید، فقط روی آن پاک می‌شود و زیر آن نجس‌ می‌ماند.

193 ٠پاک نشدن حصیر، درخت و گیاه به واسطۀ آفتاب٠ آفتاب، حصیر نجس را پاک نمی‌کند و پاک شدن درخت و گیاه که در زمین است به سبب آفتاب محل اشکال است.

194 ٠شک در وجود شرایطِ پاک‌کنندگی آفتاب٠ اگر آفتاب به زمین نجس بتابد، بعد انسان شک کند که زمین هنگام تابیدن آفتاب، تر بوده یا نه؛ یا تری آن به واسطۀ آفتاب خشک شده یا نه، آن زمین نجس است، همچنین است اگر شک کند که عین نجس برطرف شده یا نه، یا شک کند که آیا تابش آفتاب بدون مانع بوده یا نه.

195 ٠پاک شدن طرف دیگر دیوار که آفتاب به آن نتابیده٠ اگر آفتاب به یک طرف دیوار نجس بتابد و به وسیلۀ آن طرفی که آفتاب به آن نتابیده نیز خشک شود، بعید نیست هر دو طرف پاک شود.

4. استحاله‌

196 ٠تعریف استحاله٠ اگر جنس چیز نجس عوض شود و به صورت چیز پاکی درآید پاک می‌شود؛ مثل  آن‌که چوب نجس بسوزد و خاکستر گردد، یا سگ در نمک‌زار فرو رفته و نمک شود؛ ولی اگر جنس آن عوض نشود، مثل  آن‌که گندم نجس را آرد کنند یا نان بپزند، پاک نمی‌شود.

197 ٠کوزه و ذغال درست شده با گل و چوب نجس٠ کوزۀ گلی و مانند آن که از گل نجس ساخته شده نجس است و بنابر احتیاط ذغالی که از چوب نجس درست شده نجس است.

198 ٠شک در استحاله٠ چیز نجسی که معلوم نیست استحاله شده یا نه، بنابر احتیاط نجس است.

5. انقلاب‌

199 ٠تبدیل شراب به سرکه٠ اگر شراب به خودی خود یا به سبب ریختن چیزی، مثل سرکه و نمک در آن سرکه شود، پاک می‌شود.

200 ٠سرکه شدن شرابی که از انگور نجس درست شده٠ شرابی که از انگور نجس و مانند آن درست کنند، یا نجاست دیگری‌ به آن برسد، به سرکه شدن پاک می‌شود و احتیاط مستحب در اجتناب است.

201 ٠سرکۀ تهیه شده از انگور نجس٠ سرکه‌ای که از انگور و کشمش و خرمای نجس درست کنند، و بدون اینکه شراب شود، سرکه گردد بنابر احتیاط نجس است.

202 ٠موادّ همراه با انگور قبل از سرکه شدن٠ اگر پوشال ریز انگور و کشمش و خرما داخل آن‌ها باشد و سرکه بریزند مانعی ندارد؛ ولی احتیاط در آن است که تا خرما و کشمش و انگور سرکه نشده، خیار و بادمجان و مانند این‌ها در آن نریزند.

6. کم شدن دوسوم آب انگور‌

203 ٠تطهیر آب انگور جوش آمده٠ آب انگوری که به سبب آتش یا به خودی خود جوش بیاید، خوردن آن حرام و بنابر احتیاط نجس می‌شود، همان طور که در مسألۀ 114 گذشت و آب انگوری که به سبب آتش جوش آمده اگر آن قدر با آتش بجوشد که دو سوم آن کم شود، پاک شده و خوردن آن حلال است؛ ولی اگر به خودی خود جوش آمده، بنابر احتیاط فقط به سرکه شدن پاک و حلال می‌شود.

204 ٠جوش آمدن آب انگور بعد از کم شدن دو سوم آن٠ اگر دو سوم آب انگور بدون جوش آمدن کم شود، چنانچه باقیماندۀ آن جوش بیاید، حرام و بنابر احتیاط نجس است.

205 ٠شک در جوش آمدن یا کم شدن دو سوم آب انگور٠ اجتناب از آب انگوری که معلوم نیست جوش آمده یا نه، لازم نیست؛ ولی اگر جوش بیاید تا انسان یقین نکند که سرکه شده یا دوسوم آن کم شده، باید از آن اجتناب کند.

206 ٠وجود دانه‌های انگور در غوره‌ای که جوشانده می‌شود٠ اگر مثلاً در یک خوشه غوره یک یا چند دانه انگور باشد، چنانچه به آبی که از آن خوشه گرفته می‌شود آب انگور نگویند، هر چند جوش بیاید، پاک و خوردن آن حلال است.

207 ٠افتادن انگور در چیزی که می‌جوشد٠ اگر یک دانه انگور در چیزی که می‌جوشد بیفتد و بجوشد، احتیاط آن است که از آن اجتناب کنند و خوردن آن هم حرام است.

208 ٠استفاده از یک کفگیر در دو ظرف شیره٠ اگر بخواهند در چند دیگ شیره بپزند، چنانچه کفگیر را در دیگی که‌ جوش آمده و دو سوم آن کم نشده، زده‌اند،نباید آن را در دیگی که جوش نیامده یا  جوش آمده و دو سوم آن کم شده، بزنند.

209 ٠جوشاندن چیزی که غوره یا انگور بودنش معلوم نیست٠ چیزی که معلوم نیست غوره است یا انگور، اگر جوش بیاید نجس نمی‌شود و حرام هم نیست.

7. انتقال‌

210 ٠انتقال خون نجس به حیوانی که خون جهنده ندارد٠ اگر خون بدن انسان یا خون حیوانی که خون جهنده دارد، یعنی حیوانی که وقتی رگ آن را ببرند خون از آن جستن می‌کند، به بدن حیوانی که خون جهنده ندارد برود و خون آن حیوان حساب شود پاک می‌گردد، و این را انتقال گویند؛ و همچنین است حکم در سایر نجاسات و اما خونی که زالو از انسان می‌مکد، چون به آن خون انسان گفته می‌شود نجس می‌باشد.

211 ٠خون پشه‌ای که روی بدن نشسته٠ اگر کسی پشه‌ای را که به بدنش نشسته بکشد و نداند خونی که از پشه بیرون آمده از او مکیده یا از خود پشه است، پاک است و همچنین است اگر بداند از او مکیده ولی جزء بدن پشه حساب شود؛ اما اگر فاصلۀ بین مکیدن خون و کشتن پشه به قدری کم باشد که بگویند خون انسان است، یا معلوم نباشد که خون پشه شمرده می‌شود یا خون انسان، نجس می‌باشد.

8. اسلام‌

212 ٠اسلام آوردن کافر‌٠ اگر کافر از روی اعتقاد شهادتین بگوید، یعنی به یگانگی خدا و نبوت خاتم الانبیاء(ص) شهادت بدهد، به هر لغتی که باشد مسلمان می‌شود و بعد از مسلمان شدن؛ بدن، آب دهان، آب بینی و عرق او پاک است؛ ولی اگر هنگام مسلمان شدن، عین نجاست به بدن او بوده، باید برطرف کند و جای آن را آب بکشد و اگر پیش از مسلمان شدن عین نجاست برطرف شده باشد، احتیاط مستحب آن است که جای آن را آب بکشد.

213 ٠لباس کافر بعد از اسلام٠ اگر موقعی که کافر بوده لباس او با رطوبت به بدنش رسیده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد، نجس است بلکه اگر در بدن او هم باشد، باید از آن اجتناب کرد.

214 ٠شک در ایمان قلبی تازه مسلمان٠ اگر کافر شهادتین بگوید، و انسان نداند قلباً مسلمان شده یا نه، پاک است؛ ولی اگر بداند قلباً مسلمان نشده، بنابر احتیاط نجس است.

9. تبعیت‌

215 ٠تعریف تبعیت٠ تبعیت آن است که چیز نجسی به سبب پاک شدن چیز نجس دیگر پاک شود.

216 ٠تبعیت فرزندان نابالغ کفار٠ فرزندان نابالغ کفار بعد از مسلمان شدن یکی از پدر یا مادر یا جد یا جده نزدیک پاک می‌شوند مگر اینکه ممیّز باشند و اظهار کفر کنند.

217 ٠پاکی ظرف شراب پس از سرکه شدن٠ اگر شراب سرکه شود، داخل ظرف که به شراب نجس شده پاک می‌شود ولی اگر پشت ظرف به آن شراب آلوده شده است، باید بعد از سرکه شدن شراب نیز از آن اجتناب کنند.

218 ٠پاک شدن بعضی وسایل به دنبال سرکه شدن یا کم شدن دو سوم٠ آب انگور اگر جوش بیاید و پیش از آن‌که دو سوم آن کم شود یا سرکه شود به جایی بریزد، بنابر احتیاط باید آن جا را آب بکشند؛ ولی داخل ظرفی که آب انگور در آن جوش می‌آید و چیزهایی مانند کفگیر که برای پختن آب انگور به کار می‌رود و در آن قرار دارد، بعد از سرکه شدن یا کم شدن دو سوم آب انگور پاک می‌شود.

219 ٠پاک شدن وسایل مرتبط با بدن میّت پس از غسل٠ تخته یا سنگی که میّت را روی آن غسل می‌دهند و پارچه‌ای که عورت میّت را با آن می‌پوشانند و دست کسی که او را غسل می‌دهد، بعد از تمام شدن غسل پاک می‌شود؛ همچنین پیراهن میّت، در جایی که معمولاً از زیر پیراهن غسل داده می‌شود.

220 ٠آب باقی مانده در لباس یا ظرف پس از خروج غساله٠ اگر لباس و مانند آن را با آب قلیل به تعدادی که لازم است آب بکشند و به اندازۀ معمول فشار دهند تا آبی که روی آن ریخته‌اند جدا شود، آبی که در آن‌ می‌ماند پاک است. همچنین ظرف نجسی را که با آب قلیل آب می‌کشند، بعد از جدا شدن آبی که برای پاک شدن روی آن ریخته‌اند، آب کمی که در آن می‌ماند پاک است.

10. بر طرف شدن عین نجاست

221 ٠برطرف شدن عین نجاست از بدن حیوان یا باطن انسان‌٠ اگر بدن حیوان به عین نجس مثل خون، یا متنجّس مثل آب نجس آلوده شود، چنانچه آن‌ها برطرف شود، بدن آن حیوان بدون تردید پاک است؛ و همچنین است باطن بدن انسان مثل داخل دهان و بینی، اگر با نجس برخورد کند (مثلاً اگر خونی از لای دندان بیرون آید و در آب دهان از بین برود، آب کشیدن داخل دهان لازم نیست).

222 ٠پاک شدن اعضای پیوندی٠ اعضایی که در باطن بدن انسان پیوند زده می‌شود و مانند سایر اعضای بدن از فعالیتهای حیاتی برخوردار است، مانند سایر اعضای باطنی با برطرف شدن عین نجاست پاک می‌شوند و اشیایی چون دندان مصنوعی، در صورتی که متحرک نباشند و نتوان از دهان خارج کرد با برطرف شدن عین نجاست پاک است ولی اگر متحرک باشند و بتوان از دهان خارج کرد بنابر احتیاط با برطرف شدن عین نجاست پاک نمی‌شوند و باید آن‌ها را آب کشید.

223 ٠نجس شدن غذای مانده در دهان٠ اگر غذا در دهان باشد یا لای دندان مانده باشد و داخل دهان خون بیاید، چنانچه انسان نداند که خون به غذا رسیده، آن غذا پاک است و اگر بداند خون به آن رسیده، بنابر احتیاط نجس می‌شود.

224 ٠نجس شدن جایی از بدن که ظاهر یا باطن بودن آن معلوم نیست٠ مقداری از لب‌ها و پلک چشم که موقع بستن روی هم می‌آید و نیز جایی را که انسان نمی‌داند از ظاهر بدن است یا باطن آن، اگر نجس شود، باید آب بکشد.

225 ٠پاک شدن چشم انسان٠ چشم انسان جزء اعضای باطنی به شمار آمده و با برطرف شدن عین نجاست پاک می‌شود.

11. استبراء حیوان نجاست‌خوار‌

226 ٠روش استبراء حیوان نجاست‌خوار٠ بول و غائط و عرق حیوان نجاست‌خوار نجس است همان طور که در مسألۀ 117 گذشت و اگر بخواهند پاک شود باید حیوان را استبراء کنند؛ یعنی تا مدّتی نگذارند نجاست بخورد و غذای دیگری به او بدهند. این مدّت برای شتر نجاست‌خوار چهل روز، برای گاو بیست روز، برای گوسفند ده روز، برای مرغابی پنج روز، برای مرغ خانگی سه روز، و برای سایر حیوانات به اندازه‌ای است که دیگر به آن‌ها نجاست‌خوار گفته نشود و اگر در حیواناتی که مدّتی برای آن‌ها ذکر شده پس از این مدّت هنوز عنوان نجاست‌خوار برطرف نشده باشد، بنابر احتیاط مستحب به قدری از خوردن نجاست جلوگیری کنند که دیگر به آن‌ها نجاست‌خوار نگویند. استبراء گوسفند و دیگر حیواناتی که از خوک شیر خورده‌اند و هنوز گوشت در بدن‌شان نروییده و استخوان‌شان از آن سخت نشده است، به این گونه است که هفت روز از پستان گوسفند یا حیوانات پاک دیگر شیر بخورند، و اگر نیازی به شیر ندارند هفت روز غذای پاک دیگر بخورند.

12. خارج شدن خون متعارف از حیوان ذبح شده

227 ٠خون باقی مانده در حیوان ذبح شده‌٠ خونی که در جوف ذبیحه بعد از کشتن آن به طریق شرعی باقی می‌ماند، چنانچه خون به مقدار متعارف خارج شده باشد پاک است، چنانکه در مسألۀ 98 گذشت.

228 ٠خون باقیمانده در حیوان ذبح شدۀ حرام گوشت٠ حکم سابق مختص به حیوان حلال گوشت است و در حیوان حرام گوشت جاری نیست، بلکه بنابر احتیاط استحبابی در اجزای محرّمه از حیوان حلال گوشت نیز جاری نیست.

غایب شدنِ مسلمان

229 ٠شرایط حکم به طهارت با غایب شدن مسلمان٠ اگر بدن یا لباس مسلمان یا چیز دیگری مانند ظرف و فرش که در اختیار او است، نجس شود و آن مسلمان غایب گردد، گفته شده است که با شش شرط حکم به پاکی آن می‌شود:

اوّل: آن مسلمان چیزی را که بدن یا لباسش را نجس کرده نجس بداند؛ پس اگر مثلاً لباسش با رطوبت به بدن کافر برخورد کرده باشد و آن را نجس نداند، بعد از غایب شدن او، نمی‌توان آن لباس را پاک دانست.

دوم: بداند بدن یا لباسش به چیز نجس رسیده است.

سوم: انسان ببیند از آن چیز در کاری استفاده می‌کند که شرط آن پاکی است، مثلاً ببیند با آن لباس، نماز می‌خواند.

چهارم: آن مسلمان بداند کاری را که با آن چیز انجام می‌دهد شرط آن پاکی است؛ پس اگر مثلاً نداند که باید لباس نمازگزار پاک باشد و با لباسی که نجس شده نماز بخواند، نمی‌توان آن لباس را پاک دانست.

پنجم: انسان احتمال بدهد آن مسلمان چیزی را که نجس شده آب کشیده است؛ پس اگر یقین داشته باشد که آب نکشیده، نمی‌توان آن چیز را پاک دانست، و نیز اگر نجس و پاک در نظر آن مسلمان فرق نداشته باشد، پاک دانستن آن چیز محل اشکال است.

ششم: آن مسلمان بالغ باشد.

فقهاء عظام غایب شدن مسلمان را با شرایط فوق از مطهِّرات دانسته‌اند ولی غایب شدن مسلمان، تا موجب اطمینان شخصی یا نوعی نشود برای ثابت شدن طهارت، کفایت نمی‌کند.

راه ثابت شدن طهارت

230 ٠راه‌های اثبات پاک شدن شیء نجس٠ پاک شدن چیز نجس به چند راه ثابت می‌شود:

اوّل: انسان خود یقین یا اطمینان کند یا طوری باشد که نوع مردم یقین یا‌ اطمینان به پاک شدن پیدا می‌کنند و در جایی که نوع مردم اطمینان به طهارت نمی‌کنند اگر انسان برخلاف متعارف اطمینان کند، کفایت نمی‌کند و شخص وسواسی که برخلاف معمول افراد، در آب کشیدن چیز نجس به زودی اطمینان پیدا نمی‌کند لازم نیست خودش اطمینان کند؛ بلکه اگر معمول افراد اطمینان کنند کافی است.

دوم: دو مرد عادل خبر دهند؛ و قول یک نفر عادل کفایت نمی‌کند.

سوم: کسی که چیز نجس در اختیار اوست بگوید آن چیز پاک شده.

چهارم: مسلمانی چیز نجس را آب کشیده باشد اگر چه معلوم نباشد درست آب کشیده یا نه.

احکام ظرف‌ها‌

231 ٠ظرف‌های ساخته شده از پوست سگ، خوک و مردار٠ آشامیدن از ظرف یا غیر ظرفی که از پوست سگ یا خوک یا مردار ساخته شده و نیز خوردن چیزی از آن در صورتی که به سبب رطوبتی نجس شده باشد، حرام است و نباید آن را در وضو و غسل و کارهایی که باید با چیز پاک انجام داد، استعمال کنند؛ بلکه احتیاط آن است که چرم سگ و خوک و مردار -اگر چه ظرف هم نباشد- و نیز سایر اعیان نجس را در هیچ یک از استعمالات به کار نبرند.

232 ٠استفاده از ظرف طلا و نقره٠خوردن و آشامیدن از کاسه و سایر ظروف شرب که از طلا یا نقره ساخته شده باشد، حرام است، بلکه احتیاط در اجتناب از هر گونه استعمال این ظروف می‌باشد، بنابراین زینت نمودن اتاق و مانند آن با کاسۀ طلا و نقره بنابر احتیاط جایز نیست.

233 ٠ساخت، فروش و نگهداری ظروف طلا و نقره٠ ساختن کاسۀ طلا و نقره و مانند آن و مزدی که برای ساختن آن می‌گیرند و نگاهداری آن‌ها حرام نیست، هر چند احتیاط مستحب در ترک این کارها می‌باشد.

234 ٠خرید و فروش ظروف طلا و نقره٠ خرید و فروش کاسۀ طلا و نقره و پول و عوضی که فروشنده می‌گیرد حرام نیست، همچنین استعمال غیر ظرف شرب هر چند از طلا و نقره ساخته شده باشد مانعی ندارد، اگر چه احتیاط استحبابی در اجتناب از تمام آن‌ها است.

235 ٠گیرۀ طلا و نقره استکان٠ استعمال گیرۀ استکان که از طلا و نقره ساخته می‌شود مانعی ندارد.

236 ٠ظرف آب طلا داده‌شده٠ استعمال ظرفی که روی آن را آب طلا و نقره داده‌اند اشکال ندارد.

237 ٠ظرفهای ساخته‌شده از مخلوط طلا یا نقره با فلز دیگر٠ اگر فلزی را با طلا یا نقره مخلوط کنند و کاسه و مانند آن بسازند، چنانچه مقدار آن فلز به قدری زیاد باشد که به آن ظرف، ظرف طلا یا ظرف نقره گفته نشود، استعمال آن مانعی ندارد.

238 ٠ریختن غذا از ظرف طلا و نقره به ظرف دیگر٠ اگر انسان غذایی را که در کاسۀ طلا یا نقره است به قصد این که چون غذا خوردن در کاسۀ طلا و نقره حرام می‌باشد، در کاسۀ دیگر بریزد، خوردن غذا از ظرف دوم در صورتی که عرفاً نگویند ظرف طلا و نقره را استعمال می‌کند، مانعی ندارد.

239 ٠اشیاء ساخته شده از طلا و نقره که حکم ظرف را ندارند٠ استعمال بادگیر قلیان و غلاف شمشیر و کارد و قاب قرآن اگر از طلا یا نقره باشد، اشکال ندارد، ولی احتیاط مستحب آن است که عطردان و سرمه‌دان طلا و نقره و مانند آن را استعمال نکنند.

240 ٠استعمال ظرف طلا و نقره در حال ضرورت٠ استعمال کاسۀ طلا و نقره مانند خوردن و آشامیدن از آن‌ها در حال ناچاری به مقدار ضرورت اشکال ندارد؛ ولی بیشتر از این مقدار جایز نیست.

241 ٠شک در طلا یا نقره بودن ظرف٠ استعمال کاسه‌ای که معلوم نیست از طلا یا نقره است یا از چیز دیگر، اشکال ندارد.


[1]. کار حرجی، کاری است که به قدری مشقت دارد که معمول مردم در امور خود آن را متحمّل نمی‌شوند.

[2]. در متن قبلی رساله توضیح المسائل، قسمی دیگر از احتیاط  با قید «وجوبی» یا «واجب» وجود داشت که معنای آن وجوب عمل به احتیاط بود و مکلف نمی‌توانست در آن به فتوای مجتهد دیگر رجوع کند. با توجه به این‌که نسبت به وظیفۀ مکلف در بسیاری از موارد این قسم از احتیاط با فتوا تفاوتی نداشت، در ویرایش جدید رساله این قسم حذف گردید و در معمول موارد حکم مسأله به صورت فتوا بیان شد. در احکام وضعی نیز که نتیجه این نوع احتیاط با فتوا تفاوت داشت، به صورت «باید احتیاط شود» ذکر گردید.

[3]. عوامل دیگری همچون فشار هوا بر حجم آب کر تأثیر می‌گذارد که چون در شرایط معمولی تأثیر آن‌ها اندک است از ذکر آن صرف‌نظر نمودیم.

وضو‌

شیوۀ وضو گرفتن

242 ٠مواضع شستن و مسح کردن در وضو٠ در وضو واجب است صورت و دست‌ها را بشویند و جلوی سر و روی پاها را مسح کنند.

243 ٠محدودۀ شستن صورت در وضو٠ درازای صورت را باید از بالای پیشانی جایی که موی سر بیرون می‌آید تا آخر چانه شست، و پهنای آن به مقداری که بین انگشت وسط و شست قرار می‌گیرد، باید شسته شود، و اگر مختصری از این مقدار را هم نشویند وضو باطل است.

244 ٠وضوی کسانی که دست یا صورت‌شان غیر متعارف است٠ اگر نسبت صورت و دست کسی کوچک‌تر یا بزرگ‌تر از نسبت صورت و دست متعارف مردم باشد، باید ملاحظه کند که مردم متعارف تا کجای صورت خود را می‌شویند، او هم تا همان جا بشوید؛ و نیز اگر در پیشانی او مو روییده یا جلوی سرش مو ندارد باید به اندازۀ معمول پیشانی را بشوید.

245 ٠احتمال وجود مانع در اعضای وضو٠ اگر احتمال دهد چرک یا چیز دیگری در ابروها و گوشه‌های چشم و لب او هست که نمی‌گذارد آب به آن‌ها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، باید پیش از وضو بررسی کند که اگر هست برطرف کند.

246 ٠رساندن آب به پوست صورت٠ اگر پوست صورت از لای مو پیدا باشد، باید آب را به پوست برساند و اگر پیدا نباشد شستن ظاهر مو کافی است.

247 ٠شک در آشکار بودن پوست صورت٠ اگر شک کند که پوست صورت از لای مو پیدا است یا نه، باید مو را بشوید و آب را به پوست برساند.

248 ٠شستن داخل بینی و مقداری از لب و چشم٠ شستن داخل بینی و مقداری از لب و چشم که در وقت بستن دیده نمی‌شود واجب نیست، و شستن ظاهر بینی و مقداری از لب و چشم که در وقت بستن دیده می‌شود لازم است.

249 ٠شک در شستن مقدار واجب در وضو٠ کسی که نمی‌دانسته باید این مقدار را بشوید، اگر نداند در وضوهایی که گرفته، این مقدار را شسته یا نه، نمازی را که با آن وضو خوانده و وقتش باقی است با وضوی جدید اعاده نماید و بنابر احتیاط نمازهایی که وقتش گذشته را نیز قضا کند.

250 ٠از پایین به بالا شستن صورت و دست‌ها٠ باید صورت و دست‌ها را از بالا به پایین شست و اگر از پایین به بالا بشوید، وضو باطل است.

251 ٠کشیدن دست تر به جای شستن اعضا٠ اگر دست را تر کند و به صورت و دست‌ها بکشد، چنانچه تری دست به قدری باشد که بگویند صورت و دست‌ها را شسته است، کافی است.

252 ٠ترتیب صورت و دست‌ها٠ بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت‌ها بشوید.

253 ٠شستن دست قبل از وضو و اکتفا به آن٠ کسی که پیش از شستن صورت، دست‌های خود را تا مچ شسته است، در موقع وضو نباید به آن اکتفا کند و لازم است دوباره تا سر انگشتان را بشوید، و اگر فقط تا مچ را بشوید وضوی او باطل است.

254 ٠دفعات شستن در وضو٠ در وضو شستن صورت و دست‌ها در مرتبۀ اوّل واجب و در مرتبۀ دوم جایز و بیشتر از آن حرام می‌باشد، و این که کدام شستن، اوّل یا دوم یا سوم است بستگی به نظر عرف دارد و قصد وضوگیرنده در آن دخالتی ندارد؛ پس اگر عضوی را دو بار کامل شست، مقداری که عرفاً شستن جدید محسوب شود، حرام است.

255 ٠شیوۀ مسح سر٠ بعد از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند، و احتیاط آن است که با داخل دست راست مسح نماید و مسح را از بالا به پایین انجام دهد.

256 ٠مقدار لازم مسح سر٠ یک قسمت از چهار قسمت سر، که مقابل پیشانی است جای مسح می‌باشد و هر جای این قسمت مسح شود کافی است؛ و بنابر احتیاط از پهنا به اندازۀ پهنای سه انگشت به هم چسبیده باشد و احتیاط مستحب آن است که از درازا به‌ اندازۀ درازای یک انگشت باشد.

257 ٠مسح موی سر٠ لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است؛ ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه‌ای بلند است که اگر مثلاً شانه کند به صورتش می‌ریزد، باید قسمتی از موها را که پس از شانه کردن در جلو سر قرار می‌گیرد مسح کند، یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید، و اگر موهایی را که به صورت می‌ریزد یا به جاهای دیگر سر می‌رسد جلوی سر جمع کند و بر آن‌ها مسح نماید، یا بر موی جاهای دیگر سر، که جلوی آن آمده مسح کند باطل است.

258 ٠شیوۀ مسح پا٠ بعد از مسح سر، باید با تری آب وضو که در دست مانده روی پاها را از سر یکی از انگشتان تا برآمدگی روی پا مسح کند و احتیاط آن است که تا مفصل را هم مسح نماید.

259 ٠مقدار مسح پا٠ احتیاط آن است که مسح پا به اندازۀ پهنای سه انگشت بسته باشد و بهتر آن است که تمام روی پا را با تمام داخل دست مسح نماید.

260 ٠شیوۀ قرار دادن دست روی پا برای مسح٠ احتیاط آن است که در مسح پا دست را بر سر انگشتان بگذارد و بعد به روی پا بکشد، یا  آن‌که دست را به مفصل گذاشته و تا سر انگشتان بکشد؛ نه  آن‌که تمام دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد.

261 ٠حرکت سر یا پا هنگام مسح٠ در مسح سر و روی پا، باید دست را روی آن‌ها بکشد، و اگر دست را نگه دارد و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است ولی اگر موقعی که دست را می‌کشد سر یا پا مختصری حرکت کند، اشکال ندارد.

262 ٠تر بودن محل مسح٠ جای مسح باید خشک باشد و اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند مسح باطل است ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبتی که بعد از مسح در آن دیده می‌شود بگویند از تری کف دست است، اشکال ندارد.

263 ٠خشک شدن دست هنگام مسح٠ اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آبی از خارج تر کند بلکه بنابر احتیاط باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن، محل اشکال است.

264 ٠کافی نبودن رطوبت دست برای مسح سر و پا٠ اگر رطوبت کف دست فقط به اندازۀ مسح سر باشد، احتیاط آن است که سر را با آن رطوبت مسح کند و برای مسح پاها از ریش خود رطوبت بگیرد.

265 ٠مسح بر جوراب و کفش٠ مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است؛ ولی اگر به واسطۀ سرمای شدید، یا ترس از دزد و درنده و مانند این‌ها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد، مسح کردن بر آن‌ها اشکال ندارد و احتیاط مستحب آن است که تیمّم نیز بنماید، و اگر روی کفش نجس باشد بنابر احتیاط باید چیز پاکی بر آن بیندازد و بر آن چیز مسح کند، و تیمّم هم بنماید.

266 ٠نجس بودن محل مسح٠ اگر روی پا نجس باشد و نتواند برای مسح آن را آب بکشد، بنابر احتیاط باید چیز پاکی روی پا بیندازد و بر آن چیز مسح کند و تیمّم هم بنماید.

وضوی ارتماسی‌

267 ٠شیوۀ انجام وضوی ارتماسی٠ وضوی ارتماسی آن است که انسان صورت و دست‌ها را به قصد وضو در آب فرو برد، یا صورت و دست‌ها را که در آب می‌باشد به قصد وضو بیرون آورد، یا دست را در داخل آب به قصد شستن از بالا به پایین تکان دهد و در فرض اوّل و سوم مسح با تری آن دست محل اشکال است.

همچنین اگر از هنگام فرو بردن دست تا بیرون آوردن آن به قصد وضو باشد مسح کردن با تری آن دست خلاف احتیاط است؛ بنابراین اگر بخواهد دست چپ را وضوی ارتماسی کند بنابر احتیاط باید تنها در هنگام بیرون آوردن دست، قصد وضو کند.

268 ٠محلّ نیت در وضوی ارتماسی٠ در وضوی ارتماسی هم باید صورت و دست‌ها از بالا به پایین شسته شود، پس اگر وقتی که صورت و دست‌ها را در آب فرو می‌برد قصد وضو کند باید صورت را از طرف پیشانی و دست‌ها را از طرف آرنج در آب فرو برد و اگر موقع بیرون آوردن از آب قصد وضو کند، باید صورت را از طرف پیشانی و دست‌ها را از طرف آرنج بیرون آورد.

269 ٠ترکیب وضوی ارتماسی و ترتیبی٠ اگر وضوی بعضی از اعضا را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی انجام دهد، اشکال ندارد.

دعاهای هنگام وضو

270 ٠دعاهایی که هنگام وضو گرفتن مستحب است‌٠ کسی که وضو می‌گیرد مستحب است موقعی که نگاهش به آب می‌افتد بگوید: بِسْمِ اللهِ وَ بِاللّهِ، وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذي جَعَلَ الْماءَ طَهُوراً وَ لَمْ یَجْعَلْهُ نَجِساً.

و موقعی که پیش از وضو دست خود را می‌شوید بگوید: بِسْمِ اللهِ وَ بِاللّهِ، اللّٰهُمَّ اجْعَلْني مِنَ التَّوّابینَ وَ اجْعَلْني مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ.

و در وقت مضمضه کردن بگوید: اللّٰهُمَّ لَقّني حُجَّتي یَوْمَ أَلْقاكَ وَ أَطْلِقْ لِساني بِذِكْرِكَ.

و در وقت استنشاق -یعنی آب در بینی کردن- بگوید: اللّٰهُمَّ لا تُحَرِّمْ عَلَيَّ ریحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْني مِمَّنْ یَشَمُّ ریحَها وَ رَوْحَهَا وَ طیبَها.

و موقع شستن رو بگوید: اللّٰهُمَّ بَیِّضْ وَجْهي یَوْمَ تَسْوَدُّ الْوُجوهُ وَ لا تُسَوِّدْ وَجْهي یَوْمَ تَبْیَضُّ الْوُجوهُ.

و موقع شستن دست راست بگوید: اللّٰهُمَّ أَعْطِني كِتابي بِیَمیني وَ الْخُلْدَ فِي الْجِنانِ بِیَساري وَ حاسِبْني حِساباً یَسیراً.

و موقع شستن دست چپ بگوید: اللّٰهُمَّ لا تُعْطِني كِتابي بِشِمالي وَ لا مِنْ وَراءِ ظَهْري وَ لا تَجْعَلْها مَغْلولَةً إِلیٰ عُنُقي، وَ أَعوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعاتِ النیرانِ.

و موقعی که سر را مسح می‌کند بگوید: اللّٰهُمَّ غَشِّني بِرَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ عَفْوِكَ.

و در وقت مسح پا بگوید: اللّٰهُمَّ ثَبِّتْني عَلَی الصِراطِ یَوْمَ تَزِلُّ فیهِ الْأَقْدامُ وَ اجْعَلْ سَعْیـي فيما یُرْضیكَ عَنّي یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ.

شرایط وضو

شرایط صحیح بودن وضو سیزده چیز است:

پاک و مطلق بودن آب

شرط اوّل: آب وضو پاک باشد.                              شرط دوم: با آب مطلق باشد.

271 ٠وضو با آب نجس یا مضاف٠ وضو با آب نجس و آب مضاف و سایر مایعات باطل است، اگر چه‌ انسان نجس بودن یا آب مطلق نبودن آن را نداند یا فراموش کرده باشد، و اگر با آن وضو نمازی هم خوانده باشد، آن نماز باطل است.

272 ٠وضو با آب گل آلود٠ اگر غیر از آب گل‌آلود مضاف، آب دیگری برای وضو ندارد چنانچه وقت نماز تنگ است، باید تیمّم کند، و اگر وقت دارد، باید صبر کند تا آب صاف شود و وضو بگیرد یا به وسیله‌ای آن را صاف نماید.

مباح بودن آب و فضای انجام وضو

شرط سوم: آب وضو و فضایی که در آن وضو می‌گیرد، مباح باشد. (در صورتی که آب و مکان مباح نداشته باشد، وضو باطل است و باید تیمم کند و اگر با وجود آب و مکان مباح، با آب غصبی یا در مکان غصبی وضو بگیرد، بطلان وضو مبنی بر احتیاط است.)

273 ٠وضو با آب غصبی یا در مکان غصبی٠ وضو با آب غصبی و با آبی که معلوم نیست صاحب آن راضی است یا نه، حرام و  بنابر احتیاط باطل است؛ ولی اگر صاحب آن سابقاً راضی بوده و معلوم نیست که از رضایت خود برگشته یا نه، وضو گرفتن جایز و صحیح است و اگر آب وضو از صورت و دست‌ها در جای غصبی بریزد، وضوی او بنابر احتیاط باطل است.

274 ٠وضو گرفتن در اماکن وقفی٠ وضو گرفتن از حوض و دستشویی مدرسه‌ای که انسان نمی‌داند آن حوض و دستشویی را برای همۀ مردم وقف کرده‌اند یا برای محصّلین همان مدرسه، در صورتی که از راهی ثابت شود که برای همۀ مردم وقف شده اشکال ندارد؛ مثل این که معمولاً مردم در آنجا وضو می‌گیرند به گونه‌ای که برای نوع مردم اطمینان حاصل می‌شود که برای همۀ مردم وقف شده است و اگر ثابت نشود، چنانچه شک در اصل عبارت وقف باشد وضو گرفتن اشکال دارد، مثلاً اگر انسان نداند در عبارت وقف، نام سادات حسینی ذکر شده یا سادات موسوی و او خودش از سادات حسینی باشد نه موسوی، نمی‌تواند در آن موقوفه تصرّف کند؛ ولی اگر اصل عبارت وقف روشن است و شک کند که واقف خصوصیّتی دیگر را نیز معتبر کرده است یا نه، وضو گرفتن مانعی ندارد، مثلاً اگر می‌داند وقف سادات است و شک می‌کند واقف موسوی بودن را نیز قید کرده یا نه، در این صورت حکم می‌شود که وقف تمام سادات است و وضو گرفتن اشکالی ندارد.

275 ٠وضو در مسجدی که قصد نماز خواندن در آن ندارد٠ کسی که نمی‌خواهد در مسجدی نماز بخواند، اگر نداند حوض و وضوخانۀ آن را برای همۀ مردم وقف کرده‌اند یا تنها برای کسانی که در آنجا نماز می‌خوانند، اگر از راهی ثابت شود که برای همۀ مردم وقف شده وضو گرفتن اشکال ندارد، در غیر این صورت در این مسأله همان تفصیلی است که در مسألۀ پیش گفته شد.

276 ٠وضو گرفتن در هتل‌ها و مسافرخانه‌ها٠ وضو گرفتن از حوض و دستشویی تیمچه‌ها و مسافرخانه‌ها و مانند این‌ها برای کسانی که ساکن آن اماکن نیستند، در صورتی بی‌اشکال است که از طریقی جواز آن ثابت شود مثل اینکه برای نوع افراد اطمینان به جواز حاصل شود؛ مثلاً از این راه که معمولاً کسانی هم که ساکن آنجاها نیستند از آن‌ها وضو بگیرند.

277 ٠وضو گرفتن در نهرهای بزرگ٠ وضو گرفتن در نهرهای بزرگ جایز و صحیح است، هر چند مالک آن‌ها از وضو گرفتن در آن‌ها نهی کند، یا این که انسان بداند که راضی نیست، یا این که مالک آن‌ها صغیر یا مجنون باشد؛ ولی احتیاط مستحب آن است که در این چند صورت از آن‌ها وضو گرفته نشود؛ ولی جایز نیست غاصب از آب غصبی وضو بگیرد، همچنین کسانی مانند همسر و فرزندان و مهمان‌های غاصب که به حساب او در این آب تصرّف می‌کنند؛ و اگر وضو بگیرند، وضوی آن‌ها به تفصیلی که در ابتدای شرط سوم گذشت، باطل است.

278 ٠وضو با آب غصبی در صورت فراموشی٠ اگر فراموش کند آب غصبی است، و با آن وضو بگیرد صحیح است؛ ولی کسی که خودش آب را غصب کرده اگر غصبی بودن آن را فراموش کند و وضو بگیرد وضوی او حرام، و به تفصیلی که در ابتدای شرط سوم گذشت، باطل است.

مباح بودن و طلا و نقره نبودن ظرف آب وضو

شرط چهارم: ظرف آب وضو، مباح باشد.

شرط پنجم: ظرف آب وضو، طلا و نقره نباشد.

در صورتی که غیر از آب موجود در ظرفی كه استعمال آن حرام است، آب دیگری نداشته باشد، وضو باطل است و باید تیمم کند ولی اگر با وجود آب مباح، با آب ظرفی که استعمالش حرام هست وضو بگیرد بطلان وضو مبنی بر احتیاط است.

279 ٠وضو از ظرف غصبی و ظرف طلا و نقره٠ اگر آب وضو در ظرف غصبی یا طلا و نقره است، و غیر از آن آب دیگری ندارد در صورتی که بتواند به وجه مشروعی آن آب را در ظرف دیگر خالی نماید، لازم است خالی کند و بعد وضو بگیرد؛ و اگر نتواند، باید تیمّم کند. و در هر دو صورت اگر معصیت کرده و از آن آب، وضو بگیرد وضویش به تفصیلی که گذشت باطل است.

280 ٠وضو در حوضی که قسمتی از آن غصبی است٠ وضو گرفتن در حوضی که مثلاً یک آجر یا یک سنگ آن غصبی است، در صورتی که برداشتن آب به نظر عرف، تصرّف در آن آجر یا سنگ نباشد اشکالی ندارد، و در صورتی که تصرّف باشد، و از آن آب، وضو بگیرد وضویش به تفصیلی که گذشت باطل است.

281 ٠وضو با احتمال وقفی بودن مکان٠ اگر در صحن یکی از امامان یا امامزادگان که سابقاً قبرستان بوده حوض یا نهری بسازند، چنانچه انسان نداند که زمین صحن را برای قبرستان وقف کرده‌اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشکال ندارد.

پاک بودن اعضای وضو

شرط ششم: اعضای وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.

282 ٠نجس شدن اعضای وضو قبل از پایان وضو٠ اگر پیش از تمام شدن وضو، جایی را که شسته یا مسح کرده نجس شود، وضو صحیح است.

283 ٠نجس بودن غیراعضای وضو٠ اگر غیر از اعضای وضو جایی از بدن نجس باشد، وضو صحیح است؛ ولی اگر مخرج را از بول یا غائط تطهیر نکرده باشد احتیاط مستحب آن است که اوّل آن را تطهیر کند، بعد وضو بگیرد.

284 ٠شک پس از وضو در پاک کردن عضو نجس٠ اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو آنجا را آب کشیده یا نه، چنانچه بداند که در هنگام وضو متوجه پاک یا نجس بودن آنجا نبوده یا اصلاً مسأله را نمی‌دانسته وضو باطل است، و اگر مسأله را می‌دانسته و می‌داند که متوجّه رعایت آن بوده، یا شک دارد که متوجه بوده یا نه، وضویش صحیح است و در هر صورت، جایی را که نجس بوده بنابر احتیاط، باید آب بکشد.

285 ٠نحوۀ وضو گرفتن در صورت خونریزی اعضا٠ اگر در صورت یا دست‌ها بریدگی یا زخمی است که خون آن به‌طور کامل بند نمی‌آید و آب برای آن ضرر ندارد، باید در آب کر یا جاری فرو برد و قدری فشار دهد که خون بند بیاید، بعد به دستوری که گفته شد وضوی ارتماسی بگیرد.

داشتن وقت کافی برای وضو و نماز

شرط هفتم: وقت برای وضو و نماز کافی باشد.

286 ٠فرصت نداشتن برای وضو٠ هر گاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد می‌ترسد تمام نماز یا مقداری از واجبات آن بعد از وقت خوانده شود، باید تیمّم کند؛ ولی اگر برای وضو و تیمّم یک اندازه وقت لازم است، باید وضو بگیرد.

287 ٠وضو گرفتن در تنگی وقت به جای تیمّم٠ کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمّم کند، اگر به قصد قربت یا برای کار مستحبی مثل خواندن قرآن وضو بگیرد صحیح است، اگر چه به جهت ترک تمام یا قسمتی از نماز در وقت، گناه کرده است.

قصد قربت

شرط هشتم: به قصد قربت، یعنی فقط برای خداوند عالم وضو بگیرد و اگر برای خنک شدن یا به قصد دیگری وضو بگیرد، باطل است.

288 ٠نحوۀ نیت در وضو٠ لازم نیست نیت وضو را به زبان بگوید یا از قلب بگذراند ولی باید در تمام وضو متوجه باشد که برای خدا وضو می‌گیرد به‌طوری که اگر از او بپرسند: «چه می‌کنی، و برای چه کسی انجام می‌دهی؟» بگوید: «برای خدا وضو می‌گیرم.»‌

ترتیب در کارهای وضو

شرط نهم: وضو را به ترتیبی که گفته شد بجا آورد؛ یعنی اوّل صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشوید و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نماید؛ و باید پای چپ را پیش از پای راست مسح نکند و بنابر احتیاط همزمان نیز مسح ننماید و اگر به این ترتیب وضو نگیرد باطل است.

پشت سر هم انجام دادن کارهای وضو

شرط دهم: کارهای وضو را پشت سر هم انجام دهد.

289 ٠خشک شدن اعضای قبلی در بین وضو٠ اگر بین کارهای وضو به قدری فاصله شود که وقتی می‌خواهد جایی را بشوید یا مسح کند رطوبت تمام جاهایی که پیش از آن شسته یا مسح کرده خشک شده باشد؛ وضویش باطل است. و اگر فقط رطوبت جایی که جلوتر از محلّی است که می‌خواهد بشوید یا مسح کند، خشک شده باشد مثلاً موقعی که می‌خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده باشد و صورت تر باشد، وضویش صحیح است و احتیاط مستحب آن است که وضو را باطل کند و از سر بگیرد.

290 ٠خشک شدن اعضای قبلی به سبب باد و مانند آن٠ اگر کارهای وضو را پشت سر هم بجا آورد؛ ولی به واسطۀ باد یا گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند این‌ها رطوبت خشک شود وضوی او صحیح است.

291 ٠راه رفتن در بین وضو٠ راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد.

مباشرت به کارهای وضو

شرط یازدهم: شستن صورت و دست‌ها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد و اگر دیگری او را وضو دهد، یا در رساندن آب به صورت و دست‌ها و مسح سر و پاها به او کمک نماید، وضو باطل است. و کمک کردن در مقدّمات وضو مکروه است بنابراین اگر کسی آب در کف دست انسان بریزد و انسان با آن آب وضو بگیرد وضو باطل نیست.

292 ٠کمک گرفتن و نیابت در وضو٠ کسی که به تنهایی نمی‌تواند وضو بگیرد باید با کمک دیگری وضو بگیرد و اگر این مقدار نیز نمی‌تواند، باید نایب بگیرد که او را وضو دهد، و چنانچه مزد هم بخواهد در صورتی که بتواند باید مزد بدهد. ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نماید، و اگر نمی‌تواند، باید نایبش دست او را بگیرد و به محل مسح او بکشد و اگر این هم ممکن نیست، باید از دست او رطوبت بگیرد و با آن رطوبت سر و پای او را مسح کند.

293 ٠اکتفا به مقدار ضرورت در کمک گرفتن برای وضو٠ هر کدام از کارهای وضو را که می‌تواند به تنهایی انجام دهد، نباید در آن کمک بگیرد.

منع نداشتن استعمال آب

شرط دوازدهم: استعمال آب برای او مانعی نداشته باشد.

294 ٠وضو با ترس از تشنگی٠ کسی که می‌ترسد که اگر وضو بگیرد تشنه بماند، نمی‌تواند وضو را ترک کند و احتیاط مستحب آن است که تیمّم هم بنماید، بلی اگر می‌ترسد که اگر وضو بگیرد مبتلا به بیماری صعب‌العلاج شود، نباید وضو بگیرد و باید تیمّم کند و چنانچه به این حد نرسد، ولی وضو برای او مشقتی داشته باشد که متعارف مردم آن را تحمل نمی‌کنند، می‌تواند وضو را ترک کند و تیمّم نماید اما اگر مشقت را تحمل نمود و وضو گرفت وضوی او صحیح است و اگر نداند که وضو برای او ضرر شدید دارد و وضو بگیرد و بعد بفهمد که ضرر شدید داشته، وضوی او صحیح است.

295 ٠ضرر نداشتن آب کم٠ اگر رساندن آب به صورت و دست‌ها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است ضرر ندارد ولی بیشتر از آن مقدار ضرر دارد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.

نبود مانع در اعضای وضو

شرط سیزدهم: در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب نباشد. این امر گاه شرط در صحت وضو نیست، بلکه وظیفه وضوی جبیره‌ای است، همان طور که در فصل احکام وضوی جبیره‌ای خواهد آمد.

296 ٠شک در مانع بودن چیزی که به اعضای وضو چسبیده٠ اگر می‌داند چیزی به اعضای وضو چسبیده ولی شک دارد که از رسیدن آب جلوگیری می‌کند یا نه، باید آن را برطرف کند، یا آب را به زیر آن برساند.

لازم به ذکر است که معیار در شک در وجود مانع یا مانع بودن چیزی که در محل وضو است، متعارف مردم می‌باشد، پس اگر متعارف مردم در جایی شک نمی‌کنند ولی برای کسی شک ایجاد شود، به شک خود اعتنا نکند.

297 ٠چرک زیر ناخن٠ اگر زیر ناخن چرک باشد وضو اشکال ندارد، ولی اگر ناخن را بگیرد و بداند یا احتمال دهد آن چرک مانع از رسیدن آب به پوست است، باید برای وضو آن چرک را برطرف کند و نیز اگر ناخن بیشتر از معمول بلند باشد، باید چرک زیر مقداری را که از معمول بلندتر است برطرف نماید.

298 ٠رساندن آب به زیر پوست تاول‌زده٠ اگر در صورت و دست‌ها و جلوی سر و روی پاها به واسطۀ سوختن یا چیز دیگر برآمدگی پیدا شود، شستن و مسح کردن روی آن کافی است و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده برساند؛ ولی چنانچه پوستی که کنده شده گاهی به بدن می‌چسبد و گاهی بلند می‌شود باید آب را به زیر آن قسمت برساند.

299 ٠شک در وجود مانع در اعضای وضو٠ اگر انسان شک کند که به اعضای وضوی او چیزی چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، مثل آن‌که بعد از گل‌کاری شک کند گل به دست او چسبیده یا نه، باید بررسی کند، یا به قدری دست بمالد که برای خود او یا نوع مردم اطمینان پیدا شود که اگر بوده برطرف شده، یا آب به زیر آن رسیده است.

300 ٠شک در مانع بودن چرک بدن و گچ٠ اگر جایی را که باید شست یا مسح کرد چرک باشد ولی چرک آن مانع از رسیدن آب به بدن نباشد، اشکال ندارد و همچنین است اگر بعد از گچ‌کاری و شستن با صابون و مانند آن چیز سفیدی که از رسیدن آب به پوست جلوگیری نمی‌کند بر دست بماند؛ ولی اگر شک کند که با بودن آن‌ها آب به بدن می‌رسد یا نه، باید آن‌ها را برطرف کند، مگر شک او غیر متعارف باشد.

301 ٠شک در رساندن آب به جایی که می‌دانست مانعی دارد٠ اگر پیش از وضو بداند که در بعضی از اعضای وضو مانعی از رسیدن آب هست، و بعد از وضو شک کند که در موقع وضو آب را به آنجا رسانده یا نه، چنانچه احتمال بدهد که در حال وضو متوجّه بوده، وضوی او صحیح است.

302 ٠شک در رسیدن آب به زیر مانع پس از وضو٠ اگر در بعضی از اعضای وضو مانعی باشد که گاهی آب به خودی خود زیر آن می‌رسد و گاهی نمی‌رسد و انسان بعد از وضو شک کند که آب زیر آن رسیده یا نه، چنانچه بداند موقع وضو متوجّه رسیدن آب به زیر آن نبوده، نمی‌تواند به آن وضو اکتفا کند.

303 ٠یافتن مانعی که شک دارد هنگام وضو هم بوده یا نه٠ اگر بعد از وضو چیزی که مانع از رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند و نداند موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است، مگر آن‌که بداند که در وقت وضو متوجّه آن مانع نبوده که در این صورت، نمی‌تواند به آن وضو اکتفا کند.

304 ٠شک در وجود مانع٠ اگر بعد از وضو شک کند چیزی که مانع رسیدن آب است در اعضای وضو بوده یا نه، چنانچه احتمال بدهد که در حال وضو متوجّه بوده است، وضویش صحیح است.

احکام وضو‌

305 ٠وظیفۀ کثیر الشک در وضو٠ کسی که در کارهای وضو یا شرایط آن؛ مثل پاک بودن آب، خیلی شک می‌کند، چنانچه به حد وسوسه برسد، باید به شک خود اعتنا نکند.

306 ٠شک در باطل شدن وضو٠ اگر شک کند که وضوی او باطل شده یا نه، بنا می‌گذارد که وضوی او باقی است؛ ولی اگر بعد از بول استبراء نکرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتی‌ از او بیرون آید که نداند از همان بول است یا چیز دیگر، وضوی او باطل است.

307 ٠شک در وضو گرفتن٠ کسی که شک دارد وضو گرفته یا نه، باید وضو بگیرد.

308 ٠وظیفۀ کسی که نمی‌داند قبل از حدث وضو گرفته یا پس از آن٠ کسی که می‌داند وضو گرفته و حدثی هم از او سر زده، مثلاً بول کرده، اگر نداند کدام جلوتر بوده، چنانچه پیش از نماز شک کند باید وضو بگیرد. و اگر در بین نماز شک کند نمی‌تواند به نماز خود اکتفا کند، بلکه باید وضو بگیرد و نماز خود را اعاده کند، و احتیاط مستحب آن است که نماز را رجاءً تمام کرده، پس از آن وضو بگیرد و نماز را اعاده کند. و اگر بعد از نماز شک کند، در صورتی که احتمال بدهد در حال شروع به نماز متوجّه بوده است نمازی که خوانده صحیح است؛ ولی بنابر احتیاط برای نمازهای بعد باید وضو بگیرد.

و اگر زمان وضو معلوم باشد و زمان سرزدن حدث از او مجهول باشد، در همۀ صورت‌ها نماز او صحیح است و حکم به وضودار بودن او می‌شود؛ بنابراین اگر مثلاً می‌داند که در هنگام ظهر وضو گرفته و نمی‌داند که آیا قبل از آن حدثی از او سر زده یا بعد از آن، نماز او صحیح است و می‌تواند تمام احکام وضو را بار کند.

309 ٠یقین به نَشُستن یا مسح نکردن بعضی از اعضا٠ اگر بعد از وضو یا در بین آن یقین کند که بعضی جاها را نشسته یا مسح نکرده است، چنانچه رطوبت تمام جاهایی که پیش از آن است به جهت طول مدّت خشک شده، باید دوباره وضو بگیرد؛ و اگر خشک نشده، یا به جهت باد یا گرمی هوا و مانند آن‌ها خشک شده، باید جایی را که فراموش کرده و آنچه بعد از آن است را بشوید یا مسح کند. و اگر در بین وضو در شستن یا مسح کردن جایی شک کند، باید به همین دستور عمل نماید.

310 ٠شک در اصل انجام وضو بعد از نماز٠ اگر بعد از نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، در صورتی که احتمال دهد در حال شروع به نماز متوجه بوده -هرچند اجمالاً- که باید وضو داشته باشد، نمازش صحیح است؛ ولی احتیاط آن است که برای نمازهای دیگر وضو بگیرد.

311 ٠شک در اصل انجام وضو در بین نماز٠ اگر در بین نماز شک کند که وضو گرفته یا نه، باید وضو بگیرد و نماز را دوباره بخواند و احتیاط مستحب آن است که نمازش را رجاءً تمام کند، سپس وضو بگیرد و نماز را دوباره بخواند.

312 ٠تردید در زمان باطل شدن وضو پس از نماز٠ اگر بعد از نماز بفهمد که وضوی او باطل شده ولی شک کند که قبل از نماز باطل شده یا بعد از نماز، چنانچه احتمال بدهد که در هنگام شروع نماز متوجه شرایط صحّت نماز بوده، نمازی که خوانده صحیح است.

313 ٠وظیفۀ مبطون و مسلوس در انجام وضو و نماز٠ اگر انسان بیماری‌ای دارد که بول او قطره‌قطره می‌ریزد (که به وی مسلوس گفته می‌شود) یا نمی‌تواند از بیرون آمدن غائط خودداری کند (که به وی مبطون گفته می‌شود)، چنانچه یقین دارد که از اوّل وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا می‌کند، باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می‌کند بخواند. و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد فقط کارهای واجب نماز را بجا آورد و کارهای مستحب مانند اذان و اقامه و قنوت، بلکه سوره را ترک نماید.

314 ٠مهلت نداشتن مسلوس به مقدار وضو و نماز٠ کسی که بول او قطره‌قطره می‌ریزد و به مقدار وضو و نماز مهلت پیدا نمی‌کند، می‌تواند با همین حالت نماز بخواند و خروج بول با این کیفیت وضوی او را باطل نمی‌کند، بلکه وضو به سبب حدث به نحو متعارف؛ همچون خوابیدن یا بول یا غائط کردن مثل سایر مردم و ... باطل می‌شود.

315 ٠مهلت نداشتن مبطون به مقدار وضو و نماز٠ کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن غائط جلوگیری کند و به مقدار وضو و نماز مهلت پیدا نمی‌کند، چنانچه در بین نماز یک یا چند دفعه غائط از او خارج می‌شود، به‌طوری که وضو گرفتن بعد از هر بار خروج غائط برای او حرجی نیست، باید آبی در کنار خود قرار دهد و بعد از هر دفعه خروج غائط فوراً با رعایت شرایط نماز؛ مانند رو به قبله بودن، وضو بگیرد و نماز را از جایی که قطع کرده ادامه دهد و اگر این کار برای او حرجی است، می‌تواند با همان حال نماز بخواند و تنها حدث به نحو متعارف وضوی او را باطل می‌کند.

316 ٠مبتلا به خروج باد٠ اگر بیماری‌ای دارد که نمی‌تواند از خارج شدن باد جلوگیری کند خروج‌ باد، وضو را باطل نمی‌کند و می‌تواند با همان حال نماز بخواند.

317 ٠ناتوانی فرد از کنترل بول، باد و غائط٠ کسی که نمی‌تواند از خروج بول یا خروج باد جلوگیری کند لازم نیست برای هر نماز وضو بگیرد، همچنین در مورد کسی که نمی‌تواند از خروج غائط جلوگیری کند و وضو گرفتن بعد از هر دفعه برای او حرجی است؛ ولی اگر حرجی نیست باید برای هر نماز وضو بگیرد و فوراً مشغول نماز شود. و اگر از او غائط خارج شود به دستور مسألۀ 315 رفتار کند.

318 ٠وظیفۀ مبطون برای اجزای فراموش‌شده و سجدۀ سهو٠ سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتیاط حکم اجزای نماز را دارد، بنابراین برای کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن غائط جلوگیری کند اگر در ضمن سجده یا تشهد فراموش شده یا نماز احتیاط غائط از وی خارج شود، چنانچه حرجی نیست، باید وضو بگیرد و بقیۀ عمل را انجام دهد. و بنابر احتیاط در سجده سهو نیز همین‌طور رفتار کند.

319 ٠وظیفۀ مسلوس و مبطون در مورد نجاست بدن و لباس٠ کسی که بول او قطره قطره می‌ریزد باید برای نماز به وسیلۀ کیسۀ پاکی که در آن پنبه یا چیز دیگری است که از رسیدن بول به جاهای دیگر جلوگیری می‌کند، خود را حفظ نماید و باید برای هر نماز مخرج بول را که نجس شده آب بکشد و نیز کیسه را که نجس شده آب کشیده یا آن را تعویض نماید. ولی اگر نماز ظهر و عصر را با هم بخواند لازم نیست برای نماز عصر مخرج بول و کیسه را تطهیر نموده و می‌تواند با همان حال نماز عصر را هم بخواند. و همچنین است اگر نماز مغرب و عشا را با هم بخواند، و در هر حال تا می‌تواند باید از سرایت نجاست به جاهای دیگر بدن جلوگیری کند.

و نیز کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن غائط جلوگیری کند، چنانچه ممکن باشد، باید به مقدار نماز از رسیدن غائط به جاهای دیگر جلوگیری کند و در صورت امکان برای هر نماز مخرج غائط را آب بکشد و اگر در وسط نماز هم غائط بیرون آید بنابر احتیاط اگر مشقت ندارد مخرج غائط را آب بکشد.

320 ٠جلوگیری از خروج بول و غائط در نماز برای مسلوس و مبطون٠ کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن بول یا غائط یا باد خودداری کند در‌ صورتی که ممکن باشد، باید به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط و باد جلوگیری کند اگر چه خرج داشته باشد، بلکه اگر بیماری او به آسانی معالجه می‌شود احتیاط مستحب آن است که خود را معالجه کند.

321 ٠تکلیف نمازهای مسلوس و مبطون پس از بهبودی٠ کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن بول یا غائط یا باد خودداری کند، بعد از آن‌که بیماری او خوب شد، لازم نیست نمازهایی را که در وقت بیماری مطابق وظیفه‌اش خوانده قضا نماید. ولی اگر در بین وقت نماز بیماری او خوب شود، باید نمازی را که در آن وقت خوانده دوباره بخواند.

چیزهایی که باید برای آن‌ها وضو گرفت‌

322 ٠لزوم با وضو بودن برای این شش مورد٠ برای شش چیز وضو گرفتن واجب است:

اوّل: برای نمازهای واجب غیر از نماز میّت، و در نمازهای مستحب وضو شرط صحت است.

دوم: برای سجده و تشهد فراموش شده، اگر بین آن‌ها و نماز واجب حدثی از او سر زده، مثلاً بول کرده باشد، و احتیاط آن است که برای سجده سهو هم وضو بگیرد.

سوم: برای طواف واجب خانۀ خدا، خواه در عمره باشد یا حج، عمره یا حج واجب باشد یا مستحب.

چهارم: اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد یا به جهت اجاره یا شرط یا دستوری که اطاعت آن لازم است، وضو واجب شده باشد.

پنجم: اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که جایی از بدن خود را به خط قرآن و مانند آن که مسّ آن‌ها بدون وضو جایز نیست، یا به جهت اجاره یا شرط یا دستوری که اطاعت آن لازم است، رساندن جایی از بدن خود به خط قرآن و مانند آن بر او لازم شده باشد.

ششم: برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده، یا بیرون آوردن آن از مزبله و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن خود را به خط قرآن برساند. ولی‌ چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو بی‌احترامی به قرآن باشد باید تیمّم کند و اگر معطّل شدن به مقدار تیمّم هم بی‌احترامی به قرآن باشد، باید بدون تیمّم قرآن را از مزبله و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آب بکشد.

323 ٠مسّ خط قرآن یا ترجمۀ آن بدون وضو٠ مس نمودن خط قرآن، یعنی رساندن جایی از بدن به خط قرآن برای کسی که وضو ندارد، حرام است؛ ولی اگر قرآن را به زبان فارسی یا به زبان دیگر ترجمه کنند، مسّ آن اشکال ندارد.

324 ٠جلوگیری از مسّ خط قرآن توسّط بچّه یا دیوانه٠ جلوگیری بچّه و دیوانه از مسّ خط قرآن و مانند آن واجب نیست؛ ولی اگر مس نمودن آنان بی‌احترامی به قرآن و مانند آن باشد، باید از آن جلوگیری کنند.

325 ٠مسّ اسمای متبرکه٠ کسی که وضو ندارد بنابر احتیاط حرام است اسم خداوند متعال و صفات خاصۀ او را -به هر زبانی که نوشته شده است- مس نماید، مگر پولی که بر آن نام خدا نوشته شده باشد که دست زدن به آن اشکال ندارد و بلکه بنابر احتیاط مستحب نامهای مبارک پیغمبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) و حضرت زهرا(س) را هم مس ننماید.

326 ٠وضو گرفتن قبل از وقت نماز٠ انسان می‌تواند قبل از وقت نماز، به قصد نماز یا به قصد این که با طهارت باشد وضو بگیرد یا غسل کند، تحصیل طهارت به خودی خود مستحب است و انسان می‌تواند در هر وقت به قصد این که با طهارت باشد وضو بگیرد یا غسل کند.

327 ٠وضو به نیت وجوب به خیال داخل شدن وقت٠ کسی که یقین دارد وقت نماز داخل شده اگر نیت وضوی واجب کند و بعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده، وضوی او صحیح است.

328 ٠موارد استحباب وضو٠ مستحب است انسان برای نماز میّت و زیارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم معصومین(ع) و برای همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن، و مسّ حاشیۀ قرآن، و برای خوابیدن وضو بگیرد، و نیز مستحب است کسی که وضو دارد دوباره وضو بگیرد و اگر برای یکی از این کارها وضو بگیرد، هر کاری را که می‌توان با وضو انجام داد، می‌تواند انجام دهد، مثلاً می‌تواند با آن وضو نماز بخواند.

چیزهایی که وضو را باطل می‌کند‌

329 ٠مبطِلات وضو٠ هفت چیز وضو را باطل می‌کند:

اوّل: بول                             

دوم: غائط

سوم: باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود

چهارم: خوابی که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود، ولی اگر چشم نبیند و گوش بشنود وضو باطل نمی‌شود           

پنجم: چیزهایی که عقل را از بین می‌برد، مانند دیوانگی و مستی و بیهوشی

ششم: استحاضه زنان که بعداً گفته می‌شود            

هفتم: کاری که باید برای آن غسل کرد، مانند جنابت و حیض؛ ولی با مسّ میّت بنابر احتیاط وضو باطل می‌شود.

احکام وضوی جبیره‌ای‌

چیزی که با آن زخم و عضو شکسته را می‌بندند و دوایی که روی زخم و مانند آن می‌گذارند «جبیره» نامیده می‌شود‌.

 330 ٠زخمی که آب برایش ضرر ندارد٠ اگر در یکی از اعضای وضو زخم یا دمل یا شکستگی باشد، چنانچه روی آن باز است و آب ریختن روی آن یا مسح کردن آن ضرر ندارد، باید به‌طور معمول وضو گرفت.

331 ٠زخمی که آب برایش ضرر دارد٠ اگر زخم یا دمل یا شکستگی در صورت و دست‌ها است و روی آن باز است و آب ریختن روی آن ضرر دارد، باید اطراف آن را به‌طوری که در شیوۀ وضو گفته شد از بالا به پایین بشوید، و چنانچه زخم و مانند آن پاک باشد یا بتواند آن را آب بکشد و کشیدن دست تر ضرر ندارد دست تر بر آن بکشد و اگر ضرر دارد یا زخم نجس است و نمی‌شود آب کشید، باید پارچۀ پاک و مانند آن را به‌طوری که جزء جبیره حساب شود روی زخم بگذارد و دست تر روی آن از بالا به پایین بکشد و اگر این کار ممکن نیست، تیمّم نماید و بنابر احتیاط مستحب وضو هم بگیرد به این شکل که به‌غیراز محل زخم، سایر جاها را بشوید.

332 ٠وجود زخم در محل مسح٠ اگر زخم یا دمل یا شکستگی در جلوی سر یا روی پاها است و روی آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح کند، به این معنی که زخم مثلاً تمام محل مسح را گرفته باشد یا آن‌که از مسح جاهای سالم نیز متمکن نباشد در این صورت، باید پارچه‌ای پاک و مانند آن را به‌طوری که جزء جبیره حساب شود روی زخم بگذارد و روی آن را با تری آب وضو که در دست مانده مسح کند و بنابر احتیاط مستحب تیمّم نیز بنماید، و اگر مسح جبیره‌ای ممکن نباشد لازم است تیمّم نماید و بنابر احتیاط مستحب قسمتهایی را که می‌تواند وضو نیز بدهد.

333 ٠شستن دست و صورت در فرض وجود جبیره٠ اگر زخم یا دمل یا شکستگی در صورت یا دست‌ها باشد و جبیره‌ای روی آن قرار داشته و بتوان آن را باز کرد، اگر جاری ساختن آب بر آن، هر چند به وسیله کشیدن دست تر بر روی آن، بدون ضرر ممکن باشد، باید این کار را انجام دهد، و در غیر این صورت اگر کشیدن دست تر روی پوست ضرر ندارد دست تر روی آن بکشد و اگر این کار ضرر دارد باید روی جبیره دست تر بکشد و اگر جبیره نجس است یا نمی‌شود روی آن دست‌تر کشید باید پارچه‌ای پاک و مانند آن را به‌طوری که جزء جبیره حساب شود روی آن بگذارد و روی آن دست تر بکشد.

334 ٠مسح سر و پا در فرض وجود جبیره٠ اگر زخم یا دمل یا شکستگی در جلوی سر یا روی پا باشد و جبیره‌ای روی آن قرار داشته باشد، چنانچه جبیره تمام محل مسح را نگرفته باشد و بتواند بر جاهای سالم مسح کند، باید به‌طور معمولی وضو بگیرد، همچنین اگر تمام محل مسح را گرفته باشد و بتواند آن را باز کند و روی پوست را مسح کند، و اگر نتواند روی پوست را مسح کند، چنانچه جبیره پاک باشد باید روی آن را مسح کند و اگر جبیره نجس است یا نمی‌شود روی آن دست تر کشید، مثلاً دوایی است که به دست می‌چسبد، باید پارچه‌ای پاک و مانند آن را به‌طوری که جزء جبیره حساب شود، روی آن بگذارد و دست تر روی آن بکشد و اگر این هم ممکن نیست، باید تیمّم کند.

335 ٠روش وضوی جبیره‌ای اگر روی زخم بسته باشد٠ اگر نمی‌شود روی زخم را باز کرد ولی زخم و چیزی که روی آن گذاشته پاک است و رسانیدن آب به زخم ممکن است و ضرر هم ندارد باید آب را به‌ روی زخم از بالا به پایین برساند، و اگر زخم یا چیزی که روی آن گذاشته شده نجس است، چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب به روی زخم ممکن باشد و با ضرر همراه نباشد، باید آن را آب بکشد و موقع وضو آب را به زخم برساند، و در صورتی که آب برای زخم ضرر دارد یا آن‌که رساندن آب به روی زخم ممکن نیست، یا زخم نجس است و نمی‌شود آن را آب کشید، باید اطراف زخم را بشوید و اگر جبیره پاک است روی آن را مسح کند، و اگر جبیره نجس است، یا نمی‌شود روی آن دست تر کشید پارچه‌ای پاک و مانند آن را به‌طوری که جزء جبیره حساب شود، روی آن بگذارد و دست تر روی آن بکشد و اگر این هم ممکن نیست تیمّم بنماید و بنابر احتیاط مستحب وضو نیز بگیرد.

336 ٠وجود جبیره در تمام اعضای وضو یا تمام یک عضو٠ در احکام جبیره فرقی نیست که جبیره تمام اعضای وضو یا تمام یک عضو را گرفته باشد، یا بعضی از یک عضو را، ولی احتیاط مستحب آن است که اگر جبیره تمام اعضا یا تمام یک عضو را -خواه عضوی که شسته می‌شود یا عضوی که مسح می‌شود- گرفته باشد، تیمّم نیز بنماید.

337 ٠جبیره از جنس حریر یا اجزاء حرام گوشت٠ لازم نیست جبیره از جنس چیزهایی باشد که نماز در آن جایز است بلکه اگر از حریر یا از اجزاء حیوانی باشد که خوردن گوشت آن جایز نیست مسح بر آن نیز اشکالی ندارد.

338 ٠مسح با دستی که جبیره دارد٠ کسی که در کف دست و انگشت‌ها جبیره دارد و در موقع وضو دست تر روی آن کشیده است، باید سر و پا را با همان رطوبت مسح کند.

339 ٠موضع مسح با وجود جبیره بر روی پا٠ اگر جبیره تمام پهنای روی پا را گرفته ولی مقداری از طرف انگشتان و مقداری از طرف بالای پا باز است، باید جاهایی که باز است روی پا را، و جایی که جبیره است روی جبیره را مسح کند.

340 ٠جبیره‌های متعدّد در اعضای وضو٠ اگر در صورت یا دست‌ها چند جبیره است باید بین آن‌ها را بشوید، و اگر جبیره‌ها در سر یا روی پاها باشد، باید بین آن‌ها را مسح کند و در جاهایی که جبیره است باید به دستور جبیره عمل کند.

341 ٠جبیره‌ای که بیش از معمول اطراف زخم را گرفته٠ اگر جبیره بیشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن مقدار‌ زیادی ممکن نیست، باید به دستور جبیره عمل کند و اگر مقدار بیش از معمول، در اعضای تیمم نباشد تیمّم نیز بنماید. البته اگر برداشتن مقدار زیادی ممکن است، باید آن را بردارد و به دستور جبیره عمل کند.

342 ٠ضرر داشتن آب بدون وجود جراحت یا شکستگی٠ اگر در جای وضو زخم و دمل و شکستگی نیست ولی به جهت دیگری آب برای آن ضرر دارد باید تیمّم کند.

343 ٠رگ زدن در بعضی از اعضای وضو٠ اگر جایی از اعضای وضو را رگ زده است و نمی‌تواند آن را آب بکشد، یا آب برای آن ضرر دارد، باید به دستور جبیره عمل کند.

344 ٠وجود مانع غیر قابل برداشت در اعضای وضو٠ اگر در جای وضو یا غسل چیزی چسبیده که برداشتن آن ممکن نیست یا به قدری مشقت دارد که نمی‌شود تحمل کرد، باید تیمّم نماید مگر آن‌که آن چیز در مواضع تیمّم باشد که در این صورت، باید وضو بگیرد و بنابر احتیاط آن محل را مسح کند. در هر صورت اگر محل، جراحت و مانند آن داشته باشد و برداشتن آن چیز به جراحت صدمه می‌زند باید وضوی جبیره بگیرد و تیمّم لازم نیست.

345 ٠شیوۀ غسل جبیره‌ای٠ غسل جبیره‌ای -در غیر غسل میّت- مثل وضوی جبیره‌ای است و احتیاط مستحب آن است که آن را ترتیبی بجا آورند، و در غسل میّت غسل جبیره‌ای مشروع نیست.

346 ٠تیمّم جبیره‌ای٠ کسی که وظیفۀ او تیمّم است، اگر در بعضی از جاهای تیمّم او زخم یا دمل یا شکستگی باشد، باید به دستور وضوی جبیره‌ای، تیمّم جبیره‌ای نماید.

347 ٠نماز خواندن در اوّل وقت با وضوی جبیره‌ای٠ کسی که باید با وضو یا غسل جبیره‌ای نماز بخواند، چنانچه بداند که تا آخر وقت عذر او برطرف نمی‌شود می‌تواند در اوّل وقت نماز بخواند، و اگر امید دارد که تا آخر وقت عذر او برطرف شود می‌تواند صبر کند و آخر وقت نماز بخواند و می‌تواند رجاءً در اوّل وقت نماز بخواند ولی در هر صورت، در صورتی که اوّل وقت نماز بخواند و تا آخر وقت عذرش برطرف شود، لازم است وضو بگیرد یا غسل کند و نماز را دوباره بخواند.

348 ٠وظیفۀ مکلف با چسباندن مژۀ چشم٠ اگر انسان به جهت بیمار چشم، موی چشم خود را‌ بچسباند باید تیمّم نماید و بنابر احتیاط مستحب وضو یا غسل جبیره‌ای هم انجام دهد.

349 ٠شک در وجوب تیمّم یا وضوی جبیره‌ای٠ کسی که نمی‌داند وظیفه‌اش تیمّم است یا وضوی جبیره‌ای در صورتی که جهل او از ندانستن مسأله است، باید به مرجع تقلید خود مراجعه کند یا هر دو وظیفه را بجا آورد، و در صورتی که جهل او از ندانستن خصوصیّات مورد باشد باید هر دو وظیفه را انجام دهد.

350 ٠کفایت وضوی جبیره‌ای برای نمازهای بعد٠ نمازهایی را که انسان با وضوی جبیره‌ای خوانده و تا آخر وقت عذرش باقی بوده صحیح است و در صورتی که عذر او در وقت نمازهای بعدی استمرار داشته باشد می‌تواند با آن وضو نمازهای دیگر را نیز بخواند ولی در صورتی که عذرش برطرف شود نمی‌تواند با آن وضو نمازهای دیگر را بخواند.

غسل

شیوه‌های انجام غسل

351 ٠غسل و شیوه‌های انجام آن٠ «غسل»، شست‌و‌شوی تمام بدن است که در شرایط و یا زمان‌های خاص و با قصد تقرّب به خداوند عالم، انجام می‌گیرد. غسل را -واجب باشد یا مستحب- به دو شیوه «ترتیبی» و «ارتماسی» می‌توان بجا آورد.

غسل ترتیبی‌

352 ٠روش انجام غسل ترتیبی٠ در غسل ترتیبی باید به نیت غسل، اوّل سر و گردن، بعد بدن را بشوید و بهتر، بلکه مطابق احتیاط استحبابی آن است که اوّل طرف راست بعد طرف چپ بدن را بشوید، و اگر عمداً یا از روی فراموشی یا به واسطۀ ندانستن مسأله بدن را قبل از سر بشوید، غسل او باطل است.

353 ٠شستن بدن قبل از سر و گردن٠ در صورتی که بدن را قبل از سر بشوید لازم نیست غسل کامل را دوباره انجام دهد، بلکه چنانچه بدن را دوباره بشوید، غسل او صحیح خواهد بود.

354 ٠لزوم یقین به شسته شدن بدن٠ در هر دو قسمت؛ یعنی سر و گردن، و بدن، باید یقین کند که آن قسمت را کاملاً شسته است.

355 ٠التفات به نشُستن جایی در غسل و ندانستن موضع آن٠ اگر بعد از غسل بفهمد که جایی را نشسته و نداند از بدن است یا سر و گردن، بنابر احتیاط قسمتی از سر را که احتمال می‌دهد نشسته، بشوید و سپس دوباره همۀ بدن را بشوید.

356 ٠علم به نشُستن قسمتی از بدن بعد از غسل٠ اگر بعد از غسل بفهمد مقداری از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد شستن همان مقدار کافی است، و اگر از طرف راست باشد احتیاط مستحب آن است که بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید، و اگر بفهمد مقداری از سر و گردن را نشسته، باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره بدن را بشوید.

357 ٠شک در شستن اعضا هنگام غسل٠ اگر پیش از تمام شدن غسل، در شستن مقداری از طرف چپ یا طرف راست شک کند، لازم است آن مقدار را بشوید و بنابر احتیاط اگر در شستن مقداری از سر و گردن شک کند باید بعد از شستن آن، بدن را نیز بشوید.

غسل ارتماسی‌

358 ٠روش انجام غسل ارتماسی٠ در غسل ارتماسی باید آب در یک آن، تمام بدن را فرا بگیرد، پس اگر به نیت غسل ارتماسی در آب فرو رود، چنانچه پای او روی زمین است باید از زمین بلند کند.

359 ٠زمان نیت در غسل ارتماسی٠ در غسل ارتماسی بنابر احتیاط مستحب موقعی نیت کند که مقداری از بدن بیرون از آب باشد، و اگر در هنگامی که در آب قرار گرفته به قصد غسل ارتماسی بدن را حرکت دهد تا آب جدیدی به بدن برسد، یا در حالی که به حرکت خود آب، آب جدیدی به بدن می‌رسد نیت غسل ارتماسی داشته باشد، کفایت می‌کند، هر چند خلاف احتیاط استحبابی است.

360 ٠شسته نشدن قسمتی از بدن در غسل ارتماسی٠ اگر بعد از غسل ارتماسی بفهمد به مقداری از بدن آب نرسیده، چه جای آن را بداند یا نداند، بنابر احتیاط مستحب دوباره غسل کند؛ ولی بنابر اقوی تمام یا قسمتی از سر و گردن را که می‌داند شسته است لازم نیست دوباره بشوید.

361 ٠فرصت نداشتن برای غسل ترتیبی٠ اگر برای غسل ترتیبی وقت ندارد و برای ارتماسی وقت دارد، باید غسل ارتماسی کند.

362 ٠غسل ارتماسی روزه‌دار یا مُحرم٠ کسی که روزۀ واجب معیّن را گرفته، همچون روزۀ ماه رمضان یا قضای آن (با تفصیلی که در مسألۀ 1709 خواهد آمد) یا برای حج یا عمره احرام بسته، نباید غسل ارتماسی کند. و اگر بدون عذر غسل ارتماسی کند بنابر احتیاط غسل او باطل است ولی اگر کسی به جهت عذری مانند فراموشی یا ندانستن مسأله بدون تقصیر غسل ارتماسی کند، غسل او بی‌تردید صحیح است.

احکام غسل

363 ٠پاک بودن اعضا در هنگام غسل‌٠ در غسل ارتماسی یا ترتیبی پاک بودن تمام بدن پیش از غسل لازم نیست، بلکه اگر به فرو رفتن در آب یا ریختن آب به قصد غسل، بدن پاک شود غسل‌ انجام‌شده است.

364 ٠غسل کردن جنب از حرام با آب گرم٠ کسی که از حرام جنب شده چنانچه با آب گرم غسل کند، غسل او صحیح است؛ اگر چه عرق کند و احتیاط مستحب آن است که با آب سرد غسل کند.

365 ٠شستن تمام ظاهر بدن در غسل٠ در غسل باید تمام بدن شسته شود، حتی نباید سر مویی از بدن نشسته بماند. (البته نباید به وسوسه‌های شیطانی اعتنا کرد)؛ ولی شستن هر چه از باطن شمرده می‌شود مثل داخل بینی واجب نیست.

366 ٠شستن قسمتی که شک دارد از ظاهر است یا باطن٠ جایی را که شک دارد از ظاهر بدن است یا از باطن آن، چنانچه قبلاً از ظاهر بوده باید بشوید و در غیر این صورت واجب نیست.

367 ٠شستن سوراخ گوش٠ اگر سوراخ جای گوشواره و مانند آن به قدری گشاد باشد که داخل آن از ظاهر شمرده شود، باید آن را شست و در غیر این صورت، شستن آن لازم نیست.

368 ٠غسل با وجود مانع در بدن٠ چیزی را که مانع از رسیدن آب به بدن است، باید برطرف کند و اگر پیش از آن‌که یقین کند برطرف شده غسل نماید، نمی‌تواند به آن غسل اکتفا کند؛ ولی چنانچه غسل را رجاءً انجام داده باشد و پس از غسل مطمئن شود که مانع برطرف شده بوده، غسل او صحیح است.

369 ٠شک در وجود مانع هنگام غسل٠ اگر هنگام غسل شک کند چیزی که مانع از رسیدن آب باشد در بدن او هست یا نه، باید وارسی کند تا مطمئن شود که مانعی نیست، مگر شک وی در نظر مردم بجا نباشد که در این صورت وارسی لازم نیست.

370 ٠شستن موهای بلند در غسل٠ در غسل شستن موهای بلند لازم نیست بلکه اگر آب را طوری به پوست برساند که موها تر نشود، غسل صحیح است؛ ولی اگر رساندن آب به پوست بدون شستن آن‌ها ممکن نباشد، باید آن‌ها را بشوید تا آب به بدن برسد.

371 ٠شرایط صحت غسل٠ تمام شرط‌هایی که برای صحیح بودن وضو به صورت فتوا یا احتیاط (از هر قسم) گفته شد، در صحیح بودن غسل هم به همان صورت شرط است. ولی در غسل لازم نیست بدن را از بالا به پایین بشوید، و نیز در غسل ترتیبی لازم نیست بعد از شستن سر و گردن فوراً بدن را بشوید، پس اگر بعد از شستن سر و گردن صبر کند، و بعد از مدّت زیادی بدن را بشوید اشکال ندارد، بلکه لازم نیست تمام سر و گردن یا بدن را یک مرتبه بشوید؛ پس جایز است که مثلاً سر را شسته و بعد از مدّت زیادی گردن را بشوید، ولی کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن بول یا غائط خودداری کند، چنانچه به اندازه‌ای که غسل کند و نماز بخواند بول و غائط از او بیرون نمی‌آید، در صورتی که وقت تنگ باشد و نتواند پس از غسل وضو بگیرد، لازم است فوراً بدون فاصله غسل کند و بعد از غسل هم فوراً نماز بخواند و در غیر این صورت لازم نیست فوراً غسل کند.

372 ٠غسل با ندانستن رضایت حمامی٠ کسی که پول حمامی را بدون این که بداند حمامی راضی است بخواهد نسیه بگذارد اگر چه بعد حمامی را راضی کند، اگر نتواند از راه مشروع غسل کند غسل او باطل است. ولی اگر بتواند از راه مشروع غسل کند مثلاً بتواند به صورت نقد پول حمامی را بدهد یا با جلب رضایت حمامی غسل کند غسلش بنابر احتیاط باطل است.

373 ٠غسل با قصد نپرداختن پول آب٠ اگر حمامی راضی باشد که پول حمام نسیه بماند، ولی کسی که غسل می‌کند قصدش این باشد که طلب او را ندهد، بنابر احتیاط، غسل او باطل است، ولی اگر بخواهد طلب او را از مال حرام بدهد در بسیاری از موارد که حمامی حرام بودن مال را نمی‌داند، چون حمامی راضی است پولی به دست او برسد که به حسب ظاهر حکم شرع برای او حلال بوده، غسل او صحیح است، ولی اگر به این صورت هم راضی نباشد، بنابر احتیاط، غسل او باطل است.

374 ٠پرداخت پولی که خمس آن داده نشده به حمامی٠ اگر در حمام غسل کند و سپس پولی را که خمس آن را نداده به حمامی بدهد، اگر چه مرتکب حرام شده، ولی ظاهر این است که غسل او صحیح است.

375 ٠مصرف بیش از حدّ آب و شک در رضایت حمامی٠ اگر شخصی در هنگام شستشو بیش از حد متعارف آب مصرف کند و پیش از غسل شک کند که چون آب زیاد مصرف کرده حمامی به غسل کردن او راضی است یا نه، غسل او به تفصیلی که در مسألۀ 372 گفته شد باطل است.

376 ٠شک در بجا آوردن غسل یا صحّت آن٠ اگر شک کند که غسل کرده یا نه، باید غسل کند. ولی اگر بعد از غسل شک کند که غسل او درست بوده یا نه، در صورتی که احتمال بدهد که وقت غسل ملتفت به شرایط صحّت غسل بوده، لازم نیست دوباره غسل نماید.

377 ٠بروز حدَث در بین غسل٠ اگر در بین غسل حدث اصغر از او سر زند؛ مثلاً بول کند، غسل او‌ صحیح است، ولی باید پس از غسل وضو هم بگیرد و احتیاط مستحب آن است که غسل را نیز دوباره بجا آورد.

378 ٠غسل کردن به خیال وسعت وقت٠ اگر از جهت ضیق وقت وظیفۀ مکلف تیمّم بوده، ولی به خیال آن‌که به اندازه غسل و نماز وقت دارد غسل کند، غسل او صحیح است؛ چه با خود غسل قصد قربت کرده باشد یا به قصد طهارت یا برای نماز غسل نموده باشد.

379 ٠شک در انجام غسل بعد از نماز٠ کسی که جنب شده اگر بعد از خواندن نماز شک کند که غسل کرده یا نه، نمازهایی را که خوانده صحیح است و بنابر احتیاط برای نمازهای بعد باید غسل کند و اگر پس از نماز حدث اصغر از او سر زده باشد، لازم است برای نمازهای بعد وضو هم بگیرد.

380 ٠کفایت یک غسل از چند غسل٠ کسی که چند غسل بر او واجب است می‌تواند به نیت همۀ آن‌ها یک غسل بجا آورد، بلکه اگر یکی معیّن را نیت کند ظاهراً از دیگر غسل‌ها کفایت می‌کند، پس اگر بخواهد غسل‌ها را جدا جدا انجام دهد، غیر از غسل اوّل، بقیۀ غسل‌ها را به امید ثواب انجام دهد.

381 ٠شیوه شستن در فرض نوشته شدن اسماء متبرکه بر بدن٠ اگر بر جایی از بدن آیه قرآن نوشته شده باشد، چنانچه بخواهد وضو یا غسل را ترتیبی بجا آورد باید آب را طوری به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد. همچنین است بنابر احتیاط اگر بر جایی از بدن اسم خداوند متعال یا صفات خاصه او نوشته شده باشد، و در هر صورت احتیاط مستحب آن است که در صورت امکان آن را از بین ببرد.

382 ٠کفایت انجام غسل از وضو٠ کسی که غسل جنابت کرده نباید برای نماز وضو بگیرد، البته در صورتی که احتمال عدم صحت غسل انجام‌شده را بدهد می‌تواند رجاءً وضو بگیرد.

با غسل‌های واجب دیگر -غیر از غسل استحاضه- یا غسل‌های مستحب که استحباب آن ثابت است و تفصیل آن در مسألۀ 539 می‌آید، نیز می‌تواند بدون وضو نماز بخواند، اگر چه احتیاط مستحب آن است که وضو هم بگیرد. و برای نماز به غسل‌هایی که باید رجاءً انجام داد نمی‌توان اکتفا کرد بلکه باید وضو نیز گرفت.

غسل‌های واجب‌

غسل‌های واجب هشت چیز است:

اوّل: غسل جنابت‌                                                 دوم: غسل حیض

سوم: غسل نفاس                                  چهارم: غسل استحاضه

پنجم: غسل مسّ میت                                           ششم: غسل میّت

هفتم: غسل قضای نماز آیات (کسی که در موقع گرفتن خورشید و ماه نماز آیات را عمداً نخوانده باشد، در صورتی که تمام ماه و خورشید گرفته باشد باید برای قضای نماز آیات غسل نموده و نماز بخواند و این نماز قضا بدون غسل باطل است)

هشتم: غسلی که به واسطۀ نذر و قسم و مانند آن، یا اجاره، یا شرط، یا دستوری که اطاعت آن لازم است، واجب شده باشد.

1. غسل جنابت

احکام جُنُب

383 ٠اسباب جنابت٠ به دو چیز انسان جنب می‌شود، اوّل: جماع، دوم: بیرون آمدن منی، چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی‌شهوت، با اختیار باشد یا بی‌اختیار.

384 ٠رطوبت مشکوک و نشانه‌های منی٠ اگر رطوبتی از مرد سالم خارج شود و نداند منی است یا بول یا غیر این‌ها، چنانچه با شهوت و جستن بیرون آمده و بعد از بیرون آمدن آن بدن سست شده باشد، آن رطوبت حکم منی را دارد و اگر هیچ یک از این سه نشانه، یا بعضی از این‌ها را نداشته باشد حکم منی را ندارد، و در زن اگر جدا شدن آب از محلّ آن با اوج شهوت همراه باشد و آب خارج شود حکم منی را دارد و لازم نیست دو نشانۀ دیگر را داشته باشد، و اگر به بیمار حالت شهوت دست دهد و آبی خارج شود که احتمال بدهد منی است، حکم منی را دارد، هر چند بیرون آمدن آن با شهوت نباشد و دو نشانه دیگر را هم‌ نداشته باشد.

385 ٠شک در وجود برخی از نشانه‌ها٠ اگر از مرد سالم آبی بیرون آید که یکی از نشانه‌ها را داشته، ولی نداند که دو نشانه دیگر را داشته یا نه، در حکم منی است.

386 ٠خروج رطوبت مشکوک بعد از غسل٠ مستحب است انسان بعد از بیرون آمدن منی بول کند، و اگر بول نکند و بعد از غسل رطوبتی از او بیرون آید که نداند منی است یا رطوبت دیگر، چنانچه فاصله آن با بیرون آمدن منی کم باشد به‌طوری که احتمال دهد که رطوبت از بقایای منی سابق باشد، حکم منی را دارد. ولی اگر به جهتی همچون طول مدّت، اطمینان دارد که از منی سابق چیزی نمانده و احتمال دهد رطوبت مشکوک منی جدید است، حکم منی را ندارد.

و اگر بعد از بیرون آمدن منی بول نکرده باشد و پس از غسل بول نماید چنانچه احتمال دهد که همراه بول بقایای منی خارج شده، حکم منی بار می‌شود و باید دوباره غسل کند مگر آنکه بقایای منی چنان در بول مستهلک شده باشد که به مجموع رطوبت خارج شده بول بگویند که در این صورت حکم منی را ندارد.

387 ٠جماع موجب جنابت٠ اگر انسان با زنی جماع کند و به اندازه ختنه‌گاه یا بیشتر داخل شود؛ در قبل باشد یا در دبر، بالغ باشند یا نابالغ، یا یکی بالغ و دیگری نابالغ، اگر چه منی بیرون نیاید، هر دو جنب می‌شوند.

388 ٠شک در مقدار دخول٠ اگر شک کند که به مقدار ختنه‌گاه داخل شده یا نه، غسل واجب نیست.

389 ٠آمیزش با حیوانات٠ اگر -نعوذ باللّه- با حیوانی نزدیکی کند و منی از او بیرون آید، غسل تنها کافی است و اگر منی بیرون نیاید، چنانچه پیش از نزدیکی وضو داشته، لازم نیست غسل کند، بلکه غسل مطابق  احتیاط استحبابی است و اگر وضو نداشته باید وضو بگیرد، و احتیاط مستحب آن است که غسل هم بنماید و همچنین است حکم نزدیکی نمودن با مرد یا پسر.

390 ٠حرکت منی بدون خارج شدن٠ اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید، یا انسان شک کند که منی از او بیرون آمده یا نه، غسل بر او واجب نیست.

391 ٠نزدیکی در صورت ناتوانی از انجام غسل٠ کسی که نمی‌تواند غسل کند ولی تیمّم برایش ممکن است، بعد از داخل شدن وقت نماز هم می‌تواند با همسر خود نزدیکی کند. ولی اگر در وقت نماز، وضو داشته باشد، باید قبل از نزدیکی نماز را با وضو بخواند.

392 ٠جنبی که بدون غسل نماز خوانده٠ اگر در لباس خود منی ببیند و بداند که از خود اوست و برای آن غسل نکرده، باید غسل کند و نمازهایی را که اطمینان دارد بعد از بیرون آمدن منی خوانده قضا کند؛ ولی نمازهایی را که احتمال می‌دهد پیش از بیرون آمدن آن منی خوانده، لازم نیست قضا نماید.

چیزهایی که بر جنب حرام است‌

393 ٠پنج کار حرام برای جنب٠ پنج چیز بر جنب حرام است:

اوّل: رساندن جایی از بدن خود به خط قرآن و بنابر احتیاط به اسم خدا و صفات خاصۀ او به هر لغت که باشد، حتی پولی که بر آن نام خدا نوشته شده باشد، و احتیاط مستحب آن است که جایی از بدن خود را به اسم پیغمبران و امامان و حضرت زهرا(ع) نیز نرساند.

دوم: رفتن یا ماندن در مسجد الحرام و مسجد پیغمبر(ص) و حرم امامان(ع) اگر چه از یک در داخل و از در دیگر خارج شود، و مراد از حرم امامان(ع): محوّطه‌ای است که ضریح مقدّس و قبر مطهّر در آن قرار دارد، نه تمام رواق‌ها یا صحن‌ها.

سوم: داخل شدن یا ماندن در مساجد دیگر، مگر آنکه از یک در داخل و از در دیگر خارج شود.

چهارم: گذاشتن چیزی در مسجد.

پنجم: خواندن هر یک از آیات سجدۀ واجب، و آن آیات در چهار سوره است.

                           اوّل: سورۀ سی و دوم قرآن «الم تنزیل (= سجده)»، آیه پانزدهم

                           دوم: سورۀ چهل و یکم «حم سجده (= فُصّلت)»، آیه سی و هفتم

                           سوم: سورۀ پنجاه و سوم «النجم»، آیۀ آخر

                           چهارم: سورۀ نود و ششم «اقرء (= العلق)»، آیه آخر.    

بلکه بنابر احتیاط خواندن آیات‌ دیگر یا قسمتی از یک آیه از سوره‌های سجده نیز جایز نیست.

چیزهایی که بر جنب مکروه است‌

394 ٠نُه کار مکروه برای جنب٠ نه چیز بر جنب مکروه است:

اوّل و دوم: خوردن و آشامیدن ولی اگر وضو بگیرد یا دست‌ها را بشوید مکروه نیست

سوم: خواندن بیشتر از هفت آیه از سوره‌هایی که سجده واجب ندارند

چهارم: رساندن جایی از بدن به جلد و حاشیه و بین خط‌های قرآن

پنجم: همراه داشتن قرآن

ششم: خوابیدن (مگر آن‌که وضو بگیرد، همچنین اگر برای غسل آب نداشته باشد، و بدل از غسل تیمّم کند یا برای وضو هم آب نداشته باشد، و بدل از وضو تیمّم کند)

هفتم: خضاب کردن به حنا و مانند آن

هشتم: مالیدن روغن به بدن

نهم: نزدیکی کردن بعد از آن‌که محتلم شده؛ یعنی در خواب منی از او بیرون آمده است.

احکام غسل جنابت‌

395 ٠موارد وجوب غسل جنابت٠ تحصیل طهارت با غسل جنابت به خودی خود مستحب است و برای خواندن نماز واجب و مانند آن واجب می‌شود و در نماز مستحب تنها شرط صحت می‌باشد، همچنین برای سجده و تشهد فراموش شده، اگر بین آن‌ها و نماز، از او کاری که باعث جنابت می‌شود صادر شده باشد، غسل جنابت واجب است و احتیاط آن است که برای سجده سهو نیز غسل کند. ولی برای نماز میّت و سجده شکر و سجده‌های واجب قرآن غسل جنابت لازم نیست.

396 ٠نیت وجوب و استحباب در غسل٠ لازم نیست در وقت غسل، نیت کند که غسل واجب یا مستحب‌ می‌کند بلکه اگر فقط به قصد قربت؛ یعنی برای خداوند عالم غسل کند، کافی است.

397 ٠غسل به نیت وجوب به خیال داخل شدن وقت٠ اگر یقین کند وقت نماز شده و نیت غسل واجب کند، بعد معلوم شود که پیش از وقت غسل کرده، غسل او صحیح است.

2. غسل استحاضه‌

تعریف، مشخصات و اقسام استحاضه

یکی از خون‌هایی که از زن خارج می‌شود خون استحاضه است و زن را در موقع دیدن خون استحاضه، مستحاضه می‌گویند.

398 ٠اوصاف خون استحاضه٠ خون استحاضه در بیشتر اوقات زرد رنگ یا قرمز روشن، و رقیق و سرد و کهنه است، و بدون فشار و سوزش بیرون می‌آید ولی ممکن است گاهی سیاه یا سرخ تیره و گرم و تازه و غلیظ باشد و با فشار و سوزش بیرون آید.

399 ٠اقسام استحاضه٠ استحاضه سه قسم است: قلیله، متوسّطه، کثیره.

استحاضۀ قلیله: آن است که خون فقط روی پنبه‌ای را که زن داخل فرج می‌گذارد، آلوده کند و در آن فرو نرود.

استحاضۀ متوسّطه: آن است که خون در پنبه فرو رود ولی از پشت پنبه جریان نداشته باشد؛ خواه از طرف دیگر پنبه بیرون آید و به دستمال برسد و خواه به دستمال نرسد، و لازم نیست خون تمام پنبه را فرا بگیرد، بلکه اگر در یک گوشه آن هم فرو رود کافی است.

استحاضۀ کثیره: آن است که خون از پشت پنبه جریان داشته باشد.

احکام استحاضه

400 ٠وظایف مشترک زنان مستحاضه٠ در تمام اقسام استحاضه احتیاط مستحب در زن حامله آن است که کارهای استحاضه کثیره را بجا آورد، و بر هر مستحاضه واجب است برای هر نماز ظاهر فرج را اگر خون به آن رسیده آب بکشد و پنبه و همچنین دستمال را اگر نجس شده، عوض کند یا آب بکشد.

401 ٠وظیفۀ مستحاضه قلیله٠ در استحاضۀ قلیله باید زن برای هر نماز یک وضو بگیرد.

402 ٠وظیفۀ مستحاضه متوسّطه٠ در استحاضۀ متوسّطه نیز ظاهراً باید اعمال استحاضه قلیله را انجام‌ دهد و کفایت می‌کند؛ ولی احتیاط مستحب آن است که اگر خون به دستمال نرسیده، برای اوّلین نماز غسل کند و برای هر روز یک غسل کافی است و اگر عمداً یا از روی فراموشی برای نماز اوّل غسل نکرد، برای نماز بعدی غسل کند، و همین‌طور ...، و اگر خون به دستمال رسیده برای نماز صبح یک غسل، و برای نماز ظهر و عصر هم یک غسل بجا آورد و بین نماز ظهر و عصر هم فاصله نیندازد و برای نماز مغرب و عشا هم یک غسل بجا آورد و بین آن دو فاصله نیندازد و غسل و وضو را هر کدام جلوتر بجا آورد اشکالی ندارد، ولی بهتر است اوّل وضو بگیرد.

403 ٠وظیفۀ مستحاضۀ کثیره٠ در استحاضۀ کثیره باید برای نماز صبح یک غسل، و برای نماز ظهر و عصر یک غسل، و برای نماز مغرب و عشا هم یک غسل بجا آورد و بین نماز ظهر و عصر و همچنین بین نماز مغرب و عشا فاصله نیندازد، و اگر فاصله انداخت اشکالی ندارد، ولی باید برای نماز بعدی دوباره غسل کند، و در هر حال برای هر نماز یک وضو بگیرد، و هر یک از وضو یا غسل را که اوّل انجام دهد اشکالی ندارد ولی مستحب -بلکه مطابق احتیاط استحبابی- است که اوّل وضو بگیرد.

404 ٠لزوم وضو و غسل با قطع استحاضه در وقت نماز٠ اگر خون استحاضه پیش از وقت نماز بیاید و در وقت نماز قطع شود، چنانچه زن برای آن خون، وضو و غسل بجا نیاورده باشد، باید در هنگام نماز وضو و غسل را بجا آورد.

405 ٠تبدیل استحاضه قلیله به متوسّطه بعد از نماز٠ اگر استحاضۀ قلیلۀ زن بعد از نماز صبح متوسّطه شود، بنابر احتیاط مستحب برای نماز ظهر و عصر غسل هم کند، و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسّطه شود، بنابر احتیاط مستحب برای نماز مغرب و عشا غسل هم نماید.

406 ٠تبدیل استحاضه به کثیره بعد از نماز٠ اگر استحاضۀ قلیله یا متوسّطۀ زن، بعد از نماز صبح کثیره شود باید برای نماز ظهر و عصر یک غسل، و برای نماز مغرب و عشا غسل دیگری بجا آورد، و اگر بعد از نماز ظهر و عصر کثیره شود، باید برای نماز مغرب و عشا غسل نماید. و اگر بعد از نماز ظهر و پیش از نماز عصر کثیره شود، باید برای نماز عصر غسل کند و برای نماز مغرب و عشا هم غسل دیگری بنماید، همچنین اگر بعد از نماز مغرب و پیش از نماز‌ عشا کثیره شود، باید برای نماز عشا غسل نماید و در تمام صورت‌ها برای هر نماز وضو بگیرد.

407 ٠زمان انجام غسل استحاضه٠ مستحاضۀ کثیره یا متوسّطه اگر پیش از داخل شدن وقت نماز برای نماز غسل کند، غسل او باطل است، ولی نزدیک اذان صبح جایز است رجاءً غسل نموده و نماز شب را بخواند، هرچند مستحاضۀ کثیره بعد از طلوع فجر برای نماز صبح باید غسل را اعاده کند.

408 ٠وضو گرفتن مستحاضه برای هر نماز٠ مستحاضه قلیله و متوسّطه و نیز مستحاضه کثیره برای هر نمازی -چه واجب باشد چه مستحب- باید وضو بگیرند، و نیز اگر بخواهند نمازی را که خوانده‌اند احتیاطاً دوباره بخوانند، یا بخواهند نمازی را که تنها خوانده‌اند دوباره با جماعت بخوانند، باید تمام کارهایی را که برای استحاضه گفته شد انجام دهند، ولی برای خواندن نماز احتیاط و سجدۀ فراموش شده و تشهد فراموش شده و سجده سهو، اگر آن‌ها را بعد از نماز فوراً بجا آورند، لازم نیست کارهای استحاضه را انجام دهند.

409 ٠وظیفۀ مستحاضه بعد از پاک شدن٠ مستحاضه بعد از آن‌که خونش قطع شد، فقط برای نماز اولی که می‌خواند باید کارهای استحاضه را انجام دهد و برای نمازهای بعد لازم نیست.

410 ٠وظیفۀ زن با ندانستن نوع استحاضه٠ اگر زن نداند استحاضۀ او چه قسم است، در هنگامی که می‌خواهد نماز بخواند، باید مقداری پنبه داخل فرج نماید و کمی صبر کند و بیرون آورد و بعد از آن‌که فهمید استحاضۀ او کدام یک از آن اقسام است، کارهایی را که برای آن قسم دستور داده شده انجام دهد، ولی اگر بداند تا وقتی که می‌خواهد نماز بخواند استحاضۀ او تغییر نمی‌کند، پیش از داخل شدن وقت هم می‌تواند خود را وارسی نماید، و در هر صورت می‌تواند وارسی نکرده مطابق احتیاط عمل کند.

411 ٠نماز مستحاضه بدون وارسی کردن٠ مستحاضه اگر پیش از آن‌که خود را وارسی کند مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظیفۀ خود عمل کرده؛ مثلاً استحاضه‌اش قلیله بوده و به وظیفۀ استحاضۀ قلیله عمل کرده، نماز او صحیح است و اگر قصد قربت‌ نداشته، یا عمل او مطابق وظیفه‌اش نبوده؛ مثل آن‌که استحاضۀ او کثیره بوده و به وظیفۀ قلیله رفتار کرده، نماز او باطل است.

412 ٠وظیفۀ مستحاضه در صورت ناتوانی از وارسی٠ مستحاضه اگر نتواند خود را وارسی کند باید به گونه‌ای عمل کند که حتماً وظیفۀ خود را عمل کرده باشد؛ مثلاً اگر نمی‌داند استحاضۀ او قلیله است یا کثیره، باید کارهای استحاضۀ کثیره را انجام دهد، ولی اگر بداند سابقاً کدام یک از آن سه قسم بوده، می‌تواند به وظیفۀ همان قسم رفتار نماید.

413 ٠ملاک شروع و پایان استحاضه٠ خون استحاضه در اوّل ظهورش تا در باطن است باعث وجوب غسل یا وضو نمی‌شود، و اگر از زن بیرون بیاید؛ هر چند کم باشد، تا زمانی که در باطن وجود دارد باید به وظایف مستحاضه عمل کند.

414 ٠خارج نشدن خون بین دو نماز٠ مستحاضه اگر بعد از نماز خود را وارسی کند و خون نبیند؛ اگر چه بداند دوباره خون می‌آید، با وضویی که دارد می‌تواند نماز بخواند.

415 ٠فاصله انداختن بین غسل و نماز٠ مستحاضه اگر بداند پس از وضو یا غسل خونی از او بیرون نیامده، می‌تواند خواندن نماز را تا وقتی که پاک می‌ماند به تأخیر بیندازد.

416 ٠یقین مستحاضه به پاک شدن در آخر وقت نماز٠ اگر مستحاضه بداند که پیش از گذشتن وقت نماز به کلّی پاک می‌شود، یا به اندازۀ خواندن نماز خون بند می‌آید، بنابر احتیاط باید صبر کند و نماز را در وقتی که پاک است بخواند.

417 ٠تأخیر نماز در صورت پاک شدن تا آخر وقت٠ اگر بعد از وضو و غسل، خون در ظاهر قطع شود، و مستحاضه بداند که آن قدر وقت دارد که نماز را تأخیر بیندازد و بعد از پاک شدن وضو و غسل کرده نماز را بجا آورد بنابر احتیاط باید نماز را تأخیر بیندازد و هنگامی که به کلّی پاک شد، دوباره وضو و غسل را بجا آورد و نماز را بخواند، و اگر وقت نماز تنگ شد لازم نیست وضو و غسل را دوباره بجا آورد بلکه با وضو و غسلی که دارد می‌تواند نماز بخواند.

418 ٠وظیفۀ مستحاضه کثیره بعد از پاک شدن٠ مستحاضۀ کثیره وقتی به کلّی از خون پاک شد، باید غسل کند؛ ولی اگر بداند از وقتی که برای نماز پیش مشغول غسل شده دیگر خون در باطن هم نیامده، لازم نیست دوباره غسل نماید.

419 ٠فاصله انداختن مستحاضه بین انجام طهارت و نماز٠ مستحاضۀ قلیله و متوسّطه بعد از وضو، و مستحاضۀ کثیره بعد از غسل و وضو، در صورتی که خون‌شان کاملاً قطع نشده، باید فوراً مشغول نماز شوند، ولی گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهای قبل از نماز که به دلیل معتبر استحباب آن ثابت شده است، اشکال ندارد، و در نماز هم می‌توانند کارهای مستحب؛ مثل قنوت و غیر آن، را بجا آورند، همچنان‌که مستحاضه کثیره اگر مقداری از تعقیبات نماز را بجا آورد و بلافاصله مشغول نماز بعدی شود، به‌طوری که بگویند بین دو نماز جمع کرده‌ است لازم نیست غسل را تکرار کند.

420 ٠جریان خون در فاصله بین تحصیل طهارت و خواندن نماز٠ مستحاضه‌ای که خونش کاملاً قطع نشده اگر بین غسل و نماز یا بین وضو و نماز فاصله بیندازد و در این فاصله خون بیرون آید، باید دوباره غسل کند یا وضو بگیرد و بلافاصله مشغول نماز شود.

421 ٠وظیفۀ مستحاضه برای نماز با قطع نشدن خون٠ اگر خون استحاضۀ زن جریان دارد و قطع نمی‌شود، چنانچه برای او ضرر و مشقت شدید ندارد، باید بعد از غسل و وضو تا پایان نماز از بیرون آمدن خون جلوگیری نماید و چنانچه کوتاهی کند و خون بیرون آید باید دوباره غسل کند، وضو بگیرد و نماز بخواند البته اگر به فوریت خواندن نماز خللی وارد نشده باشد همین که نماز بخواند کافی است و لازم نیست دوباره غسل یا وضو را اعاده کند.

422 ٠جریان خون هنگام غسل٠ اگر در هنگام غسل خون قطع نشود غسل صحیح است؛ ولی اگر در بین غسل، استحاضۀ متوسّطه کثیره شود، احتیاط آن است که غسل را از سر بگیرد.

423 ٠وظیفۀ مستحاضه در حال روزه٠ احتیاط مستحب آن است که مستحاضه در تمام روزی که روزه است به مقداری که می‌تواند از بیرون آمدن خون جلوگیری کند.

424 ٠غسل‌های استحاضه برای روزه‌دار٠ اگر مستحاضه غسل‌هایی را که برای نمازهای روزانه یا برای نمازهای شب قبل یا شب بعد باید انجام دهد بجا نیاورد، روزه‌اش باطل نمی‌شود، هر چند احتیاط مستحب آن است که قضای آن روز را نیز بجا آورد.

425 ٠مستحاضه شدن روزه‌دار بعد از نماز عصر٠ اگر بعد از نماز عصر مستحاضه شود و تا غروب غسل نکند، روزۀ او صحیح است.

426 ٠تبدیل استحاضه به کثیره قبل از نماز٠ اگر استحاضۀ قلیلۀ زن پیش از نماز کثیره شود، باید کارهای کثیره را که گفته شد انجام دهد، و اگر استحاضۀ متوسّطه کثیره شود، باید کارهای استحاضۀ کثیره‌ را انجام دهد و چنانچه برای استحاضۀ متوسّطه غسل هم کرده باشد، بنابر احتیاط باید دوباره برای کثیره غسل کند.

427 ٠تبدیل استحاضه  به کثیره در بین نماز٠ اگر در بین نماز استحاضۀ قلیلۀ او کثیره شود، باید نماز را بشکند و برای استحاضۀ کثیره غسل کند و وضو هم بگیرد و کارهای دیگر آن را انجام دهد و نماز را از سر بگیرد، و اگر برای غسل وقت ندارد یک تیمّم بدل از غسل کند، و اگر برای وضو هم وقت نداشته باشد بنابر احتیاط تیمّم دیگری بدل از وضو بکند، و اگر برای تیمّم هم وقت ندارد، بنابر احتیاط مستحب نماز را نشکند و آن را تمام نماید ولی در هر حال باید آن را قضا کند.

همچنین است اگر در بین نماز استحاضۀ متوسّطۀ زن کثیره شود و برای استحاضۀ متوسّطه غسل نکرده باشد؛ و اگر برای استحاضۀ متوسّطه غسل کرده باشد، بنابر احتیاط باید نماز را تمام کند و برای استحاضۀ کثیره غسل کند و وضو بگیرد و کارهای دیگر آن را انجام دهد و همان نماز را دوباره بخواند، و اگر برای هیچ کدام از غسل و وضو وقت ندارد، دو تیمّم کند: یکی بدل از غسل و دیگری بدل از وضو، و اگر برای یکی از آن‌ها وقت ندارد عوض آن، تیمّم کند و دیگری را بجا آورد. ولی اگر برای تیمّم هم وقت ندارد دوباره خواندن نماز لازم نیست و بنابر احتیاط باید نماز را قضا نماید.

428 ٠قطع شدن خون در اثنای نماز٠ اگر در بین نماز خون بند بیاید و مستحاضه نداند که در باطن هم قطع شده یا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده، باید وضو و غسل و نماز را دوباره بجا آورد.

429 ٠تبدیل استحاضۀ کثیره به متوسّطه٠ اگر استحاضۀ کثیره زن متوسّطه شود، باید برای نماز اوّل عمل کثیره، و برای نمازهای بعد عمل متوسّطه را بجا آورد؛ مثلاً اگر پیش از نماز ظهر استحاضۀ کثیره متوسّطه شود، باید برای نماز ظهر غسل کند و وضو بگیرد و برای نماز عصر و مغرب و عشا فقط وضو بگیرد؛ ولی اگر برای نماز ظهر غسل نکند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد باید برای نماز عصر غسل کند، و اگر برای نماز عصر هم غسل نکند باید برای نماز مغرب غسل کند، و اگر برای آن هم غسل‌ نکند و فقط به مقدار غسل و نماز عشا وقت داشته باشد، باید برای نماز عشا غسل نماید.

430 ٠وظیفۀ مستحاضه کثیره در صورت قطع خون و جریان دوبارۀ آن٠ اگر پیش از هر نماز خون مستحاضۀ کثیره قطع شود و دوباره بیاید، باید برای هر نماز یک غسل بجا آورد و وضو هم بگیرد.

431 ٠تبدیل استحاضه کثیره به قلیله٠ اگر استحاضۀ کثیره قلیله شود، باید برای نماز اوّل، عمل کثیره و برای نمازهای بعد عمل قلیله را انجام دهد.

432 ٠نماز مستحاضه در صورت عمل نکردن به وظایفش٠ اگر مستحاضه یکی از کارهایی را که بر او واجب است، ترک کند، نمازش باطل است و اگر کاری را که به احتیاط بر مستحاضه لازم است ترک کرده و نماز بخواند، نمازش بنابر احتیاط باطل است.

433 ٠مسّ قرآن در حال استحاضه٠ مستحاضه‌ای که برای نماز وضو گرفته یا غسل کرده، بنابر احتیاط نمی‌تواند در حال اختیار جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند و در حال اضطرار جایز است؛ ولی بنابر احتیاط باید وظیفۀ غسل یا وضویی که برای نماز دارد، برای رساندن بدن به خط قرآن هم انجام دهد.

434 ٠کارهای حرام بر مستحاضه٠ بر مستحاضه قلیله و متوسّطه رفتن و توقّف در مساجد و خواندن آیه و سورۀ سجده‌دار جایز است و شوهرش می‌تواند با وی نزدیکی کند و بر مستحاضه کثیره اگر غسل‌های واجب خود را بجا آورد، رفتن در مسجد؛ هر چند برای عبور نباشد، و خواندن آیه یا سوره‌ای که سجده واجب دارد، حلال است و شوهرش می‌تواند با وی نزدیکی کند؛ اگر چه کارهای دیگری را که برای نماز واجب است مثل: عوض کردن دستمال یا آب کشیدن آن، انجام نداده باشد.

435 ٠وظیفه مستحاضه برای قرائت عزائم و مانند آن٠ مستحاضه کثیره‌ای که تازه استحاضه شده و وقت نمازش نرسیده -تا غسل نماید- یا برای آخرین وعده نمازش غسل نکرده، چنانچه بخواهد سوره‌ای را که سجده واجب دارد بخواند یا مسجد برود، بنابر احتیاط باید غسل نماید؛ و همچنین است اگر شوهرش بخواهد با او نزدیکی کند.

436 ٠نماز آیات مستحاضه٠ نماز آیات بر مستحاضه واجب است و باید برای نماز آیات هم کارهایی را که برای نماز روزانه گفته شد، انجام دهد.

437 ٠وظیفۀ مستحاضه برای نماز آیات٠ هر گاه در وقت نماز روزانه، نماز آیات بر مستحاضه واجب شود؛ اگر‌ چه بخواهد هر دو را پشت سر هم بجا آورد، باید برای نماز آیات هم تمام کارهایی را که برای نماز روزانۀ او واجب است انجام دهد، و نمی‌تواند هر دو را با یک غسل و وضو بخواند.

438 ٠خواندن نماز قضا توسّط مستحاضه٠ مستحاضه نمی‌تواند نماز قضا بخواند، مگر احتمال عقلایی بدهد که اگر نماز را تأخیر بیندازد دیگر نتواند آن را انجام دهد که در این صورت باید برای هر نماز کارهایی را که برای نماز ادا بر او واجب است بجا آورد.

439 ٠شک در نوع خون٠ اگر زن بداند خونی که از او خارج می‌شود خون زخم و دمل و مانند آن نیست و شرعاً حکم حیض و نفاس ندارد، باید به دستور استحاضه عمل کند؛ بلکه اگر شک داشته باشد که خون استحاضه است یا خون‌های دیگر، چنانچه نشانۀ آن‌ها را نداشته باشد، باید کارهای استحاضه را انجام دهد.

3. غسل حیض‌

تعریف و مشخصات حیض

خون حیض خونی است که غالباً در هر ماه چند روزی از رحم زن‌ها خارج می‌شود، و زن را در هنگام دیدن خون حیض، حائض می‌گویند.

440 ٠اوصاف خون حیض٠ خون حیض در بیشتر اوقات، گرم و تازه، و رنگ آن سیاه یا سرخ تیره است و با فشار و سوزش بیرون می‌آید و اگر خون، یکی از نشانه‌ها را داشته باشد، ولی نداند که نشانه‌های دیگر را دارد یا نه، در حکم این است که دو نشانه دیگر را هم دارد.

441 ٠تعریف یائسگی٠ زن‌های قرشیه بعد از تمام شدن شصت سال قمری یائسه می‌شوند؛ یعنی خون حیض نمی‌بینند، و زن‌هایی که قرشیه نیستند بعد از تمام شدن پنجاه سال قمری یائسه می‌شوند.[1] باید توجّه داشت که زن‌های سیده یکی از اقسام زن‌های قرشیه می‌باشند.

442 ٠خون پیش از نه سالگی و بعد از یائسگی٠ خونی که دختر پیش از تمام شدن نه سال قمری، و زن بعد از یائسه شدن می‌بیند، حیض نیست.

443 ٠خون حیض در زمان حاملگی و شیردهی٠ زن حامله و زنی که بچّه شیر می‌دهد، ممکن است حیض ببیند، ولی زن حامله در دو جهت با سایر زن‌ها تفاوت دارد:

اوّل: صاحب عادت وقتیه و عددیه اگر حیض وی به تأخیر بیفتد و بیست روز از آخر عادت وی بگذرد، دیگر هر چه خون ببیند حیض به حساب نمی‌آید و استحاضه است اگر چه به نشانه حیض باشد و اگر هنوز بیست روز از آخر عادت وی نگذشته، خونی که دیده چنانچه به نشانه حیض باشد، حیض و چنانچه به نشانه حیض نباشد استحاضه است، ولی خونی که زنان دیگر پس از ایّام حیض می‌بینند به‌طور کلی استحاضه است و فرقی بین گذشتن بیست روز و نگذشتن آن و نشانه‌دار بودن خون و نشانه‌دار نبودن آن نیست. در مورد خونی که زن در ایّام عادت یا قبل از آن می‌بیند فرقی بین زن حامله و زنان دیگر‌ نیست.

دوّم: در زن حامله لازم نیست خون سه روز ادامه داشته باشد تا حیض به حساب آید.

444 ٠دیدن خون با شک در تمام شدن نه سالگی٠ دختری که نمی‌داند نه سالش تمام شده یا نه، اگر خونی ببیند که نشانۀ حیض را نداشته باشد حیض نیست، و اگر نشانه حیض را داشته باشد، حیض است و شرعاً علامت این است که نه سال او تمام شده است.

445 ٠دیدن خون با شک در یائسه شدن٠ زنی که شک دارد یائسه شده یا نه، باید بنا بگذارد که یائسه نشده است و زنی که بین پنجاه و شصت سالگی است و نمی‌داند که قرشی است یا نه، حکم کسی را دارد که هنوز از پنجاه سال نگذشته است. بنابراین در مناطقی مثل ایران و عراق از آنجا که زن اطمینان ندارد که قرشیه نیست اگر بعد از پنجاه سالگی هم خون با شرایط ببیند حائض شمرده می‌شود.

446 ٠کمترین و بیشترین مدّت حیض٠ مدّت خون حیض کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نمی‌شود، و اگر مختصری هم از سه روز کمتر باشد حیض نیست (البته اگر به جهت مانعی همچون حامله بودن یا خوردن قرص، خون سه روز ادامه نیابد، با داشتن سایر شرایط حیض است). مراد از روز، در این مسأله مدّت 24 ساعت است؛ نه روز در مقابل شب.

447 ٠پشت سر هم نبودن سه روز اوّل حیض٠ لازم نیست سه روز اوّل حیض پشت سر هم باشد؛ ولی باید سه روز اوّل، در یک دهه باشد، پس اگر یک روز خون ببیند و سه روز پاک شود و دوباره یک روز خون ببیند و چهار روز پاک شود و دوباره یک روز خون ببیند، خون‌های دیده شده حیض است؛ و اگر دو روز خون ببیند و هفت روز پاک شود و دوباره یک روز خون ببیند، هر دو خون حیض است؛ ولی اگر دو روز خون ببیند و هشت روز پاک شود، خون دیده شده حیض نمی‌باشد. و در مورد غیر سه روز اوّل لازم نیست خون دیده شده، در یک دهه واقع شود؛ بلکه اگر فاصله آن با آخر خون دیده شده از ده روز کمتر باشد، ادامه خون حیض سابق می‌باشد؛ بنابراین، اگر مثلاً سه روز متوالی خون ببیند و پاک شود و در روز دوازدهم دوباره خون ببیند، این خون نیز ادامه حیض می‌باشد. و نیز اگر دو روز خون ببیند و پنج روز پاک شود و دوباره دو روز خون ببیند و دوباره‌ پاک شود و در روز هیجدهم دوباره خون ببیند خون‌های دیده شده، یک حیض به حساب می‌آید. البته مجموع روزهایی که با فاصله، یا بی‌فاصله خون دیده است نباید از ده روز تجاوز کند؛ پس اگر هفت روز خون دید و سه روز پاک شد و دوباره هفت روز خون دید، نمی‌توان تمام خون‌های دیده شده را حیض دانست.

448 ٠ملاک شروع و ادامۀ حیض٠ ابتدای حیض لازم است خون بیرون بیاید، ولی لازم نیست در تمام سه روز چنین باشد، بلکه اگر در ادامه حیض در باطن فرج خون باشد کافی است؛ و چنانچه در بین سه روز مختصری پاک شود و مدّت پاک شدن به قدری کم باشد که بگویند در تمام سه روز در فرج خون بوده، باز هم حیض است.

449 ٠نحوۀ محاسبۀ سه شبانه روز٠ لازم است سه شبانه روز خون ببیند؛ پس اگر از اذان صبح (یا طلوع آفتاب) روز اوّل تا غروب روز سوم، خون بیاید برای حیض بودن کافی نیست و باید تا اذان صبح (یا طلوع آفتاب) روز چهارم هم خون بیاید، یا مقدار باقی مانده در ضمن ده روز تکمیل شود، همچنین اگر در وسطهای روز اوّل شروع شود، باید تا همان موقع از روز چهارم خون بیاید و در شب دوم و سوم هم خون قطع نشود و یا مقدار سه شبانه روز کامل در ضمن ده روز خون ببیند.

450 ٠پاکی بین روزهای حیض٠ اگر در بین روزهایی که زن خون می‌بیند یک یا چند روز پاک شود به‌طوری که در باطن او هم خون نباشد، در روزهایی که پاک شده حائض نیست؛ هر چند روزهایی که خون دیده و روزهایی که در وسط پاک شده، بر روی هم از ده روز بیشتر نباشد؛ بنابراین اگر مثلاً سه روز خون ببیند و دو روز پاک شود و دوباره چهار روز خون ببیند، در مدّت دو خون حائض، و در دو روز وسط پاک می‌باشد و باید غسل حیض کرده و عبادات واجب خود را بجا آورد و می‌تواند کارهایی که بر حائض حرام است انجام دهد و چنانچه عباداتی در ایّام پاکی انجام داده، لازم نیست دوباره بجا آورد.

451 ٠شک بین خون جراحت و حیض٠ اگر خونی ببیند که از سه روز بیشتر و از ده روز کمتر باشد و نداند خون دمل و زخم است یا خون حیض، چنانچه نشانۀ حیض را نداشته باشد و در روزهای عادت یا یکی دو روز قبل از آن نباشد، نمی‌تواند آن را خون حیض قرار دهد؛ مگر در برخی صورت‌ها که در مسائل آینده گفته خواهد شد.

452 ٠شک بین خون حیض و استحاضه٠ اگر خونی ببیند و شک کند خون حیض است یا استحاضه، چنانچه در ایّام عادت یا یکی دو روز قبل باشد (هر چند نشانه حیض را نداشته باشد) یا بیش از دو روز قبل از عادت با نشانه حیض باشد، این خون حیض به شمار می‌آید و اگر بیش از دو روز قبل از عادت بدون نشانه حیض باشد باید اعمال استحاضه را انجام دهد، همچنین است اگر شک کند خون حیض است یا استحاضه یا خون دمل و زخم. حکم خون دیدن پس از ایّام عادت در مسألۀ 489 خواهد آمد.

453 ٠شک بین خون حیض، استحاضه و بکارت٠ اگر خونی ببیند که نداند خون حیض است یا بکارت، باید خود را وارسی کند؛ یعنی مقداری پنبه داخل فرج نماید و کمی صبر کند و بعد بیرون بیاورد، پس اگر فقط اطراف آن آلوده باشد، خون بکارت است و اگر خون به همۀ آن رسیده، حیض می‌باشد و اگر شک کند که خون حیض است یا خون استحاضه یا بکارت، یا شک کند که خون حیض است یا خون زخم است یا بکارت، یا اصلاً نداند چه خونی است، اگر فقط اطراف پنبه‌ای که در داخل فرج می‌گذارد آلوده شده باشد خون بکارت می‌باشد و اگر به همۀ آن رسیده و نشانۀ حیض را داشته باشد خون حیض، و اگر نشانۀ حیض را نداشته باشد، باید اعمال استحاضه را انجام دهد.

454 ٠شک در ادامۀ خون تا سه روز٠ اگر زن خونی ببیند که اگر سه روز ادامه پیدا کند حکم به حیض بودنش می‌شود، ولی شک دارد که خون سه روز ادامه پیدا می‌کند یا قطع می‌شود، باید بنا را بر این بگذارد که خون ادامه پیدا کرده و حیض است، ولی اگر خون قطع شود و نداند که آیا دوباره قبل از تمام شدن ده روز خون می‌آید، باید بنا را بر این بگذارد که خون دوباره نمی‌آید و خونی که دیده حیض نبوده است، و همچنین است اگر در وقتی که خون قطع نشده بداند خون سه روز ادامه پیدا نمی‌کند ولی احتمال بدهد پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون بیاید.

455 ٠خون کمتر از سه روز و جریان دوباره آن پس از ده روز٠ اگر کمتر از سه روز خون ببیند و بعد از گذشتن ده روز از اوّل خون، با شرایط حیض خون ببیند و خون دوم در عادت، یا یکی دو روز قبل از عادت باشد خون دوّم حیض است (هرچند نشانه حیض را نداشته باشد) همچنین اگر بیشتر از دو روز قبل از عادت بوده و نشانه حیض را دارا باشد و در هر سه صورت خون اوّل، اگر چه در روزهای عادتش باشد و نشانۀ حیض را هم داشته باشد، حیض نیست.

احکام حائض

456 ٠کارهایی که بر حائض حرام است٠ چند چیز بر حائض و کسی که شرعاً محکوم به حائض بودن است، حرام است:

اوّل: عبادت‌هایی که مانند نماز باید با وضو یا غسل یا تیمّم بجا آورده شود و در مدّتی که حائض می‌باشد، یا در مدّتی که شرعاً محکوم به حائض بودن است، اگر چنین عبادت‌هایی را -هرچند به امید ثواب- بجا آورد معصیت کرده است؛ ولی بجا آوردن عبادت‌هایی که وضو و غسل و تیمّم برای آن‌ها لازم نیست؛ مانند نماز میّت، مانعی ندارد.

دوم: تمام چیزهایی که بر جنب حرام است و در احکام جنابت گفته شد.

سوم: جماع کردن در فرج، که هم برای مرد حرام است و هم برای زن، اگر چه به مقدار ختنه‌گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید، و وطی زن در دبر به‌طور کلی شدیداً مکروه است و خلاف احتیاط استحبابی است و در حال حیض احتیاط استحبابی اکید در ترک آن است.

457 ٠جماع در روزهایی که زن شرعاً حائض است٠ جماع کردن در روزهایی هم که حیض زن قطعی نیست ولی شرعاً باید برای خود حیض قرار دهد، جایز نیست؛ پس زنی که باید به دستوری که بعداً گفته می‌شود روزهای عادت یکی از خویشان خود را حیض قرار دهد، شوهرش نمی‌تواند در آن روزها با او نزدیکی کند، همچنین در روزهایی که زن شرعاً می‌تواند برای خود حیض قرار دهد (همچون روزهای استظهار که در مسألۀ 487 توضیح داده می‌شود)، اگر زن آن روزها را حیض قرار دهد، شوهرش نمی‌تواند در آن روزها با او نزدیکی کند و لازم نیست در حیض قرار دادن از شوهر خود اجازه بگیرد، اگر چه احتیاط استحبابی در اجازه گرفتن است.

458 ٠کفّارۀ نزدیکی در حال حیض٠ اگر مرد با زن خود در حال حیض از جلو نزدیکی کند لازم است استغفار کند و مستحب -بلکه مطابق احتیاط مستحب- است که در نزدیکی با زن در حال حیض -چه از جلو باشد چه از پشت- کفاره بدهد و کفارۀ آن در مسألۀ 460 بیان می‌شود.

459 ٠بهره‌گیری‌های جنسی غیر از جماع در حال حیض٠ غیر از نزدیکی کردن با زن حائض سایر بهره‌گیری‌های جنسی؛ مانند بوسیدن و ملاعبه نمودن، مانعی ندارد، ولی بهره‌گیری از ما بین ناف تا زانو مکروه و خلاف احتیاط استحبابی است.

460 ٠مقدار کفّارۀ نزدیکی در ایام حیض٠ کفارۀ نزدیکی در حال حیض صدقه دادن به مسکین است، به این ترتیب که: اگر شمارۀ روزهای حیض زن به سه قسمت تقسیم شود، کفارۀ نزدیکی در قسمت اوّل آن، یک دینار شرعی (حدود 22 نخود طلای سکه‌دار‌)[2] و در قسمت دوم، نیم دینار (حدود 11 نخود)، و در قسمت سوم، ربع دینار (حدود پنج نخود و نیم) است؛ مثلاً زنی که شش روز خون حیض می‌بیند، اگر شوهرش در شب یا روز اوّل و دوم با او جماع کند، یک دینار شرعی و در شب یا روز سوم و چهارم نیم دینار، و در شب یا روز پنجم و ششم ربع دینار بدهد. و بهتر آن است که در قسمت سوم هم نیم دینار بدهد و از آن بهتر آن است که در هر سه قسمت یک دینار بدهد و اگر نتواند کفاره بدهد، به یک مسکین صدقه بدهد.

461 ٠زمان محاسبۀ قیمت طلا٠ اگر طلای سکه‌دار ممکن نباشد، پولی به قیمت آن پرداخت شود و اگر قیمت طلا در وقتی که جماع کرده با وقتی که می‌خواهد به فقیر بپردازد فرق کرده باشد، قیمت وقتی را که می‌خواهد به فقیر بپردازد حساب کند.

462 ٠جماع در هر سه قسمت ایّام حیض٠ اگر کسی هم در قسمت اوّل و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حیض جماع کند، هر سه کفاره را که یک دینار و سه چهارم (حدود سی و هشت نخود و نیم) می‌شود بدهد.

463 ٠تکرار جماع در ایّام حیض٠ اگر با زن حائض در یک قسمت حیض -مثلاً در یک سوم ابتدای آن- چند مرتبه جماع کند، بهتر آن است که برای هر جماع یک کفاره بدهد.

464 ٠شروع حیض در حال نزدیکی٠ اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، باید فوراً از او جدا شود، و اگر جدا نشود احتیاط مستحب آن است که کفاره بدهد.

465 ٠وطی به شبهه در ایّام حیض٠ اگر مرد با زن حائض نامحرم به گمان این که همسر خودش است جماع کند، احتیاط مستحب این است که کفاره بدهد.

466 ٠کفّارۀ نزدیکی در صورت ندانستن حکم یا فراموشی٠ کسی که از روی نادانی یا فراموشی با زن در حال حیض نزدیکی کند، کفاره ندارد.

467 ٠کفّارۀ نزدیکی در صورتی که به اشتباه گمان می‌کرده زن حائض است٠ اگر مرد به اعتقاد این که زن حائض است با او نزدیکی کند و بعداً معلوم شود که حائض نبوده است، کفاره ندارد.

468 ٠طلاق زن در حال حیض٠ طلاق دادن زن در حال حیض، با شرایطی که در احکام طلاق گفته می‌شود باطل است.

469 ٠قول زن در مورد حیض٠ اگر زن بگوید حائضم یا از حیض پاک شده‌ام و اطمینان به دروغ بودن گفته‌اش نباشد، باید حرف او را قبول کرد.

470 ٠حائض شدن در بین نماز٠ اگر زن در بین نماز حائض شود نمازش باطل است، و ادامه دادن آن حرام می‌باشد.

471 ٠شک در حائض شدن بین نماز٠ اگر زن در بین نماز شک کند که حائض شده یا نه، نمازش صحیح است، ولی اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز حائض شده، نمازی که خوانده باطل است؛ بلی اگر در نماز مغرب بعد از دو رکعت حائض شود، نماز را رها می‌کند و احتیاط آن است که بعد از پاک شدن نماز مغرب را از جایی که حائض شده تمام کند و قضا نیز بنماید.

472 ٠وظیفۀ حائض بعد از پاک شدن٠ بعد از آن‌که زن از خون حیض پاک شد، واجب است برای نماز و امور دیگری که باید با وضو یا غسل یا تیمّم بجا آورده شود غسل کند، و دستور آن مثل غسل جنابت است و نیازی به وضو ندارد، ولی احتیاط مستحب آن است که پیش از‌ غسل یا بعد از آن، وضو بگیرد و بهتر آن است که پیش از غسل، وضو بگیرد.

473 ٠احکام حائض پیش از انجام غسل٠ بعد از آن‌که زن از خون حیض پاک شد؛ اگر چه غسل نکرده باشد، طلاق او صحیح است و شوهرش هم می‌تواند با او جماع کند و بهتر این است که جماع پس از شستن فرج باشد، ولی جماع پیش از غسل کراهت شدید دارد، اما کارهای دیگری که در وقت حیض بر او حرام بوده، مانند ورود در مسجد الحرام و مسجد پیامبر(ص) و نیز در سایر مساجد در غیر صورت عبور، و مسّ خط قرآن؛ تا غسل نکند بر او حلال نمی‌شود.

474 ٠نبود آب کافی برای غسل و وضو٠ اگر آب برای وضو و غسل کافی نباشد و به اندازه‌ای باشد که بتواند غسل کند، باید غسل کند و احتیاط مستحب آن است که بدل از وضو تیمّم هم بنماید، و اگر فقط برای وضو کافی باشد و به اندازه غسل نباشد، باید عوض غسل تیمّم کند و احتیاط مستحب آن است که وضو هم بگیرد و اگر برای هیچ یک از آن‌ها آب ندارد، باید بدل از غسل تیمّم نموده و بنابر احتیاط مستحب تیمّم دیگری هم بدل از وضو بگیرد.

475 ٠قضای نماز و روزه بر حائض٠ نمازهای یومیه‌ای که به سبب حیض از زن فوت شده قضا ندارد ولی روزه‌های واجب را که در حال حیض نگرفته، باید قضا نماید و نمازهای غیریومیه که بر دیگران واجب است، باید قضا کند.

476 ٠فوری خواندن نماز در صورت احتمال حیض٠ هر گاه وقت نماز داخل شود و بداند که اگر نماز را به تأخیر بیندازد حائض می‌شود، باید فوراً نماز بخواند؛ بلکه بنابر احتیاط مستحب اگر احتمال هم بدهد، نماز را فوراً بخواند.

477 ٠شروع حیض قبل از خواندن نماز در وقت٠ اگر زن نماز را به تأخیر بیندازد و از اوّل وقت به اندازۀ خواندن یک نماز بگذرد و حائض شود چنانچه می‌توانسته نمازش را در وقت بخواند -هر چند به این صورت که مقدّمات آن مانند وضو گرفتن یا غسل یا تیمّم کردن یا پاک بودن بدن یا لباس و یافتن جهت قبله را قبل از وقت انجام دهد، یا نماز را بدون حرج تند بخواند- قضای آن نماز بر او واجب می‌شود، و در چگونگی نماز باید ملاحظه حال خود را بکند؛ مثلاً زنی که مسافر نیست اگر در اوّل ظهر نماز نخواند قضای آن در صورتی واجب است که به مقدار خواندن چهار رکعت نماز از اوّل ظهر بگذرد و حائض شود و می‌توانسته قبل از وقت، مقدّمات نماز را تهیه کند و مدّت زمان به قدری است که بتواند بدون حرج با تند خواندن، نماز را بجا آورد، و برای کسی که مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو رکعت با شرایط ذکر شده، کافی است‌.

478 ٠پاک شدن در آخر وقت نماز٠ اگر زن در آخر وقت نماز از خون پاک شود و به اندازه غسل و خواندن یک رکعت نماز یا بیشتر وقت داشته باشد باید نماز را بخواند و اگر نخواند، باید آن را قضا کند، و اگر می‌توانسته با تهیۀ مقدّمات از قبل، نماز را در این وقت بخواند، داشتن وقت برای تهیه مقدّمات پس از پاک شدن، لازم نیست و همین مقدار که بتواند نماز اشخاصی را که به خاطر اضطرار و عذر به صورت خاصی خوانده می‌شود -مثلاً با لباس نجس یا بدون لباس- بخواند کفایت می‌کند و اگر این مقدار هم وقت نداشته باشد، نماز واجب نیست و اگر می‌توانسته با تحصیل مقدّمات قبل از پاک شدن، نمازش را پس از پاک شدن در آخر وقت بخواند ولی چون تحصیل مقدّمات نکرده اکنون قادر به خواندن نماز -هرچند نماز افراد معذور- نیست، نماز فعلاً بر او واجب نیست ولی قضای آن واجب است.

479 ٠نماز حائض در صورت تنگی وقت برای غسل٠ اگر زن حائض به اندازه غسل و وضو وقت ندارد ولی می‌تواند با تیمّم نماز را در وقت بخواند، آن نماز بر او واجب نیست؛ اما اگر گذشته از تنگی وقت از جهت دیگر تکلیفش تیمّم است، مثل آن‌که آب برایش ضرر دارد، باید تیمّم کند و آن نماز را بخواند و در صورتی که نخواند لازم است قضا نماید.

480 ٠شک در باقی بودن وقت نماز بعد از پاک شدن از حیض٠ اگر زن بعد از پاک شدن از حیض شک کند که برای نماز وقت دارد یا نه، باید نمازش را بخواند.

481 ٠ترک نماز به خیال نبود وقت کافی٠ اگر به خیال این که برای خواندن یک رکعت نماز -با خصوصیّاتی که در مسألۀ 477 گفته شد - وقت ندارد نماز نخواند، و بعد بفهمد وقت داشته، باید قضای آن نماز را بجا آورد.

482 ٠مستحبات حائض در اوقات نماز٠ مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاک نماید و‌ پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگیرد -و اگر نمی‌تواند وضو بگیرد تیمّم نماید- و در جای نمازش رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر و دعا و صلوات شود.

483 ٠مکروهات در حال حیض٠ خواندن سوره‌هایی که سجده واجب ندارند و همراه داشتن قرآن و رساندن جایی از بدن به جلد یا حاشیه یا مابین خط‌های قرآن و نیز خضاب کردن به حنا و مانند آن، بر حائض مکروه است.

اقسام زن‌های حائض

484 ٠اقسام  شش‌گانۀ زن‌های حائض‌٠ زن‌های حائض بر شش قسم‌اند:

اوّل: صاحب عادت وقتیه و عددیه، و آن زنی است که دو ماه پشت سر هم از وقت معیّن خون حیض ببیند و شمارۀ روزهای حیض او هم در هر دو ماه به یک اندازه باشد، مثل آن‌که دو ماه پشت سر هم از اوّل ماه تا هفتم خون حیض ببیند.

دوم: صاحب عادت وقتیه، و آن زنی است که دو ماه پشت سر هم از وقت معیّن حیض ببیند، ولی شمارۀ روزهای حیض او در هر دو ماه به یک اندازه نباشد؛ مثلاً دو ماه پشت سر هم از روز اوّل ماه خون ببیند، ولی ماه اوّل روز ششم و ماه دوم روز هفتم از خون پاک شود.

سوم: صاحب عادت عددیه، و آن زنی است که شمارۀ روزهای حیض او در دو ماه پشت سر هم به یک اندازه باشد، ولی وقت دیدن آن دو خون یکی نباشد، مثل آن‌که ماه اوّل از اوّل ماه تا آخر روز هفتم و ماه دوم از هفتم تا آخر روز سیزدهم خون ببیند.

چهارم: مبتدئه، و آن زنی است که دفعه اوّل خون دیدن او است.

پنجم: مضطربه، و آن زنی است که چند ماه خون دیده ولی عادت معیّنی پیدا نکرده، یا عادتش به‌هم خورده و عادت تازه‌ای پیدا نکرده است.

ششم: ناسیه، و آن زنی است که عادت خود را فراموش کرده است.

و هر کدام این‌ها احکامی دارند که در مسائل آینده گفته می‌شود:

1. صاحب عادت وقتیه و عددیه

485 ٠اقسام زن‌های دارای عادت وقتیه و عددیه‌٠ زنانی که عادت وقتیه و عددیه دارند، سه دسته هستند:

اوّل: زنی که دو ماه پشت سر هم از وقت معیّن خون حیض ببیند و در وقت معیّن هم پاک شود؛ مثلاً دو ماه پشت سر هم از روز اوّل ماه خون حیض ببیند و روز هفتم پاک شود که عادت این زن از روز اوّل ماه تا هفتم است.

دوم: زنی که از خون پاک نمی‌شود، ولی دو ماه پشت سر هم چند روز معیّن؛ مثلاً از اوّل ماه تا هفتم، خونی که می‌بیند نشانۀ حیض را دارد؛ یعنی تیره، گرم و با فشار است، و بقیۀ خون‌های او نشانه استحاضه را دارد؛ یعنی زرد یا قرمز روشن است، که عادت او از اوّل ماه تا هفتم می‌شود.

سوم: زنی که دو ماه پشت سر هم از وقت معیّن خون حیض ببیند و پاک شود و دوباره خون ببیند و مجموع خون‌هایی که دیده -بدون محاسبۀ زمانی که پاک بوده- در دو ماه به یک اندازه باشد و شرایط حیض را هم داشته باشد (یعنی مجموع خون‌ها در هر ماه از ده روز بیشتر نشود و سه روز اوّل خون در یک دهه واقع شود و مدّتی که در وسط پاک بوده کمتر از ده روز باشد) و لازم نیست که روزهایی که در وسط پاک بوده به یک اندازه باشد؛ مثلاً اگر در ماه اوّل از روز اوّل ماه تا سوم ماه خون حیض ببیند و پنج روز پاک شود و دوباره چهار روز خون ببیند و در ماه دوم بعد از آن‌که روز اوّل و دوم ماه خون دیده کمتر از هشت روز پاک شود و دوباره پنج روز خون ببیند، عادت او هفت روزه است که از اوّل ماه به‌طور متّصل به حساب می‌آید.

همچنین اگر در یکی از دو ماه از زمان معیّنی (مثلاً از اوّل ماه) چند روز متّصل (مثلاً هفت روز) خون حیض ببیند و در ماه دیگر از همان وقت چند روز خون ببیند و سپس مدّتی کمتر از ده روز پاک شود و دوباره خون ببیند و خون هر دو ماه شرایط حیض را داشته و به یک اندازه هم باشند، عادتش به همان مقدار (مثلاً هفت روز) است که به‌طور متّصل از اوّل آن زمان معیّن (مثلاً از اوّل ماه) محاسبه می‌گردد.

486 ٠حکم صاحب عادت وقتیه و عددیه٠ در تمام اقسام عادت وقتیه و عددیه اگر زن خون ببیند و شروع آن در‌ وقت عادت یا یکی دو روز جلوتر باشد -اگر چه آن خون زرد رنگ باشد- باید از اوّل خون به مقدار عدد عادتش به احکام حائض عمل نماید و اگر خون ادامه داشت مستحب است تا ده روز استظهار کند (همان طور که در مسألۀ آینده گفته خواهد شد) و اگر خون از ده روز بگذرد استحاضه است، مگر در صورتی که عادت با نشانۀ حیض مشخص شده باشد (صورت دوم مسألۀ سابق) که چنانچه پس از ده روز خونی ببیند که نشانۀ حیض را داشته باشد و خونی که در وقت عادت یا یکی دو روز جلوتر دیده نشانه‌های حیض را نداشته باشد، خون نشانه‌دار، حیض است و خونی که در ایّام عادت دیده حیض نبوده؛ بنابراین تمام عبادت‌های واجبی را که در آن زمان ترک کرده، باید قضا کند.

و به‌طور کلی در جایی که عادت با نشانه حیض مشخص شده باشد چنانچه دو خون ببیند که هر یک به تنهایی بتواند حیض باشد و هر دو نتوانند حیض باشند و یکی از آن دو بدون نشانه، ولی در زمان حیض یا یکی دو روز جلوتر باشد، و دیگری در غیر زمان حیض ولی با نشانه حیض باشد؛ خون با نشانه حیض، حیض است و خون زمان عادت استحاضه، برخلاف سایر اقسام عادت که خون زمان عادت حیض است.

در پاره‌ای از مسائل آینده که حیض بودن خون زمان عادت بر حیض بودن خون نشانه‌دار مقدّم شمرده شده، مراد اقسام معمولی عادت است که به وسیله نشانه حیض مشخّص نشده است.

487 ٠استظهار٠ مراد از استظهار در مسألۀ گذشته و مسائل آینده این است که زن خود را حائض به شمار آورده، به احکام حائض رفتار نموده، عبادات را ترک و از محرّمات حائض اجتناب کند. استظهار درباره زنی که عادتش مستقیم باشد و هیچ از نظر عدد تخلّف نداشته باشد، مشروع نیست؛ در غیر این شخص استظهار تا ده روز مستحب است؛ خواه در زمان استظهار خون به نشانه حیض باشد یا نباشد، خون از ده روز بگذرد یا نگذرد، از آغاز بداند که از ده روز می‌گذرد یا نداند.

ایام استظهار همانند ایّام حیض است و قضای نمازهای روزانه‌ای که زن در آن موقع ترک می‌کند، واجب نیست.

488 ٠خون  دیدن قبل از ایام عادت٠ زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد اگر خون ببیند و شروع آن بیش از دو روز قبل از عادت باشد، چند صورت دارد:

الف: اگر خون به رنگ سیاه یا قرمز تیره باشد، حیض است.

ب: اگر خون به رنگ زرد یا قرمز روشن باشد، استحاضه است.

ج: اگر در آغاز به رنگ زرد یا قرمز روشن بوده، قبل از عادت سیاه یا قرمز تیره شده، و با رنگ حیض سه روز در ضمن یک دهه ادامه داشته یا بعد از تغییر رنگ به ایّام عادت متّصل شده و سه روز را تکمیل کند (هر چند در ایّام عادت به رنگ حیض نباشد) در این دو حالت از وقتی که تغییر رنگ داده حیض به شمار می‌آید و نمازهایی را که ترک کرده قضا ندارد.

د: اگر در آغاز به رنگ زرد یا قرمز روشن بوده، و با همان رنگ به ایّام عادت متّصل شده است از اوّل ایّام عادت حیض به حساب می‌آید، اگر چه آن خون همچنان زرد یا قرمز روشن باشد، ولی اگر سه روز در ضمن یک دهه ادامه نداشته باشد، معلوم می‌گردد که آن خون حیض نبوده و باید عبادت‌های واجبی را که نخوانده است، قضا کند.

ه‍‌: اگر در آغاز به رنگ زرد یا قرمز روشن بوده و بعد که قرمز تیره یا سیاه شده یا ایّام عادت رسیده، کمتر از سه روز ادامه یافته است، به مقدار سه روز را عادت خود قرار می‌دهد و بعد از پاک شدن، نماز و سایر عبادت‌های واجبی را که در آن سه روز بجا نیاورده، قضا می‌کند (و برای تعیین سه روز، خونی را که نشانۀ حیض دارد یا در ایّام عادت می‌بیند حیض قرار می‌دهد و بنابر احتیاط مقدار کسری آن تا سه روز را اگر می‌تواند از خون بعد تکمیل می‌کند) و در سایر روزهایی که خون می‌بیند باید به وظایف مستحاضه عمل نماید.

در سایر صورت‌ها که حکم به حیض بودن خون شد، به اندازه عدد عادت خود حیض قرار داده، پس از آن تا ده روز از هنگامی که حکم به حیض بودن شد، مستحب است استظهار کند و بعد از آن استحاضه می‌باشد.

489 ٠خون دیدن پس از ایام عادت٠ زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد، اگر بعد از گذشتن تمام ایّام عادت‌ شروع به خون دیدن کرد استحاضه است؛ هر چند به نشانۀ حیض باشد، مگر آن‌که عادت وی در اثر نشانه‌دار بودن خون مشخص شده باشد (صورت دوم مسألۀ 485) که چنانچه خونی با نشانه پس از ایّام عادت هم ببیند، حیض است.

490 ٠پاکی بین دو خون که قبل از ایام عادت شروع شده و تجاوز خون از ده روز٠ زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد، اگر بعد از آن‌که مدّتی قبل از عادت، خونی با نشانۀ حیض دید کمتر از ده روز پاک شود و دوباره خون ببیند و مجموع روزهایی که خون دیده -بدون محاسبه ایّامی که در وسط پاک بوده- از ده روز بیشتر باشد؛ مثلاً پنج روز حیض ببیند و پنج روز پاک شود و دوباره بیش از پنج روز خون ببیند، از زمانی که خون می‌بیند به مقدار عدد عادتش حیض قرار می‌دهد و اگر خون اوّل کمتر از عادت باشد از خون دوم تکمیل می‌کند و پس از آن مستحب است تا ده روز استظهار نماید و خون بعد از ده روز استحاضه است.

491 ٠خون دیدن در ایّام عادت و پاک شدن و دیدن دوبارۀ خون٠ زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد، اگر در وقت عادت یا یکی دو روز قبل از آن شروع به خون دیدن کرد و مدّتی کمتر از ده روز پاک شود و دوباره خون ببیند، از آغاز خون اوّل به مقدار عدد عادتش حیض بوده، اگر کمتر از عادت بود، آن را از خون دوم تکمیل می‌کند و چنانچه خون ادامه داشت، مستحب است تا ده روز استظهار کند و پس از آن مستحاضه است.

492 ٠دیدن خون متّصل بیش از ده روز در ایّام عادت و بعد از آن٠ زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد، اگر در وقت عادت یا یکی دو روز پیش از آن شروع به خون دیدن کند و بیشتر از ده روز متّصل خون ببیند، به مقدار عدد عادتش از اوّلین روزی که خون می‌بیند حیض قرار می‌دهد؛ هر چند نشانۀ حیض را نداشته باشد، و پس از آن مستحب است تا ده روز استظهار کند و پس از ده روز بقیه خون استحاضه است؛ هر چند نشانۀ حیض را داشته باشد، مگر آن‌که عادت وی در اثر نشانۀ حیض مشخص شده باشد؛ که در این صورت باید خون حیض را در خون‌های نشانه‌دار قرار دهد -همان طور که در مسألۀ 486 گذشت- و زنی که بیش از دو روز قبل از عادت با نشانۀ حیض خون ببیند، از روز اوّل خون به مقدار عادتش حیض بوده و تا ده روز مستحب است استظهار کند و پس از آن استحاضه است.

2. صاحب عادت وقتیه

493 ٠اقسام زن‌های دارای عادت وقتیه‌٠ زنانی که عادت وقتیه دارند، سه دسته‌اند:

اوّل: زنی که دو ماه پشت سر هم از وقت معیّن خون حیض ببیند و بعد از چند روز پاک شود، ولی شمارۀ روزهای آن در هر دو ماه به یک اندازه نباشد؛ مثلاً دو ماه پشت سر هم از روز اوّل ماه خون ببیند، ولی ماه اوّل روز ششم و ماه دوم روز هفتم از خون پاک شود؛ که این زن باید روز اوّل ماه را وقت عادت خود قرار دهد.

دوم: زنی که از خون پاک نمی‌شود ولی دو ماه پشت سر هم از وقت معیّن خون او حداقل سه روز قرمز تیره یا سیاه رنگ است و بقیۀ خون‌های او قرمز روشن یا زرد رنگ است و شمارۀ روزهایی که خون او قرمز تیره یا سیاه است در هر دو ماه به یک اندازه نباشد؛ مثلاً در ماه اوّل از اوّل ماه تا هفتم و در ماه دوم از اوّل ماه تا ششم خون او به رنگ حیض، و بقیه به رنگ استحاضه می‌باشد، که این زن هم باید روز اوّل ماه را وقت عادت خود قرار دهد.

سوم: زنی که دو ماه پشت سر هم از وقت معیّنی (مثلاً اوّل ماه) خون حیض ببیند و مدّتی کمتر از ده روز پاک شود و دوباره خون ببیند و مجموع خون‌هایی که دیده -بدون محاسبۀ زمانی که در وسط پاک بوده- در دو ماه به یک اندازه نباشد و در هر دو ماه خون شرایط حیض را داشته باشد (یعنی از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد و سه روز اوّل آن در یک دهه واقع باشد) که این زن هم آن وقت معیّن (مثلاً اوّل ماه) را وقت عادت خود قرار می‌دهد.

همچنین اگر در یکی از دو ماه از زمان معیّنی (مثلاً اوّل ماه) چند روز متّصل خون حیض ببیند و در ماه دیگر از همان وقت چند روز خون ببیند، سپس کمتر از ده روز پاک شود و دوباره خون ببیند و مجموع هر دو خون شرایط حیض را داشته و مقدارش با ماه اوّل یکسان نباشد؛ که در این صورت نیز باید آن زمان معیّن (مثلاً اوّل ماه) را وقت عادت خود قرار دهد.

494 ٠حکم صاحب عادت وقتیه٠ زنی که عادت وقتیه دارد اگر در وقت عادت خود یا یکی دو روز قبل از عادت (با نشانۀ حیض یا بدون نشانۀ حیض) یا چند روز قبل با نشانۀ حیض خون ببیند، باید به احکام حائض رفتار نماید و اگر بعد بفهمد حیض نبوده؛ مثل آن‌که از سه روز کمتر باشد، باید عبادت‌های واجبی را که بجا نیاورده، قضا کند، و چنانچه خونی در وقت عادت خود یا یکی دو روز قبل و خون دیگری در غیر وقت عادت ببیند، و هر یک به تنهایی بتواند حیض باشد ولی نتواند هر دو خون را حیض قرار دهد، خونی را که در وقت عادت یا یکی دو روز قبل است، حیض قرار می‌دهد، هر چند به نشانه حیض نباشد و خونی را که در غیر وقت عادت می‌بیند، استحاضه قرار می‌دهد، هر چند به نشانۀ حیض باشد؛ مگر آن‌که عادت وی به سبب نشانه حیض مشخّص شده باشد (صورت دوم مسألۀ قبل)، که در این صورت خون نشانه‌دار حیض و خون بی‌نشانه، استحاضه است.

495 ٠مقدار حیض برای صاحب عادت وقتیه٠ زنی که عادت وقتیه دارد، برای تعیین مقدار خون حیض خود می‌باید نخست به نشانۀ حیض و سپس به عادت یکی از خویشان خود توجّه کند، بنابراین اگر خونی ببیند که نشانۀ حیض را دارد در صورتی که شرایط حیض را هم داشته باشد، (یعنی از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد) آن خون را حیض قرار می‌دهد و اگر نتواند مقدار حیض خود را به واسطۀ نشانۀ حیض تعیین نماید، باید شمارۀ عادت یکی از خویشان خود را در زمانی که هم سن او بوده‌اند؛ پدری باشد یا مادری، زنده باشد یا مرده، حیض قرار دهد و پس از آن مستحب است تا ده روز استظهار کند و پس از ده روز، خون استحاضه است.

496 ٠زمان شروع حیض در صورت ملاک قرار دادن عادت خویشان٠ زنی که عادت وقتیه دارد و شمارۀ عادت یکی از خویشان خود را حیض قرار می‌دهد، باید روزی را که در هر ماه اوّل عادت او بوده، اوّل حیض خود قرار دهد؛ مثلاً زنی که هر ماه از روز اوّل حیض می‌دیده و گاهی روز ششم و گاهی روز هفتم پاک می‌شده است، چنانچه یک ماه از اوّل تا دوازدهم خون ببیند و عادت یکی از خویشان او هفت روز باشد، هفت روز اوّل ماه را حیض قرار می‌دهد و مستحب است تا ده روز استظهار نماید و سپس مستحاضه می‌باشد.

497 ٠تعداد روزهای عادت در صورت ممکن نبودن تشخیص آن٠ زنی که با نشانۀ حیض نمی‌تواند حیضش را معیّن کند و هیچ یک از خویشاوندانش هم عادت ندارند یا به آنان دسترسی ندارد، شش یا هفت روز را حیض قرار می‌دهد و بنابر احتیاط از اوّل خون قرار دهد و مستحب است تا ده روز استظهار نماید و بعد از آن مستحاضه است.

3. صاحب عادت عددیه

498 ٠اقسام زن‌های دارای عادت عددیه‌٠ زن‌هایی که عادت عددیه دارند، سه دسته‌اند:

اوّل: زنی که شماره حیض او در دو ماه پشت سر هم یک اندازه باشد ولی وقت خون دیدن او یکی نباشد، که در این صورت مقدار روزهایی که خون دیده، عدد عادت او می‌شود؛ مثلاً اگر ماه اوّل از روز اوّل تا پنجم و ماه دوم از یازدهم تا پانزدهم خون ببیند، عدد عادتش پنج روز می‌شود.

دوم: زنی که از خون پاک نمی‌شود ولی دو ماه پشت سر هم چند روز از خونی که می‌بیند نشانه حیض: قرمزی تیره یا سیاهی، و بقیه نشانه استحاضه: قرمزی روشن یا زردی، را دارد و شماره روزهایی که خون نشانه حیض را دارد در هر دو ماه یک اندازه است، ولی وقت آن یکی نیست. در این صورت هر چند روزی که خون او نشانۀ حیض را دارد، عدد عادت او می‌شود؛ مثلاً اگر یک ماه از اوّل ماه تا پایان روز پنجم و ماه بعد از یازدهم تا پایان روز پانزدهم خون او نشانۀ حیض و بقیه نشانۀ استحاضه را داشته باشد، شمارۀ روزهای عادت او پنج روز می‌شود.

سوم: زنی که دو ماه پشت سر هم خون حیض ببیند و مدّتی کمتر از ده روز پاک شود و دوباره خون ببیند و وقت دیدن خون در دو ماه فرق داشته باشد و مجموع خون‌هایی که دیده -بدون محاسبۀ زمانی که پاک بوده- در دو ماه به یک اندازه باشد و در هر ماه شرایط حیض را داشته باشد (یعنی از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نشود و سه روز اوّل خون در یک دهه واقع شود) که در این صورت شمارۀ مجموع خون‌هایی که در هر ماه دیده، عدد عادت او محسوب می‌شود و لازم نیست که روزهایی که در وسط پاک بوده، در هر دو ماه به یک اندازه باشد؛ مثلاً اگر ماه اوّل، از روز اوّل تا سوم خون ببیند و دو روز پاک شود و سپس سه روز خون ببیند و ماه دوم، روز یازدهم و دوازدهم خون ببیند و چهار روز پاک شود، سپس چهار روز خون ببیند، عادت او شش روز می‌شود.

همچنین است اگر در یکی از دو ماه به‌طور متّصل مقداری خون ببیند و در ماه دیگر به همان مقدار به‌طور جداگانه خون ببیند و وقت خون دیدن یکی نباشد.

499 ٠حکم صاحب عادت عددیه٠ زنی که عادت عددیه دارد، اگر بیشتر از شماره عادت خود، خون یک شکل ببیند، پس اگر همه زرد رنگ یا قرمز روشن بود، مستحاضه است، و اگر همه قرمز تیره یا سیاه بود، به شمارۀ روزهای عادتش حیض قرار می‌دهد و مستحب است تا ده روز استظهار نماید و بقیه را استحاضه قرار می‌دهد و بنابر احتیاط مقدار حیض را از روزهای اوّل خون، قرار دهد.

و اگر خونی که دیده یک شکل نبوده است، بلکه چند روز از آن نشانۀ حیض و چند روز نشانۀ استحاضه را داشته باشد، چنانچه روزهایی که خون نشانۀ حیض را دارد با شمارۀ عادت او یک اندازه است، باید همان روزها را حیض قرار داده و مستحب است بعد از آن تا ده روز استظهار نماید و بقیۀ خون‌ها، استحاضه می‌باشد و اگر خونی که نشانۀ حیض را دارد از روزهای عادت او بیشتر است، فقط به اندازۀ روزهای عادت از خون‌های نشانه‌دار حیض قرار می‌دهد (و بنابر احتیاط این مقدار را از روزهای اوّل قرار دهد) و مستحب است تا ده روز استظهار کند (هر چند خون زرد رنگ باشد) و بقیه را استحاضه قرار می‌دهد؛ و اگر مقدار روزهایی که خون نشانۀ حیض را دارد از روزهای عادت او کمتر، ولی حداقل سه روز باشد، این مقدار را حیض قرار داده و مقداری از خون‌های دیگر را نیز حیض قرار می‌دهد تا به اندازه عادت شود (و بنابر احتیاط اگر می‌تواند مکمل عدد عادت را از بعد حساب می‌کند) و اگر از سه روز نیز کمتر باشد، به مقدار سه روز به احکام حائض رفتار می‌نماید و بعد از پاک شدن، نماز و سایر عبادت‌های واجبی که در این سه روز بجا نیاورده، قضا می‌نماید (بنابر احتیاط مکمل سه روز را از بعد حساب می‌کند) و در بقیۀ روزها مستحاضه می‌باشد.

4 و 5. مبتدئه و مضطربه‌

500 ٠تعریف مبتدئه و مضطربه٠ مبتدئه یعنی زنی که دفعۀ اوّل خون دیدن او است، و مضطربه، یعنی زنی که بیش از یک بار خون دیده ولی عادت معیّنی نه در وقت و نه در عدد پیدا نکرده، یا عادتش از بین رفته و عادت تازه‌ای پیدا نکرده است، این دو در احکام حیض و استحاضه یکسان هستند به جز در حکمی که در ذیل مسألۀ 504 خواهد آمد.

501 ٠حکم مضطربه و مبتدئه٠ مبتدئه و مضطربه اگر خونی ببینند که نشانه‌های حیض را داشته باشد، باید به وظائف حائض رفتار کنند، و اگر بعد روشن شود که آن خون حیض نبوده (مثلاً خون سه روز در ضمن یک دهه ادامه نیابد) باید عبادت‌های واجبی را که ترک کرده قضا کنند، و اگر خونی که می‌بینند نشانه‌های حیض را نداشته باشد، باید به احکام مستحاضه عمل کنند.

502 ٠دیدن خونِ با نشانۀ حیض برای مبتدئه و مضطربه٠ مبتدئه یا مضطربه اگر چند روز خون ببینند، چنانچه این خون صفات حیض را نداشته باشد، استحاضه است، و اگر نشانه‌های حیض را داشته باشد و از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد همگی حیض است. امّا اگر خون نشانه‌دار بیش از ده روز ادامه یابد، مقدار عادت یکی از خویشاوندان در سن و سال خود را حیض قرار می‌دهد، و اگر هیچ یک از خویشاوندانش عادت معیّنی نداشته باشند، یا به آن‌ها دسترسی نداشته باشد شش یا هفت روز را برای خود حیض قرار می‌دهد (و بنا بر احتیاط این مقدار را از اوّل خون‌ها قرار می‌دهد) و در هر دو صورت (رجوع به عادت برخی خویشاوندان یا حیض قرار دادن شش یا هفت روز) مستحب است تا ده روز استظهار کند (همان طور که در مسألۀ 487 گذشت) و پس از آن باید به احکام مستحاضه عمل کند.

503 ٠دیدن خون با برخی نشانه‌های حیض٠ مبتدئه یا مضطربه اگر خونی ببیند که برخی از آن نشانه‌های حیض را دارد و برخی نشانه‌های حیض را ندارد، سه صورت دارد:

الف: خون نشانه‌دار از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد در این صورت خون‌ نشانه‌دار را حیض و خون بدون نشانه‌ی حیض را استحاضه قرار می‌دهد.

ب: خون نشانه‌دار کمتر از سه روز باشد که باید آن خون نشانه‌دار و مکمّل آن را تا سه روز از خون‌های بی‌نشانه حیض قرار دهد و پس از پاک شدن، نماز و سایر عبادت‌های واجبی را که ترک کرده قضا کند (و بنا بر احتیاط اگر می‌تواند کسری سه روز را از خون‌هایی که پس از خون‌های نشانه‌دار است تکمیل می‌کند) و خون بعد از سه روز را استحاضه قرار می‌دهد.

ج: خون نشانه‌دار بیشتر از ده روز باشد در این صورت برای تعیین مقدار حیض خود به عادت یکی از خویشاوندان خویش در این سن و سال، مراجعه می‌کند و اگر هیچ یک از آن‌ها عادت نداشته باشند یا به آن دسترسی نداشته باشد شش یا هفت روز از خون‌های نشانه‌دار را حیض قرار می‌دهد (و بنا بر احتیاط این مقدار را از اوّل خون‌های نشانه‌دار قرار می‌دهد) و در هر دو صورت خون‌های بعد را استحاضه قرار می‌دهد. البته در صورت‌ اول و سوم این مسأله مستحب است تا ده روز استظهار کند (همان طور که در مسألۀ 487 گذشت).

504 ٠دیدن دو خون با فاصلۀ کمتر از ده روز٠ مبتدئه یا مضطربه اگر پیش از گذشتن ده روز از خونی که با نشانه‌های حیض دیده، بار دیگر خونی ببیند که نشانه‌های حیض را داراست، مثلاً پنج روز خون سیاه، سپس نه روز خون زرد و سپس چند روز خون سیاه ببیند، اگر مجموع خون‌هایی که نشانه‌های حیض را دارند از ده روز بیشتر نباشد، همۀ آن‌ها حیض است و مستحب است تا ده روز استظهار کند (همان طور که در مسألۀ 487 گذشت)، و اگر مجموع خون‌های نشانه‌دار از ده روز بیشتر باشد، به مقدار عادت یکی از خویشاوندان خویش در این سن و سال را حیض قرار می‌دهد (و بنابر احتیاط این مقدار را از اوّل خون‌ها قرار می‌دهد) و پس از ده روز مستحاضه است.

لازم به ذکر است که در تمام صورتهای این مسأله اگر مضطربه نسبت به مقداری از عدد یا وقت حیض اطمینان داشته باشد، باید آن را رعایت کند، بنابراین اگر اکثر حیض او منظّم نباشد، ولی در سالهای اخیر هیچ‌گاه عادت وی مثلاً از هشت روز کمتر نبوده باشد، باید در صورت امکان عادت خود را از این مقدار کمتر قرار ندهد، هر چند عادت تمام خویشاوندانش کمتر از آن باشد. همچنین اگر ابتدای عادت وی از جهت وقت نامشخّص باشد و گاه چند روز قبل از آغاز ماه خون می‌بیند و گاه از آغاز ماه، ولی همیشه در سال‌های کنونی وی در سه روز اوّل ماه خون می‌بیند در این صورت خون سه روز اوّل ماه را باید حیض قرار دهد، هر چند نشانه‌های حیض را دارا نباشد.

6. ناسیه‌

505 ٠اقسام ناسیه٠ ناسیه، یعنی زنی که عادت داشته باشد ولی عادت خود را فراموش کرده باشد، اگر هم در وقت و هم در عدد عادت داشته و عادت خود را فراموش کند، مسأله سه صورت دارد:

اوّل: تنها عادت وقتی خود را فراموش کند، که حکم زنی را دارد که عادت عددی دارد.

دوّم: تنها عادت عددی خود را فراموش کند که حکم زنی را دارد که عادت وقتی دارد.

سوّم: هر دو عادت خود را فراموش کند که در حکم مضطربه است، همچنین اگر تنها در یکی از وقت و عدد عادت داشته و آن را فراموش کند، در حکم مضطربه است.

البته اگر مقداری از عادت خود را در یاد داشته باشد، مثلاً مطمئن است که عادت وی از هشت روز کمتر نیست ولی احتمال می‌دهد که نه یا ده روز باشد، در این صورت در صورت امکان نباید ایّام حیض خود را از مقداری که در یاد دارد کمتر قرار دهد.

همچنین اگر ناسیه مقداری از وقت عادت خود را در یاد داشته باشد، مثلاً بداند که در سال‌های کنونی وی همیشه سه روز اوّل ماه را حائض بوده ولی اوّل و آخر زمان حیض خود را فراموش کرده، باید در وقتی که در یاد دارد خون را حیض قرار دهد، هر چند نشانه‌های حیض را نداشته باشد.

مسائل متفرّقه حیض‌

506 ٠وظیفۀ فاقد عادت وقتیه٠ زنی که فقط عادت عددیه دارد یا عادت وقتیه هم داشته و آن را فراموش کرده است، همانند مضطربه و مبتدئه اگر خونی ببیند که نشانۀ حیض را داشته باشد، باید به وظایف حائض رفتار نماید و چنانچه بعد بفهمد حیض نبوده، باید نماز و سایر عبادت‌های واجبی را که بجا نیاورده، قضا نماید، و اگر خونی ببیند که نشانه حیض را نداشته باشد، باید به وظائف استحاضه عمل نماید‌.

507 ٠ملاک تغییر عادت٠ زنی که در حیض عادت دارد؛ چه در وقت حیض عادت داشته باشد و چه در عدد حیض یا هم در وقت و هم در عدد آن، اگر دو ماه پشت سر هم بر خلاف عادت خود خونی ببیند که وقت آن یا شمارۀ روزهای آن یا هم وقت و هم شماره روزهای آن یکی باشد، عادتش برمی‌گردد به آنچه در این دو ماه دیده است؛ مثلاً اگر از روز اوّل ماه تا هفتم خون می‌دیده و پاک می‌شده، چنانچه دو ماه پشت سر هم از یازدهم تا هفدهم ماه خون ببیند و پاک شود، از یازدهم تا هفدهم عادت او می‌شود.

508 ٠مقصود از یک ماه در ایّام حیض٠ مقصود از یک ماه، از ابتدای خون دیدن است تا سی روز؛ نه از روز اوّل ماه تا آخر ماه، یا از روزی که خون می‌بیند تا همان روز از ماه بعد.

509 ٠دو بار خون دیدن در یک ماه٠ زنی که معمولاً ماهی یک مرتبه خون می‌بیند، اگر در یک ماه دو مرتبه خون ببیند و آن خون نشانه‌های حیض را داشته باشد، چنانچه روزهایی که در وسط پاک بوده از ده روز کمتر نباشد، باید هر دو را حیض قرار دهد؛ بلی در مورد زنی که عادت وقتیه دارد و عادت وی به وسیلۀ نشانه‌های حیض مشخّص نشده باشد خونی که بعد از ایّام عادت می‌بیند هر چند نشانۀ حیض را داشته و ده روز فاصله هم شده باشد، حیض نیست.

510 ٠فاصله‌افتادن ده روز خون با نشانۀ استحاضه بین دو خون با نشانۀ حیض٠ اگر سه روز یا بیشتر خونی ببیند که نشانه حیض را دارد، بعد ده روز یا بیشتر با نشانۀ استحاضه خون ببیند و دوباره سه روز یا بیشتر خونی به نشانۀ حیض ببیند، باید خون اوّل و خون آخر را که نشانۀ حیض داشته، حیض قرار دهد؛ بلی در مورد زنی که عادت وقتیه دارد و عادت وی به وسیلۀ نشانۀ حیض مشخّص نشده باشد، خون بعد از ایّام عادت، حیض نیست.

511 ٠قطع خون پیش از ده روز با علم به نبود خون در باطن٠ اگر زن پیش از ده روز پاک شود و بداند که در باطن خون نیست، باید برای عبادت‌های خود غسل کند؛ اگر چه یقین داشته باشد که قبل از گذشتن ده روز دوباره خون می‌بیند.

512 ٠قطع خون پیش از ده روز با احتمال وجود خون در باطن٠ اگر زن پیش از ده روز پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون هست، باید قدری پنبه داخل فرج نماید و مقداری صبر کند و بیرون آورد، پس اگر پاک بود، غسل کند و عبادت‌های خود را بجا آورد و اگر پاک نبود، چنانچه در عدد حیض عادت داشته باشد، به مقدار عدد عادت را حیض قرار دهد، و مستحب است تا ده روز، استظهار نماید. و اگر عادت ندارد، اقسام و تفاصیلی دارد که در مسائل مبتدئه و مضطربه و ناسیه گذشت.

513 ٠ترک عبادات به تصور حائض بودن٠ اگر چند روز را حیض قرار دهد و عبادت نکند و بعد بفهمد حیض نبوده است، باید نماز و روزه‌های واجبی را که در آن روزها بجا نیاورده، قضا کند و اگر چند روز را به گمان اینکه حیض نیست عبادت کند، بعد بفهمد حیض بوده، آن عبادت‌ها باطل است.

4. غسل نفاس‌

514 ٠تعریف خون نفاس٠ از وقتی که اوّلین جزء بچّه از شکم مادر بیرون می‌آید، هر خونی که زن می‌بیند اگر پیش از ده روز یا سر ده روز قطع شود، خون نفاس است و زن را در حال نفاس، نفساء می‌گویند.

515 ٠خون دیدن قبل از تولد بچّه٠ خونی که زن پیش از بیرون آمدن اوّلین جزء بچّه می‌بیند، نفاس نیست.

516 ٠ناتمام بودن خلقت بچّه هنگام تولد و نفاس٠ لازم نیست که خلقت بچّه تمام باشد، بلکه اگر ناتمام نیز باشد، در صورتی که زاییدن صدق کند، خونی که تا ده روز ببیند خون نفاس است.

517 ٠کمترین و بیشترین مدّت نفاس٠ ممکن است خون نفاس یک آن بیشتر نیاید؛ ولی بیشتر از ده روز نمی‌شود.

518 ٠شک در سقط شدن یا زاییدن٠ هر گاه شک کند که چیزی سقط شده یا نه، یا بداند چیزی سقط شده و شک کند که زاییدن صدق می‌کند، لازم نیست وارسی کند، و خونی که از او خارج می‌شود، شرعاً خون نفاس نیست.

519 ٠احکام خون نفاس٠ کارهایی که بر حائض حرام است بر نفساء هم حرام است بنابراین ورود و توقّف در مسجد الحرام و مسجد پیامبر(ص) و نیز در سایر مساجد -مگر در حال عبور- و رساندن جایی از بدن به خط قرآن که بر حائض حرام است، بر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب و مکروه است، بر نفساء هم واجب و مستحب و مکروه می‌باشد.

520 ٠طلاق یا نزدیکی در حال نفاس٠ طلاق‌دادن زنی که در حال نفاس است باطل، و نزدیکی کردن با او حرام می‌باشد، و اگر شوهرش با او نزدیکی کند، احتیاط مستحب آن است که به دستوری که در احکام حیض گفته شد کفاره بدهد.

521 ٠وظیفۀ زن هنگام پاک شدن از نفاس٠ وقتی زن از خون نفاس پاک شد، باید غسل کند و عبادت‌های خود را بجا آورد. و اگر دوباره خون ببیند، چنانچه روزهایی که خون دیده بر روی هم ده روز یا کمتر از ده روز باشد، تمام آن نفاس است، و در روزهایی که در وسط پاک بوده، طاهر و عبادت‌هایی که انجام داده صحیح است.

522 ٠شک در پاک شدن از نفاس٠ اگر زن از خون نفاس پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون هست، مانند زن حائض باید مقداری پنبه داخل فرج نماید و کمی صبر کند که اگر پاک است، برای عبادت‌های خود غسل کند.

523 ٠مدّت نفاس صاحب عادت وقتیه و عددیه٠ چنانچه زن نفساء در حیض عادت وقتیه و عددیه دارد، باید به اندازه عدد روزهای عادت خود را نفاس قرار داده و بعد از آن مستحب است تا ده روز استظهار کند (یعنی احتیاطاً خود را نفساء به شمار آورد چنانکه نظیر آن در مسألۀ 487 گذشت) و بعد از ایّامی که خون را نفاس قرار داده اگر خون ادامه داشت، تا ده روز استحاضه است و پس از آن اگر خون در ایّام عادت یا یکی دو روز قبل باشد، حیض وگرنه، آن هم استحاضه است.

524 ٠مدّت نفاس صاحب عادت عددیه٠ چنانچه زن نفساء در حیض عادت عددیه داشته باشد، باید به اندازه عدد عادت خود را نفاس قرار داده و بعد از آن مستحب است تا ده روز استظهار کند، و پس از ایّامی که نفاس قرار داده اگر خون ادامه داشت، تا ده روز استحاضه، و پس از آن اگر خون نشانۀ حیض را داشته، حیض وگرنه، آن هم استحاضه است.

525 ٠مدّت نفاس صاحب عادت وقتیه٠ چنانچه زن نفساء در حیض، عادت وقتیه داشته باشد، خونی را که تا ده روز می‌بیند خون نفاس و پس از آن در دهۀ دوم استحاضه، و پس از آن، چنانچه خون در ایّام عادت یا یکی دو روز جلوتر باشد، حیض وگرنه، آن هم استحاضه است.

526 ٠مدّت نفاس زنان فاقد عادت یا ناسیه٠ زنی که در حیض، عادت ندارد، یا عادت خود را فراموش کرده است، خونی را که تا ده روز بعد از زایمان می‌بیند خون نفاس، و پس از آن تا ده روز استحاضه و پس از آن اگر خون نشانه حیض را داشته باشد، حیض وگرنه استحاضه است.

5. غسل مسّ میّت‌

527 ٠شرایط وجوب غسل مسّ میّت٠ اگر کسی بدن انسان مرده‌ای را که سرد شده و غسلش نداده‌اند، مس کند؛ یعنی جایی از بدن خود را به آن برساند، باید غسل مسّ میّت نماید؛ چه در خواب مس کند چه در بیداری، با اختیار مس کند یا بی‌اختیار، حتی اگر ناخن و استخوان او به ناخن و استخوان میّت برسد بنابر احتیاط باید غسل کند؛ ولی اگر حیوان مرده‌ای را مس کند، غسل بر او واجب نیست.

528 ٠مسّ میّت قبل از سرد شدن تمام بدن٠ برای مسّ مرده‌ای که تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نیست، اگر چه جایی را که سرد شده مس کند.

529 ٠تماس موی ریز با بدن میّت و برعکس٠  اگر موی شخص به مو یا بدن میّت تماس پیدا کند یا بدن خود را به موی ریز میّت برساند، احتیاط مستحب آن است که غسل کند.

530 ٠مسّ بچّۀ مرده یا سقط شده٠ برای مسّ بچّه مرده؛ حتی بچّه سقط شده‌ای که چهار ماه او تمام شده، غسل مسّ میّت واجب است، بلکه بنابر احتیاط مستحب برای مسّ بچّه سقط شده‌ای که از چهار ماه کمتر دارد، غسل کند و اگر بچّه چهارماهه، مرده به دنیا آمده و بدنش سرد شده باشد، بنابر احتیاط مادر او غسل مسّ میّت کند.

531 ٠غسل مسّ میّت برای فرزندی که بعد از فوت مادرش به دنیا آمده٠ بچّه‌ای که بعد از مردن مادر و سرد شدن بدنش به دنیا می‌آید، بنابر احتیاط وقتی بالغ شد، لازم است غسل مسّ میّت کند و اگر در هنگامی که ممیّز بود غسل کند، غسلش صحیح است و لازم نیست پس از بالغ شدن دوباره غسل کند.

532 ٠مسّ میّت قبل از تمام شدن غسل‌هایش٠ اگر انسان، میّتی را که سه غسل او کاملاً تمام شده مس نماید، غسل بر او واجب نمی‌شود؛ ولی اگر پیش از آن‌که غسل سوم تمام شود جایی از بدن او را مس کند؛ اگر چه غسل سوم آن قسمت تمام شده باشد، باید غسل مسّ میّت نماید.

533 ٠مسّ میّت توسّط دیوانه یا بچّه نابالغ٠ اگر دیوانه یا بچّه نابالغی میّت را مس کند، بعد از آن‌که دیوانه عاقل یا بچّه بالغ شد، باید غسل مسّ میّت نماید و اگر بچّه هنگامی که ممیّز است غسل کند غسل او صحیح است و لازم نیست پس از بالغ شدن دوباره غسل کند.

534 ٠مسّ عضو جدا شده از بدن زنده یا مرده٠ اگر از بدن زنده یا مرده‌ای که غسلش نداده‌اند، قسمتی که دارای استخوان است جدا شود و پس از سرد شدن و پیش از آن‌که قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مس نماید، بنابر احتیاط باید غسل مسّ میّت کند ولی اگر قسمتی که جدا شده استخوان نداشته باشد، برای مسّ آن غسل واجب نیست.

535 ٠مسّ استخوان یا دندان جدا شده٠ برای مسّ استخوانی که گوشت ندارد و آن را غسل نداده‌اند؛ چه از مرده جدا شده باشد چه از زنده، بنابر احتیاط باید غسل کرد، و همچنین است برای مسّ دندانی که از مرده جدا شده، در صورتی که آن را غسل نداده باشند، ولی برای مسّ دندانی که از زنده جدا شده، و گوشت ندارد یا گوشت آن خیلی کم است، غسل واجب نیست.

536 ٠نحوۀ انجام غسل مسّ میّت٠ غسل مسّ میّت را باید مثل غسل جنابت انجام داد، ولی کسی که مسّ میّت کرده اگر بخواهد نماز بخواند، احتیاط مستحب آن است که وضو هم بگیرد.

537 ٠مسّ چند میّت٠ اگر چند میّت را مس کند، یا یک میّت را چند بار مس نماید، یک غسل کافی است.

538 ٠احکام شرعی برای مسّ‌کننده میّت٠ برای کسی که بعد از مسّ میّت غسل نکرده است، بودن در مسجد -هرچند در غیر حال مرور- و نزدیکی با زن و خواندن سوره‌هایی که سجده واجب دارد -حتی آیه‌های سجده آن- مانعی ندارد، ولی برای نماز و مانند آن باید غسل کند.

6. غسل میّت

«غسل میّت» یکی از غسل‌های واجب است و مسائل آن در بخش «احکام میّت» خواهد آمد.

غسل‌های مستحب‌

539 ٠غسل‌هایی که استحباب آن‌ها ثابت است٠ در شرع مقدس اسلام غسل‌هایی مستحب است و از آن جمله است:

1. غسل جمعه؛ و اوّل وقت آن بعد از طلوع فجر روز جمعه است و بهتر آن است که نزدیک ظهر بجا آورده شود، و اگر تا ظهر انجام ندهد مستحب است پس از ظهر تا غروب بجا آورد و بنابر احتیاط در آن نیت ادا و قضا نکند، و اگر در روز جمعه غسل نکند، مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضای آن را بجا آورد، و کسی که می‌داند در روز جمعه آب پیدا نخواهد کرد، می‌تواند روز پنجشنبه غسل را رجاءً انجام دهد، و مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگوید:

«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ؛ اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجْعَلْني مِنَ التَوّابینَ، وَ اجْعَلْني مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ.»

2. غسل شب اوّل و هفدهم و نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم و بیست و چهارم ماه رمضان و در شب بیست و سوم غسل دیگری هم در آخر شب مستحب است.

3. غسل روز عید فطر و عید قربان؛ و وقت آن پس از اذان صبح است و اگر بخواهند بعد از ظهر تا غروب غسل کنند بهتر آن است که به قصد رجاء انجام دهند، و مستحب است آن را پیش از نماز عید بجا آورند.

4. غسل شب عید فطر؛ و وقت آن از اوّل مغرب است تا اذان صبح و بهتر آن است که در اوّل شب بجا آورده شود.

5. غسل روز هشتم و نهم ذی حجه و در روز نهم بهتر آن است که آن را در هنگام زوال آفتاب بجا آورد.

6. غسل کسی که جایی از بدنش را به بدن میّتی که غسل داده‌اند رسانده باشد.

7. غسل برای نماز حاجت.

8. غسل احرام؛ احتیاط استحبابی مؤکّد در انجام غسل احرام است (تفصیل احکام آن در مناسک حج آمده است).

9. غسل ورود به حرم مکه مکرّمه؛ چه قبل از ورود به حرم غسل کند و چه بعد از آن و یا در شهر مکه.

10. غسل ورود شهر مکه مکرّمه.

11. غسل زیارت خانۀ کعبه.

12. غسل طواف خانۀ خدا.

13. غسل دخول کعبه.

14. غسل برای نحر و ذبح و حلق.

15. غسل ورود حرم مدینه منوره.

16. غسل ورود شهر مدینه منوره.

17. غسل وارد شدن مسجد پیامبر اکرم(ص).

18. غسل وداع قبر مطهر پیامبر اکرم(ص).

19. غسل برای مباهله با خصم.

20. غسل دادن بچّه‌ای که تازه به دنیا آمده.

21. غسل برای استخاره.

22. غسل برای استسقا.

23. غسل توبه.

24. غسل زیارت حضرت سید الشهداء(ع).

25. غسل وداع زیارت حضرت سید الشهداء(ع).

540 ٠غسل‌هایی که به امید ثواب می‌توان انجام داد٠ فقها در بیان غسل‌های مستحب، غسل‌های زیادی نقل فرموده‌اند که از جمله آن‌ها این چند غسل است:

1. غسل تمام شب‌های فرد ماه رمضان و غسل تمام شب‌های دهه آخر آن و غسل‌ شب‌های پانزدهم و بیست و پنجم و بیست و هفتم و بیست و نهم آن.

2. غسل روز بیست و چهارم ذی الحجه.

3. غسل روز عید نوروز، و پانزدهم شعبان، و نهم و هفدهم ربیع الاوّل، و اوّل و وسط و آخر رجب، و روز بیست و پنجم ذی قعده، و عید پربرکت غدیر.

4. غسل زنی که برای غیر شوهرش بوی خوش استعمال کرده است.

5. غسل کسی که در حال مستی خوابیده.

6. غسل کسی که برای تماشای دار آویخته رفته و آن را دیده باشد؛ ولی اگر اتّفاقاً یا از روی ناچاری نگاهش بیفتد یا مثلاً برای شهادت دادن رفته باشد، غسل مستحب نیست.

7. غسل کسی که وزغی کشته است.

8. غسل به جهت نماز برای رفع اندوه.

9. غسل برای زیارت حضرات معصومین(ع) از دور یا نزدیک.

استحباب این غسل‌ها ثابت نیست و آن‌ها را به قصد رجاء می‌توان انجام داد.

541 ٠کفایت غسل مشروع از وضو٠ انسان با غسل‌هایی که مشروعیت آن‌ها با دلیل معتبر ثابت شده همچون غسل‌های واجب و غسل‌هایی که در مسألۀ 539 گفته شد می‌تواند کاری مانند نماز را که وضو لازم دارد انجام دهد، و اما غسل‌هایی که استحباب آن‌ها ثابت نیست و رجاءً بجا آورده می‌شود، و نیز غسل دادن دیگری همچون غسل دادن میّت کفایت از وضو نمی‌کند.

542 ٠کفایت یک غسل از چند غسل مستحبی٠ اگر چند غسل بر کسی مستحب باشد و به نیت همه، یک غسل بجا آورد، کافی است.

تیمّم

موارد تیمّم‌

در هفت مورد به جای وضو یا غسل، تیمّم کردن لازم یا جایز است:

اوّل: نبودن آب به قدر وضو یا غسل

543 ٠مقدار جستجوی لازم برای آب٠ اگر انسان در آبادی باشد، باید برای تهیه آب وضو و غسل به قدری جستجو کند که از پیدا شدن آن ناامید شود و در صورتی که در اوّل وقت بدون جستجو نماز بخواند نمازش باطل است، مگر آن‌که قصد قربت داشته باشد و معلوم شود که اگر جستجو هم می‌کرد آب پیدا نمی‌کرد، و اگر در بیابان باشد، چنانچه به جهتی؛ همچون پست و بلند بودن زمین یا زیادی درختان، راه رفتن در آن دشوار باشد، باید در دایره‌ای به شعاع مقدار پرتاب یک تیر قدیمی که با کمان پرتاب می‌کردند[3] در جستجوی آب برود، و اگر راه رفتن دشوار نباشد باید در دایره‌ای به شعاع مقدار پرتاب دو تیر جستجو کند.

544 ٠تفاوت اطراف در آسانی و دشورای راه رفتن٠ اگر راه رفتن در برخی از اطراف آسان و در بعضی دیگر دشوار باشد، باید در طرفی که آسان است به اندازه پرتاب دو تیر و در طرفی که دشوار است به اندازه پرتاب یک تیر، جستجو کند.

545 ٠اطمینان از نبودن آب در اطراف٠ در هر طرفی که اطمینان دارد آب نیست، در آن طرف جستجو لازم نیست و اگر نسبت به تمام جهات چنین اطمینانی دارد، اصلاً جستجو لازم نیست.

546 ٠امکان تهیۀ آب از مکان دورتر٠ کسی که وقت نماز او تنگ نیست و برای تهیه آب وقت دارد، اگر اطمینان داشته باشد در محلّی دورتر از مقداری که باید جستجو کند آب هست، باید برای تهیه آب برود؛ ولی اگر اطمینان ندارد رفتن به آن مکان لازم نیست.

547 ٠اعتماد به گفتۀ دیگران دربارۀ نبود آب٠ لازم نیست خود انسان در جستجوی آب برود بلکه اگر شخصی که به گفته او اطمینان دارد جستجو نماید و انسان مطمئن شود که اگر خودش هم برود آب پیدا نمی‌کند کافی است.

548 ٠جستجو در وسایل شخصی و محیط اطراف٠ اگر احتمال دهد که داخل بار سفر خود، یا در منزل، یا در قافله آب هست، باید به قدری جستجو کند که به نبودن آب اطمینان کند، یا از پیدا کردن آن ناامید شود.

549 ٠جستجو قبل از وقت نماز٠ اگر پیش از وقت نماز جستجو کند و آب پیدا نکند و تا وقت نماز همان جا بماند، چنانچه احتمال دهد که آب پیدا می‌کند احتیاط مستحب آن است که دوباره در جستجوی آب برود.

550 ٠تکرار جستجو برای هر نماز٠ اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو کند و آب پیدا نکند و تا وقت نماز دیگر در همان جا بماند، چنانچه احتمال دهد که آب پیدا می‌شود احتیاط مستحب آن است که دوباره در جستجوی آب برود.

551 ٠موارد عدم وجوب جستجو٠ اگر وقت نماز تنگ باشد جستجو لازم نیست، همچنین اگر از دزد یا درنده بترسد، یا جستجوی آب به قدری سخت باشد که نوعاً تحمّل نمی‌شود، جستجو لازم نیست و می‌تواند در اوّل وقت نماز بخواند.

552 ٠نماز خواندن با تیمّم بدون جستجو از  آب٠ اگر کسی احتمال می‌دهد که آب پیدا کند، و در جستجوی آب نرود و در وسعت وقت با تیمّم نماز بخواند نمازش باطل است، و همچنین اگر کسی به جهت غفلت یا ندانستن مسأله در جستجوی آب نرود، به نمازی که با تیمّم در وسعت وقت خوانده اکتفا نکند و دوباره آن را بخواند و در هر صورت چنانچه با قصد قربت تیمّم کرده و نماز بخواند و بعد بفهمد که اگر جستجو هم می‌کرد آب پیدا نمی‌کرد نمازش صحیح است، و نیز اگر در جستجوی آب نرود و در هنگامی که می‌ترسد که اگر نماز را تأخیر بیندازد نماز قضا شود، با تیمّم نماز بخواند نمازش صحیح است و لازم نیست آن را با وضو دوباره بخواند، هر چند به جهت عدم جستجوی آب معصیت کرده است.

553 ٠نماز با تیمّم در اوّل وقت در فرض واجب نبودن جستجو٠ کسی که به جهتی؛ چون ترس از دزد و درنده، جستجوی آب برای‌ او واجب نبود، می‌تواند در اوّل وقت با تیمّم نماز بخواند و اگر پس از خواندن نماز در وقت یا خارج وقت آب هم پیدا کند لازم نیست نماز خود را دوباره بخواند، هر چند مطابق احتیاط استحبابی است؛ ولی اگر یقین داشته باشد که آب پیدا نمی‌کند و در وسعت وقت بدون جستجو با تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز در وقت آب پیدا کند، یا بفهمد که اگر جستجو می‌کرد آب پیدا می‌کرد، باید نمازی را که خوانده دوباره بخواند و اگر در وقت نخواند آن را قضا کند.

554 ٠پیدا شدن آب بعد از نماز٠ اگر بعد از جستجو آب پیدا نکند و با تیمّم نماز بخواند و بعد از نماز آب پیدا کند، یا بفهمد که در جایی که جستجو کرده آب بوده، نماز او صحیح است؛ چه قبل از وقت جستجو کرده باشد یا در وقت، هر چند احتیاط مستحب در این است که نمازش را دوباره بخواند؛ خصوصاً اگر در خارج وقت جستجو کرده باشد.

555 ٠نماز خواندن بدون جستجو، به خیال تنگی وقت٠ کسی که به جهت ترس از تنگی وقت بدون جستجو با تیمّم نماز بخواند، و بعد از نماز بفهمد که برای جستجو وقت داشته، نمازش صحیح است؛ ولی احتیاط مستحب آن است که نمازش را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

556 ٠نگه داشتن وضو برای نماز بعد از دخول وقت، با علم به نبودن آب٠ اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند یا احتمال عقلایی بدهد که اگر وضوی خود را باطل کند تهیه آب برای او ممکن نیست، یا نمی‌تواند وضو بگیرد، چنانچه بتواند وضوی خود را نگه دارد، نباید آن را باطل نماید، و اگر بخواهد با همسر خود نزدیکی کند، باید در صورت امکان اوّل نمازش را بخواند.

557 ٠باطل کردن وضو پیش از وقت نماز با علم یا احتمال نبودن آب٠ اگر پیش از وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند یا احتمال عقلایی بدهد که اگر وضوی خود را باطل کند، تهیه آب برای او ممکن نیست، چنانچه بتواند وضوی خود را نگه دارد، باید آن را باطل نکند ولی نزدیکی با همسر مانعی ندارد.

558 ٠ریختن تنها آبی که به مقدار وضو یا غسل است٠ کسی که فقط به مقدار وضو یا به مقدار غسل آب دارد و می‌داند یا احتمال عقلایی بدهد که اگر آن را بریزد آب پیدا نمی‌کند، چنانچه وقت نماز داخل شده، ریختن آن حرام است، بلکه پیش از وقت نماز هم جایز نیست آن را بریزد.

559 ٠نماز با تیمم، در صورت ریختن آب یا باطل کردن وضو در وقت نماز٠ کسی که می‌داند یا احتمال عقلایی می‌دهد که آب پیدا نمی‌کند؛ اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضوی خود را باطل کند، یا آبی که دارد بریزد، معصیت کرده، ولی نمازش با تیمّم صحیح است، اگر چه احتیاط مستحب آن است که قضای آن نماز را بخواند.

دوم: دسترسی نداشتن به آب موجود

560 ٠دسترسی نداشتن به آب یا عدم امکان استفاده از آن٠ اگر به واسطه پیری یا ناتوانی، یا ترس از دزد و جانور و مانند این‌ها، یا نداشتن وسیله‌ای که آب از چاه بکشد، دسترسی به آب نداشته باشد، باید تیمّم کند. و همچنین است اگر تهیه کردن آب یا استعمال آن به قدری مشقت داشته باشد که مردم آن را تحمل نمی‌کنند؛ ولی در صورت اخیر چنانچه تیمّم ننماید و وضو بگیرد، وضوی او صحیح است.

561 ٠تهیّۀ آب با قیمت زیاد٠ اگر برای کشیدن آب از چاه، ابزاری مانند دلو و ریسمان لازم دارد و مجبور است بخرد، یا کرایه نماید؛ اگر چه قیمت آن چند برابر معمول باشد، باید تهیه کند، و همچنین است اگر آب را به چندین برابر قیمتش بفروشند؛ ولی اگر تهیه آب برای او مشقت غیر قابل تحمّل دارد یا مستلزم هتک حیثیت او باشد، واجب نیست.

562 ٠قرض کردن برای تهیّۀ آب٠ اگر ناچار شود که برای تهیه آب قرض کند، باید قرض نماید؛ ولی کسی که نمی‌تواند قرض خود را بدهد واجب نیست قرض کند.

563 ٠چاه کندن برای تهیّۀ آب٠ اگر کندن چاه مشقت غیر قابل تحمل ندارد، باید برای تهیه آب چاه بکند.

564 ٠قبول کردن آبی که دیگری بخشیده٠ اگر کسی مقداری آب به او ببخشد باید قبول کند، مگر منّتی داشته باشد، که غیر قابل تحمّل باشد یا مستلزم هتک حیثیت وی باشد.

سوم: ترس از ضرر در استعمال آب‌

565 ٠موارد ضرری بودن وضو٠ اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد، یا بترسد که به واسطه‌ استعمال آن بیماری یا عیبی در او پیدا شود، یا بیماری‌اش طول بکشد  یا شدید شود، یا به سختی معالجه بشود، باید تیمّم نماید؛ ولی اگر آب گرم برای او ضرر ندارد، باید با آب گرم وضو بگیرد یا غسل کند.

566 ٠احتمال ضرر در استفاده از آب٠ لازم نیست یقین کند که آب برای او ضرر دارد، بلکه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و از آن احتمال، ترس برای او پیدا شود، باید تیمّم کند.

567 ٠ترس از ضرر داشتن آب برای چشم٠ کسی که مبتلا به درد چشم است و از استعمال آب، بر چشم خود می‌ترسد، باید تیمّم کند.

568 ٠تیمّم به خیال ضرر داشتن آب٠ اگر به واسطه یقین یا ترس ضرر، تیمّم کند و پیش از نماز بفهمد که آب برایش ضرر ندارد، تیمّم او باطل است؛ و اگر بعد از نماز در وقت بفهمد باید دوباره نماز را با وضو یا غسل بخواند، ولی اگر پس از گذشتن وقت بفهمد قضا لازم نیست.

569 ٠وضو یا غسل به خیال ضرر نداشتن آب و کشف خلاف آن٠ کسی که فکر می‌کند آب برایش ضرر ندارد، چنانچه غسل کند یا وضو بگیرد و بعد بفهمد که آب برای او ضرر داشته، وضو و غسل او صحیح است.

چهارم: نیاز مبرم به آب برای آشامیدن

570 ٠موارد تیمّم در صورت نیاز به آب برای آشامیدن٠ اگر با مصرف آب برای طهارت، آب آشامیدنی برای خودش یا دیگران کم بیاید، در سه صورت جایز یا لازم است تیمّم کند:

1. اگر آب را در وضو یا غسل صرف نماید خودش -فعلاً یا بعداً- به تشنگی‌ای بیفتد که باعث تلف یا بیماری صعب‌العلاج گردد، در این صورت لازم است تیمّم کند و اگر تحمل تشنگی برای او مشقّت زیادی داشته باشد، می‌تواند تیمّم کند ولی تیمّم لازم نیست.

2. اگر آب را در وضو یا غسل صرف نماید، نتواند موجودی را که حفظش بر او واجب است حفظ کند که در این صورت لازم است تیمّم کند.

3. بر غیر خود؛ چه انسان باشد یا حیوان، بترسد و تلف یا بیماری یا‌ بی‌تابی‌شان برای او مشقّت غیر قابل تحمّل داشته باشد که در این صورت می‌تواند تیمّم کند.

و در غیر این سه صورت با داشتن آب تیمّم جایز نیست.

571 ٠داشتن مقداری آب پاک و نجس به اندازۀ وضو و آشامیدن٠ اگر غیر از آب پاکی که برای وضو یا غسل دارد آب نجسی هم به مقدار آشامیدن خود دارد باید آب پاک را برای آشامیدن بگذارد و با تیمّم نماز بخواند.

پنجم: نیاز به آب برای تطهیر بدن یا لباس

572 ٠نبودن آب کافی برای تطهیر و وضو٠ کسی که بدن یا لباسش نجس است و کمی آب دارد که اگر با آن وضو بگیرد یا غسل کند، برای آب کشیدن بدن یا لباس او نمی‌ماند، بنابر احتیاط باید بدن یا لباس را آب بکشد و با تیمّم نماز بخواند؛ ولی اگر چیزی نداشته باشد که بر آن تیمّم کند، باید آب را به مصرف وضو یا غسل برساند.

ششم: حرام بودن استعمال آب یا ظرف آن‌

573 ٠کسی که فقط آب یا ظرف غصبی دارد٠ اگر غیر از آب یا ظرفی که استعمال آن حرام است، آب یا ظرف دیگری ندارد؛ مثلاً آب یا ظرفش غصبی است و غیر از آن، آب و ظرف دیگری ندارد، باید به جای وضو یا غسل، تیمّم کند.

هفتم: تنگ بودن وقت نماز

574 ٠ملاک تنگ بودن وقت٠ هر گاه وقت نماز به قدری تنگ باشد که اگر وضو بگیرد، یا غسل کند تمام نماز یا مقداری از آن بعد از وقت خوانده می‌شود، باید تیمّم کند.

575 ٠تأخیر عمدی نماز تا تنگ شدن وقت٠ اگر عمداً نماز را به قدری تأخیر بیندازد که وقت وضو یا غسل نداشته باشد، معصیت کرده، ولی نماز او با تیمّم صحیح است، اگر چه احتیاط مستحب آن است که قضای آن نماز را بخواند.

576 ٠شک در تنگی وقت٠ کسی که شک دارد که اگر وضو بگیرد، یا غسل کند، وقت برای نماز‌ او می‌ماند یا نه، باید تیمم کند.

577 ٠اکتفا به تیمّمِ در تنگی وقت، برای نمازهای بعد٠ کسی که به واسطۀ تنگی وقت تیمّم کرده اگر بعد از نماز بتواند وضو بگیرد تیمّم وی باطل می‌گردد، بنابراین اگر در نمازهای بعدی وظیفه‌اش تیمّم باشد باید دوباره تیمّم بکند و نمی‌تواند به تیمّم قبلی اکتفا کند.

578 ٠اکتفا به تیمّمِ در تنگی وقت، در صورت از بین رفتن آب در بین نماز٠ کسی که آب دارد، اگر به واسطۀ تنگی وقت با تیمّم مشغول نماز شود و در بین نماز آبی که داشته از دستش برود می‌تواند با آن تیمّم نمازهای دیگر را هم که می‌توان با تیمّم بجا آورد بخواند؛ ولی احتیاط مستحب آن است که برای نمازهای بعد دوباره تیمّم کند.

579 ٠فرصت داشتن برای وضو و بجا آوردن نماز بدون مستحبات٠ اگر انسان به قدری وقت دارد که می‌تواند وضو بگیرد، یا غسل کند و نماز را بدون کارهای مستحبی آن مثل اقامه و قنوت بلکه بدون سوره بخواند، باید غسل کند یا وضو بگیرد و نماز را بدون کارهای مستحبی آن بجا آورد.

چیزهایی که تیمّم به آن‌ها صحیح است‌

580 ٠چیزهایی که در حال اختیار می‌توان به آن‌ها تیمّم کرد٠ در حال اختیار تیمّم باید به خاک یا چیزهایی که از زمین بوده و پودر شده؛ مانند سنگ پودر شده، و گچ پودر شده، صورت گیرد و تیمّم به گچ و آهک پخته و آجر پخته که پودر شده است در حال اختیار جایز است.

581 ٠چیزهایی که در حال ناچاری می‌توان به آن‌ها تیمّم کرد٠ در صورتی که خاک و مانند آن پیدا نشود باید به گرد و غباری که روی اشیاء نشسته تیمّم کند و اگر آن هم پیدا نشد باید به گِل تیمّم کند و در صورتی که گِل هم پیدا نشد، بنابر احتیاط مستحب بدون تیمّم نماز بخواند ولی باید بعداً نماز را قضا نماید.

582 ٠تیمّم بر سنگ و مانند آن٠ تیمّم بر سنگ و هر چیزی که مانند سنگ با زدن دست هیچ چیزی از آن به دست نمی‌چسبد، در حال اختیار یا غیراختیار جایز نیست و کسی که تنها سنگ در اختیار دارد، بنابر احتیاط مستحب با آن تیمّم نموده و نماز بخواند ولی باید بعداً نماز را قضا نماید. سنگ گچ و سنگ آهک حکم سایر سنگها را دارد و تیمّم به جواهر؛ مانند‌ عقیق، هر چند پودر شده باشد، جایز نیست.

583 ٠تیمّم بر گَرد و غبار یا گِل با امکان تهیۀ خاک٠ اگر بتواند با تکان دادن فرش و مانند آن خاک تهیه کند، تیمّم به گرد باطل است و اگر بتواند گل را خشک کند و از آن خاک تهیه کند، تیمّم به گِل باطل است.

584 ٠تیمّم در صورت وجود برف و یخ٠ کسی که آب ندارد، اگر برف یا یخ داشته باشد، چنانچه ممکن است باید آن را آب کند و با آن وضو بگیرد یا غسل نماید و اگر ممکن نیست، باید تیمّم کند؛ ولی اگر چیزی هم که تیمّم به آن صحیح است ندارد، باید با برف یا یخ اعضای وضو یا غسل را نمناک کند و نماز خوانده و در خارج وقت قضای نماز را نیز بخواند و اگر نمناک کردن اعضا با برف و یخ هم ممکن نیست بنا بر احتیاط مستحب با یخ و برف تیمّم کند و در وقت نماز بخواند، ولی لازم است نماز خود را در خارج وقت قضا نماید.

585 ٠مخلوط شدن خاک با چیزی که تیمّم بر آن صحیح نیست٠ اگر با خاک چیزی مانند کاه که تیمّم به آن باطل است مخلوط شود، نمی‌تواند به آن تیمّم کند؛ ولی اگر آن چیز به قدری کم باشد که در خاک از بین رفته حساب شود، تیمّم به آن خاک صحیح است.

586 ٠خریدن چیزی که تیمّم بر آن جایز باشد٠ اگر چیزی ندارد که بر آن تیمّم کند، چنانچه ممکن است باید به خریدن و مانند آن تهیه کند.

587 ٠تیمّم بر دیوار گِلی٠ تیمّم به دیوار گلی که با زدن دست بر آن، دست انسان خاکی می‌شود صحیح است و احتیاط مستحب آن است که با بودن خاک خشک به خاک نمناک تیمّم نکند.

588 ٠نبود شیء پاک برای تیمّم٠ اگر چیز پاکی که تیمّم به آن صحیح است ندارد، بنابر احتیاط به چیز نجس تیمّم کرده و نماز خوانده و بعداً قضای آن را نیز بجا آورد.

589 ٠تیمّم بر چیزی به خیال صحیح بودن تیمّم بر آن٠ اگر یقین داشته باشد که تیمّم به چیزی صحیح است و به آن تیمّم کند، بعد بفهمد تیمّم به آن باطل بوده، نمازهایی را که با آن تیمّم خوانده باید دوباره بخواند.

590 ٠غصبی بودن مکان یا چیزی که بر آن تیمّم می‌شود٠ چیزی که بر آن تیمّم می‌کند بنابر احتیاط، غصبی نباشد، همچنین مکان آن چیزی که بر آن تیمّم می‌کند در صورتی که تیمّم تصرّف در چیز غصبی به شمار آید، بنابر احتیاط، غصبی نباشد، پس اگر بر خاک غصبی تیمّم کند، یا خاکی را که مال خود اوست بی‌اجازه در ملک دیگری بگذارد و بر آن تیمّم کند، تیمّم او بنابر احتیاط، باطل می‌باشد.

591 ٠تیمّم در فضای غصبی٠ تیمّم در فضای غصبی بنابر احتیاط، باطل است.

592 ٠تیمّم در صورت فراموشی یا غفلت از غصب٠ اگر تیمّم به جهت غصب باطل باشد، در صورت عذر مانند فراموشی یا غفلت صحیح است، ولی فراموشی و غفلت برای خود غاصب عذر نیست بنابراین تیمّم او بنابر احتیاط، باطل است؛ و کسی که به جهت ندانستن مسأله به چیز غصبی تیمّم کند، چنانچه در ندانستن مسأله کوتاهی نکرده باشد تیمّم او صحیح است‌

593 ٠شخص محبوس در مکان غصبی٠ کسی که در جای غصبی حبس است، اگر آب و خاک او هر دو غصبی است، باید با تیمّم نماز بخواند.

594 ٠گَرد داشتن چیزی که بر آن تیمّم می‌شود٠ در صورت امکان، باید چیزی که بر آن تیمّم می‌کند گردی داشته باشد که به دست بماند، و بعد از زدن دست، مستحب است دست را بتکاند که بیشتر گرد آن بریزد.

595 ٠چیزهایی که تیمّم بر آن‌ها مکروه است٠ تیمّم به زمین گود و خاک جاده و زمین شوره‌زار که نمک روی آن را نگرفته مکروه است و اگر نمک روی آن را گرفته باشد باطل است.

دستور تیمّم بدل از وضو یا غسل‌

596 ٠واجبات تیمّم٠ در تیمّم بدل از وضو یا غسل چهار چیز واجب است:

اوّل: نیت؛

دوم: زدن یا قرار دادن کف دو دست بر چیزی که تیمّم به آن صحیح است؛ و احتیاط مستحب آن است که کف هر دو دست با هم به زمین زده شود.

سوم: کشیدن کف هر دو دست به پیشانی و دو طرف آن، از جایی که موی سر‌ می‌روید، تا ابروها و بالای بینی و احتیاطاً باید دست‌ها روی ابروها هم کشیده شود.

چهارم: کشیدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن کشیدن کف دست راست به تمام پشت دست چپ.

597 ٠تعداد زدن دست‌ها بر زمین در تیمّم٠ احتیاط مستحب آن است که تیمّم را چه بدل از وضو باشد چه بدل از غسل، به این ترتیب بجا آورد: یک مرتبه دست‌ها را به زمین بزند و به پیشانی و پشت دست‌ها بکشد و یک مرتبۀ دیگر به زمین بزند و پشت دست‌ها را مسح کند؛ و از این بهتر آن است که دو مرتبه دست‌ها را به زمین بزند و به پیشانی و پشت دست‌ها بکشد و سپس دو مرتبۀ دیگر به زمین بزند و پشت دست‌ها را مسح کند.

احکام تیمّم‌

598 ٠مسح تمامی پیشانی و پشت دست‌ها٠ اگر مختصری هم از پیشانی یا پشت دست‌ها را مسح نکند تیمّم باطل است، چه عمداً مسح نکند، یا مسأله را نداند، یا فراموش کرده باشد؛ ولی دقت زیاد هم لازم نیست و همین قدر که بگویند پیشانی و پشت دست‌ها مسح شده، کافی است.

599 ٠مسح بین انگشتان در تیمّم٠ مسح بین انگشتان لازم نیست.

600 ٠مسح از بالا به پایین/ پشت سر هم انجام دادن کارهای تیمم٠ پیشانی و پشت دست‌ها را بنابر احتیاط از بالا به پایین مسح نماید، و کارهای آن را باید پشت سر هم بجا آورد و اگر بین آن‌ها به قدری فاصله دهد که نگویند یک کار انجام داده است، تیمّم باطل است.

601 ٠تعیین نوع تیمّم٠ چنانچه بر انسان دو گونه تیمّم لازم باشد؛ مثلاً به جهت نداشتن آب باید به جای غسل تیمّم کند و نیز به جهت نذری که داشته باید به جای وضو تیمّم نماید، باید در موقع نیت معیّن کند که تیمّم بدل از غسل انجام می‌دهد یا بدل از وضو، ولی اگر یک تیمّم بر او واجب است لازم نیست نوع آن را تعیین کند.

602 ٠پاک بودن اعضای تیمّم و کف دست٠ در تیمّم بنابر احتیاط استحبابی پیشانی و کف دست‌ها و پشت دست‌ها در صورت امکان پاک باشد.

603 ٠وجود مانع دراعضای تیمّم٠ انسان باید برای تیمّم انگشتری را از دست بیرون آورد و اگر در‌ پیشانی یا پشت یا کف دست‌ها مانعی باشد، مثلاً چیزی به آن‌ها چسبیده، باید برطرف نماید.

604 ٠تیمّم با وجود زخم در پیشانی و پشت دست‌ها٠ اگر پیشانی یا پشت دست‌ها زخم است و پارچه یا چیز دیگری را که بر آن بسته نتواند باز کند، باید دست را روی آن بکشد و نیز اگر کف دست زخم باشد و پارچه یا چیز دیگری را که بر آن بسته نتواند باز کند، باید دست را با همان پارچه به چیزی که تیمّم به آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت دست‌ها بکشد.

605 ٠وجود مو در اعضای تیمّم٠ اگر پیشانی و پشت دست‌ها مو داشته باشد اشکال ندارد؛ ولی اگر موی سر روی پیشانی آمده باشد، باید آن را عقب بزند.

606 ٠احتمال وجود مانع در اعضای تیمّم٠ اگر احتمال دهد که در پیشانی و کف دست‌ها یا پشت دست‌ها مانعی هست، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، باید جستجو نماید، تا یقین یا اطمینان کند که مانعی نیست.

607 ٠نایب گرفتن برای تیمّم و نحوۀ تیمّم دادن نایب٠ اگر وظیفۀ او تیمّم است و نمی‌تواند تیمّم کند باید نایب بگیرد، و کسی که نایب می‌شود، باید او را با دست خود او تیمّم دهد و اگر ممکن نباشد باید نایب، دست خود را به چیزی که تیمّم به آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت دست‌های او بکشد.

608 ٠شک در مسح بعضی از اعضا هنگام تیمّم٠ اگر در بین تیمّم شک کند که قسمتی از آن را فراموش کرده یا نه، چنانچه از محلّ آن نگذشته، باید آن قسمت را بجا آورد، بلکه بنابر احتیاط اگر از محلّ آن هم گذشته، باید برگردد و آن قسمت را بجا آورد.

609 ٠شک در صحّت تیمّم بعد از مسح دست چپ٠ اگر بعد از مسح دست چپ شک کند که درست تیمّم کرده یا نه، در صورتی که مسأله را می‌دانسته و احتمال می‌دهد که در حال عمل متوجّه بوده تیمّم او صحیح است، و چنانچه شک او در مسح دست چپ باشد، لازم است آن را مسح کند؛ مگر آن‌که در عملی وارد شده که شرط آن طهارت است، یا موالات فوت شده باشد.

610 ٠تیمّم پیش از وقت نماز٠ کسی که وظیفه‌اش تیمّم است چنانچه پیش از وقت نماز برای کار واجب یا مستحب دیگر تیمّم کند، می‌تواند با همان تیمّم نماز بخواند؛ ولی بنابر احتیاط‌ مستحب برای خود نماز پیش از وقت تیمّم نکند.

611 ٠نماز خواندن با تیمّم در اوّل وقت٠ کسی که وظیفه‌اش تیمّم است اگر اطمینان داشته باشد تا آخر وقت عذر او باقی می‌ماند در وسعت وقت می‌تواند با تیمّم نماز بخواند؛ ولی اگر تصادفاً عذرش قبل از گذشتن وقت برطرف شد، باید نماز را با وضو یا غسل اعاده کند. ولی اگر اطمینان دارد که تا آخر وقت عذر او برطرف می‌شود باید صبر کند و با وضو یا غسل نماز بخواند و نیز اگر امید دارد که عذرش برطرف شود، باید صبر کند و با وضو یا غسل نماز بخواند، یا در تنگی وقت با تیمّم نماز را بجا آورد، البته می‌تواند قبل از تنگی وقت رجاءً با تیمّم نماز بخواند که اگر عذرش برطرف نشد نمازش صحیح است.

612 ٠تیمّم برای خواندن نماز قضا و انجام کارهای مشروط به طهارت٠ کسی که نمی‌تواند وضو بگیرد، یا غسل کند، نمی‌تواند نمازهای قضای خود را با تیمّم بخواند؛ مگر آن‌که احتمال عقلایی بدهد که با تأخیر نتواند تا آخر عمر با وضو یا غسل نماز قضا را بجا آورد، و مسّ نوشتۀ قرآن و بودن در مسجد الحرام و مسجد پیامبر(ص) و نیز ورود یا ماندن در سایر مساجد؛ هرچند در حال عبور نباشد، با تیمّم ظاهراً جایز است و احتیاط مستحب در ترک است.

613 ٠خواندن نمازهای مستحبی با تیمّم٠ کسی که نمی‌تواند وضو بگیرد یا غسل کند، جایز است نمازهای مستحبی را که مثل نافله‌های شبانه روز وقت معیّن دارد با تیمّم بخواند؛ ولی اگر احتمال دهد که تا آخر وقت آن‌ها عذر او برطرف شود، نباید آن‌ها را زودتر بخواند، مگر آن‌ها را رجاءً انجام دهد و تا آخر وقت عذرش هم برطرف نشود.

614 ٠احتیاط در انجام غسل جبیره‌ای و تیمّم  و سر زدن حدث پس از آن٠ کسی که احتیاطاً هم غسل جبیره‌ای و هم تیمّم نموده اگر بعد از تیمّم حدث اصغری از او سر بزند؛ مثلاً بول کند، باید برای نماز و مانند آن وضو بگیرد و بنابر احتیاط مستحب تیمّم هم بنماید.

615 ٠حکم تیمّم بعد از برطرف شدن عذر٠ اگر به واسطه نداشتن آب یا عذر دیگری تیمّم کند، بعد از برطرف شدن عذر، تیمّم او باطل می‌شود.

616 ٠مبطلات تیمّم٠ چیزهایی که وضو را باطل می‌کند، تیمّم بدل از وضو را هم باطل می‌کند؛ و چیزهایی که غسل را باطل می‌نماید، تیمّم بدل از غسل را هم باطل می‌نماید.

617 ٠یک تیمّم بدل از چند غسل٠ کسی که نمی‌تواند غسل کند، اگر چند غسل بر او واجب باشد، جایز است یک تیمّم بدل از همۀ آن‌ها بنماید؛ و احتیاط مستحب آن است که بدل هر یک از آن‌ها یک تیمّم نماید.

618 ٠خواندن نماز با تیمّم و برطرف شدن عذر در وقت٠ اگر به جهت عذری در اوّل وقت با تیمّم نماز خواند، و قبل از گذشتن وقت عذرش برطرف شد لازم است وضو یا غسل را انجام داده و نماز را دوباره بخواند؛ هر چند اطمینان داشته که عذرش تا آخر وقت باقی است -مگر در برخی صورت‌هایی که در مسألۀ 553 و 554 گذشت- و اگر احتمال می‌داده عذرش برطرف می‌شود و رجاءً در اوّل وقت با قصد قربت با تیمّم نماز خواند و عذرش تا آخر وقت باقی بود، نماز خوانده شده صحیح است.

619 ٠واجب نبودن وضو با تیمّم بدل از غسل٠ اگر بدل از غسل جنابت تیمّم کند، لازم نیست برای نماز وضو بگیرد؛ بلکه اگر بدل از غسل‌های دیگر هم؛ چه واجب چه مستحب، در صورتی که استحبابش ثابت شده باشد، تیمّم کند کفایت از وضو می‌کند، مگر در تیمّم بدل از غسل استحاضه که لازم است وضو هم بگیرد و اگر نتواند وضو بگیرد، تیمّم دیگری هم بدل از وضو بنماید و احتیاط مستحب آن است که در غیر غسل جنابت وضو هم بگیرد و اگر نتواند تیمّم دیگری هم بدل از وضو بکند.

620 ٠مبطلات وضو بعد از تیمّم بدل از غسل٠ اگر بدل از غسل تیمّم کند و بعد کاری که وضو را باطل می‌کند برای او پیش آید، باید وضو بگیرد؛ و احتیاط مستحب آن است که تیمّم بدل از غسل هم بنماید، و اگر نمی‌تواند وضو بگیرد تیمّم بدل از وضو می‌نماید؛ و بنابر احتیاط مستحب در غیر غسل جنابت، تیمّم دیگری بدل از غسل نماید.

621 ٠کافی بودن تیمّم تا زمان برطرف شدن عذر٠ کسی که وظیفه‌اش تیمّم است اگر برای کاری تیمّم کند، تا تیمّم و عذر او باقی است کارهایی را که باید با وضو یا غسل انجام داد می‌تواند بجا آورد؛ حتی اگر عذرش تنگی وقت باشد.

622 ٠کافی بودن دو تیمّم بدل از وضو و غسل٠ کسی که وظیفه‌اش آن است که بدل از وضو و بدل از غسل تیمّم کند همین دو تیمّم کفایت می‌کند و تیمّم دیگری لازم نیست.

623 ٠نماز خواندن با تیمّم در صورت ایجاد عمدی عذر٠ در مواردی که انسان می‌توانسته است نماز خود را با وضو یا غسل بخواند، ولی به اختیار خود کاری کرده است که ناچار شده با تیمّم نماز بخواند، بهتر است نماز خود را دوباره با وضو یا غسل بخواند؛ مانند موارد زیر:

اوّل: از استعمال آب ترس داشته و عمداً خود را جنب کرده و با تیمّم نماز خوانده است.

دوم: می‌دانسته یا احتمال می‌داده که آب پیدا نمی‌کند و عمداً خود را جنب کرده و با تیمّم نماز خوانده است.

سوم: عمداً در جستجوی آب نرود و در آخر وقت با تیمّم نماز بخواند و بعد بفهمد یا احتمال دهد که اگر جستجو می‌کرد آب پیدا می‌شد.

چهارم: آب در اختیار داشته و عمداً نماز را تأخیر بیندازد تا آب از دست برود و در آخر وقت با تیمّم نماز بخواند.

پنجم: می‌دانسته یا احتمال می‌داده که آب پیدا نمی‌شود و آبی را که داشته ریخته است.


[1]. 60 سال قمری تقریبا 58 سال و 78 روز شمسی، و 50 سال قمری تقریبا48 سال و 187 روز شمسی است.

[2]. رأی محقّقان در وزن دینار شرعی گوناگون است: مشهور آن را هیجده نخود دانسته‌اند و برخی از محققان ‌بیش از بیست و یک نخود. اندازۀ ذکر شده در بالا بر مبنای بالاترین مقداری است که ذکر شده است.

[3]. مولی محمد تقی مجلسی(ره) در کتاب لوامع صاحبقرانی، شرح فارسی «کتاب من لا یحضره‌الفقیه»، 1: 694 فرموده که مقدار پرتاب تیر تخمیناً به دویست گام نمی‌رسد.

احکام میّت

احکام محتضر‌

624 ٠قرار دادن محتضر به سمت قبله٠ مسلمانی را که محتضر است؛ یعنی در حال جان دادن می‌باشد، مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک، بنابر احتیاط مستحب در صورت امکان به پشت بخوابانند به‌طوری که کف پایش به طرف قبله باشد.

625 ٠قرار دادن میّت به سمت قبله٠ باید بعد از مرگ فرد مسلمان، تا بلند کردن جنازه، او را به گونه‌ای که در مسألۀ قبل گفته شد رو به قبله بخوابانند، همچنین بنابر احتیاط مستحب تا وقتی که غسل تمام نشده نیز او را رو به قبله بخوابانند ولی بعد از آن‌که غسلش تمام شد، بهتر آن است که او را مثل حالتی که بر او نماز می‌خوانند بخوابانند.

626 ٠اجازه از ولیّ برای قرار دادن مُحتضر به سمت قبله٠ بر هر مسلمان شایسته است محتضر مسلمان را رو به قبله کند و این کار مطابق احتیاط استحبابی است و بنابر احتیاط استحبابی از ولیّ محتضر اجازه بگیرند.

627 ٠تلقین محتضر٠ مستحب است شهادتین و اقرار به امامت دوازده امام(ع) و سایر عقاید حقه را به کسی که در حال جان دادن است، طوری تلقین کنند که بفهمد، و نیز مستحب است چیزهایی را که گفته شد تا وقت مرگ تکرار کنند.

628 ٠تلقین دعا به محتضر٠ مستحب است این دعا را طوری به محتضر تلقین کنند که بفهمد:

«اللّٰهُمَّ اغْفِرْ ليَ الْكَثیرَ مِنْ مَعاصیكَ، وَ اقْبَلْ مِنِّي الْیَسیرَ مِنْ طاعَتِكَ، یا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسیرَ وَ یَعْفُو عَنِ الْكَثیر، اقْبَلْ مِنِّي الْیَسیرَ وَ اعْفُ عَنِّي الْكَثیرَ، إِنَّكَ أَنْتَ الْعَفُوُّ الْغَفورُ، اللّٰهُمَّ ارْحَمْني فَإِنَّكَ رَحیمٌ.»

629 ٠انتقال محتضر به مکان نمازش٠ مستحب است کسی را که سخت جان می‌دهد، اگر ناراحت نمی‌شود، به جایی که نماز می‌خوانده ببرند.

630 ٠آیات و سوره‌هایی که برای محتضر خوانده می‌شود٠ مستحب است برای راحت شدن محتضر بر بالین او سوره‌های مبارکه «یس» و «صافات» و «احزاب» و «آیة الکرسی» و دو آیه بعد آن تا «هُمْ فِیها خالِـدُونَ» و آیه پنجاه و چهارم از سوره «اعراف» و سه آیه آخر سوره «بقره» را بلکه هر چه از قرآن ممکن است بخوانند.

631 ٠مکروهات حال احتضار٠ تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چیزی روی شکم او و بودن جنب و حائض نزد او و همچنین حرف زدن زیاد و گریه کردن و تنها گذاشتن زن‌ها نزد او مکروه است.

احکام بعد از مرگ

632 ٠مستحبات پس از مرگ٠ بعد از مرگ مستحب است چشمها و لب‌ها و چانه میّت را ببندند و دست و پای او را دراز کنند و پارچه‌ای روی او بیندازند، و اگر شب مرده است در جایی که مرده چراغ روشن کنند، و برای تشییع جنازه او مؤمنین را خبر کنند و در دفن او عجله نمایند. ولی اگر یقین به مردن او ندارند باید صبر کنند تا معلوم شود، و نیز اگر میّت حامله باشد و بچّه در شکم او زنده باشد، باید به قدری دفن را عقب بیندازند که شکم او را بشکافند و طفل را بیرون آورند و شکم او را بدوزند.

تجهیز میّت‌

633 ٠وجوب تجهیز میّت مسلمان٠ غسل و کفن و نماز و دفن میّت مسلمان؛ اگر چه دوازده امامی نباشد، بر هر مکلفی واجب است و اگر بعضی انجام دهند، از دیگران ساقط می‌شود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد، همه معصیت کرده‌اند.

634 ٠وجوب کفایی تجهیز میّت٠ اگر کسی مشغول کارهای میّت شود، بر دیگران واجب نیست اقدام نمایند ولی اگر او عمل را نیمه‌کاره بگذارد، باید دیگران تمام کنند.

635 ٠شک یا گمان در انجام تجهیز میّت توسّط دیگران٠ اگر انسان اطمینان کند که دیگری مشغول کارهای میّت شده، واجب نیست به کارهای میّت اقدام کند ولی اگر شک یا گمان غیراطمینانی دارد، باید اقدام نماید.

636 ٠علم نداشتن به درستی تجهیز میّت٠ اگر کسی بداند غسل یا کفن یا نماز یا دفن میّت را باطل انجام داده‌اند، باید دوباره انجام دهد. ولی اگر گمان دارد که باطل بوده، یا شک دارد که درست بوده یا نه، لازم نیست اقدام نماید.

637 ٠کسب رضایت ولیّ برای تجهیز میّت٠ برای غسل و کفن و نماز و دفن میّت، باید رضایت ولیّ را احراز کنند.

638 ٠ولیّ میّت٠ ولی میّت، خویشاوندان نسبی او به ترتیب طبقات ارث‌اند، و در هر طبقه مردها بر زنها مقدّم‌اند، و در صورت تعدّد بنابر احتیاط از همه باید اجازه گرفته شود. البته ولیّ زن شوهر او است و بعد از او خویشاوندان نسبی ولایت دارند.

639 ٠ادّعای ولایت یا وصایت از طرف میّت٠ اگر کسی بگوید: من ولی میّت هستم، یا ولیّ میّت به من اجازه داده که غسل و کفن و دفن میّت را انجام دهم یا بگوید: راجع به امور تجهیز میّت من وصیّ او می‌باشم، چنانچه به حرف او اطمینان دارند، یا میّت در تصرّف اوست، یا این که دو مرد عادل به گفته او شهادت دهند، باید حرف او را قبول کرد.

640 ٠وصیّت میت به انجام تجهیز او توسط شخصی غیر از ولیّ٠ اگر میّت برای غسل و کفن و دفن و نماز خود غیر از ولیّ، کس دیگری را معیّن کند احتیاط آن است که ولیّ و آن کس هر دو اجازه بدهند و کسی که میّت او را برای انجام این کارها معیّن کرده، می‌تواند این وصیّت را ردّ کند؛ ولی اگر آن را ردّ نکند یا ردّ آن به وصیّت‌کننده نرسد تا بمیرد، لازم است وصیّ پس از مرگ به آن عمل کند مگر وصیّت‌کننده از طریقی می‌دانسته وصیّ حاضر نیست به این وصیّت عمل کند.

احکام غسل میّت‌

641 ٠غسل‌های میّت٠ واجب است میّت را سه غسل بدهند:

اوّل: با آبی که با سدر مخلوط باشد،

دوم: با آبی که با کافور مخلوط باشد،

سوم: با آب خالص.

642 ٠مقدار سدر و کافور٠ سدر و کافور نباید به اندازه‌ای زیاد باشد که آب را مضاف کند و نیز، نباید به اندازه‌ای کم باشد که آب را مخلوط‌شده با سدر و کافور، نشمارند.

643 ٠نبودن سدر و کافور به مقدار کافی٠ اگر سدر و کافور به اندازه‌ای که لازم است پیدا نشود، بنابر احتیاط مستحب مقداری که به آن دسترسی دارند در آب بریزند.

644 ٠غسل دادن کسی که در حال احرام مرده٠ اگر کسی در حال احرام بمیرد، نباید او را با آب کافور غسل دهند و به جای آن باید با آب خالص غسلش بدهند، مگر این که در احرام حج بوده و حلق یا تقصیر و سعی بین صفا و مروه کرده باشد یا در احرام عمره مفرده بوده و حلق یا تقصیر نموده باشد.

645 ٠نبودن سدر و کافور یا جایز نبودن استعمال آن٠ اگر سدر و کافور یا یکی از این‌ها پیدا نشود، یا استعمال آن جایز نباشد؛ مثل آن‌که غصبی باشد، باید به جای هر کدام که ممکن نیست میّت را با آب خالص غسل دهند و بنابر احتیاط مستحب یک تیمّم نیز بنمایند.

646 ٠شرایط غسل دهنده٠ کسی که میّت را غسل می‌دهد بنابر مشهور باید مسلمان دوازده امامی و عاقل و بالغ یا ممیّز بوده و غسل را درست انجام دهد ولی اگر میّت مسلمان غیر دوازده امامی را هم مذهب خودش بر طبق مذهبش غسل بدهد، تکلیف از مسلمان دوازده امامی ساقط است.

647 ٠قصد قربت در غسل میّت٠ کسی که میّت را غسل می‌دهد، باید قصد قربت داشته باشد، یعنی غسل را برای خداوند انجام دهد.

648 ٠غسل دادنِ بچّۀ مسلمان، کافر و دیوانه٠ غسل بچّه مسلمان اگر چه از زنا باشد، واجب است و غسل و کفن و دفن -به روش شرعی- کافر و اولاد او، جایز نیست، و کسی که از بچگی دیوانه بوده و به حال دیوانگی بالغ شده، چنانچه پدر یا مادر یا جدّ یا جدّه نزدیک او مسلمان بوده، یا به جهت دیگری محکوم به اسلام باشد، باید او را غسل دهند در غیر این صورت غسل دادن او جایز نیست.

649 ٠غسل بچّۀ سقط شده٠ بچّه سقط شده را اگر چهار ماه یا بیشتر دارد، باید غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد، باید در پارچه‌ای بپیچند و بدون غسل دفن کنند.

650 ٠غسل توسّط جنس مخالف/ غسل زن و شوهر٠ حرام است مرد زن را، و زن مرد را غسل بدهد ولی زن می‌تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم می‌تواند زن خود را غسل دهد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را در حال اختیار غسل ندهد.

651 ٠غسل بچّۀ کمتر از سه سال توسّط جنس مخالف٠ مرد می‌تواند دختر بچّه‌ای را که سن او از سه سال بیشتر نیست، غسل دهد؛ و زن هم می‌تواند پسر بچّه‌ای را که سه سال بیشتر ندارد، غسل دهد.

652 ٠پیدا نشدن هم جنس برای غسل میّت٠ اگر برای غسل دادن میّت مرد، مرد پیدا نشود، زنانی که با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، یا به واسطه ازدواج با او محرم‌ شده‌اند، مثل عروس و مادرزن، یا به واسطه شیرخوردن با او محرم شده‌اند غسلش می‌دهند و بنابر احتیاط در هنگام غسل باید لباس یا چیزی که بدن او را بپوشاند بر او باشد، و نیز اگر برای غسل میّت زن، زن دیگری نباشد، مردهایی که با او نسبت دارند و محرمند، یا به واسطه ازدواج یا شیرخوردن با او محرم شده‌اند او را غسل می‌دهند، و بنابر احتیاط او را با لباس غسل دهند.

653 ٠برهنه بودن بدن میت در هنگام غسل٠ اگر میّت و کسی که او را غسل می‌دهد هر دو مرد یا هر دو زن باشند، بهتر است که غیر از عورت، جاهای دیگر میّت برهنه باشد.

654 ٠نگاه به عورت میّت در هنگام غسل٠ نگاه کردن به عورت میّت حرام است، و کسی که او را غسل می‌دهد اگر نگاه کند؛ هر چند معصیت کرده، غسل باطل نمی‌شود. ولی نگاه کردن زن و شوهر و کسانی که در حکم آن‌ها هستند به عورت یکدیگر جایز است، هر چند احتیاط مستحب در ترک است.

655 ٠نجس بودن بدن میّت قبل از غسل٠ اگر جایی از بدن میّت نجس باشد چنانچه با همان آبی که برای غسل بر وی ریخته می‌شود پاک شود، غسل صحیح است و احتیاط مستحب آن است که پیش از آن‌که آنجا را غسل بدهند آب بکشند، بلکه بهتر آن است که تمام بدن میّت، پیش از شروع به غسل از جهت نجاستهای دیگر پاک باشد.

656 ٠فرق غسل میّت با غسل جنابت٠ غسل میّت مثل غسل جنابت است، با این فرق که تا غسل ترتیبی ممکن است، میّت را غسل ارتماسی ندهند، و در غسل ترتیبی میّت لازم است طرف راست را پیش از طرف چپ بشویند، و نیز اگر ممکن است بنا بر احتیاط مستحب هر یک از سه قسمت بدن را در آب فرو نبرند، بلکه آب را روی آن بریزند.

657 ٠کفایت غسل میّت برای جنب و حائض٠ کسی را که در حال حیض یا در حال جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل میّت برای او کافی است.

658 ٠مزد گرفتن برای غسل میّت و مقدّمات آن٠ مزد گرفتن برای غسل دادن میّت حرام است، و اگر کسی برای گرفتن مزد، میّت را غسل دهد، آن غسل باطل است؛ ولی مزد گرفتن برای کارهای مقدّماتی غسل حرام نیست.

659 ٠غسل جبیره‌ای میّت/ تیمّم بدل از غسل٠ در غسل میّت، غسل جبیره‌ای مشروع نیست و اگر آب پیدا نشود یا استعمال آن مانعی داشته باشد، باید میّت را یک تیمّم دهند و بنابر احتیاط مستحب عوض هر غسل میّت را یک تیمّم دهند و در غیر تیمّم اوّل سایر تیمّمها را رجاءً انجام دهند، و کسی که میّت را سه تیمّم می‌دهد اگر در یکی از آن‌ها قصد ما فی الذمه نماید؛ یعنی نیت کند که این تیمّم را برای آن‌که به تکلیف عمل شده باشد، انجام می‌دهم، بی‌اشکال تیمّم چهارم لازم نیست.

660 ٠نحوۀ تیمّم دادن میت٠ کسی که میّت را تیمّم می‌دهد، باید دست خود را به زمین بزند و به صورت و پشت دست‌های میّت بکشد و اگر ممکن باشد، احتیاط مستحب آن است که با دست میّت هم او را تیمّم بدهد.

احکام کفن میّت‌

661 ٠قطعات کفن٠ میّت را باید با سه پارچه که آن‌ها را لنگ و پیراهن و سرتاسری می‌گویند، کفن نمایند.

662 ٠اندازۀ هر کدام از قطعات کفن٠ لنگ باید از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد، و پیراهن باید، از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و بهتر آن است که تا روی پا برسد، و درازای سرتاسری، باید به قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و نیز پهنای آن باید به اندازه‌ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید.

663 ٠مقدار واجب و مستحب کفن٠ مقداری از لنگ، که از ناف تا زانو را می‌پوشاند و مقداری از پیراهن که از شانه تا نصف ساق را می‌پوشاند، مقدار واجب کفن است و آنچه بیشتر از این مقدار در مسألۀ قبل گفته شد، مقدار مستحب کفن می‌باشد، البته مقداری از کفن که کمتر از آن مطابق شؤون میّت نیست داخل در مقدار واجب کفن است.

664 ٠برداشتن مقدار مستحبی و احتیاطی کفن از سهم وراث٠ احتیاط آن است که مقدار مستحب و مقدار احتیاطی کفن را از سهم وارثی که به جهتی همچون عدم بلوغ یا جنون یا افلاس از تصرّف در اموال خود ممنوع است بر ندارند، همچنین بنابر احتیاط در این مقدار رضایت دیگر ورثه هم جلب شود.

665 ٠وصیّت میّت در نحوۀ کفن کردن٠ اگر کسی وصیّت کرده باشد که در کفن کردن رعایت مقدار مستحب را نیز بنمایند یا وصیّت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را که در دو مسألۀ قبل گفته شد، از ثلث مال او بردارند، یا وصیّت کرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولی مصرف آن را معیّن نکرده باشد، یا فقط مصرف مقداری از آن را معیّن کرده باشد، می‌توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.

666 ٠برداشتن پول کفن از اصل ترکه٠ اگر میّت وصیّت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند و بخواهند از اصل مال بردارند، احتیاط آن است که مقدار واجب کفن را با ملاحظه شأن میّت به ارزان‌ترین قیمتی که ممکن است تهیه نمایند. ولی اگر کسانی از ورثه که ممنوع از تصرّف نیستند اجازه بدهند که از سهم آنان بردارند، مقداری را که اجازه داده‌اند، از سهم آنان می‌شود برداشت.

667 ٠کفنِ زن٠ کفن زن بر شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد، و همچنین اگر زن را به شرحی که در فصل احکام طلاق گفته می‌شود، طلاق رجعی بدهند و در زمان عدّه بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد، و چنانچه شوهر به جهتی چون عدم بلوغ و دیوانگی و سفاهت از تصرّف در اموال ممنوع باشد، ولیّ شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

668 ٠وظیفۀ خویشان در مورد کفن میّت٠ دادن کفن میّت بر خویشان او واجب نیست، اگر چه پرداخت مخارج او در حال زندگی بر آنان واجب باشد.

669 ٠نازک بودن کفن٠ باید هر یک از سه پارچه کفن به قدری نازک نباشد که بدن میّت از زیر آن پیدا باشد.

670 ٠کفنِ غصبی٠ کفن کردن با چیز غصبی اگر چه چیز دیگری هم پیدا نشود جایز‌ نیست، و چنانچه کفن میّت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد باید از تنش بیرون آورند، اگر چه او را دفن کرده باشند؛ ولی اگر این کار توهین به میّت باشد، نبش قبر میّت جایز نیست، بلکه به صاحب آن عوض کفن را از مال میّت و اگر میّت شوهر داشته باشد از مال شوهر وی می‌دهند.

671 ٠کفنِ نجس/ کفنِ ابریشمی/ کفنِ طلاباف٠ کفن کردن میّت با چیز نجس؛ مانند پوست مرداری که خون جهنده دارد و پارچه‌ای که از موی سگ و خوک بافته شده و پارچه‌ای که نجس شده باشد، در حال اختیار جایز نیست، ولی در حال ناچاری اشکال ندارد، همچنین کفن کردن میّت با پارچه‌ای که در آن ابریشم به اندازه غیر ابریشم یا بیشتر از آن به کار رفته در حال اختیار جایز نیست و بنابر احتیاط مستحب با پارچه‌ای که با طلا بافته شده نیز در حال اختیار کفن نکنند.

672 ٠کفن با پارچه‌ای که از اجزاء حیوان تهیه شده٠ بنابر احتیاط مستحب با پارچه‌ای که از پشم یا موی حیوان حرام‌گوشت یا پوست حیوان حلال‌گوشت تهیه شده، کفن نکنند؛ بلکه احتیاط مستحب آن است که از مو و پشم حیوان حلال‌گوشت نیز کفن نکنند.

673 ٠نجس شدن کفن٠ اگر کفن میّت به نجاست خود او یا به نجاست دیگری نجس شود چنانچه با شستن مقدار نجس یا بریدن آن، از مقدار واجب خارج نمی‌شود، باید بشویند یا ببرند یا آن را تعویض کنند؛ هر چند در قبر گذاشته شده باشد، مگر آن‌که کفن پس از دفن میّت و ریختن خاک بر روی آن نجس شده باشد که در این صورت نبش قبر جهت تطهیر کفن میّت جایز نیست.

674 ٠نحوۀ کفن کردن مُحرِم٠ کسی که برای حج یا عمره احرام بسته اگر بمیرد، باید مثل دیگران کفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.

675 ٠تهیۀ کفن، سدر و کافور در حال سلامتی٠ مستحب است انسان در حال سلامتی، کفن و سدر و کافور خود را تهیه کند.

احکام حَنوط‌

676 ٠تعریف حنوط و شرایط آن٠ بعد از غسل، واجب است میّت را «حَنوط» کنند، یعنی به پیشانی و کف دست‌ها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهای او کافور بمالند، و مستحب است به سر بینی میّت هم کافور بمالند و باید کافور، ساییده و تازه باشد، و اگر به واسطه کهنه بودن عطرش از بین رفته باشد، کافی نیست.

677 ٠ترتیب در حنوط٠ مراعات ترتیب در حنوط لازم نیست ولی احتیاط مستحب آن است که اوّل کافور را به پیشانی میّت بمالند.

678 ٠حنوط هنگام کفن کردن و بعد از آن٠ بهتر آن است که میّت را پیش از کفن کردن حنوط نمایند، اگر چه در بین کفن کردن و بعد از آن هم مانعی ندارد.

679 ٠حنوط مُحرِم٠ کسی که برای حج یا عمره احرام بسته، اگر بمیرد حنوط کردن او جایز نیست؛ مگر این که در احرام حج بعد از حلق یا تقصیر و سعی بین صفا و مروه، یا در عمره مفرده پس از حلق یا تقصیر بمیرد.

680 ٠حنوط زن در زمان عدّۀ وفات٠ زنی که شوهر او مرده و هنوز عدّه‌اش تمام نشده؛ اگر چه حرام است خود را خوشبو کند، ولی چنانچه بمیرد حنوط او واجب است.

681 ٠خوش‌بو کردن میّت با انواع عطر٠ احتیاط آن است که میّت را با مشک و عنبر و عود و عطرهای دیگر خوشبو نکنند و این‌ها را با کافور مخلوط ننمایند.

682 ٠مخلوط کردن کافور با تربت حضرت سید الشهداء(ع)٠ مستحب است قدری تربت حضرت سید الشهداء(ع) با کافور مخلوط کنند، ولی باید از آن کافور به جاهایی که بی‌احترامی می‌شود نرسانند و نیز باید تربت به قدری زیاد نباشد که وقتی با کافور مخلوط شد، آن را کافور نگویند.

683 ٠نبودن کافور کافی برای حنوط٠ اگر کافور پیدا نشود، یا فقط به اندازه غسل باشد، حنوط لازم نیست، و چنانچه از غسل زیاد بیاید ولی به همۀ هفت عضو نرسد، بنابر احتیاط باید اوّل پیشانی و اگر زیاد آمد به جاهای دیگر بمالند.

684 ٠قرار دادن دو چوب تازه داخل قبر٠ مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه میّت بگذارند.

نماز میّت‌

احکام نماز میّت

685 ٠کسانی که باید برای‌شان نماز میّت خواند٠ نماز خواندن بر میّت مسلمان یا بچّه او که محکوم به اسلام و شش سال او تمام شده باشد، واجب است.

686 ٠نماز بر کودک یا بچّه‌ای که مرده متولّد شده٠ نماز خواندن بر بچّه‌ای که شش سال او تمام نشده، رجاءً مانعی ندارد و نماز خواندن بر بچّه‌ای که مرده به دنیا آمده مستحب نیست.

687 ٠مقدم کردن نماز میت بر غسل و کفن٠ نماز میّت باید بعد از غسل یا تیمّم و حنوط و کفن کردن او خوانده شود، و اگر پیش از این‌ها، یا در بین این‌ها بخوانند؛ اگر چه از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد، کافی نیست.

688 ٠لازم نبودن طهارت برای نماز میّت٠ کسی که می‌خواهد نماز میّت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمّم باشد و بدن و لباسش پاک باشد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که تمام چیزهایی را که در نمازهای دیگر لازم است، رعایت کند.

689 ٠نحوۀ رو به قبله قرار دادن میّت برای نماز٠ کسی که به میّت نماز می‌خواند، باید رو به قبله باشد، و نیز واجب است میّت را مقابل او به پشت بخوابانند، به‌طوری که سر او به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد.

690 ٠شرایط مکان نماز میّت٠ از شرایط مکان کسی که بر میّت نماز می‌خواند بنابر احتیاط آن است که غصبی نباشد و باید از جای میّت پست‌تر یا بلندتر نباشد، ولی پستی و بلندی مختصر اشکال ندارد.

691 ٠فاصلۀ نماز گزار با میّت٠ نمازگزار باید از میّت دور نباشد؛ ولی کسی که نماز میّت را به جماعت می‌خواند اگر از میّت دور باشد، چنانچه صفها به یکدیگر متّصل باشد اشکال ندارد.

692 ٠نماز خواندن مقابل میّت٠ نمازگزار باید مقابل میّت بایستد؛ ولی اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف میّت بگذرد، نماز کسانی که مقابل میّت نیستند اشکال ندارد.

693 ٠وجود حائل بین میّت و نمازگزار٠ بنابر احتیاط بین میّت و نمازگزار باید پرده و دیوار یا چیزی مانند‌ این‌ها نباشد؛ ولی اگر میّت در تابوت و مانند آن باشد اشکال ندارد.

694 ٠پوشیده بودن عورت میّت هنگام نماز٠ در وقت خواندن نماز، باید عورت میّت پوشیده باشد و اگر کفن کردن او ممکن نیست، باید عورتش را؛ اگر چه با تخته و آجر و مانند این‌ها باشد، بپوشانند.

695 ٠لزوم قصد قربت، قیام و تعیین میّت در نماز بر او٠ انسان نماز میّت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نیت میّت را معیّن کند، مثلاً نیّت کند: نماز می‌خوانم بر این میّت قُرْبَةً إِلَی اللّهِ.

696 ٠خواندن نماز میّت به صورت نشسته٠ اگر کسی نباشد که بتواند نماز میّت را ایستاده بخواند، می‌شود نشسته بر او نماز خواند. و اگر بعد از خواندن نماز نشسته پیش از دفن کسی پیدا شود که بتواند نماز میّت را ایستاده بخواند، اعادۀ نماز میّت واجب است.

697 ٠وصیّت به شخص خاصّ برای نماز میّت٠ اگر میّت وصیّت کرده باشد که شخص معیّنی بر او نماز بخواند، بنابر احتیاط آن شخص از ولیّ میّت اجازه بگیرد و ولیّ میّت هم اجازه بدهد.

698 ٠چند نماز بر یک میت٠ مکروه است بر میّت چند مرتبه نماز بخوانند؛ ولی اگر میّت اهل علم و تقوا باشد مکروه نیست.

699 ٠دفن کردن میّت بدون نماز٠ اگر میّت را عمداً یا از روی فراموشی یا به جهت عذری بدون نماز دفن کنند، یا بعد از دفن معلوم شود نمازی که بر او خوانده شده باطل بوده است، تا وقتی که جسد او از هم نپاشیده واجب است با شرط‌هایی که برای نماز میّت گفته شد به قبرش نماز بخوانند.

دستور نماز میت‌

700 ٠شیوه خواندن نماز میت٠ نماز میّت پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید کافی است، بعد از نیت و گفتن تکبیر اوّل بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللّهِ»،

و بعد از تکبیر دوم بگوید: «اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»،

و بعد از تکبیر سوم بگوید: «اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ»،

و بعد از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است بگوید: «اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِهٰذَا الْمَیِّتِ»

و اگر زن است بگوید: «اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِهٰذِهِ الْمَیِّتِ»،

و بعد‌ تکبیر پنجم را بگوید.

و بهتر است بعد از تکبیر اوّل، بگوید:

«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نَذیراً بَیْنَ یَدَيِ الساعَةِ».

و بعد از تکبیر دوم، بگوید:

«اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ بارِكْ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، كَأَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ وَ بارَكْتَ وَ رَحِمْتَ عَلیٰ إِبْراهیمَ وَ آلِ إِبْراهیمَ، إِنَّكَ حَمیدٌ مَجیدٌ، وَ صَلِّ عَلیٰ جَمیعِ الْأَنْبیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ الشُهَداءِ وَ الصِدّیقینَ، وَ جَمیعِ عِبادِ اللّهِ الصالِحینَ».

و بعد از تکبیر سوم بگوید:

«اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ المُسْلِمینَ وَ المُسْلِماتِ، الْأَحْیاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْواتِ، تابِعِ اللّٰهُمَّ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ بِالْخَیْراتِ، إِنَّكَ مُجیبُ الدَعَواتِ، إِنَّكَ عَلیٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدیرٌ».

و بعد از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است بگوید:

«اللّٰهُمَّ إِنَّ هٰذا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ، نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْزولٍ بِهِ، اللّٰهُمَّ إِنّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلّا خَیْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنّا، اللّٰهُمَّ إِنْ كانَ مُحْسِناً فَزِدْ في إِحْسانِهِ، وَ إِنْ كان مُسیئاً فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ، اللّٰهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَكَ في أَعْلیٰ عِلِّیّینَ، وَ اخْلُفْ عَلیٰ أَهْلِهِ فِي الْغابِرینَ، وَ ارْحَمْهُ بِرَحْمَتِكَ یا أَرْحَمَ الراحِمینَ».

ولی اگر میّت زن است بعد از تکبیر چهارم بگوید:

«اللّٰهُمَّ إِنَّ هٰذِهِ أَمَتُكَ وَ ابْنَةُ عَبْدِكَ وَ ابْنَةُ أَمَتِكَ، نَزَلَتْ بِكَ وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْزولٍ بِهِ، اللّٰهُمَّ إِنّا لا نَعْلَمُ مِنْها إِلّا خَیْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بها مِنّا، اللّٰهُمَّ إِنْ كانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ في إِحْسانِها، وَ إِنْ كانَتْ مُسیئَةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها، اللّٰهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَكَ في أَعْلیٰ عِلِّیّینَ، وَ اخْلُفْ عَلیٰ أَهْلِها فِي الْغابِرینَ، وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِكَ یا أَرْحَمَ الراحِمینَ».

701 ٠پشت سر هم خواندن تکبیرها و دعاها٠ باید تکبیرها و دعاها را طوری پشت سر هم بخواند که نماز از صورت خود خارج نشود.

702 ٠وظیفۀ مأمومین در نماز میّت٠ کسی که نماز میّت را به جماعت می‌خواند، باید تکبیرها و دعاهای آن را هم بخواند.

مستحبات و مکروهات نماز میّت‌

703 ٠مستحبات نماز میّت٠ چند چیز در نماز میّت مستحب است:

اوّل: نمازگزار بر میّت با وضو یا غسل یا تیمّم باشد و احتیاط آن است در صورتی تیمّم کند که وضو و غسل ممکن نباشد، یا بترسد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند به نماز میّت نرسد.

دوم: اگر میّت مرد است، امام جماعت یا کسی که بر او نماز می‌خواند مقابل وسط قامت او بایستد، و اگر میّت زن است مقابل سینه‌اش بایستد.

سوم: پا برهنه نماز بخواند.

چهارم: در هر تکبیر، دست‌ها را بلند کند.

پنجم: فاصله او با میّت به قدری کم باشد که اگر باد لباسش را حرکت دهد به جنازه برسد.

ششم: نماز میّت را به جماعت بخواند.

هفتم: امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانی که با او نماز می‌خوانند آهسته بخوانند.

هشتم: در جماعت اگر چه مأموم یک نفر باشد عقب امام بایستد.

نهم: نمازگزار به میّت و مؤمنین زیاد دعا کند.

دهم: پیش از نماز سه مرتبه بگوید: «الصَلاة».

یازدهم: نماز را در جایی بخوانند که مردم برای نماز میّت بیشتر به آنجا می‌روند.

دوازدهم: زن حائض اگر نماز میّت را به جماعت می‌خواند، در صفی تنها بایستد.

704 ٠خواندن نماز میّت در مسجد٠ خواندن نماز میّت در مساجد مکروه است، ولی در مسجد الحرام مکروه نیست.

دفن‌ میّت

احکام دفن

705 ٠چگونگی دفن میت٠ واجب است میّت را طوری در زمین دفن کنند که بوی او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند و اگر ترس آن باشد که جانور بدن او را بیرون آورد، باید قبر را با آجر و مانند آن محکم کنند.

706 ٠ممکن نبودن دفن میّت در زمین٠ اگر دفن میّت در زمین ممکن نباشد، باید به جای دفن، او را در بنا یا تابوت بگذارند.

707 ٠نحوۀ قرار دادن میّت در قبر٠ میّت را باید در قبر به پهلوی راست طوری بخوابانند که جلوی بدن او رو به قبله باشد.

708 ٠دفن کسی که در کشتی مرده٠ اگر کسی در کشتی بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نمی‌شود و بودن او در کشتی مانعی ندارد، باید صبر کنند تا به خشکی برسند، و او را در زمین دفن کنند؛ وگرنه، باید در کشتی غسلش بدهند و حنوط و کفن کنند، و پس از خواندن نماز میّت، بنابر احتیاط در صورت امکان او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دریا بیندازند، والا چیز سنگینی به پایش بسته و به دریا بیندازند و اگر ممکن است، باید او را در جایی بیندازند که فوراً طعمه حیوانات نشود.

709 ٠ترس از نبش قبر توسّط دشمن٠ اگر بترسند که دشمن قبر میّت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و گوش یا بینی یا اعضای دیگر او را ببرد، چنانچه ممکن باشد -به‌طوری که در مسألۀ پیشین گفته شد- او را به دریا بیندازند.

710 ٠مخارج انداختن در دریا و محکم کردن قبر میّت٠ مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میّت را در صورتی که لازم باشد، از اصل مال میّت برمی‌دارند.

711 ٠چگونگی دفن زن غیر مسلمان که بچه مسلمان در شکم دارد٠ اگر زنی که کافر است بمیرد و بچّه در شکم او مرده باشد، یا هنوز روح به بدن او داخل نشده باشد و امکان حیات‌یافتن وی نباشد، چنانچه بچّه محکوم به اسلام باشد -چون پدر یا جد یا جده نزدیک وی مسلمان است- باید زن را در قبر به پهلوی چپ پشت به قبله بخوابانند که روی بچّه به طرف قبله باشد.

712 ٠دفن مسلمان در قبرستان کفار و بالعکس٠ دفن مسلمان، در قبرستان کفار، و دفن کافر در قبرستان مسلمانان جایز نیست.

713 ٠دفن مسلمان در جایی که بی احترامی به او باشد٠ دفن مسلمان در جایی که بی‌احترامی به او باشد، مانند جایی که‌ خاکروبه و کثافت می‌ریزند، جایز نیست.

714 ٠دفن در مکان غصبی و مثل آن٠ دفن میّت در جای غصبی و در زمینی که مثل مسجد و حسینیه و مدرسه علمیه برای غیر دفن کردن وقف شده باشد، جایز نیست.

715 ٠دفن میّت در قبر مردۀ دیگر٠ دفن میّت در قبر مردۀ دیگر بنابر احتیاط جایز نیست، مگر آن‌که قبر کهنه شده و میّت اولی به کلی از بین رفته باشد.

716 ٠دفن اجزاء جدا شده از بدن زنده و مرده٠ چیزی که از میّت جدا می‌شود، اگر چه مو و ناخن و دندانش باشد، بنابر احتیاط باید با او دفن شود، همچنین قطعه‌ای که از زنده جدا می‌شود بنابر احتیاط باید دفن شود؛ ولی دفن ناخن و دندانی که در حال حیات از انسان جدا می‌شود لازم نیست، بلکه مستحب است.

717 ٠دفن کسی که در چاه مرده٠ اگر کسی در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد، باید در چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند.

718 ٠خارج کردن بچّۀ مرده از رحم مادر٠ اگر بچّه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم برای مادر خطر داشته باشد، باید به آسان‌ترین راه برای مادر او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند که بچّه را قطعه قطعه کنند، اشکال ندارد؛ ولی در صورتی که بیرون آوردنش متوقّف بر نگاه کردن یا لمس عورت مادر باشد، باید به وسیله شوهرش اگر آشنا به طب باشد، او را بیرون بیاورند و اگر ممکن نیست زنی که آشنا به طب باشد و اگر ممکن نیست، مرد محرمی که آشنا به طب باشد و اگر آن هم ممکن نیست، مرد نامحرمی که آشنا به طب باشد بچّه را بیرون بیاورد و در صورتی که آن هم پیدا نشود، کسی که اهل فن ‌نباشد می‌تواند بچّه را بیرون آورد.

719 ٠خارج کردن بچّۀ زنده از رحم مادر مرده٠ هر گاه مادر بمیرد و بچّه در شکمش زنده باشد یا امکان حیات یافتن وی باشد، اگر چه احتمال زنده ماندن طفل یا حیات‌یافتن جنین ضعیف باشد، باید به ترتیبی که در مسألۀ پیش گفته شد؛ به هر راهی که برای زنده ماندن بچّه سودمندتر است، بچّه را از شکم مادر بیرون آورند و محل بریدگی را بدوزند.

مستحبات دفن‌

720 ٠امور مستحب در دفن میّت٠ مستحب است قبر را به اندازه قد انسان متوسّط، گود کنند و میّت را در نزدیک‌ترین قبرستان دفن نمایند مگر آن‌که قبرستان دورتر، از جهتی بهتر باشد، مثل آن‌که مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند، یا مردم برای فاتحه اهل قبور بیشتر به آنجا بروند.

و نیز مستحب است جنازه را در چند ذرعی قبر، زمین بگذارند و تا سه مرتبه کم کم نزدیک ببرند و در هر مرتبه زمین بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر کنند و اگر میّت مرد است در دفعه سوم طوری زمین بگذارند که سر او طرف پایین قبر باشد، و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمایند، و اگر زن است در دفعه سوم طرف قبلۀ قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و در موقع وارد کردن پارچه‌ای روی قبر بگیرند.

و نیز مستحب است جنازه را به آرامی از تابوت برداشته وارد قبر کنند، و دعاهایی که دستور داده شده، پیش از دفن و موقع دفن بخوانند، و بعد از آن‌که میّت را در قبر گذاشتند گره‌های کفن را باز کنند، و صورت میّت را روی خاک بگذارند، و بالشی از خاک زیر سر او بسازند، و پشت میّت خشت خام یا کلوخی بگذارند که میّت به پشت برنگردد.

و پیش از آن‌که قبر را بپوشانند دست راست را به شانه راست میّت بزنند و دست چپ را به قوّت بر شانه چپ میّت بگذارند و دهان را نزدیک گوش او ببرند و به شدّت حرکتش دهند و در صورتی که میّت مرد باشد سه مرتبه بگویند: «اسْمَعْ، افْهَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ» و به جای «فُلانَ بْنَ فُلانٍ» اسم میّت و پدرش را بگویند، مثلاً اگر اسم او محمّد و اسم پدرش علی است، سه مرتبه بگویند: «اسْمَعْ، افْهَمْ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ».

و پس از آن بگویند: «هَلْ أَنْتَ عَلَی الْعَهْدِ الَّذي فارَقْتَنا عَلَیْهِ مِنْ شَهادَةِ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ سَیِّدُ النَبیّینَ وَ خاتَمُ الْمُرْسَلینَ، وَ أَنَّ عَلیّاً أَمیرُ الْمُؤْمِنینَ وَ سَیِّدُ الْوَصیّینَ وَ إِمامٌ افْتَرَضَ اللّهُ طاعَتَهُ عَلَی الْعالَمینَ، وَ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ عَليَّ بْنَ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ موسَی بْنَ جَعْفَرٍ وَ عَليَّ بْنَ موسیٰ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ وَ عَليَّ بْنَ مُحَمَّدٍ
وَ الْحَسَنَ بْنَ عَليٍّ وَ الْقائِمَ الْحُجَّةَ الْمَهْدِيَّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ أَئِمَّةُ الْمُؤمِنینَ وَ حُجَجُ اللّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعینَ، وَ أَئِمَّتُكَ أَئِمَّةُ هُدًی أَبْرارٌ».

و بعد بگوید: «یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ -و به جای «فُلانَ بْنَ فُلانٍ» اسم میّت و پدرش را بگوید- إِذا أَتاكَ الْمَلَكانِ الْمُقَرَّبانِ رَسولَیْنِ مِنْ عِنْدِ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالیٰ وَ سَأَلاكَ عَنْ رَبِّكَ وَ عَنْ نَبیِّكَ وَ عَنْ دینِكَ وَ عَنْ كِتابِكَ وَ عَنْ قِبْلَتِكَ وَ عَنْ أَئِمَّتِكَ فَلا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ وَ قُلْ في جَوابِهِما: اللّهُ رَبّي، وَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نَبیّي، وَ الْقُرْآنُ كِتابي، وَ الْكَعْبَةُ قِبْلَتي، وَ أَمیرُ الْمُؤْمِنینَ عَليُّ بْنُ أَبي طالِبٍ إِمامي، وَ الْحَسَنُ بْنُ عَليٍّ الْمُجْتَبیٰ إِمامي، وَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَليٍّ الشَهیدُ بِكَرْبَلاءَ إِمامي، وَ عَليٌّ زَیْنُ الْعابِدینَ إِمامي، وَ مُحَمَّدٌ الْباقِرُ إِمامي، وَ جَعْفَرٌ الصادِقُ إِمامي، وَ موسَی الْكاظِمُ إِمامي، وَ عَليٌّ الرِضا إِمامي، وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ إِمامي، وَ عَليٌّ الْهادي إِمامي، وَ الْحَسَنُ الْعَسْكَريُّ إِمامي، وَ الْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ إِمامي، هٰؤُلاءِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ أَئِمَّتي وَ سادَتي وَ قادَتي وَ شُفَعائي، بِهِمْ أَتَوَلّیٰ وَ مِنْ أَعْدائِهِمْ أَتَبَرَّءُ فِي الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ».

سپس بگوید: «ثُمَّ اعْلَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ -و به جای «فُلانَ بْنَ فُلانٍ» اسم میّت و پدرش را بگوید- أَنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالیٰ نِعْمَ الرَبُّ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نِعْمَ الرَسولُ، وَ أَنَّ عَليَّ بْنَ أَبي طالِبٍ وَ أَوْلادَهُ الْمَعْصومینَ الْأَئِمَّةَ الْاثْنَيْ عَشَرَ نِعْمَ الْأَئِمَّةُ، وَ أَنَّ ما جاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَقٌّ، وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ سُؤالَ مُنْكَرٍ وَ نَكیرٍ فِي الْقَبْرِ حَقٌّ، وَ الْبَعْثَ حَقٌّ، وَ النُشورَ حَقٌّ، وَ الصِراطَ حَقٌّ، وَ الْمیزانَ حَقٌّ، وَ تَطایُرَ الْكُتُبِ حَقٌّ، وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ النارَ حَقٌّ، وَ أَنَّ الساعَةَ آتیَةٌ لا رَیْبَ فیها، وَ أَنَّ اللّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبورِ».

سپس بگوید: «أَفَهِمْتَ یا فُلانُ -و به جای فُلانُ اسم میّت را بگوید- ثَبَّتَكَ اللّهُ بِالْقَوْلِ الثابِتِ، وَ هَداكَ اللّهُ إِلیٰ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ، عَرَّفَ اللّهُ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ أَوْلیائِكَ في مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ».

پس بگوید: «اللّٰهُمَّ جافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ، وَ اصْعَدْ بِروحِهِ إِلَیْكَ، وَ لَقِّهِ مِنْكَ بُرْهاناً، اللّٰهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ».

و در صورتی که میّت زن باشد پاره‌ای از این دعا تغییر می‌کند به این ترتیب:

«اسْمَعي، افْهَمي یا فُلانَةَ ابْنَةَ فُلانٍ» -و به جای «فُلانَةَ» نام میّت و به جای فُلانٍ نام پدرش را بگوید- و پس از آن بگوید: «هَلْ أَنْتِ عَلَی الْعَهْدِ الَّذي فارَقْتِنا ... وَ أَئِمَّتُكِ أَئِمَّةُ هُدًی أبْرارٌ، یا فُلانَةَ ابْنَةَ فُلانٍ» -و به جای فُلانَةَ نام میّت و به جای فُلان نام پدرش را بگوید، پس بگوید: «إِذا أَتاكِ الْمَلَكانِ الْمُقَرَّبانِ رَسولَیْنِ مِنْ عِنْدِ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالیٰ وَ سَأَلاكِ عَنْ رَبِّكِ وَ عَنْ نَبیِّكِ وَ عَنْ دینِكِ وَ عَنْ كِتابِكِ وَ عَنْ قِبْلَتِكِ وَ عَنْ أَئِمَّتِكِ فَلا تَخافي وَ لا تَحْزَني وَ قُولي في جَوابِهِما ... ثُمَّ اعْلَمي یا فُلانَةَ ابْنَةَ فُلانٍ» و به جای فُلانَةَ اسم میّت و به جای فُلانٍ نام پدرش را بگوید و بعد بگوید: «أَفَهِمْتِ یا فُلانَةُ» و به جای فُلانَةُ اسم میّت را بگوید پس از آن بگوید: «ثَبَّتَكِ اللّهُ بِالْقَوْلِ الثابِتِ وَ هَداكِ اللّهُ إِلیٰ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ، عَرَّفَ اللّهُ بَیْنَكِ وَ بَیْنَ أَوْلیائِكِ في مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ».

پس بگوید: «اللّٰهُمَّ جافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْها وَ اصْعَدْ بِروحِها إِلَیْكَ، وَ لَقِّها مِنْكَ بُرْهاناً، اللّٰهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ».

721 ٠مستحبات دفن‌کننده٠ مستحب است کسی که میّت را در قبر می‌گذارد، با طهارت و سر برهنه و پا برهنه باشد، و از طرف پای میّت از قبر بیرون بیاید، و غیر از خویشان نسبی میّت کسانی که حاضرند، با پشت دست خاک بر قبر بریزند و بگویند: «إِنّا لِلّٰهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعونَ»، و اگر میّت زن است کسی که با او محرم می‌باشد او را در قبر بگذارد و اگر محرمی نباشد خویشانش او را در قبر بگذارند.

722 ٠مستحبات مربوط به قبر میت٠ مستحب است قبر را مربع یا مربع مستطیل بسازند و به اندازه چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه‌ای روی آن بگذارند که اشتباه نشود و روی قبر آب بپاشند و بعد از پاشیدن آب کسانی که حاضرند دست‌ها را بر قبر بگذارند و انگشت‌ها را باز کرده، در خاک فرو برند و هفت مرتبه سورۀ مبارکۀ «إِنّا أَنْزَلْناهُ» بخوانند و برای میّت طلب آمرزش کنند و این دعا را بخوانند: «اللّٰهُمَّ جافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ، وَ أَصْعِدْ إِلَیْكَ روحَهُ، وَ لَقِّهِ مِنْكَ رِضْواناً، وَ أَسْكِنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ ما تُغْنیهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ».

و اگر میّت زن است دعا را به این شکل بخوانند: «اللّٰهُمَّ جافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْها، وَ أَصْعِدْ إِلَیْكَ روحَها، وَ لَقِّها مِنْكَ رِضْواناً، وَ أَسْكِنْ قَبْرَها مِنْ رَحْمَتِكَ ما تُغْنیها بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ».

723 ٠تلقین بعد از دفن میّت٠ پس از رفتن کسانی که تشییع جنازه کرده‌اند، مستحب است ولیّ میّت یا کسی که از طرف ولیّ اجازه دارد، دعاهایی را که دستور داده شده به میّت تلقین کنند.

724 ٠آداب اسلامی در برخورد با صاحبان عزا٠ بعد از رفتن، مستحب است صاحبان عزا را سرسلامتی دهند، ولی اگر مدّتی گذشته است که به واسطه سرسلامتی‌دادن، مصیبت یادشان می‌آید، ترک آن بهتر است، و نیز مستحب است که تا سه روز برای اهل خانۀ میّت غذا بفرستند و غذاخوردن نزد آنان و در منزل‌شان مکروه است.

725 ٠بعضی مستحبات برای صاحبان عزا٠ مستحب است انسان در مرگ خویشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر کند و هر وقت میّت را یاد می‌کند، «إِنّا لِلّٰهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعونَ» بگوید و برای میّت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که زود خراب نشود.

726 ٠خراشیدن صورت و بدن در عزای میّت٠ بنابر احتیاط مستحب انسان در مرگ کسی صورت و بدن خود را نخراشد و به خود سیلی نزند و آسیب نرساند، بلکه اگر آسیب به نقص اساسی بدن بیانجامد، حرام است.

727 ٠پاره کردن یقه در عزای میّت٠ بنابر احتیاط مستحب انسان در مرگ کسی یقه پاره نکند، به‌خصوص در مرگ غیر پدر و برادر.

728 ٠کفارۀ خراشیدن صورت و پاره کردن یقه٠ اگر زن در عزای میّت صورت خود را بخراشد و خونین کند یا موی خود را بکند، بنابر احتیاط مستحب یک بنده آزاد کند، یا ده مسکین را طعام دهد یا بپوشاند، و همچنین است اگر مرد در مرگ زن یا فرزند یقه یا لباس خود را پاره کند.

729 ٠گریه با صدای بلند در مصیبت میت٠ احتیاط مستحب آن است که در گریه بر میّت صدا را خیلی بلند نکنند.

نماز وحشت‌

730 ٠نحوۀ خواندن نماز وحشت٠ مستحب است در شب اوّل قبر دو رکعت نماز وحشت برای میّت بخوانند و دستور آن این است که در رکعت اوّل بعد از حمد یک مرتبه «آیة الکرسی» و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره «إِنّا أَنْزَلْناهُ» بخوانند و بعد از سلام نماز بگویند: «اللّٰهُمّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ابْعَثْ ثَوابَها إِلیٰ قَبْرِ فُلانٍ» و به جای کلمه فُلانٍ اسم میّت را بگویند.

731 ٠وقت خواندن نماز وحشت٠ نماز وحشت را در هر موقع از شب اوّل قبر می‌شود خواند؛ ولی بهتر است در اوّل شب بعد از نماز عشا خوانده شود.

732 ٠نماز وحشت در صورت تأخیر دفن٠ اگر بخواهند میّت را به شهر دوری ببرند، یا به جهت دیگر دفن او به تأخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اوّل قبر او به تأخیر بیندازند.

نبش قبر‌

733 ٠نبش قبر میّت٠ نبش قبر مسلمان؛ یعنی شکافتن قبر او اگر چه طفل یا دیوانه باشد حرام است، ولی اگر تمام گوشت و استخوانش خاک شده باشد اشکال ندارد.

734 ٠نبش قبر امامزاده‌ها و علما٠ نبش قبری که باعث هتک حرمت فرد مسلمان می‌گردد؛ مانند امامزاده‌ها و شهدا و علما و صلحا اگر چه سال‌ها بر آن گذشته باشد حرام است.

735 ٠موارد جواز نبش قبر٠ شکافتن قبر در چند مورد در صورتی که موجب هتک حرمت میّت نباشد حرام نیست:

اوّل: میّت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند.

دوم: کفن یا چیزی دیگری که با میّت دفن شده غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند و همچنین است اگر چیزی از مال خود میّت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند؛ ولی اگر وصیّت کرده باشد که دعا یا قرآن یا انگشتری یا غیر آن را با او دفن کنند، در مواردی که وصیّت نافذ است برای بیرون آوردن این‌ها نمی‌توانند قبر را بشکافند.

سوم: میّت بی‌غسل یا بی‌کفن یا بی‌حنوط دفن شده باشد، یا بفهمند غسل یا تیمّمش باطل بوده، یا به غیر دستور شرع کفن شده، یا در قبر او را رو به قبله نگذاشته‌اند.

چهارم: ثابت شدن حقی متوقّف بر دیدن بدن میّت باشد.

پنجم: میّت را در جایی که بی‌احترامی به اوست؛ مثل قبرستان کفار یا جایی که کثافت و خاکروبه می‌ریزند، دفن کرده باشند.

ششم: برای یک غرض شرعی که اهمیت آن از شکافتن قبر کمتر نیست قبر را بشکافند، مثلاً بخواهند بچّه زنده را از شکم زن حامله‌ای که دفنش کرده‌اند بیرون آورند.

هفتم: بترسند درنده‌ای بدن میّت را پاره کند، یا سیل آن را ببرد، یا دشمن بیرون آورد.

هشتم: قسمتی از بدن میّت را که با او دفن نشده بخواهند دفن کنند، ولی احتیاط مستحب آن است که آن قسمت از بدن را طوری در قبر بگذارند که بدن میّت دیده نشود.

نهم: میّت را بخواهند به مشاهد مشرّفه نقل نمایند، به‌خصوص اگر وصیّت کرده باشد.

احکام نماز‌

نماز مهم‌ترین عمل دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت‌های دیگر هم قبول می‌شود، و اگر پذیرفته نشود عبادت‌های دیگر هم قبول نمی‌شود، و همان طور که اگر انسان در هر شبانه روز پنج نوبت در نهر آبی شستشو کند، چرک در بدنش نمی‌ماند، نمازهای پنج‌گانه هم انسان را از گناهان پاک می‌کند.

و سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسی که نماز را سبک شمارد، مانند کسی است که نماز نمی‌خواند. پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: کسی که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است.

روزی حضرت در مسجد تشریف داشتند، مردی وارد و مشغول نماز شد و رکوع و سجودش را کاملاً بجا نیاورد، حضرت فرمودند: اگر این مرد در حالی که نمازش اینطور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است.

پس انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتابزدگی نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد و متوجه باشد که با چه کسی سخن می‌گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند، و اگر انسان در موقع نماز کاملاً به این مطلب توجّه کند از خود بی‌خبر می‌شود، چنانکه در حال نماز تیر را از پای مبارک حضرت امیر المؤمنین(ع) بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند.

و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار کند و گناهانی که مانع قبول شدن نماز است؛ مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات، بلکه هر معصیتی را ترک کند.

همچنین سزاوار است کارهایی که ثواب نماز را کم می‌کند بجا نیاورد، مثلاً در حال خواب‌آلودگی و خودداری از بول به نماز نایستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند، و‌ کارهایی که ثواب نماز را زیاد می‌کند بجا آورد، مثلاً انگشتر عقیق به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد، و شانه و مسواک کند، و خود را خوشبو نماید.

اقسام نماز

نمازهای واجب‌

نمازهای واجب شش قسم است:

اوّل: نمازهای روزانه

دوم: نماز آیات

سوم: نماز میّت

چهارم: نماز طواف واجب خانه خدا

پنجم: نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگ‌تر واجب است

ششم: نمازی که به واسطۀ اجاره یا شرط یا نذر و قسم و عهد و امری که اطاعت آن لازم است بر انسان واجب می‌شود. و نماز جمعه از نمازهای روزانه است.

نمازهای واجب روزانه‌

نمازهای واجب روزانه پنج تاست: ظهر و عصر، هر کدام چهار رکعت. مغرب، سه رکعت. عشا، چهار رکعت. صبح، دو رکعت.

736 ٠نماز مسافر٠ در سفر باید نمازهای چهار رکعتی را با شرایطی که گفته می‌شود، دو رکعت خواند.

وقت نمازهای روزانه

وقت نماز ظهر و عصر

737 ٠ظهر شرعی٠ اگر چوب یا چیزی مانند آن را (که به آن شاخص می‌گویند) راست در زمین هموار فرو برند، صبح که خورشید بیرون می‌آید، سایه آن به طرف مغرب می‌افتد و هر چه آفتاب بالا می‌آید این سایه کم می‌شود و در شهرهای ما در اوّل ظهر شرعی‌[1] به آخرین درجۀ کمی می‌رسد و ظهر که گذشت، سایۀ آن به طرف مشرق‌ برمی‌گردد و هر چه خورشید رو به مغرب می‌رود سایه زیادتر می‌شود، بنابراین وقتی سایه به آخرین درجه کمی رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت معلوم می‌شود ظهر شرعی شده است. ولی در بعضی شهرها مثل مکّه که گاهی موقع ظهر سایه بکلی از بین می‌رود، بعد از آن‌که سایه دوباره پیدا شود، معلوم می‌شود ظهر شده است.

738 ٠وقت مخصوص و مشترک نماز ظهر و عصر٠ نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و وقت مشترکی دارند:

وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر است تا وقتی که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد.

اگر کسی در اثر ندانستن مسأله تمام نماز عصر را در این وقت بخواند، نمازش باطل است.

وقت مخصوص نماز عصر موقعی است که تنها به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب باقی مانده باشد، که اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهرش قضا شده و باید نماز عصر را بخواند.

و ما بین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است؛ اگر کسی در این وقت در اثر ندانستن مسأله تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند، نمازش بنابر احتیاط باطل است.

739 ٠تفاوت مسافر و حاضر در وقت مشترک ومخصوص٠ وقت مخصوص و مشترک که معنای آن در مسألۀ پیش گفته شد، برای اشخاص فرق می‌کند، مثلاً برای مسافر اگر به اندازۀ خواندن دو رکعت نماز از اوّل ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر تمام شده و وقت مشترک آغاز شده، و برای کسی که مسافر نیست، باید به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.

740 ٠خواندن سهوی نماز عصر پیش از نماز ظهر و التفات به آن در بین نماز٠ اگر در وقت مشترک یا وقت اختصاصی ظهر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه کرده است، باید نیّت را به نماز ظهر برگرداند؛ ولی اگر نمازش شکسته است و در وقت اختصاصی ظهر، در بین نماز متوجّه اشتباه خود شود، باید بعد از این نماز -که قطع آن خلاف احتیاط استحبابی است- هردو نماز را به ترتیب بجا آورد.

741 ٠خواندن سهوی نماز عصر پیش از نماز ظهر و التفات به آن بعد از نماز٠ اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و پس از نماز متوجه اشتباه خود شود، باید نمازش را نماز ظهر قرار دهد و پس از آن نماز عصر را بخواند، و ظاهراً در اینجا فرقی نیست که این اشتباه در وقت مختص ظهر باشد یا در وقت مشترک، و بنابر احتیاط مستحب در نماز دوم قصد خصوص نماز عصر را نکند، بلکه نماز را به قصد ما فی الذمّه بجا آورد. ولی اگر نمازش شکسته است و در وقت اختصاصی نماز ظهر متوجه شود نماز ظهر را رجاءً بخواند و پس از آن باید نماز عصر را بجا آورد، و اگر در وقت مشترک متوجه شده پس از آن دو رکعت نماز به قصد ما فی الذمه بجا آورد و نیت خصوص ظهر یا عصر نکند.

742 ٠نماز جمعه در زمان حضور و غیبت امام(ع)٠ در زمان حضور امام(ع) واجب است انسان در روز جمعه به جای نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند؛ ولی در زمان غیبت حضرت، با امکان حضور در نماز جمعه با شرایط معتبر، از مجتهد دیگر -با رعایت شرط اعلمیت- تقلید شود.

743 ٠وقت نماز جمعه٠ وقت نماز جمعه از اوّل ظهر است تا یک ساعت، و مراد از ساعت، روز است؛ بنابراین در فصول مختلف تغییر می‌کند.

وقت نماز مغرب و عشا

744 ٠موقع مغرب٠ مغرب موقعی است که سرخی طرف مشرق که در هنگام غروب آفتاب پدیدار می‌گردد از بین برود.

745 ٠وقت مخصوص و مشترک نماز مغرب و عشا٠ نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند:

وقت مخصوص نماز مغرب از اوّل مغرب است، تا وقتی که از مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز بگذرد، که اگر کسی مثلاً مسافر باشد و سهواً یا به جهت ندانستن مسأله، تمام نماز عشا را در این وقت بخواند، نمازش باطل است.

وقت مخصوص نماز عشا برای افراد غیر معذور: موقعی است که به اندازۀ خواندن عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسی بدون عذر تا این موقع نماز مغرب و عشا را نخواند، باید اوّل نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند.

و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترک نماز مغرب و عشا است که اگر کسی در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز متوجّه شود، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد؛ ولی اگر در اثر ندانستن مسأله نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند بنابر احتیاط نمازش باطل است.

746 ٠خواندن سهوی نماز عشا قبل از نماز مغرب و التفات به آن در بین نماز٠ اگر پیش از خواندن نماز مغرب سهواً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند -و اگر مقداری از آن را در وقت مختص مغرب خوانده باشد احتیاط مستحب آن است که، نماز مغرب را قبل از نماز عشا اعاده کند- و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باشد، بنابر احتیاط باید نماز را تمام کرده و بعد از خواندن نماز مغرب نماز عشا را اعاده کند.

747 ٠آخر وقت نماز مغرب و عشا برای افراد غیر معذور٠ آخر وقت نماز مغرب برای افراد غیر معذور موقعی است که به اندازۀ خواندن نماز عشا به نصف شب وقت مانده باشد و آخر وقت نماز عشا برای افراد غیر معذور نصف شب است، و شب را باید از اوّل غروب تا طلوع فجر حساب کرد، نه تا اوّل آفتاب.‌[2]

748 ٠آخر وقت نماز مغرب و عشا برای افراد معذور٠ اگر بواسطۀ عذری؛ مانند خواب یا فراموشی یا حائض بودن نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند نمازش قضا نشده و باید آن را تا قبل از اذان صبح بخواند و می‌تواند در آن نیت ادا کند و احتیاط مستحب آن است که نماز را بدون نیت ادا و قضا بجا آورد، و اگر از روی معصیت نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند نماز وی قضا شده است؛ ولی احتیاط مستحب آن است که تا قبل از اذان صبح، بدون این که‌ نیت ادا و قضا کند آن نماز را بجا آورد و کسی که بدون عذر شرعی قبل از خواندن نماز عشا بخوابد و تا نصف شب بیدار نشود باید آن روز را روزه بگیرد.

وقت نماز صبح

749 ٠وقت نماز صبح٠ نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیده‌ای رو به بالا حرکت می‌کند که آن را فجر اوّل یا فجر کاذب گویند، موقعی که آن سفیده پهن شد، فجر دوم یا فجر صادق و اوّل وقت نماز صبح است، البته در شب‌های روشن که مهتاب سبب می‌شود روشنی در افق نمایان نشود نمازگزار باید احتیاط کند و تا روشن شدن افق نماز را تأخیر بیاندازد.

آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون می‌آید.

احکام وقت نماز

750 ٠راه‌های اثبات داخل شدن وقت٠ موقعی انسان می‌تواند مشغول نماز شود که خودش یا نوع مردم اطمینان کنند که وقت داخل شده یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند، و خبر دادن یک نفر عادل کافی نیست.

751 ٠ممکن نبودن تشخیص وقت٠ اگر به خاطر مانعی مثلاً وجود ابر یا غبار، در اوّل وقت نماز به داخل شدن وقت اطمینان شخصی یا نوعی حاصل نشود، باید نماز را به تأخیر انداخت تا اطمینان شخصی یا نوعی پیدا شود، یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند؛ به ویژه در مواردی که نسبت به شناختن وقت مانع شخصی وجود داشته باشد، مثلاً به واسطۀ نابینایی یا بودن در زندان نتواند در اوّل وقت نماز به داخل شدن وقت، اطمینان کند.

752 ٠خواندن تمام یا قسمتی از نماز پیش از وقت با حجّت شرعی٠ اگر به یکی از راه‌های گذشته برای انسان ثابت شود که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است، و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده؛ ولی اگر در بین نماز بفهمد که وقت داخل شده، یا بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده بود، نماز او صحیح است.

753 ٠خواندن نماز بدون توجّه به ثابت شدن دخول وقت٠ اگر انسان متوجّه نباشد که باید ثابت شود که وقت داخل شده تا مشغول نماز شود، چنانچه در بین نماز یا بعد از نماز بفهمد که تمام آنچه خوانده در وقت بوده، نماز او صحیح وگرنه، باطل است.

754 ٠شک به داخل شدن وقت در بین نماز٠ اگر اطمینان کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است؛ ولی اگر در بین نماز اطمینان داشته باشد که وقت داخل شده نمازش صحیح است، هر چند اطمینان کند که نماز را پیش از وقت شروع کرده است، چنانکه گذشت.

755 ٠ترک مستحبات در تنگی وقت٠ اگر وقت نماز به قدری تنگ است که به واسطۀ بجا آوردن بعضی از کارهای مستحب نماز، همچون اذان و قنوت -بلکه سوره- بترسد مقداری از آن بعد از وقت خوانده شود، باید آن مستحب را بجا نیاورد. و اگر آن را بجا آورد نمازش باطل نمی‌شود هر چند معصیت کرده است.

756 ٠وظیفۀ کسی که به اندازۀ یک رکعت وقت دارد٠ کسی که به اندازۀ خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، باید نماز را بخواند، و اگر بدون عذر نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد معصیت کرده، ولی باید نماز را بخواند؛ و در این دو صورت بنابر احتیاط مستحب نیت ادا و قضا نکند.

757 ٠تأخیر نماز تا آخر وقت برای غیر مسافر٠ کسی که مسافر نیست اگر نماز ظهر و عصر خود را تا نزدیکی غروب آفتاب به تأخیر بیندازد مسأله سه صورت دارد:

اوّل: به اندازۀ خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، در این صورت باید نماز ظهر و عصر خود را به ترتیب بخواند.

دوم: به این اندازه وقت ندارد ولی به اندازۀ یک رکعت یا بیشتر وقت دارد، در این صورت نماز ظهرش قضا شده، باید بدون تأخیر نماز عصر را بجا آورد.

سوم: به اندازۀ یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز ظهر و عصر هر دو قضا شده است.

چنانچه غیر مسافر نماز مغرب و عشا را تا نزدیکی نیمه شب به تأخیر بیندازد و به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند. در غیر این صورت، اگر تأخیر بدون عذر باشد دو صورت دارد:

اوّل: به اندازۀ پنج رکعت وقت ندارد، ولی به اندازه یک رکعت یا بیشتر وقت دارد، در این صورت باید نماز عشا را فوراً بخواند و سپس نماز مغرب را قضا کند و بنابر احتیاط مستحب نماز مغرب را تا پیش از طلوع فجر بخواند و در آن نیت ادا یا قضا نکند.

دوم: به اندازۀ یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا قضا شده و بنابر احتیاط مستحب آن دو را تا پیش از طلوع فجر بجا آورد و در آن نیت ادا یا قضا نکند.

و اگر تأخیر با عذر باشد سه صورت دارد:

اوّل: به اندازۀ چهار رکعت وقت داشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا را به ترتیب انجام داده و بنابر احتیاط مستحب نماز مغرب را تا پیش از طلوع فجر، بدون نیت ادا یا قضا اعاده کند.

دوم: به اندازۀ چهار رکعت وقت نداشته ولی به اندازه یک رکعت یا بیشتر وقت داشته باشد، در این صورت باید نماز مغرب را بخواند و تا پیش از طلوع فجر نماز عشا را بجا آورد. و بنابر احتیاط مستحب نماز مغرب را پیش از آن بدون نیت ادا یا قضا اعاده کند و در نماز عشا نیز نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

سوم: به اندازۀ یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت باید نماز مغرب و عشا را تا پیش از طلوع فجر بجا آورد و بنابر احتیاط مستحب در آن‌ها نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

در تأخیر نماز مغرب و عشا تا نزدیکی طلوع فجر با عذر سه صورت وجود دارد:

اوّل: به اندازۀ پنج رکعت وقت داشته باشد در این صورت باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند و بنابر احتیاط مستحب در آن‌ها نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

دوم: به این اندازه وقت نداشته باشد ولی به اندازۀ یک رکعت یا بیشتر وقت داشته باشد، در این صورت نماز مغربش قضا شده، باید نماز عشا را در این وقت بجا آورد و بنابر احتیاط مستحب نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

سوم: به اندازۀ یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا هر دو قضا شده است.

گفتنی است که در تأخیر نماز مغرب و عشا تا نزدیکی طلوع فجر بدون عذر نیز نظیر این سه صورت وجود دارد و حکم هر سه صورت چنین است که با تأخیر نماز مغرب و عشا از نصف شب بدون عذر، این دو نماز قضا می‌شوند -همچنان که گذشت- ولی احتیاط مستحب آن است که حکم سه صورت تأخیر با عذر در اینجا نیز جاری گردد؛ و در هر حال نمی‌تواند در نماز نیت ادا کند.

758 ٠تأخیر نماز تا آخر وقت برای مسافر٠ کسی که مسافر است، اگر نماز ظهر و عصر خود را تا نزدیکی غروب آفتاب به تأخیر بیندازد، مسأله سه صورت دارد:

اوّل: به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، در این صورت نماز ظهر و عصر را به ترتیب می‌خواند.

دوم: به این اندازه وقت ندارد ولی به اندازۀ یک رکعت یا بیشتر وقت دارد، در این صورت نماز ظهرش قضا شده باید نماز عصر را بجا آورد.

سوم: به اندازۀ یک رکعت هم وقت نداشته باشد که در این صورت نماز ظهر و عصر هر دو قضا شده است.

مسافر اگر نماز مغرب و عشا را تا نزدیکی نیمه شب به تأخیر بیندازد و به اندازۀ خواندن چهار رکعت وقت داشته باشد، باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند.

در غیر این صورت، اگر تأخیر بی‌عذر باشد سه صورت دارد:

اوّل: به اندازۀ خواندن سه رکعت وقت داشته باشد، در این صورت، نخست نماز عشا را خوانده و پس از آن فوراً نماز مغرب را می‌خواند و بنابر احتیاط مستحب در آن نیت ادا یا قضا نکند.

دوم: به این اندازه هم وقت ندارد ولی به اندازۀ یک رکعت یا بیشتر وقت دارد، در این صورت باید نماز عشا را بخواند و سپس نماز مغرب را قضا کند و بنابر احتیاط مستحب نماز مغرب را تا پیش از طلوع فجر بجا آورد و در آن نیت ادا یا قضا نکند.

سوم: به اندازۀ یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا قضا شده و بنابر احتیاط مستحب باید آن دو را تا پیش از طلوع فجر بجا آورد و نیت ادا یا قضا نکند.

و اگر تأخیر تا وقتی که کمتر از چهار رکعت وقت دارد با عذر صورت گیرد، مسأله دو صورت دارد:

اوّل: به اندازۀ یک رکعت یا بیشتر وقت داشته باشد، در این صورت باید نماز مغرب را بخواند و تا پیش از طلوع فجر نماز عشا را بجا آورد و بنابر احتیاط مستحب نماز مغرب را پیش از آن بدون نیت ادا یا قضا اعاده کند و در نماز عشا نیز نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

دوم: به اندازۀ یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت باید نماز مغرب و عشا را تا پیش از طلوع فجر بجا آورد و بنابر احتیاط مستحب در آن‌ها نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

در تأخیر نماز مغرب و عشا برای مسافر تا نزدیکی طلوع فجر با عذر سه صورت دارد:

اوّل: به اندازۀ چهار رکعت وقت داشته باشد در این صورت باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند و بنابر احتیاط مستحب در آن‌ها نیت خصوص ادا یا قضا نکند.

دوم: به این اندازه وقت نداشته باشد ولی به اندازۀ یک رکعت یا بیشتر وقت داشته باشد، در این صورت نماز مغربش قضا شده، باید نماز عشا را در این وقت بجا آورد و بنابر احتیاط مستحب نیت خصوص ادا یا قضا نکند؛ بلکه احتیاط مستحب آن است که بعد از قضا کردن نماز مغرب دوباره نماز عشا را قضا کند.

سوم: به اندازۀ یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا هر دو قضا شده است.

و بنابر احتیاط مستحب در تأخیر بدون عذر تا نزدیکی طلوع فجر نیز حکم تأخیر با عذر جاری می‌شود؛ ولی نمی‌تواند در نماز نیت ادا کند.

759 ٠نماز اوّل وقت٠ مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت آن بخواند، و درباره آن سفارش بسیار شده است، و هر چه به اوّل وقت نزدیک‌تر باشد بهتر است؛ مگر آن‌که تأخیر آن از جهتی بهتر باشد، مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.

760 ٠نماز اوّل وقت برای معذور از طهارت٠ هر گاه انسان عذری دارد که اگر بخواهد در اوّل وقت نماز بخواند ناچار است مثلاً با تیمّم یا با لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقی است می‌تواند در اوّل وقت نماز بخواند؛ ولی اگر برخلاف عقیدۀ وی، عذر او در وقت برطرف شد باید نماز را دوباره بخواند، و اگر احتمال می‌دهد عذر او از بین می‌رود می‌تواند صبر کند تا عذرش برطرف شود و اگر از برطرف شدن عذرش ناامید شد مطابق وظیفۀ خود نماز می‌خواند و می‌تواند قبل از آن رجاءً مثلاً تیمّم کرده، یا با لباس نجس نماز بخواند، در این صورت اگر عذرش تا آخر وقت باقی بود نمازش صحیح است وگرنه، باید آن را اعاده کند.

761 ٠حکم نماز در صورت ندانستن مسائل مورد ابتلاء٠ کسی که مسائل نماز و احکام شک و سهو را نمی‌داند و احتمال می‌دهد که یکی از این‌ها در نماز پیش آید و نمازش را باطل کند، نمی‌تواند در اوّل وقت با قصد جزمی نماز را شروع کند بلکه یا باید نماز را در اوّل وقت به قصد رجاء شروع کند یا برای یاد گرفتن این‌ها نماز را از اوّل وقت به تأخیر بیندازد ولی اگر اطمینان دارد که نماز را به‌طور صحیح تمام می‌کند، می‌تواند در اوّل وقت با نیت جزمی مشغول نماز شود، و در هر صورت اگر در نماز مسأله‌ای که حکم آن را نمی‌داند پیش نیاید، نماز او صحیح است و اگر مسأله‌ای که حکم آن را نمی‌داند پیش آید، جایز است به یکی از دو طرفی که احتمال می‌دهد، عمل نماید و نماز را تمام کند؛ ولی بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل باشد، دوباره بخواند و اگر صحیح بوده، اعاده لازم نیست.

762 ٠تزاحم نماز با واجب فوری دیگر٠ اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را که وقتش رسیده مطالبه می‌کند، در صورتی که ممکن است، باید اوّل قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند، و همچنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را بجا آورد پیش آید، مثلاً ببیند مسجد نجس است که باید اوّل مسجد را تطهیر کند، بعد نماز بخواند و در هر دو صورت چنانچه اوّل نماز بخواند معصیت کرده، ولی نماز او صحیح است.

مسائل مربوط به ترتیب نمازها

763 ٠لزوم ترتیب در بین نمازها٠ انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر با علم و عمد، نماز عصر را پیش از نماز ظهر، یا نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند، باطل است.

764 ٠تغییر نیت در بین نماز٠ اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمی‌تواند نیت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید نماز عصر را جداگانه بخواند و همین‌طور است در نماز مغرب و عشا.

765 ٠اطمینان به نخواندن نماز ظهر در بین نماز عصر٠ اگر در بین نماز عصر اطمینان پیدا کند که نماز ظهر را نخوانده است، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام نماید و چنانچه پس از برگرداندن نیت به نماز ظهر یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده در صورتی که هیچ یک از اجزاء واجب را به نیت ظهر بجا نیاورده باشد، باید نیت را به نماز عصر برگرداند و نماز را تمام کند، و اگر برخی از اجزاء واجب را که از قبیل ذکر خدا و قرآن باشد خوانده، بنابر احتیاط آن اجزاء را دوباره به قصد قربت؛ بدون نیت خصوص وجوب یا استحباب، بجا آورد و نمازش را تمام کند، و در غیر این دو صورت نماز را رجاءً به نیت عصر تمام کند و دوباره آن را اعاده کند.

766 ٠اطمینان به نخواندن نماز مغرب در بین نماز عشا٠ اگر در بین نماز عشا اطمینان پیدا کند که نماز مغرب را نخوانده است، چنانچه داخل رکوع رکعت چهارم نشده باشد، نیت را به نماز مغرب برمی‌گرداند و نماز را تمام می‌کند، و چنانچه بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم باشد، می‌تواند نماز را به‌هم بزند و نماز مغرب و عشا را بخواند؛ ولی احتیاط مستحب آن است که نماز را به نیت عشا رجاءً تمام کند و در هر حال باید نماز مغرب و عشا را بخواند.

767 ٠شک در خواندن نماز ظهر در بین نماز عصر٠ اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه، بعید نیست بتواند نماز را به نیت عصر تمام کند و نیازی به خواندن نماز ظهر نیست؛ هر چند‌ در وسعت وقت، احتیاط مستحب آن است که نماز را به قصد ما فی الذمّه تمام کند و پس از آن رجاءً چهار رکعت (یا دو رکعت در مورد مسافر) بدون نیت ظهر یا عصر بجا آورد.

768 ٠شک در خواندن نماز مغرب در بین نماز عشا٠ اگر در نماز عشا شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، بعید نیست که بتواند نماز خود را به نیت عشا تمام کند و نیازی به خواندن نماز مغرب نیست، هر چند احتیاط مستحب آن است که اگر در وسعت وقت شک کند، پس از اتمام این نماز، نماز مغرب و عشا را رجاءً بجا آورد.

769 ٠برگشت از نماز احتیاطی به نماز قبلی آن٠ اگر انسان بخواهد نمازی را که حجت شرعی بر صحیح بودن آن دارد، احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید نمازی را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمی‌تواند نیت را به آن نماز برگرداند؛ مثلاً موقعی که نماز عصر را احتیاطاً می‌خواند، اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است، نمی‌تواند نیت را به نماز ظهر برگرداند. بله چنانچه نماز اولی که خوانده بر طبق حجت شرعی باطل بوده و دوباره نماز را شروع کند، بعد از این که یادش آمد نماز سابق را نخوانده باید نیت را به آن نماز برگرداند.

770 ٠عدول از نماز قضا به ادا و از مستحبی به نماز دیگر٠ برگرداندن نیت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب یا نماز مستحب دیگر جایز نیست.

771 ٠عدول از نماز ادا به قضا٠ انسان می‌تواند در بین نماز ادا نیت را به نماز قضا برگرداند؛ به تفصیلی که در فصل نماز قضا (مسألۀ 1394) خواهد آمد.

نمازهای مستحب‌

اقسام نمازهای  مستحب

772 ٠نافله نمازهای شبانه روز٠ نمازهای مستحبی بسیار است و آن‌ها را نافله می‌گویند، و در میان نمازهای مستحبی به خواندن نافله‌های شبانه روز بیشتر سفارش شده است و آن‌ها در غیر روز جمعه سی و چهار رکعتند که هشت رکعت آن نافلۀ ظهر، و هشت رکعت نافلۀ عصر، و چهار رکعت نافلۀ مغرب، و دو رکعت نافلۀ عشا، و یازده رکعت نافله شب، و دو رکعت نافلۀ صبح می‌باشد، و چون دو رکعت نافلۀ عشا را بنابر احتیاط باید نشسته خواند، یک رکعت حساب می‌شود. و در روز جمعه بر شانزده رکعت نافلۀ ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه می‌شود.

نمازهای نافله -به جز نافله وتر و برخی نافله‌هایی که در کتاب‌های مفصّل ذکر شده- دو رکعت دو رکعت خوانده می‌شود.

773 ٠نماز شب٠ از یازده رکعت نافلۀ شب، هشت رکعت آن به نیت نافلۀ شب و دو رکعت آن به نیت نماز شفع و یک رکعت آن، به نیت نماز وتر خوانده می‌شود،[3] آداب و مستحبات نافلۀ شب در کتاب‌های دعا به‌طور کامل گفته شده است.

774 ٠نشسته خواندن نمازهای نافله٠ نمازهای نافله را می‌شود نشسته خواند، ولی بهتر است دو رکعت نماز نافلۀ نشسته را یک رکعت حساب کند، مثلاً کسی که می‌خواهد نافلۀ ظهر را که هشت رکعت است، نشسته بخواند، بهتر است شانزده رکعت بخواند، و اگر می‌خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز یک رکعتی نشسته بخواند.

775 ٠خواندن نمازهای نافله در سفر٠ نافله‌های شبانه روز در مورد مسافر نیز مستحب است؛ ولی نافلۀ ظهر و عصر در سفر ساقط می‌شود، و نافلۀ عشا بنابر احتیاط به قصد رجاء خوانده شود.

وقت نافله‌های شبانه روز

776 ٠وقت نافلۀ ظهر و وقت فضیلت آن٠ نافلۀ نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده می‌شود. وقت فضیلت آن از اوّل ظهر است، تا هنگامی که آن مقدار از سایۀ شاخص که بعد از ظهر پیدا می‌شود به اندازۀ دو هفتم آن شود؛ مثلاً اگر درازای شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سایه‌ای که بعد از ظهر پیدا می‌شود به دو وجب رسید، آخر وقت فضیلت نافلۀ ظهر است.

777 ٠وقت نافلۀ عصر و وقت فضیلت آن٠ نافلۀ عصر پیش از نماز عصر خوانده می‌شود و وقت فضیلت آن تا هنگامی است که آن مقدار از سایۀ شاخص که بعد از ظهر پیدا می‌شود، به چهار هفتم آن برسد، و چنانچه بخواهد نافلۀ ظهر یا عصر را بعد از وقت فضیلت آن‌ها بخواند، بهتر است نافلۀ ظهر را بعد از نماز ظهر و نافلۀ عصر را بعد از نماز عصر بخواند و بنابر احتیاط مستحب نیت ادا و قضا نکند.

778 ٠وقت نافلۀ مغرب و وقت فضیلت آن٠ نافلۀ مغرب، پس از نماز مغرب خوانده می‌شود و وقت فضیلت آن تا وقتی است که سرخی طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا می‌شود از بین برود.

779 ٠وقت نافلۀ عشا و وقت فضیلت آن٠ وقت نافلۀ عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است و بهتر است بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.

780 ٠وقت نافلۀ صبح و وقت فضیلت آن٠ نافلۀ صبح پیش از نماز صبح خوانده می‌شود و وقت فضیلت آن بعد از فجر اوّل است تا وقتی که سرخی طرف مشرق پیدا شود، و نشانۀ فجر اوّل در وقت نماز صبح گفته شد، و جایز است نافلۀ صبح را بعد از نافلۀ شب بلافاصله بخوانند.

781 ٠وقت نافلۀ شب و وقت فضیلت آن٠ وقت نافلۀ شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود.

782 ٠خواندن نافلۀ شب در اوّل شب٠ مسافر و کسی که برای او سخت است نافلۀ شب را بعد از نصف شب بخواند، می‌تواند آن را در اوّل شب بجا آورد.

نماز غفیله‌

783 ٠وقت نماز غفیله و دستور خواندن آن٠یکی از نمازهای مستحبی بنابر مشهور نماز غفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده می‌شود و وقت آن بنابر احتیاط پیش از آن است که سرخی طرف مغرب از بین برود.

در رکعت اوّل نماز غفیله، بعد از حمد باید به جای سوره، این آیات را بخوانند:

«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادیٰ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلٰـهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمِیـنَ * فَاسْتَجَبْنا لَـهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ و كَذٰلِـكَ نُنْـجِي الْمُؤْمِنـینَ»[4]

و در رکعت دوم بعد از حمد به جای سوره، این آیه را بخوانند:

«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلّا هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِي الْـبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلّا في كِتابٍ مُـبینٍ»[5]

و در قنوت آن بگویند:

«اللّٰهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَیْبِ الَّتي لا یَعْلَمُها إِلّا أَنْتَ أَنْ تُصَلّيَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بي كَذا وَ كَذا»

و به جای «كَذا وَ كَذا» حاجت‌های خود را بگویند؛ و بعد بگویند:

«اللّٰهُمَّ أَنْتَ وَليُّ نِعْمَتي وَ الْقادِرُ عَلیٰ طَلِبَتي تَعْلَمُ حاجَتي فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ[6] لَمّا قَضَیْتَها لي».

احکام قبله

784 ٠مراد از قبله٠ خانۀ کعبه -که در مکّۀ معظّمه قرار دارد- و محاذی آن تا آسمان، قبله است و باید روبروی آن نماز خواند و اگر طوری بایستد که بگویند: رو به قبله نماز می‌خواند، کافی است، و همچنین است کارهای دیگر؛ مانند سربریدن حیوانات که باید رو به قبله انجام گیرد.

785 ٠رو به قبله بودن در نماز٠ در نماز واجب -ایستاده باشد یا نشسته- باید صورت نمازگزار رو به قبله بوده و نیز طوری باشد که بگویند رو به قبله نماز می‌خواند.

786 ٠رو به قبله بودن انگشتان پا٠ چنانچه نمازگزار ایستاده نماز می‌خواند، احتیاط مستحب آن است که انگشتان پای او هم رو به قبله باشد.

787 ٠نحوۀ رو به قبله بودن در نماز خوابیده٠ کسی که نمی‌تواند نشسته نماز بخواند، بنابر احتیاط باید در حال نماز به پهلوی راست طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد، و اگر ممکن نیست، بنابر احتیاط باید به پهلوی چپ طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد و اگر این را هم نتواند، بنابر احتیاط باید به پشت بخوابد به‌طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.

788 ٠رعایت قبله در نماز احتیاط، سجده سهو و تشهد فراموش شده٠ نماز احتیاط و سجده و تشهد فراموش شده را باید رو به قبله بجا آورد، و بنابر احتیاط سجدۀ سهو را نیز باید رو به قبله بجا آورد.

789 ٠خواندن نماز مستحبی در حال راه رفتن و رعایت قبله٠ نماز مستحبی را می‌شود در حال راه رفتن و سواری خواند و اگر انسان در این دو حال نماز مستحبی بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد.

790 ٠وظیفۀ نمازگزار برای پیدا کردن قبله٠ کسی که می‌خواهد نماز بخواند، باید برای پیدا کردن قبله کوشش نماید تا یقین یا چیزی که در حکم آن است، پیدا کند که قبله کدام طرف است، و اگر‌ نتواند باید به گمانی که از محراب مسجد مسلمانان یا قبرهای آنان یا از راه‌های دیگر پیدا می‌شود عمل نماید، حتی اگر از گفتۀ فاسق یا کافری که بر اساس قواعد علمی قبله را می‌شناسد گمان به قبله پیدا کند، کافی است.

791 ٠اکتفا به گمان در صورت امکان تحصیل گمان قوی تر٠ کسی که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قویتری پیدا کند نمی‌تواند به گمان خود عمل کند، مثلاً اگر میهمان از گفتۀ صاحب خانه گمان به قبله پیدا کند، ولی بتواند از راه دیگر گمان قویتری پیدا کند، نباید به حرف او عمل نماید.

792 ٠وظیفۀ نمازگزار در صورت گمان نداشتن به طرفی٠ اگر برای پیدا کردن قبله وسیله‌ای ندارد، یا با این که کوشش کرده گمانش به طرفی نمی‌رود، چنانچه از پیدا نمودن قبله تا آخر وقت ناامید باشد، نماز خواندن به یک طرف که احتمال می‌دهد قبله است کافی است و احتیاط مستحب آن است که چنانچه وقت وسعت دارد، چهار نماز به چهار طرف بخواند.

793 ٠یقین یا گمان به بودن قبله در یکی از دو طرف٠ اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکی از دو طرف است و وسیله‌ای که بتواند قبله را مشخص کند نداشته باشد باید به هر دو طرف نماز بخواند.

794 ٠شیوۀ خواندن دو نماز پشت سر هم به چند طرف٠ کسی که بخواهد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد دو نماز بخواند که مثل نماز ظهر و عصر باید یکی را بعد از دیگری بخواند، احتیاط مستحب آن است که نماز اوّل را به آن چند طرف بخواند، بعد نماز دوم را شروع کند.

795 ٠ندانستن قبله در کارهایی که به قبله نیاز دارد٠ اگر بخواهد غیر از نماز کاری کند که باید رو به قبله انجام دهد، مثلاً بخواهد سر حیوانی را ببرد، در صورت امکان باید این کار را تأخیر بیندازد و با یقین یا چیزی که در حکم یقین است، آن را رو به قبله انجام دهد، و اگر امکان نداشته باشد، مثلاً حیوان در معرض تلف قرار داشته باشد باید به گمان خود عمل نماید و اگر گمان ممکن نیست، می‌تواند به هر طرف که احتمال بدهد رو به قبله است انجام دهد.

پوشاندن بدن در نماز‌

796 ٠پوشش مردان در نماز٠ مرد باید در حال نماز، اگر چه کسی او را نمی‌بیند، عورتین خود را بپوشاند، و بهتر است که از ناف تا زانو را بپوشاند.

797 ٠پوشش زنان در نماز٠ زن باید در موقع نماز تمام بدن حتی سر و موی خود را بپوشاند؛ و احتیاط مستحب آن است که کف پاها را هم بپوشاند؛ ولی پوشاندن صورت به مقداری که در وضو شسته می‌شود و دست‌ها تا مچ و روی پاها تا مچ پا لازم نیست.

798 ٠پوشش در نماز احتیاط، سجدۀ سهو و تشهد فراموش شده٠ موقعی که انسان نماز احتیاط می‌خواند یا قضای سجدۀ فراموش شده یا تشهّد فراموش شده را بجا می‌آورد، باید خود را مثل هنگام نماز بپوشاند و احتیاط آن است که در هنگام بجا آوردن سجده سهو نیز خود را بپوشاند.

799 ٠رعایت نکردن عمدی پوشش لازم در نماز٠ اگر کسی عمداً پوشش لازم را در نماز رعایت نکند نمازش باطل است، خواه حکم پوشش نماز را بداند یا در آن شک داشته باشد، بلکه بنابر احتیاط در صورت غفلت از مسأله، یا اشتباه در آن نیز نمازش باطل است.

800 ٠توجّه به نداشتن پوشش بین نماز یا بعد از آن٠ اگر شخصی در بین نماز بفهمد که پوشش لازم را دارا نیست، باید خود را بپوشاند و نمازش صحیح است ولی نباید پس از فهمیدن، بدون پوشاندن خود کارهای نماز را انجام دهد، همچنین اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز پوشش لازم را نداشته نمازش صحیح است.

801 ٠پوشیدن لباسی که در بعضی حالات نماز، بدن را نمی‌پوشاند٠ اگر در حال ایستاده لباسش او را می‌پوشاند ولی ممکن است در حال دیگر، مثلاً در حال رکوع و سجود نپوشاند، چنانچه هنگامی که ممکن است لباسش او را نپوشاند به وسیله‌ای خود را بپوشاند. نماز او صحیح است؛ ولی احتیاط مستحب آن است که با آن لباس نماز نخواند.

802 ٠پوشاندن بدن با علف و برگ درختان٠ انسان هنگامی که پوشاک ندارد می‌تواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند و بنابر احتیاط، هنگامی که پوشاک دارد با علف و برگ درختان خود را نپوشاند.

803 ٠پوشاندن بدن با گِل و مانند آن٠ بنابر احتیاط انسان اگر فقط گل یا لجن یا آب گل‌آلود و مانند آن در اختیار دارد، دو نماز بخواند: در یک نماز با گل و مانند آن خود را بپوشاند و در نماز دیگر مانند کسی که چیزی ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند رفتار کند، همان طور که در مسألۀ 805 خواهد آمد.

804 ٠نماز اوّل وقت در صورت نیافتن پوشش لازم٠ اگر چیزی ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه مأیوس از پیدا کردن آن تا آخر وقت باشد می‌تواند در اوّل وقت نماز بخواند؛ ولی اگر اتّفاقاً تا آخر وقت پیدا شد باید نماز خود را اعاده کند، و اگر احتمال دهد پیدا می‌کند می‌تواند نماز خود را به تأخیر بیندازد و در آخر وقت مطابق وظیفه‌اش نماز بخواند و می‌تواند قبل از آن رجاءً نماز بخواند که اگر تا آخر وقت عذرش باقی بود نماز خوانده شده صحیح، وگرنه باید آن را اعاده کند.

805 ٠شیوه نماز برهنگان٠ کسی که می‌خواهد نماز بخواند، اگر برای پوشاندن خود حتی برگ درخت و علف و گل و لجن و مانند آن پیدا نکند و تا آخر وقت هم چیزی پیدا نکند که خود را با آن بپوشاند، در صورتی که احتمال بدهد که کسی که پوشاندن عورت از او واجب است او را ببیند، باید نشسته نماز بخواند، و چنانچه کسی او را از پشت سر می‌بیند رکوع و سجود را با اشاره بجا آورد، و اگر کسی او را از پشت سر نبیند رکوع و سجود را به‌طور معمولی بجا آورد، و در صورتی که اصلاً احتمال ندهد که کسی که پوشاندن عورت از او واجب است او را ببیند، باید ایستاده نماز بخواند و رکوع و سجود را با اشاره بجا آورد.

شرایط لباس نمازگزار‌

806 ٠شروط شش‌گانه لباس نمازگزار٠ لباس نمازگزار شش شرط دارد:

اوّل: پاک باشد

دوم: بنابر احتیاط، مباح باشد

سوم: از اجزاء مردار نباشد

چهارم: از حیوان حرام‌گوشت نباشد

پنجم: اگر نمازگزار مرد است لباس او طلاباف نباشد

ششم: از ابریشم خالص نباشد

و تفصیل اینها در مسائل آینده خواهد آمد.

شرط اوّل: لباس نمازگزار پاک باشد

807 ٠نماز خواندن عمدی با لباس نجس٠اگر کسی با علم و عمد و اختیار با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

808 ٠نماز با لباس نجس در صورت ندانستن حکم٠ کسی که شک دارد نماز با بدن و لباس نجس باطل است یا نه، چنانچه بدون تحقیق در مسأله با توجّه و اختیار با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است؛ بلکه بنابر احتیاط اگر تحقیق هم کرده باشد و شک او برطرف نشده باشد، یا اصلاً از مسأله غافل باشد، یا مسأله را به نحو اشتباه دانسته باشد و با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

809 ٠نماز با لباس نجس بدون آگاهی از احکام نجاسات٠ کسی که به جهت عدم آگاهی از مسألۀ شرعی، نجس بودن چیزی را نداند، بلکه در آن شک یا غفلت یا علم به خلاف داشته باشد؛ مانند کسی است که نداند نماز خواندن در لباس یا بدن نجس باطل است که حکم آن در مسألۀ قبل گذشت.

810 ٠نماز با لباس یا بدن نجس در صورت ندانستن نجاست٠ اگر با آگاهی از مسألۀ شرعی نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده نمازش صحیح است؛ و احتیاط مستحب آن است که اگر وقت دارد آن را دوباره بخواند؛ ولی اگر هنگام شروع نماز در طهارت بدن یا لباسش شک داشته ولی می‌دانسته که قبلاً نجس بوده است، نمازش با این شرایط باطل است مگر اطلاع پیدا کند که پاک بوده است.

811 ٠فراموشی نجاست لباس یا بدن٠ اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن، قبل از گذشتن وقت، یادش بیاید باید نماز را دوباره بخواند، بلکه اگر وقت هم گذشته بنابر احتیاط نماز را قضا کند.

812 ٠نجس شدن لباس یا بدن در بین نماز٠ کسی که در وسعت وقت مشغول نماز است اگر در بین نماز، بدن یا‌ لباس او نجس شود و پیش از آن‌که چیزی از نماز را با نجاست بخواند متوجّه شود که نجس شده، یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتی که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن نماز را به‌هم نمی‌زند، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند، یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده لباس را بیرون آورد؛ ولی چنانچه طوری باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد نماز به‌هم می‌خورد، یا اگر لباس را بیرون آورد برهنه می‌ماند، باید نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.

813 ٠نجس شدن لباس بین نماز در تنگی وقت٠ کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است اگر در بین نماز لباس او نجس شود و پیش از آن‌که چیزی از نماز را با نجاست بخواند بفهمد که نجس شده، یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتی که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس، نماز را به‌هم نمی‌زند و می‌تواند لباس را بیرون آورد، باید لباس را آب بکشد یا عوض کند، یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند. اما اگر چیز دیگری عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمی‌تواند آب بکشد، یا عوض کند پس اگر لباس به منی نجس شده و می‌تواند آن را بیرون آورد، لباس را بیرون آورده و به دستوری که برای برهنگان در مسألۀ 805 گفته شد عمل کند و اگر لباس به نجاستی غیر منی نجس شده باشد یا به جهتی مثلاً سرما نتواند آن را بیرون آورد باید با همان لباس نماز بخواند ولی باید نماز را با لباس پاک قضا کند.

814 ٠نجس شدن بدن بین نماز در تنگی وقت٠ کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن او نجس شود، در صورتی که آب کشیدن بدن نماز را به‌هم نمی‌زند باید آب بکشد، و اگر نماز را به‌هم می‌زند یا باعث می‌شود که مقداری از نماز خارج وقت واقع شود باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.

815 ٠نماز با شک در نجس بودن لباس یا بدن٠ کسی که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک کند، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز متوجّه شود که در هنگام نماز بدن یا لباسش نجس بوده، نمازش صحیح است هر چند احتیاط مستحب آن است که آن را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا کند.

816 ٠نماز با لباس نجس به خیال پاک شدن آن٠ اگر لباس را آب بکشد و یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحیح است.

817 ٠نماز با خون نجس به خیال پاک بودن آن٠ اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خون‌های نجس نیست، مثلاً یقین کند که خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خون‌هایی بوده که نمی‌شود با آن نماز خواند، نماز او صحیح است.

818 ٠نماز با یقین به بخشوده بودن خون بدن یا لباس و معلوم شدن خلاف آن٠ اگر یقین کند خونی که بر بدن یا لباس او است خون نجسی است که نماز با آن صحیح است، مثلاً یقین کند خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح است.

819 ٠برخورد بدن یا لباس با نجاست فراموش شده٠ اگر نجس بودن چیزی را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشی نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نمازش صحیح است؛ مگر به جهت نجاست بدن، وضو یا غسلش باطل شده باشد که در نتیجه نمازش نیز باطل خواهد بود.

820 ٠نبود آب کافی برای تطهیر لباس و بدن٠ کسی که یک لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازۀ آب کشیدن یکی از آن‌ها آب داشته باشد، باید بدنش را آب بکشد و پس از صرف آب اگر لباسش به منی نجس شده و می‌تواند آن را بیرون آورد، به دستوری که برای برهنگان در مسألۀ 805 گفته شد عمل کند و اگر به غیر منی نجس شده یا به جهتی؛ مثلاً سرما، نتواند آن را بیرون آورد در لباس نجس نماز بخواند.

821 ٠کمبود آب برای پاک کردن دو نجاست٠ اگر دو جای لباس یا دو جای بدن نجس شده باشد و به اندازۀ آب کشیدن یکی از دو جا آب داشته باشد باید نجاست شدیدتر را تطهیر کند؛ مثلاً اگر نجاست یکی بول است که اگر بخواهد با آب قلیل آب بکشد باید دو مرتبه آب روی آن بریزد و دیگری خون است که یک مرتبه آب ریختن روی آن کافی است، باید آن را که به بول نجس شده آب بکشد، و اگر نتواند نجاست لباس یا بدن را به‌طور کامل از بین ببرد ولی بتواند آن را کم کند، باید آن را کم‌ نماید.

822 ٠علم به نجاست یکی از لباس‌ها٠ کسی که دو لباس دارد، اگر بداند یکی از آن‌ها نجس است و نداند کدام یک از آن‌هاست، چنانچه وقت دارد باید با هر دو لباس نماز بخواند، مثلاً اگر می‌خواهد نماز ظهر و عصر بخواند باید با هر کدام یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند یا یکی را آب کشیده در آن نماز بخواند؛ ولی اگر وقت تنگ است چنانچه احتمال نجاست یکی بیشتر باشد یا نجاستش بیشتر یا شدیدتر باشد، (مثلاً به جهت ملاقات با ادرار نجس شده که نیاز به دو بار شستن دارد؛ نه مثل خون که با یک بار شستن پاک می‌شود) باید در لباس دیگر نماز بخواند و اگر از همۀ جهات هر دو لباس مانند هم هستند، با هر کدام نماز بخواند کافی است.

شرط دوم: لباس نمازگزار بنا بر احتیاط، مباح باشد

823 ٠نماز در لباس غصبی با علم به حرمت غصب٠ کسی که می‌داند پوشیدن لباس غصبی حرام است اگر بدون عذر در لباس غصبی یا در لباسی که نخ یا دکمه یا چیز دیگر آن غصبی است نماز بخواند، معصیت کرده؛ بلکه در صورتی که لباس به حرکت نمازگزار حرکت کند نمازش بنابر احتیاط، باطل است.

824 ٠نماز در لباس غصبی با ندانستن بطلان آن٠ کسی که می‌داند پوشیدن لباس غصبی حرام است ولی نمی‌داند نماز را باطل می‌کند، مانند کسی است که می‌داند لباس غصبی نماز را باطل می‌کند.

825 ٠نماز با ندانستن غصب یا فراموش کردن آن٠ اگر نداند که لباس او غصبی است یا فراموش کند و با آن لباس نماز بخواند، نمازش صحیح است؛ ولی اگر خودش غاصب باشد به احتیاط، نمازش باطل است.

826 ٠توجه به غصبی بودن لباس در بین نماز٠ اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبی است و در بین نماز بفهمد، چنانچه بدون از بین رفتن شرایط نماز؛ مانند ستر عورت، می‌تواند لباس غصبی را بیرون بیاورد باید آن را بیرون آورد، وگرنه، در صورتی که لااقل به مقدار یک رکعت وقت داشته باشد، باید نماز را بشکند و با لباس غیر غصبی نماز بخواند، و اگر به این‌ مقدار هم وقت ندارد باید در حال نماز لباس را بیرون آورد و به دستور برهنگان (که در مسألۀ 805 گذشت) نماز را تمام نماید.

827 ٠نماز با لباس غصبی در موارد ناچاری٠ اگر کسی برای حفظ جانش با لباس غصبی نماز بخواند، یا مثلاً برای این که دزد لباس غصبی را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است؛ ولی غاصب در صورتی که اگر لباس را غصب نمی‌کرد، لازم نبود در آن لباس نماز بخواند بنابر احتیاط، نمازش باطل است.

828 ٠نماز با لباس خریداری شده از عین پولی که خمس آن را نداده٠ اگر با عین پولی که خمس آن را نداده لباس بخرد تا حاکم شرع معامله انجام‌شده را اجازه ندهد لباس در ملک فروشنده باقی است، پس چنانچه بدون احراز رضایت فروشنده در آن نماز بخواند، نمازش به احتیاط، باطل است.

شرط سوم: لباس نمازگزار از اجزاء مردار نباشد

829 ٠نماز با لباس تهیه شده از اجزاء مردار٠ لباس نمازگزار باید از اجزاء حیوان مرده‌ای که خون جهنده دارد (یعنی حیوانی که اگر رگش را ببرند خون از آن جستن می‌کند) نباشد، بلکه اگر از حیوان مرده‌ای که مانند ماهی و مار خون جهنده ندارد لباس تهیه کنند، باید با آن نماز نخوانند.

830 ٠همراه داشتن اجزاء روح‌دار مردار در نماز٠ هر گاه چیزی از مردار مانند گوشت و پوست آن، که روح داشته همراه نمازگزار باشد؛ اگر چه لباس او نباشد، در صورتی که به بدن یا لباسش چسبیده باشد نماز او باطل است.

831 ٠همراه داشتن اجزاء غیر روح‌دار مردار در نماز٠ اگر چیزی از مردار حلال‌گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد، یا با لباسی که از آن‌ها تهیه کرده‌اند نماز بخواند، نمازش صحیح است.

شرط چهارم: لباس نمازگزار از حیوان حرام‌گوشت نباشد

832 ٠نماز با اجزاء حیوان حرام گوشت٠ لباس نمازگزار باید از حیوان حرام گوشت نباشد؛ بلکه اگر مویی از حیوان حرام‌گوشت به بدن یا لباس نمازگزار چسبیده باشد، نماز او باطل است.

833 ٠نماز با رطوبت حیوان حرام گوشت٠ اگر آب دهان یا بینی یا رطوبت دیگری از حیوان حرام‌گوشتِ پاک مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد نماز باطل، و اگر خشک شده و عین آن برطرف شده باشد نماز او صحیح است.

834 ٠نماز با مو و عرق یا رطوبت مسلمان٠ اگر مو و عرق و آب دهان مسلمانی بر بدن یا لباس نمازگزار باشد اشکال ندارد، همچنین است اگر مروارید و موم و عسل همراه او باشد.

835 ٠نماز با لباسی که احتمال دارد از حرام گوشت باشد٠ اگر شک داشته باشد که لباسی از حیوان حرام‌گوشت است یا حلال‌گوشت، احتیاط مستحب آن است که با آن نماز نخواند. و فرقی نیست که آن لباس در کشورهای اسلامی تهیه شده باشد یا در کشورهای غیر اسلامی.

836 ٠نماز خواندن در صدف٠ نماز خواندن در صدف جایز است ولی خلاف احتیاط استحبابی است؛ مگر بداند که از اجزاء حیوان حرام‌گوشت می‌باشد، که نماز خواندن در آن صحیح نیست.

837 ٠نماز در پوست خزّ یا سنجاب٠ پوشیدن پوست خزّ خالص، و هم چنین چیزی از سنجاب در نماز اشکال ندارد؛ ولی احتیاط مستحب آن است که با پوست سنجاب نماز نخواند.

838 ٠نماز با لباسی از حرام گوشت در صورت ندانستن یا فراموشی٠ اگر با توجّه به مسألۀ شرعی با لباسی که غفلت دارد که از حیوان حرام‌گوشت است، یا فکر می‌کند از حیوان حرام‌گوشت نیست نماز بخواند، بنابر احتیاط مستحب آن نماز را دوباره بخواند؛ اما اگر از روی فراموشی در لباسی که از حیوان حرام‌گوشت است نماز بخواند، باید آن نماز را دوباره بخواند‌

شرط پنجم: لباس نمازگزار مرد از طلا نباشد

839 ٠پوشیدن لباس طلاباف برای مردان٠ پوشیدن لباس طلاباف برای مردان حرام و نماز با آن باطل است؛ ولی برای زنان در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

840 ٠پوشیدن طلا در نماز٠ پوشیدن طلا، مثل آویختن زنجیر طلا به سینه، و انگشتری طلا به دست، و بستن ساعت مچی طلا به دست، و عینک طلا گذاشتن، برای مرد حرام، و نماز خواندن با آن باطل است؛ ولی برای زن در نماز و غیرنماز اشکال ندارد.

841 ٠نماز با پوشش طلا در صورت ندانستن یا فراموشی٠ اگر مردی نداند یا شک داشته باشد که انگشتری یا لباس او از طلا است و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است، و احتیاط مستحب آن است که نماز را دوباره بخواند؛ ولی اگر فراموش کند که انگشتری یا لباس او از طلا است، باید آن نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا کند.

شرط ششم: لباس نمازگزار از ابریشم خالص نباشد

842 ٠پوشیدن لباس ابریشمی در نماز و غیر آن٠ لباس نمازگزار حتی اگر زن باشد؛ حتی عرقچین و بند شلوار او، باید ابریشم خالص نباشد، و در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مرد حرام است.

843 ٠لباس با آستر ابریشمی٠ اگر تمام آستر یا مقداری از آن ابریشم خالص باشد پوشیدن آن برای مرد حرام، و نماز در آن باطل است.

844 ٠احتمال ابریشمی بودن لباس٠ لباسی را که نمی‌داند از ابریشم خالص است یا چیز دیگر، جایز است بپوشد و نماز در آن نیز اشکال ندارد.

845 ٠همراه داشتن دستمال ابریشمی در نماز٠ دستمال ابریشمی و مانند آن اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد و نماز را باطل نمی‌کند.

846 ٠پوشیدن لباس ابریشمی برای زن٠ پوشیدن لباس ابریشمی خالص برای زن در غیرنماز اشکال ندارد؛ ولی با آن نماز نخوانند.

احکام لباس نمازگزار‌

847 ٠پوشیدن لباس فاقد شرایط در حال ناچاری٠ پوشیدن لباس غصبی و ابریشمی خالص و طلاباف در حال ناچاری جایز است و نیز کسی که لباس دیگری غیر از این‌ها ندارد و ناچار است با لباس نماز بخواند، نماز وی اشکالی ندارد.

848 ٠انحصار لباس در لباس غصبی یا آنچه از مردار تهیّه شده٠ اگر غیر از لباس غصبی و لباسی که از مردار تهیه شده لباس دیگری ندارد و ناچار نیست لباس بپوشد، باید به دستوری که در مسألۀ 805 برای برهنگان گفته شد نماز بخواند.

849 ٠انحصار لباس نمازگزار در لباس فاقد شرایط٠ اگر غیر از لباس ابریشمی خالص یا لباسی که از حیوان حرام‌گوشت تهیه شده لباس دیگری ندارد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد، می‌تواند با همان لباس نماز بخواند، و اگر ناچار نباشد باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد.

850 ٠انحصار لباس مرد نمازگزار در لباس طلاباف٠ اگر مرد غیر از لباس طلاباف لباس دیگری نداشته باشد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد، باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز بخواند.

851 ٠کرایه یا خرید لباس برای نماز٠ اگر چیزی ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگر چه به کرایه کردن یا خریدن باشد تهیه نماید؛ ولی اگر تهیّۀ آن مشقّتی دارد که نوعاً غیر قابل تحمّل است یا هتک حیثیت وی را به همراه دارد، لازم نیست، بلکه می‌تواند به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز بخواند.

852 ٠تهیه لباس  برای نماز با عاریه کردن و مانند آن٠ کسی که لباس ندارد اگر دیگری لباس به او ببخشد یا عاریه دهد، چنانچه قبول کردن آن برای او مشقّت غیر قابل تحمّل نداشته باشد و مستلزم هتک حیثیت او نباشد، باید قبول کند، بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش برای او سختی غیر قابل تحمّل نداشته باشد و مستلزم هتک حیثیت او نباشد، باید از کسی که لباس دارد طلب بخشش یا عاریه نماید.

853 ٠لباس شهرت٠ پوشیدن لباسی که پارچه یا رنگ یا مدل دوخت آن برای کسی که می‌خواهد آن را بپوشد معمول نیست؛ مثل آن‌که اهل علم در شرایط عادی لباس نظامی بپوشند، در صورتی که مستلزم هتک حرمت باشد حرام است و در غیر این صورت کراهت شدید دارد و احتیاط استحبابی در ترک آن است؛ ولی در هر صورت نماز با آن صحیح است.

854 ٠پوشیدن لباس زنانه برای مرد و بالعکس٠ اگر مرد لباس زنانه، و زن لباس مردانه را لباس عادی خود قرار دهد، جایز نیست؛ ولی نماز خواندن در آن صحیح است و احتیاط مستحب آن است که اصلاً مرد لباس زنانه، و زن لباس مردانه نپوشد؛ خصوصاً در هنگام نماز خواندن.

855 ٠نماز در حال خوابیده با لحاف فاقد شرایط٠ کسی که باید خوابیده نماز بخواند اگر لحافش از اجزاء حیوان‌ حرام‌گوشت باشد، نماز در آن صحیح نیست؛ هر چند برهنه نباشد، و اگر نجس یا ابریشم خالص باشد، در صورتی که پوشیدن بر آن صدق کند، نماز در آن باطل است؛ ولی مجرد روی خود کشیدن آن عیبی ندارد و ضرری به نماز نمی‌رساند و اگر تشکش نجس یا ابریشم خالص باشد اشکالی ندارد؛ مگر این که مقداری از آن را به خود بپیچد که در عرف پوشیدن گفته شود که در این صورت حکم لحاف را دارد و اگر تشکش از اجزاء حیوان حرام‌گوشت باشد نماز خواندن در آن در صورتی که گفته شود «در تشک» نماز می‌خواند، جایز نیست.

مواردی که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد‌

856 ٠موارد صحت نماز با بدن یا لباس نجس٠ در سه صورت که تفصیل آن‌ها بعداً گفته می‌شود، اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:

اوّل: به واسطۀ زخم یا جراحت یا دملی که در بدن اوست، لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد.

دوم: بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم به خون آلوده شده باشد (چون قطر درهم متعارف در زمانهای سابق حداقل بیست و سه میلی‌متر بوده، لازم است از این مقدار کمتر باشد).

سوم: ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.

857 ٠موارد صحّت نماز در لباس نجس٠ در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحیح است:

اوّل: لباس‌های کوچک او؛ مانند جوراب و عرقچین، نجس باشد.

دوم: لباس زنی که پرستار پسر بچّه یا دختر بچّه است نجس شده باشد و احکام این دو صورت نیز مفصلاً در مسائل بعد گفته می‌شود.

858 ٠نماز خواندن با خون زخم، جراحت یا دمل٠ اگر در بدن یا لباس نمازگزار خون زخم یا جراحت یا دمل باشد، تا وقتی که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است، می‌تواند با آن خون نماز بخواند و همچنین است اگر چرکی که با خون بیرون آمده یا دوایی که روی زخم گذاشته‌اند و نجس‌ شده، در بدن یا لباس او باشد.

859 ٠نماز درصورت انتقال خون زخم به جاهای دیگر بدن یا لباس٠ اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به مقدار درهم یا بیشتر از آن به سبب آن زخم نجس شود نمی‌تواند با آن نماز بخواند؛ ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که معمولاً به سبب آن زخم آلوده می‌شود به سبب آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعی ندارد.

860 ٠سرایت خون از زخم داخلی به لباس یا بدن نمازگزار٠ اگر از زخمی که داخل دهان و بینی و مانند این‌ها است خونی به بدن یا لباس برسد، نباید با آن نماز بخواند. و در خون بواسیر نیز در صورتی که دانه‌هایش بیرون نباشد، نماز نخواند؛ ولی با خون بواسیری که دانه‌های آن بیرون است می‌تواند نماز بخواند.

861 ٠نماز با خونی که احتمال دارد از زخم باشد٠ کسی که بدنش زخم است اگر در بدن یا لباس خود خونی ببیند و نداند از زخم است یا خون دیگر، احتیاط مستحب آن است که با آن نماز نخواند.

862 ٠نماز با خون زخم‌های متعدد بدن٠ اگر چند زخم در بدن باشد و به‌طوری نزدیک هم باشند که یک زخم به حساب آید، تا وقتی همه خوب نشده‌اند، نماز خواندن با خون آن‌ها اشکال ندارد؛ ولی اگر به قدری از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب شود، هر کدام که خوب شد، باید برای نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بکشد.

863 ٠نماز با خون غیر زخم٠ اگر سر سوزنی خون حیض، نفاس، یا استحاضه، یا خون سگ، خوک، کافر، مردار، یا حیوان حرام‌گوشت در بدن، یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است؛ ولی خون‌های دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال‌گوشت؛ اگر چه در چند جای بدن و لباس باشد، در صورتی که روی هم کمتر از درهم باشد یا خون زخم یا دمل خود نمازگزار باشد نماز خواندن با آن اشکال ندارد.

864 ٠سرایت خون به طرف دیگر لباس بی آستر٠ خونی که به لباس بی‌آستر بریزد و به پشت آن برسد، یک خون حساب می‌شود؛ ولی اگر پشت آن جدا، خونی شود، در صورتی که به یکدیگر نرسند باید هر کدام را جدا حساب نمود؛ پس اگر خونی که در پشت و روی لباس است روی هم‌ کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح، و اگر به مقدار درهم یا بیشتر باشد، نماز با آن باطل است، و در صورتی که به یکدیگر برسند بنابر احتیاط مستحب همین حکم را دارند.

865 ٠سرایت خون به طرف دیگر لباس آستردار٠ اگر خون، روی لباسی که آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد، یا به آستر بریزد و روی لباس خونی شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود پس اگر خون روی لباس و آستر بر روی هم، کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح و اگر به اندازه درهم یا بیشتر باشد، نماز با آن باطل است.

866 ٠رسیدن رطوبت به خون کمتر از درهم٠ اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتی به آن برسد، در صورتی که خون و رطوبتی که به آن رسیده به اندازۀ درهم یا بیشتر شود یا اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است؛ ولی اگر رطوبت و خون به اندازۀ درهم نشود و اطراف را هم آلوده نکند، نماز خواندن با آن ظاهراً صحیح است و احتیاط استحبابی در ترک آن است.

867 ٠نجاست بدن یا لباس با برخورد به خون، بدون آلوده شدن به آن٠ اگر بدن یا لباس خونی نشود ولی به واسطۀ رسیدن به خون نجس شود؛ اگر چه مقداری که نجس شده کمتر از درهم باشد، نمی‌شود با آن نماز خواند.

868 ٠رسیدن نجاست به خون کمتر از درهم٠ اگر خونی که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد و نجاست دیگری به آن برسد؛ مثلاً یک قطره بول روی آن بریزد، نماز خواندن با آن صحیح نیست.

869 ٠نجاست لباس‌های کوچک نمازگزار٠ اگر لباس‌های کوچک نمازگزار؛ مثل عرقچین و جوراب که نمی‌شود با آن عورت را پوشانید، نجس باشد، چنانچه از ابریشم خالص و مردار و حیوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آن‌ها صحیح است و نیز اگر با انگشتری نجس یا عینک نجس نماز بخواند اشکال ندارد.

870 ٠همراه داشتن چیز نجس در نماز٠ چیز نجس مانند دستمال و کلید و چاقوی نجس، جایز است همراه نمازگزار باشد، و بعید نیست که هر نوع لباس نجس که همراه اوست ضرری به نماز نرساند؛ ولی احتیاط مستحب آن است که از تمام این امور اجتناب کنند، خصوصاً اگر از مردار باشد؛ بلی اگر طوری باشد که بگویند در نجس نماز خوانده است؛ مثلاً لباس‌ نجس را به کمر خود ببندد، نماز باطل می‌شود.

871 ٠نجاست لباس پرستار بچّه٠ زنی که پرستار پسر بچّه یا دختر بچّه است و بیشتر از یک لباس ندارد، چنانچه نتواند لباس دیگری بخرد یا کرایه کند و یا عاریه نماید، هر گاه شبانه روزی یک مرتبه لباس خود را آب بکشد، اگر چه تا روز دیگر لباسش به بول بچّه نجس شود، می‌تواند با آن لباس نماز بخواند و می‌تواند در هر ساعتی که بخواهد لباسش را آب بکشد ولی احتیاط مستحب آن است که نزدیک غروب برای نماز ظهر و عصر لباسش را آب بکشد که بتواند چهار نماز خود را با لباس پاک یا لباسی که نجاست کمتری دارد بخواند، و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولی ناچار است که همۀ آن‌ها را بپوشد، چنانچه شبانه روزی یک مرتبه همۀ آن‌ها را آب بکشد کافی است.

872 ٠نجاست لباس پرستار دختر بچّه٠ احتیاط مستحب آن است که اگر لباس پرستار دختر بچّه به بول دختر نجس شود آن را آب بکشد و به آب کشیدن یک بار در روز اکتفا نکند.

امور مستحب در لباس نمازگزار

873 ٠مستحبات لباس نمازگزار٠ چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله است:

پوشیدن عمامه، بستن تحت‌الحنک، پوشیدن عبا، و لباس سفید، و پاکیزه‌ترین لباس‌ها، و نیز استعمال بوی خوش، و دست کردن انگشتری عقیق.

امور مکروه در لباس نمازگزار

874 ٠مکروهات لباس نمازگزار٠ چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است و از آن جمله است:

پوشیدن لباس سیاه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسی که از نجاست پرهیز نمی‌کند و لباسی که تصویر موجود روح‌دار بر آن نقش بسته باشد. و نیز باز بودن دکمه‌های تنها لباسی که پوشیده، و باز بودن دکمه‌های تمام لباس‌هایی که پوشیده به‌طوری که قسمتی از بدن برهنه گردد و دست کردن انگشتری که تصویر موجود روح‌دار بر آن نقش بسته باشد.

مکان نمازگزار‌

شرایط مکان نمازگزار

مکان نمازگزار چند شرط دارد:

شرط اوّل: بنابر احتیاط، مباح باشد

875 ٠نماز در مکان غصبی٠ نماز خواندن در مکان غصبی حرام است و کسی که در ملک غصبی نماز می‌خواند اگر چه روی فرش و تخت و مانند این‌ها باشد نمازش به احتیاط، باطل است، بلکه بنابر احتیاط در زیر سقف و خیمۀ غصبی نیز صحیح نیست؛ و چنانچه نماز خواندن در زیر خیمۀ غصبی باعث حرکت آن گردد، بی‌تردید حکم نماز در مکان غصبی را دارد.

876 ٠نماز در ملکی که منفعتش مال دیگری است٠ نماز خواندن در ملکی که منفعت آن مال دیگری است، بدون رضایت کسی که منفعت ملک مال او می‌باشد حرام و به احتیاط، باطل است، مثلاً در خانۀ اجاره‌ای اگر صاحب خانه یا دیگری بدون رضایت کسی که آن خانه را اجاره کرده در آنجا نماز بخواند، به احتیاط، نمازش باطل است، و همچنین نماز در ملکی که به جهت حقّ دیگری تصرّف در آن جایز نیست به احتیاط، باطل می‌باشد؛ مثلاً اگر میّت وصیّت کرده باشد که ثلث مشاع مال او را به مصرفی برسانند، در صورتی که عمل به وصیّت نشده باشد، به جایز نیست در ملک او نماز خواند و بنابر احتیاط نماز باطل است.

877 ٠نماز در جای دیگران٠ کسی که در مکانی نشسته؛ مسجد باشد یا نباشد، اگر دیگری جای او را غصب کند و در آن جا نماز بخواند حرام و به احتیاط، نمازش باطل است.

878 ٠نماز در مکان غصبی به جهت عذر٠ اگر به جهت عذری در جای غصبی نماز بخواند نمازش بی‌تردید صحیح است؛ مثلاً اگر تقصیر نکرده باشد و در جایی که شک دارد غصبی است یا نه، یا‌ از غصبی بودن آن غفلت داشته باشد و یا به اشتباه یا به جهت ندانستن مسأله آنجا را مباح بداند یا غصبی بودن آن را فراموش کند و نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است؛ و کسی که خودش جایی را غصب کرده، اگر فراموش کند و در آن جا نماز بخواند، فراموشی او عذر نیست و نمازش به احتیاط، باطل است.

879 ٠نماز در مکان غصبی در صورت ندانستن بطلان نماز٠ اگر بداند جایی غصبی است ولی نداند که در جای غصبی نماز باطل است و در آن جا نماز بخواند، نمازش به احتیاط، باطل می‌باشد.

880 ٠نماز بر مَرکب غصبی٠ کسی که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه ماشین یا حیوان سواری یا زین یا نعل آن غصبی باشد نماز او به احتیاط، باطل است؛ و همچنین است اگر بخواهد سوار بر آن وسیله نماز مستحبی بخواند.

881 ٠نماز در ملک مشترک بدون رضایت شریک٠ کسی که در ملکی با دیگری شریک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون رضایت شریکش نمی‌تواند در آن ملک تصرّفی بکند و نماز بخواند.

882 ٠نماز در ملک خریداری شده با عین پول متعلق خمس٠ اگر با عین پولی که خمس آن را نداده ملکی بخرد تا حاکم شرع معامله را اجازه ندهد، تصرّف او در آن ملک حرام است و به احتیاط، نمازش هم در آن باطل است.

883 ٠احراز رضایت صاحب ملک برای خواندن نماز٠ اگر صاحب ملک به زبان، اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند که قلباً راضی نیست، نماز خواندن در ملک او جایز نیست و به احتیاط، باطل است و اگر شک داشته باشد که قلباً راضی است نماز او بی‌تردید صحیح است، همچنین است اگر اجازه نداده و انسان بداند که قلباً راضی است. و اگر اجازه نداده و انسان شک داشته باشد که قلباً راضی است یا نه، نماز خواندن در آن ملک حرام و به احتیاط، باطل است.

884 ٠نماز در ملک میّتی که خمس یا زکات بدهکار است٠ تصرّف در ملک میّتی که خمس یا زکات بدهکار است حرام و به احتیاط، نماز در آن باطل است؛ ولی اگر بدهی او را بدهند یا ضامن شوند که بپردازند به نحوی که دین از عهدۀ میّت ساقط شود، تصرّف و نماز در ملک او بی‌تردید اشکال ندارد.

885 ٠نماز در ملک میّتی که به مردم بدهکار است٠ تصرّف در ملک میّتی که به مردم بدهکار است حرام و نماز در آن به احتیاط باطل است؛ ولی اگر ضامن شوند که قرض‌های او را بپردازند، یا طلبکارها یا کسان دیگری که اختیار بدهی‌ها به دست آن‌ها است راضی باشند، تصرّف و نماز در ملک او مانعی ندارد.

886 ٠نماز در ملک میّتی که ورثۀ صغیر یا دیوانه دارد٠ اگر میّت قرض نداشته باشد ولی بعضی از ورثۀ او صغیر یا دیوانه یا غایب باشند، تصرّف در ملک او بدون رضایت ولیّ آن‌ها حرام، و نماز در آن به احتیاط، باطل است.

887 ٠نماز خواندن در مسافرخانه و حمّام٠ نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند این‌ها که برای واردین آماده شده است و اطمینان نوعی، به رضایت مالک می‌باشد اشکال ندارد؛ ولی در غیر این قبیل جاها، در صورتی می‌شود نماز خواند که رضایت مالک معلوم باشد هر چند از لازمۀ حرفش این معنا فهمیده شود؛ مثل این که به کسی اجازه دهد در ملک او بنشیند و بخوابد، که از این‌ها فهمیده می‌شود به نماز خواندن هم رضایت دارد، و اگر بدون فهمیدن رضایت مالک نماز بخواند، به احتیاط، نمازش باطل است.

888 ٠نماز خواندن در زمین بسیار وسیع٠ نماز خواندن در زمین بسیار وسیعی که برای بیشتر مردم مشکل است موقع نماز از آن جا به جای دیگر بروند جایز و صحیح است؛ هر چند مالک آن از نماز خواندن در آن جا نهی کرده باشد یا این که انسان بداند راضی نیست یا این که مالک آن صغیر یا مجنون باشد، ولی احتیاط مستحب آن است که در این چند صورت در آنجا نماز نخوانند؛ ولی غاصب نباید در مکان غصبی نماز بخواند هر چند بسیار وسیع باشد و نماز او به احتیاط، باطل است. همچنین کسانی مانند همسر و فرزندان و مهمان‌های غاصب که به حساب او در این مکان تصرّف می‌کنند.

شرط دوم: بدون تکان باشد

شرط دوم استقرار است؛ یعنی مکان نمازگزار باید تکان نخورد.

889 ٠نماز در وسایل نقلیّه در حال ناچاری٠ اگر به واسطۀ تنگی وقت یا جهت دیگر ناچار باشد در جایی که تکان دارد؛ مانند اتومبیل و کشتی و قطار، نماز بخواند، به قدری که ممکن است باید استقرار و قبله را رعایت نماید، و اگر وسیله نقلیه از قبله به طرف دیگر حرکت کند، به‌ طرف قبله برگردد.

890 ٠نماز در وسایل نقلیه بدون حرکت٠ نماز خواندن در اتومبیل و کشتی و قطار و مانند این‌ها، وقتی که تکان ندارند با رعایت سایر شرایط نماز مانعی ندارد.

891 ٠نماز روی خرمن گندم و جو٠ روی خرمن گندم و جو و مانند این‌ها که نمی‌شود بی‌تکان ماند، نماز باطل است.

892 ٠نماز در جایی که اطمینان ندارد بتواند نماز را تمام کند٠ بنابر احتیاط مستحب در جایی نماز بخواند که اطمینان داشته باشد نماز را تمام می‌کند، و در جایی که به واسطۀ احتمال باد و باران و زیادی جمعیت و مانند این‌ها اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند، نماز نخواند؛ ولی اگر علم هم داشته باشد که نمی‌تواند نماز را تمام کند، چنانچه قصد قربت داشته باشد و اتفاقاً نماز را تمام کند، نمازش صحیح است.

شرط سوم: بنابر احتیاط توقف در آن مباح باشد

شرط سوم آن‌که بنابر احتیاط، در جایی که ماندن در آن حرام است؛ مثلاً زیر سقفی که نزدیک است خراب شود نماز نخواند.

893 ٠نماز زن و مرد نامحرم در جای خلوت٠ بودن مرد و زن نامحرم در جایی که کسی در آنجا نیست و کسی هم نمی‌تواند وارد شود در صورتی که احتمال وقوع در معصیت را بدهند حرام؛ بلکه اگر چنین احتمالی را هم ندهد بنابر احتیاط حرام است، و در هر حال نمازشان در آنجا به احتیاط باطل است، و اگر مشغول نماز باشد و کسی که با او نامحرم است وارد شود نیز همین حکم جاری است.

 894 ٠نماز در مجلس حرام٠ ماندن در مجالس لهو و لعب که در آن، به گونه‌ای که به‌طور معمول، طرب انگیز است، آوازه‌خوانی می‌کنند یا تار و مانند آن استعمال می‌کنند، چنانچه تأیید معصیت و گناه محسوب شود، حرام و نماز خواندن در آنجا بنابر احتیاط باطل است.

شرط چهارم: بنابر احتیاط چیزی که بر آن نماز می‌خواند، مباح باشد

شرط چهارم: بنابر احتیاط، روی چیزی که ایستادن و نشستن روی آن حرام است؛ مثل فرشی که اسم خدا بر آن نوشته شده، نماز نخواند.

شرط پنجم: جلوتر از مراقد معصومین(ع) نباشد

895 ٠نماز خواندن جلوتر از مراقد معصومین(ع)٠ باید جلوتر از قبر پیغمبر(ص) و ائمه معصومین(ع) نماز نخواند و چنانچه این کار مستلزم هتک باشد، حرام نیز می‌باشد. اگر چیزی مانند دیوار بین او و قبر مطهر باشد، نماز خواندن اشکال ندارد؛ ولی فاصله شدن صندوق شریف و ضریح مطهّر و پارچه‌ای که روی آن افتاده کافی نیست.

شرط ششم: در مکان نمازگزار نجاست سرایت‌کننده نباشد

896 ٠نماز در مکان نجس/ نجس نبودن محلّ سجده٠ مکان نمازگزار اگر نجس است، به‌طوری تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد و آن را به نحوی نجس کند که نتواند در آن نماز بخواند؛ ولی جایی که پیشانی را بر آن می‌گذارد اگر نجس باشد، در صورتی که خشک هم باشد نماز باطل است؛ بلی چنانچه فقط قسمتی از مهر نمازگزار نجس باشد اگر نجاست آن به بدن‌ نمازگزار سرایت نکند نماز اشکال ندارد و احتیاط مستحب آن است که مکان نمازگزار اصلاً نجس نباشد.

شرط هفتم: جای پیشانی و پاها هم‌سطح باشد

شرط هفتم: هم‌سطحی جای پیشانی و پاها یعنی جای پیشانی نمازگزار از جای پاهای او، بیش از چهار انگشت بسته پست‌تر یا بلندتر نباشد و تفصیل این مسأله در احکام سجده می‌آید.

شرط هشتم: بنابر احتیاط مستحب، زن برابر یا جلوتر از مرد نایستد

897 ٠مساوی یا جلوتر بودن زن از مرد در نماز٠ در غیر مکّۀ مکرّمه اگر زن و مرد در کنار هم نماز بخوانند یا زن جلوتر از مرد نماز بخواند شایسته است که بین آن‌ها کمتر از ده ذراع فاصله نباشد و چون ذراعهای متعارف با یکدیگر تفاوت دارند بزرگ‌ترین ذراع متعارف را در نظر بگیرند، و نماز خواندن در کمتر از این فاصله مکروه است و اگر فاصله از یک وجب کمتر باشد کراهت بیشتری دارد و این مسأله در مسجد الحرام و اطراف نزدیک آن -که محلّ تراکم نمازگزاران است- جاری نیست، بلکه بانوان می‌توانند در کنار مردان بلکه جلوتر از آنان نماز بخوانند و این امر کراهت هم ندارد. در سایر اماکن مکه شایسته است فاصله رعایت شود.

898 ٠حکم نماز در صورت مساوی یا جلوتر بودن زن٠ اگر زن برابر مرد یا جلوتر، بدون رعایت فاصلۀ مناسب بایستد، و با هم وارد نماز شوند احتیاط مستحب آن است که نماز را دوباره بخوانند و اگر یکی بعد از دیگری به نماز بایستد احتیاط مستحب آن است که دومی نمازش را دوباره بخواند.

899 ٠عدم لزوم رعایت فاصله بین زن و مرد در نماز با وجود حائل٠ اگر بین مرد و زن دیوار یا پرده یا چیز دیگری باشد که یکدیگر را نبینند یا مکان یکی از آنان به قدری بلند باشد که نگویند زن جلوتر از مرد یا برابر او ایستاده است، نماز هر دو بی‌تردید صحیح است.

شرط نهم: بنابر احتیاط مستحب، بر بام کعبه یا داخل آن نماز نخواند

900 ٠نماز خواندن بر بام کعبه٠ احتیاط مستحب آن است که بر بام خانۀ کعبه در حال اختیار نماز واجب یا مستحب نخوانند؛ ولی در حال ناچاری بی‌تردید مانعی ندارد.

901 ٠نماز خواندن داخل کعبه٠ خواندن نماز واجب در خانۀ کعبه در حال اختیار مکروه، و احتیاط استحبابی در ترک آن است. و خواندن نماز مستحب در خانۀ کعبه اشکال ندارد، بلکه مستحب است در داخل خانه، مقابل هر رکنی دو رکعت نماز بخوانند.

جاهایی که نماز خواندن در آن‌ها مستحب است‌

902 ٠نماز در مسجد/ بهترین مساجد٠ در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همۀ مسجدها مسجد الحرام است و بعد از آن مسجد پیامبر(ص) و بعد مسجد کوفه و بعد از آن مسجد بیت المقدس و بعد از مسجد بیت المقدس، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محله، مسجد بازار است.

903 ٠بهترین مکان نماز برای زنان٠ برای زن‌ها نماز خواندن در خانه بهتر است، و در حدیث شریف از امام جعفر صادق(ع) آمده است که: «خَیْرُ مَساجِدِ نِسائِكُمُ الْبُیوتُ».

904 ٠نماز در حرم امامان معصوم(ع)٠ نماز در حرم امامان(ع) مستحب، بلکه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین(ع) برابر دویست هزار نماز است.

905 ٠رفتن به مسجدی که نمازگزار ندارد/ نماز همسایۀ مسجد٠ زیاد رفتن به مسجد و رفتن به مسجدی که نمازگزار ندارد مستحب است و همسایۀ مسجد اگر عذری نداشته باشد، مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند.

906 ٠معاشرت با کسی که به مسجد نمی‌رود٠ مستحب است انسان با کسی که در مسجد حاضر نمی‌شود غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند و همسایۀ او نشود و از او زن نگیرد و به او زن ندهد.

جاهایی که نماز خواندن در آن‌ها مکروه است‌

907 ٠مکان‌های مکروه برای نماز٠ نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است:

1. حمام              

2. زمین نمک‌زار  

3. مقابل انسان    

4. مقابل دری که باز است

5. در جاده و خیابان و کوچه اگر برای کسانی که عبور می‌کنند مزاحمت نداشته باشد (و چنانچه مزاحم باشد حرام و به احتیاط، نماز باطل است)

6. مقابل آتش و چراغ           

7. در آشپزخانه و هر جا که کورۀ آتش است

8. مقابل چاه و چاله‌ای که محل بول است

9. روبروی عکس و مجسمۀ چیزی که روح دارد، مگر آن‌که روی آن پرده بکشند

10. در اطاقی که جنب در آن باشد        

11. در جایی که عکس موجود جان‌دار باشد؛ اگر چه روبروی نمازگزار نباشد

12. مقابل قبر                      

13. روی قبر

14. بین دو قبر                      

15. در قبرستان

908 ٠راه رفع کراهت نماز در محلّ عبور مردم٠ اگر انسان در جایی نماز می‌خواند که مردم از جلوی او عبور می‌کنند، یا کسی روبروی اوست، مستحب است جلوی خود چیزی مانند عصا، تسبیح، یا ریسمان بگذارد.

احکام مسجد‌

909 ٠نجس کردن زمین و دیوار مسجد٠ نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هر کس بفهمد که نجس شده است باید فوراً نجاست آن را برطرف کند و احتیاط آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند و اگر نجس شود نجاستش را برطرف نمایند.

910 ٠ناتوانی از تطهیر مسجد٠ اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند، تطهیر مسجد بر او واجب نیست؛ ولی باید به کسی که احتمال می‌دهد آن را تطهیر می‌کند اطلاع دهد.

911 ٠کندن و خراب کردن مسجد برای تطهیر آن٠ اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست، باید آنجا را بکنند یا خراب نمایند، و پر کردن جایی که کنده‌اند و ساختن جایی که خراب کرده‌اند بر کسی که مسجد را نجس کرده، لازم است و بر غیر او لازم نیست.

912 ٠نجس کردن جایی که قبلاً مسجد بوده٠ اگر مسجدی را غصب کنند و به جای آن خانه و مانند آن بسازند و عرفاً امکان بازگشت دوبارۀ آن به حالت مسجدیت نباشد یا به‌طوری خراب شود که نماز خواندن در آن ممکن نباشد، بنابر احتیاط مستحب آن را نجس نکنند و اگر نجس شد تطهیر کنند.

913 ٠نجس کردن حرم معصومین(ع)٠ نجس کردن حرم امامان(ع) حرام است و اگر یکی از آن‌ها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بی‌احترامی باشد، تطهیر آن واجب است، بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر بی‌احترامی هم نباشد آن را تطهیر کنند.

914 ٠پاک کردن فرش یا حصیر مسجد٠ اگر فرش یا حصیر مسجد نجس شود، باید آن را آب بکشند؛ ولی‌ چنانچه به واسطه آب کشیدن، خراب می‌شود و بریدن جای نجس بهتر است، باید آن را ببرند.

915 ٠بردن عین نجس یا متنجّس در مسجد٠ بردن عین نجس یا متنجّس به مسجد اگر سبب نجس شدن مسجد شود یا بی‌احترامی به مسجد باشد حرام است، و در غیر این صورت هم احتیاط مستحب آن است که آن را به مسجد نبرند.

916 ٠استفاده از مسجد برای روضه خوانی٠ اگر مسجد را برای روضه خوانی آماده کنند مثلاً چادر بزنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشکال ندارد.

917 ٠استعمال طلا و نصب تصویر در مسجد٠ احتیاط مستحب این است که مسجد را به طلا یا نصب تصویر چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد، زینت نکنند.

918 ٠تغییر و تبدیل مسجد در صورت خراب شدن٠ اگر مسجد خراب هم شود نمی‌توانند آن را بفروشند، یا داخل ملک و جاده نمایند.

919 ٠فروختن در و پنجرۀ مسجد٠ فروختن در و پنجره و چیزهای دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود، باید این‌ها را صرف تعمیر همان مسجد کنند و چنانچه به درد آن مسجد نخورد، باید در مسجد دیگر مصرف شود؛ ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد، می‌توانند آن را بفروشند و پول آن را، باید اگر ممکن است به مصرفی برسانند که به مقصود واقف نزدیک‌تر است.

920 ٠تعمیر و ساختن مسجد٠ ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می‌باشد مستحب است و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می‌توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند بلکه می‌توانند مسجدی را که خراب نشده، برای احتیاج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند.

921 ٠امور مستحبی مربوط به مسجد٠ تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است و کسی که می‌خواهد مسجد برود، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد و موقع داخل شدن به مسجد، اوّل پای راست و موقع بیرون آمدن، اوّل پای چپ را بگذارد و همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود.

922 ٠نماز تحیّت مسجد٠ وقتی انسان وارد مسجد می‌شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند کافی است.

923 ٠کارهای مکروه در مسجد٠ خوابیدن در مسجد، اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا، خرید و فروش، مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد مکروه است؛ و نیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد، و گمشده‌ای را طلب کند، و صدای خود را بلند کند، ولی بلند کردن صدا برای اذان مانعی ندارد.

924 ٠کراهت حضور برخی افراد در مسجد٠ راه دادن دیوانه به مسجد مکروه است و اگر جنب باشد باید از وارد شدن وی به مسجد جلوگیری شود و کسی که پیاز و سیر و مانند این‌ها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت می‌کند مکروه است به مسجد برود.

اذان و اقامه‌

925 ٠موارد استحباب اذان و اقامه٠ برای مرد و زن مستحب است پیش از نمازهای واجب روزانه اذان و اقامه بگویند و برای مرد سفارش بیشتری شده، و در نماز مغرب و صبح تأکید بیشتری دارد و احتیاط استحبابی در آن است که اقامه در نمازها ترک نشود، و برای نمازهای دیگر واجب یا مستحب مشروع نیست؛ ولی پیش از نمازهای واجب غیر روزانه مثل نماز آیات در صورتی که با جماعت بخوانند مستحب است سه مرتبه بگویند: «الصَلاة».

926 ٠گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد٠ مستحبّ است در روز اوّلی که بچّه به دنیا می‌آید، یا پیش از آن‌که بند نافش بیفتد، در گوش راست او اذان، و در گوش چپش اقامه بگویند.

927 ٠جملات اذان و اقامه٠ اذان هجده جمله دارد:

«اللّهُ أَكْبَرُ» چهار مرتبه، «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ»، «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ»، «حَيَّ عَلَی الصَلاةِ»، «حَيَّ عَلَی الْفَلاحِ»، «حَيَّ عَلیٰ خَیْرِ الْعَمَلِ»، «اللّهُ أَكْبَرُ»، «لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ» هر یک، دو مرتبه.

و اقامه هفده جمله است؛ یعنی دو مرتبه «اللّهُ أكْبَرُ» از اوّل اذان و یک مرتبه «لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ» از آخر آن کم می‌شود، و بعد از گفتن «حَيَّ عَلیٰ خَیْرِ الْعَمَلِ» باید دو مرتبه «قَدْ قامَتِ الصَلاةُ» اضافه نمود.

928 ٠شهادت ثالثه در اذان و اقامه٠ فقهاء ذکر نموده‌اند که شهادت به ولایت حضرت امیرالمؤمنین(ع) جزء اذان و اقامه نیست ولی باید توجه داشت که ولایت حضرت امیرالمؤمنین و ائمه معصومین(ع) از ارکان ایمان بلکه اسلام است و اسلام بدون آن ظاهری بیش نیست و قالبی تهی از معنی است.

بنابراین  سزاوار است در اذان و اقامه پس از جمله «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ» به ولایت و امامت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین و ائمه معصومین(ع) -به‌گونه‌ای که جزء اذان و اقامه محسوب نگردد- اقرار شود.

929 ٠فاصلۀ بین جملات اذان و اقامه٠ بین جمله‌های اذان و اقامه باید خیلی فاصله نشود و اگر بین آن‌ها به قدری فاصله بیندازد که عرفاً به آنچه انجام می‌دهد یک عمل نگویند، باید دوباره آن را از سر بگیرد.

930 ٠غنا در اذان و اقامه٠ اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بچرخاند چنانچه غنا شود؛ یعنی به‌طور آوازه‌خوانی که در مجالس لهو و بازی‌گری معمول است، اذان و اقامه را بگوید حرام است و اگر غنا نشود مکروه می‌باشد.

931 ٠ساقط شدن اذان در نمازی که پشت سر نماز دیگر خوانده می‌شود٠ انسان اگر نماز عصر را بدون فاصله یا با فاصلۀ کم بعد از نماز ظهر، یا نماز عشا را بدون فاصله یا با فاصلۀ کم بعد از نماز مغرب بخواند، اذان نماز دوم ساقط می‌شود؛ همچنین اگر چندین نماز قضا را پشت سر هم بخواند، اذان از نمازهای دوم به بعد ساقط است.

932 ٠اذان در موارد استحباب یا لزوم جمع بین دو نماز٠ فاصله نینداختن بین نماز دوم و نماز اوّل در موارد زیر مستحب یا لازم است:

اوّل: نماز عصر روز جمعه

دوم: نماز عصر روز عرفه که روز نهم ذی حجه است

سوم: نماز عشای شب عید قربان برای کسی که در مشعر الحرام باشد

چهارم: نماز عصر و عشای کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند

در این موارد اگر بین دو نماز فاصله نینداخت اذان نماز دوم ساقط است و اگر به این دستور عمل نکرد و بین دو نماز فاصلۀ زیادی انداخت، اذان ساقط نیست، و همچنین است در سایر موارد اگر بین دو نماز فاصله نینداخت یا فاصلۀ کمی انداخت اذان نماز دوم ساقط است، و خواندن نافله، فاصله حساب می‌شود، بنابراین در صورت خواندن نافله، اذان ساقط نیست.

933 ٠اذان و اقامه برای مأمومین٠ کسی که به نماز جماعتی حاضر می‌شود نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید.

934 ٠اذان و اقامه قبل از به‌هم خوردن صف جماعت٠ اگر در مسجد عدّه‌ای مشغول نماز جماعتند یا نماز آنان تازه تمام شده و صف‌ها به‌هم نخورده است، اگر انسان بخواهد در مسجد فرادا یا با جماعت دیگری که برپا می‌شود نماز بخواند، نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید. این حکم‌ در غیر مسجد جاری نیست.

935 ٠اذان و اقامه هنگام اشتغال مأمومین به تعقیبات٠ تا تمام افراد حاضر در نماز جماعت متفرّق نشده و مشغول تعقیبات نماز باشند اذان و اقامه ساقط است، پس اگر برخی متفرّق و برخی دیگر باقی بوده، مشغول تسبیح و مانند آن باشند، اذان و اقامه ساقط است؛ ولی اگر به تعقیبات نماز مشغول نباشند ساقط نیست. و اگر شک داشته باشد که جماعت متفرق شده یا نه، اذان و اقامه ساقط است.

936 ٠ساقط شدن اذان و اقامه با شک در صحّت نماز جماعت٠ اگر به جهت ندانستن خصوصیّات خارجی نماز جماعت نداند که نماز جماعت صحیح بوده یا نه، اذان و اقامه ساقط است ولی اگر به جهت تردید در حکم مسأله نداند نماز جماعت صحیح بوده یا نه، مثلاً در وجوب و عدم وجوب سوره شک دارد در نتیجه در نماز جماعتی که بدون سوره خوانده شده شک می‌کند که آیا صحیح است یا نه، در این صورت اذان و اقامه ساقط نیست.

937 ٠بازگو کردن اذان و اقامه هنگام شنیدن آن از دیگری٠ کسی که اذان و اقامۀ دیگری را می‌شنود، مستحب است هر قسمتی را که می‌شنود آهسته تکرار کند.

938 ٠اکتفا به اذان واقامۀ دیگران٠ کسی که در نزدیکی وی اذان و اقامه گفته شده باشد؛ مثلاً همسایۀ وی اذان و اقامه گفته باشد یا از کنار کسی که اذان و اقامه می‌گوید گذشته باشد، در صورتی که بین آن اذان و اقامه و نمازی که می‌خواند زیاد فاصله نشده باشد، اذان و اقامه از او ساقط است؛ خواه اذان و اقامۀ دیگری را شنیده باشد یا نه، و خواه با او اذان و اقامه گفته باشد یا نه، هر چند بهتر است که اگر نشنیده باشد به قصد رجاء اذان و اقامه بگوید. و در این مسأله لازم نیست اذان و اقامه را مرد گفته باشد، پس اگر زن نیز گفته باشد اذان و اقامه ساقط است.

939 ٠اذان و اقامۀ نماز جماعت توسّط زن٠ احتیاط مستحب آن است که اذان و اقامۀ نماز جماعت را مرد بگوید، مگر در نماز جماعت زنان که اگر زن اذان و اقامه بگوید بی‌تردید کافی است.

940 ٠شرایط صحّت اقامه٠ اقامه را باید بعد از اذان و در حال ایستادن گفت و در هنگام اقامه باید طهارت از حدث داشت یعنی با وضو یا غسل یا تیمّم بود، و اگر یکی از این شرط‌ها‌ رعایت نشود اقامه باطل است.

941 ٠ترتیب و موالات در اذان و اقامه٠ اگر کلمات اذان و اقامه را بدون ترتیب بگوید؛ مثلاً «حَيَّ عَلَی الْفَلاحِ» را پیش از «حَيَّ عَلَی الصَلاةِ» بگوید، اذان و اقامه صحیح نیست و می‌تواند آن را از سر بگیرد و می‌تواند از جایی که ترتیب به‌هم خورده به شکل مرتّب بخواند، مگر در اثر به‌هم‌خوردن ترتیب پی‌درپی بودن جملات اذان و اقامه به‌هم خورده باشد که باید از اوّل بخواند.

942 ٠فاصله بین اذان، اقامه و نماز٠ باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بین آن‌ها به قدری فاصله بدهد که اذانی را که گفته اذان این اقامه حساب نشود، کفایت نمی‌کند و مستحب است دوباره اذان بگوید و نیز باید بین اذان و اقامه و نماز فاصله نیندازد و اگر بین آن‌ها و نماز به قدری فاصله دهد که اذان و اقامۀ آن نماز حساب نشود، کفایت نمی‌کند و مستحب است دوباره برای آن نماز اذان و اقامه بگوید.

943 ٠گفتن اذان و اقامه به عربی صحیح٠ اذان و اقامه باید به عربی صحیح گفته شود؛ پس اگر به عربی غلط بگوید یا به جای حرفی حرف دیگر بگوید، یا مثلاً ترجمۀ آن‌ها را به فارسی بگوید صحیح نیست.

944 ٠اذان و اقامه قبل از وقت نماز٠ اذان و اقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً یا از روی فراموشی پیش از وقت بگوید باطل است.

945 ٠شک در گفتن اذان٠ اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یا نه، بنا بر این بگذارد که اذان نگفته است؛ ولی اگر مشغول اقامه شود و شک کند که اذان گفته یا نه، گفتن اذان لازم نیست.

946 ٠شک در اجزاء اذان و اقامه٠ اگر در بین اذان یا اقامه، پیش از آن‌که قسمتی را بگوید شک کند که آن قسمت را گفته یا نه، باید آن را بگوید؛ ولی اگر در حال گفتن قسمتی از اذان یا اقامه شک کند که آنچه پیش از آن است گفته یا نه، گفتن آن لازم نیست.

947 ٠مستحبات اذان٠ مستحب است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بایستد، و با وضو یا غسل باشد، و دست‌ها را به گوش بگذارد، و صدا را بلند نماید و بکشد، و بین جمله‌های اذان کمی فاصله دهد، و بین آن‌ها حرف نزند.

948 ٠مستحبات اقامه٠ مستحب است انسان در موقع گفتن اقامه رو به قبله بایستد و بدن او آرام باشد، و آن را نیز بلند لکن از اذان آهسته‌تر بگوید، و بین اقامه حرف نزند، و جمله‌های آن را به هم نچسباند؛ ولی به اندازه‌ای که بین جمله‌های اذان فاصله می‌دهد بین جمله‌های اقامه فاصله ندهد.

949 ٠مستحبات بین اذان و اقامه٠ مستحب است بین اذان و اقامه یک قدم بردارد، یا قدری بنشیند، یا سجده کند، یا ذکر بگوید، یا دعا بخواند، یا قدری ساکت باشد، یا حرفی بزند، یا دو رکعت نماز بخواند؛ ولی حرف زدن بین اذان و اقامۀ نماز صبح و نماز خواندن بین اذان و اقامۀ نماز مغرب مستحب نیست.

950 ٠مستحبات مربوط به مُوذّن٠ مستحب است کسی را که برای گفتن اذان معیّن می‌کنند عادل و وقت‌شناس و صدایش بلند باشد و اذان را در جای بلند بگوید.

واجبات نماز‌

واجبات نماز یازده چیز است:

اوّل: نیت                                            

دوم: قیام یعنی ایستادن

سوم: تکبیرة‌الاحرام؛ یعنی گفتن «اللّهُ أَكْبَر» در اوّل نماز

چهارم: رکوع                                       

پنجم: سجده                       

ششم: قرائت

هفتم: ذکر رکوع و سجود       

هشتم: تشهد                        

نهم: سلام

دهم: ترتیب                                         

یازدهم: موالات؛ یعنی پی‌درپی بودن اجزاء نماز

951 ٠تعریف رکن و غیر رکن٠ بعضی از واجبات نماز رکن است؛ یعنی اگر انسان آن‌ها را بجا نیاورد، عمداً باشد یا اشتباهاً، نماز باطل می‌شود، و بعضی دیگر رکن نیست؛ یعنی اگر اشتباهاً کم گردد نماز باطل نمی‌شود.

رکن نماز پنج چیز است:

اوّل: نیت                            

دوم: تکبیرة‌الاحرام (با توضیحی که در مسألۀ 957 خواهد آمد)

سوم: قیام متّصل به رکوع؛ یعنی از حالت ایستاده به رکوع رفتن

چهارم: رکوع                       

پنجم: سجده

زیادی عمدی واجبات نماز را باطل می‌کند، و در زیادی سهوی تفصیلاتی وجود دارد که در مسألۀ 1118 و نیز در مسألۀ 1273 به بعد خواهد آمد.

نیّت‌

952 ٠طریقه نیّت٠ انسان باید نماز را به نیت قربت؛ یعنی فقط برای خداوند عالم بجا آورد، و لازم نیست نیت را از قلب بگذراند، یا به زبان مثلاً بگوید که چهار رکعت نماز ظهر می‌خوانم قُرْبَةً إِلَی اللّهِ.

953 ٠تعیین نوع نماز در نیت٠ در نیت نماز باید نمازی را که می‌خواند معیّن کند هرچند به نحو اجمال، پس اگر در نماز ظهر نیت کند: «آنچه بر من اوّل واجب شده بجا می‌آورم»؛ صحیح است‌ ولی اگر فقط نیت کند که چهار رکعت نماز می‌خوانم و به نحو اجمال هم معیّن نکند ظهر است یا عصر، نماز او باطل است. و نیز کسی که مثلاً قضای نماز ظهر بر او واجب است اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا یا نماز ظهر را بخواند، باید نمازی را که می‌خواند در نیت معیّن کند.

954 ٠باقی بودن بر نیت تا آخر نماز٠ انسان باید از اوّل تا آخر نماز به نیت خود باقی باشد، پس اگر در بین نماز به‌طوری غافل شود که اگر بپرسند: «چه می‌کنی؟» نداند چه بگوید، نمازش باطل است.

955 ٠ریا در نماز٠ انسان باید فقط برای خداوند عالم نماز بخواند، و کسی که ریا کند؛ یعنی برای نشان‌دادن به مردم نماز بخواند، علاوه بر آن‌که گناه‌کار است، نمازش باطل است، خواه فقط برای مردم باشد، یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد.

956 ٠انجام قسمتی از نماز برای غیر خدا٠ اگر قسمتی از نماز را برای خداوند عالم انجام ندهد، چنانچه به جهت نشان‌دادن به مردم باشد علاوه بر آن‌که گناه‌کار است نمازش باطل است؛ خواه آن قسمت واجب باشد مثل «حمد»، یا مستحب باشد مثل «قنوت»، و چنانچه به جهت مباحی؛ مانند اعلام مطلبی به غیر باشد، آن قسمت باطل است، پس اگر آن قسمت را عمداً زیاد کرده باشد باید نمازش را دوباره بخواند، در غیر این صورت فقط همان قسمت باطل می‌شود، پس اگر آن قسمت را دوباره بخواند یا آن قسمت مستحبی باشد، نمازش صحیح است و اگر تمام نماز را برای خدا بجا آورد ولی برای نشان‌دادن به مردم در جای مخصوصی مثل مسجد، یا در وقت مخصوصی مثل اوّل وقت، یا به طرز مخصوصی مثلاً با جماعت نماز بخواند علاوه بر آن‌که گناه‌کار است نمازش باطل است؛ ولی اگر به خاطر کار مباحی، مثل خنک بودن مسجد یا خنک بودن هوا در اوّل وقت یا نخواندن حمد و سوره در جماعت باشد، اشکالی ندارد. همچنان که اگر نماز را برای خدا بجا آورد لکن برای اعلام مطلبی به دیگری با صدای بلند بخواند نمازش صحیح است.

تکبیرة‌الاحرام‌

957 ٠تکبیرة‌الاحرام٠ گفتن «اللّهُ أَكْبَر» در اوّل هر نماز واجب و در برخی صورت‌ها رکن است؛ بدین شکل که اگر آن را فراموش کند و قبل از رکوع متوجه شود نمازش باطل است، ولی اگر در رکوع یا بعد از آن متوجه شود رکنی را ترک نکرده و نمازش صحیح است و احتیاط مستحب آن است که نماز را دوباره بخواند؛ و باید حروف «اللّهُ» و حروف «أَكْبَر» را پشت سر هم بگوید و نیز باید این دو کلمه به عربی صحیح گفته شود، و اگر به عربی غلط بگوید یا مثلاً ترجمه آن را به فارسی بگوید، صحیح نیست.

958 ٠اتّصال تکبیرة‌الاحرام به اقامه و مانند آن٠ باید تکبیرة‌الاحرام نماز را به چیزی که پیش از آن می‌خواند؛ مثلاً به اقامه یا دعایی که پیش از تکبیر می‌خواند، نچسباند؛ یعنی همزۀ «اللّهُ أَكْبَر» را به‌جهتِ اتّصال به قبل، ساقط نکند.

959 ٠اتّصال تکبیرة‌الاحرام به کلمۀ بعدی٠ نمازگزار می‌تواند «اللّهُ أَكْبَر» را به چیزی که پس از آن می‌خواند -مثلاً به «بِسْمِ اللّهِ الرَحْمٰنِ الرَحیمِ»- بچسباند و در این صورت، بنا بر احتیاط مستحبّ، حرفِ «ر» در پایان کلمۀ «أَكْبَر» را ضمّه بدهد.

960 ٠آرام بودن بدن هنگام تکبیرة‌الاحرام٠ موقع گفتن تکبیرة‌الاحرام باید سر و بدن آرام باشد، و اگر با علم و عمد در حالی که سر یا بدنش حرکت دارد، تکبیرة‌الاحرام را بگوید نمازش باطل است.

961 ٠آرام گفتن ذکر‌های نماز٠ تکبیر و حمد و سوره و ذکر و دعا را باید طوری بخواند که خودش بشنود و اگر به واسطۀ سنگینی یا کری گوش یا سر و صدای زیاد نمی‌شنود، باید طوری بگوید که اگر افراد متعارف بگویند و مانعی نباشد خودشان بشنوند.

962 ٠ناتوانی از گفتن تکبیرة‌الاحرام٠ کسی که به خاطر بیماری یا لال بودن نمی‌تواند اللّه اكبر را درست بگوید، باید هر طور که می‌تواند بگوید و اگر هیچ نمی‌تواند بگوید، باید در قلب خود بگذراند و برای تکبیر اشاره کند و زبانش را هم اگر می‌تواند حرکت دهد.

963 ٠دعا پیش از تکبیرة‌الاحرام٠ مستحب است قبل از تکبیرة‌الاحرام بگوید:

«یا مُحْسِنُ قَدْ أَتاكَ الْمُسيءُ وَ قَدْ أَمَرْتَ الْمُحْسِنَ أَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسيءِ، أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ أَنَا الْمُسيءُ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما تَعْلَمُ مِنّي.»

یعنی ای خدایی که به بندگان احسان می‌کنی بندۀ گنه‌کار به در خانه تو آمده و تو امر کرده‌ای که نیکوکار از گناه‌کار بگذرد، تو نیکوکاری و من گناه‌کار، به حق محمد و آل محمد رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدی‌هایی که می‌دانی از من سرزده بگذر.

964 ٠بلند کردن دست‌ها هنگام گفتن تکبیر٠ مستحب است موقع گفتن تکبیر اوّل نماز و تکبیرهای بین نماز، دست‌ها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.

965 ٠شک در گفتن تکبیرة‌الاحرام٠ اگر شک کند که تکبیرة‌الاحرام را گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی از قرائت شده، به شک خود اعتنا نکند و اگر چیزی نخوانده باید تکبیر را بگوید.

966 ٠شک در صحیح گفتن تکبیرةالاحرام٠ اگر بعد از گفتن تکبیرة‌الاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه؛ چه مشغول چیزی شده باشد یا نه، تکبیرة‌الاحرام او محکوم به بطلان است و احتیاط مستحب آن است که نماز را تمام کند و دوباره اعاده کند؛ ولی می‌تواند آن را قطع کند و سپس اعاده کند.

قیام (ایستادن)

967 ٠قیام متّصل به رکوع٠ قیام پیش از رکوع، که آن را قیام متّصل به رکوع می‌گویند، رکن است، و معنی آن از حالت ایستاده به رکوع رفتن است و لازم نیست پس از اتمام قرائت، مقداری صبر کند و سپس به رکوع برود.

968 ٠قیام واجب در نماز٠ قیام در موقع تکبیرة‌الاحرام مانند خود تکبیرة‌الاحرام واجب است و ظاهراً رکن نیست و قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع واجب است ولی بی‌تردید رکن نیست و اگر کسی آن را از روی فراموشی ترک کند نمازش صحیح است.

969 ٠وظیفۀ نمازگزار در صورت فراموشی رکوع٠ اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید که رکوع نکرده، باید بایستد و به رکوع رود و اگر بدون این که بایستد به حال خمیدگی به‌ رکوع برگردد، کفایت نمی‌کند، بلکه باید بایستد و از حالت ایستاده رکوع کند و اگر این کار را نکند، نمازش باطل است.

970 ٠حرکت یا تکیه دادن بدن هنگام قیام٠ موقعی که برای تکبیرة‌الاحرام یا قرائت ایستاده است، باید بدن را حرکت ندهد و به طرفی خم نشود، و بنابر احتیاط در حال اختیار به جایی تکیه نکند؛ ولی اگر از روی ناچاری باشد اشکال ندارد.

971 ٠حرکت سهوی بدن در نماز٠ اگر موقعی که ایستاده، سهواً بدن را حرکت دهد، یا به طرفی خم شود، یا به جایی تکیه کند اشکال ندارد.

972 ٠بر زمین ماندن هر دو پا هنگام قیام٠ احتیاط مستحب آن است که در موقع ایستادن هر دو پا روی زمین باشد؛ ولی لازم نیست سنگینی بدن روی هر دو پا باشد، و اگر روی یک پا هم باشد اشکالی ندارد.

973 ٠ایستادن به‌طور معمول٠ کسی که می‌تواند درست بایستد، اگر پاها را خیلی گشاد بگذارد که ایستادن به آن گفته نشود نمازش باطل است.

974 ٠آرامش بدن هنگام قرائت یا گفتن ذکرها٠ موقعی که انسان در نماز مشغول خواندن چیزی است؛ حتی در موقع گفتن ذکرهای مستحبی نماز (که به قصد ذکر مخصوص نماز گفته می‌شود)، باید بدنش آرام باشد، و در موقعی که می‌خواهد کمی جلو یا عقب رود، یا کمی بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد باید چیزی از اذکار نماز را نخواند؛ ولی ذکر «بِحَوْلِ اللّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ» در حال برخاستن گفته می‌شود.

975 ٠گفتن ذکر در حال حرکت بدن٠ اگر با علم و عمد در حال حرکت بدن ذکر بگوید، مثلاً موقع رفتن به رکوع یا رفتن به سجده تکبیر بگوید، چنانچه آن را به قصد ذکر خاصی که در نماز دستور داده‌اند بگوید باید نماز را دوباره بخواند، و اگر به این قصد نگوید بلکه بخواهد ذکری گفته باشد، نمازش صحیح است.

976 ٠حرکت دست و انگشتان در حال نماز٠ حرکت‌دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد و سوره و تسبیحات اربعه اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که آن‌ها را هم حرکت‌ ندهد.

977 ٠حرکت غیراختیاری در نماز٠ اگر موقع خواندن حمد و سوره یا خواندن تسبیحات بی‌اختیار به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود، باید بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حرکت خوانده به نیت قربت مطلقه دوباره بخواند.

978 ٠ناتوانی از ایستادن، در بین نماز٠ اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود، باید بنشیند، و اگر از نشستن هم عاجز شود باید بخوابد (البته این حکم مخصوص صورتی است که ناتوانی او تا آخر وقت نماز ادامه داشته باشد)؛ ولی تا بدنش آرام نگرفته نباید ذکر واجب بلکه چیزی از ذکر مستحب را به قصد ورود بخواند.

979 ٠وظیفۀ ناتوان از ایستادن٠ تا انسان می‌تواند ایستاده نماز بخواند (هرچند با تکیه دادن بر چیزی، یا با حرکت کردن بدن) نباید بنشیند؛ مثلاً کسی که در موقع ایستادن بدنش حرکت می‌کند، یا مجبور است به چیزی تکیه دهد یا بدنش را مختصری کج کند، باید به هر طور که می‌تواند ایستاده نماز بخواند؛ ولی اگر به هیچ قسم نتواند بایستد، باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند.

980 ٠وظیفۀ ناتوان از نشستن٠ تا انسان می‌تواند بنشیند، نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند، باید هر طور که می‌تواند بنشیند و اگر به هیچ قسم نمی‌تواند بنشیند بنابر احتیاط به‌طوری که در احکام قبله (مسألۀ 787) گفته شد، به پهلوی راست بخوابد و اگر نمی‌تواند بنابر احتیاط به پهلوی چپ، و اگر آن هم ممکن نیست، بنابر احتیاط به پشت بخوابد.

981 ٠رکوع در نماز نشسته٠ کسی که نشسته نماز می‌خواند، اگر بتواند بعد از قرائت بایستد و رکوع را ایستاده بجا آورد، باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود، و اگر نتواند باید رکوع را هم نشسته بجا آورد.

982 ٠توانایی ایستادن یا نشستن در مقداری از نماز٠ کسی که خوابیده نماز می‌خواند، اگر بتواند در بین نماز بنشیند باید مقداری را که می‌تواند نشسته بخواند و نیز اگر می‌تواند بایستد باید مقداری را که می‌تواند ایستاده بخواند، ولی تا بدنش آرام نگرفته، باید چیزی نخواند همان طور که در مسألۀ 978‌ گذشت.

983 ٠توانایی ایستادن در مقداری از نماز٠ کسی که نشسته نماز می‌خواند اگر بتواند در بین نماز بایستد، باید مقداری را که می‌تواند ایستاده بخواند، ولی تا بدنش آرام نگرفته، باید چیزی نخواند چنانچه گذشت.

984 ٠ترس از ضرر و بیماری در صورت ایستاده نماز خواندن٠ کسی که می‌تواند بایستد اگر بترسد که به واسطۀ ایستادن، بیمار شود یا ضرری به بدن او برسد، می‌تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، می‌تواند خوابیده نماز بخواند.

985 ٠به دست آوردن توانایی بر نماز ایستاده پس از نشسته نماز خواندن٠ اگر انسان در اوّل وقت به اعتقاد این که تا آخر وقت از ایستادن عاجز است، نشسته یا خوابیده نماز خواند ولی در وقت بر نماز ایستاده قدرت پیدا کرد، باید نماز را دوباره بخواند؛ و اگر احتمال می‌داد که تا آخر وقت قدرت پیدا می‌کند و قبل از آن رجاءً نشسته یا خوابیده بر طبق حال خود نماز بخواند، چنانچه عذرش تا آخر وقت باقی نباشد، نمازش را باید دوباره بخواند و اگر باقی باشد، نمازش صحیح است؛ بلکه اگر با یقین به این که تا آخر وقت قدرت پیدا می‌کند در اوّل وقت با قصد قربت -مثلاً به جهت ندانستن مسأله- نشسته یا خوابیده نماز بخواند و اتفاقاً تا آخر وقت قدرت نیافت، نماز خوانده شده صحیح است.

986 ٠مستحبات قیام٠ مستحب است در حال ایستادن بدن را راست نگه دارد و شانه‌ها را پایین بیندازد، و دست‌ها را روی رانها بگذارد، و انگشت‌ها را به هم بچسباند، و جای سجده را نگاه کند، و سنگینی بدن را به‌طور مساوی روی دو پا بیندازد و با خضوع و خشوع باشد، و پاها را پس و پیش نگذارد، و اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.

قرائت‌

987 ٠خواندن حمد و سوره در رکعت اوّل و دوّم٠ در رکعت اوّل و دوم نمازهای واجب انسان باید اوّل حمد بخواند و سپس مستحب مؤکّد است که یک سوره تمام بخواند بلکه خواندن سوره مطابق احتیاط‌ استحبابی نیز می‌باشد.

988 ٠ترک سوره در حال اضطرار یا تنگی وقت٠ اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان ناچار باشد که سوره را نخواند؛ مثلاً بترسد که اگر سوره را بخواند، دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند، بی‌تردید سوره لازم نیست؛ بلکه اگر مستلزم ضرر اساسی به بدن باشد جایز نیست.

989 ٠خواندن سوره قبل از حمد٠ اگر با علم و عمد سوره را پیش از حمد بخواند، نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید، باید سوره را رها کند و حمد را بخواند و بعد از حمد، مستحب است سوره را دوباره بخواند.

990 ٠فراموش کردن حمد و یاد آوری آن پس از رکوع٠ اگر حمد را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.

991 ٠فراموش کردن حمد و یاد آوری آن قبل از رکوع٠ اگر پیش از آن‌که برای رکوع خم شود بفهمد که حمد را نخوانده، باید بخواند و نیز اگر خم شده و پیش از آن‌که به حدّ رکوع برسد بفهمد حمد را نخوانده، باید بایستد و آن را بخواند.

992 ٠خواندن آیه یا سورۀ سجده‌دار در نماز٠ در نماز واجب نباید یکی از آیه‌های سجده را که در مسألۀ 393 گفته شد بخواند بلکه به احتیاط مستحب سوره‌هایی را که آیه سجده دارد نیز شروع نکند.

993 ٠شروع به سورۀ سجده‌دار در نماز٠ اگر عمداً یا به جهت فراموشی سوره‌هایی را که آیه سجده دارد شروع کند، می‌تواند آن را رها کند و سوره دیگری بخواند و می‌تواند همان سوره را ادامه دهد؛ ولی باید آیه سجده را نخواند و اگر سوره ادامه دارد ادامه آن را بخواند و به رکوع رود، و اگر آیه سجده را خواند، باید سجده کند و برخیزد و حمد را خوانده، سپس به رکوع رفته، نمازش را تمام کند، و چنانچه عمداً آیه سجده را خوانده باشد و در نماز سجده کند، باید نمازش را دوباره بخواند، ولی اگر سهواً آیه سجده را خوانده و سجده کند، به احتیاط مستحب نمازش را دوباره بخواند، ولی اگر آیه سجده را بخواند و سجده نکند، نمازش باطل نمی‌شود؛ هر چند اگر بدون عذر سجده نکرده باشد گناه‌کار است.

994 ٠شنیدن آیۀ سجده در نماز٠ اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد -خواه عمدی باشد یا سهوی- لازم است سجده نموده و چنانچه قبل از رکوع باشد برخاسته و پس از خواندن حمد، رکوع کرده نماز را ادامه دهد و اگر سجده نکند معصیت کرده ولی نمازش صحیح است و اگر عمداً آیه سجده را گوش داده باشد و در نماز سجده کند، باید نمازش را دوباره بخواند و اگر سهواً گوش داده باشد دوباره خواندن نماز لازم نیست؛ و چنانچه امام جماعت آیه سجده را بخواند، بر وی و بر مأمومین -هر چند آیه سجده را نشنیده باشند- لازم است سجده نموده و چنانچه قبل از رکوع باشد برخاسته و پس از خواندن حمد رکوع نموده و نمازشان را تمام کنند و اگر سجده نکنند نمازشان صحیح است؛ هر چند اگر بدون عذر باشد معصیت کرده‌اند.

995 ٠خواندن سوره در نمازهای مستحبی٠ در نماز مستحبی خواندن سوره بی‌تردید لازم نیست، اگر چه آن نماز به واسطه نذر کردن و مانند آن واجب شده باشد، ولی در بعضی از نمازهای مستحبی مثل نماز وحشت که سورۀ مخصوصی دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند.

996 ٠خواندن سورۀ جمعه و منافقین در نماز جمعه٠ در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در رکعت اوّل بعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره منافقین بخواند، و اگر مشغول یکی از این‌ها شود، نمی‌تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند.

997 ٠برگشتن از سورۀ توحید و کافرون به غیر این دو سوره٠ اگر بعد از حمد مشغول خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» یا سورۀ «قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ» شود نمی‌تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند ولی در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روی فراموشی به جای سورۀ جمعه و منافقین یکی از آن دو سوره را بخواند، می‌تواند آن را رها کند و سورۀ جمعه و منافقین را بخواند و احتیاط مستحب این است که بعد از تجاوز نصف رها ننماید.

998 ٠سوره توحید یا کافرون در ظهر روز جمعه٠ اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمداً سورۀ «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» یا سورۀ «قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ» بخواند؛ اگر چه به نصف نرسیده باشد، احتیاط مستحب این است که برای خواندن سورۀ جمعه و منافقین آن را رها نکند.

999 ٠رها کردن سوره پس از شروع آن٠ اگر در نماز، غیر سورۀ  «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» و  «قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ» سورۀ دیگری بخواند، تا به نصف نرسیده بی‌تردید می‌تواند آن را رها کند و سورۀ دیگر بخواند، و بنابر احتیاط مستحب در مابین نصف و دو ثلث رها نکند و پس از این که به دو ثلث رسید، رها کردن آن و عدول به سورۀ دیگر جایز نیست.

1000 ٠برگشتن به سورۀ دیگر در اثر فراموشی بقیّۀ سوره٠ اگر مقداری از سوره را فراموش کند، یا به جهتی مثل تنگی وقت نتواند آن را تمام نماید، می‌تواند آن سوره را رها کند و سورۀ دیگر بخواند، اگر چه از دو ثلث هم گذشته باشد، یا سوره‌ای که می‌خواند«قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» یا  «قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ» باشد.

1001 ٠آهسته و بلند خواندن حمد و سوره برای مردان و زنان٠ بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند. البته مستحب است مردها حمد و سورۀ نماز ظهر روز جمعه و «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ» را در همۀ نمازهای ظهر و عصر بلند بخوانند.

1002 ٠بلند خواندن تمام حروف حمد و سوره٠ مرد باید در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد که تمام کلمات حمد و سوره؛ حتی حرف آخر آن‌ها، را بلند بخواند.

1003 ٠بلند خواندن حمد و سوره برای زنان٠ زن می‌تواند حمد و سورۀ نماز صبح و مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخواند، ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود بنابر احتیاط مستحب آهسته بخواند.

1004 ٠بلند خواندن در نماز اخفاتی و بر عکس٠ اگر با علم و عمد یا در حال تردید در مسأله در جایی که باید نماز را بلند بخواند، آهسته بخواند، یا در جایی که باید آهسته بخواند بلند بخواند، نمازش باطل است، ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره هم بفهمد فراموش کرده؛ لازم نیست مقداری که خوانده دوباره بخواند.

1005 ٠بلندی بیش از معمول صدا در قرائت٠ اگر کسی در خواندن حمد و سوره صدایش را به قدری بلند کند که به آن قرائت گفته نشود، نمازش باطل است.

1006 ٠وظیفۀ ناتوان از خواندن صحیح٠ انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند و کسی که به هیچ قسم نمی‌تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید هر طور که می‌تواند بخواند و احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.

1007 ٠یادگیری قرائت و اذکار نماز٠ کسی که حمد یا واجبات دیگر نماز را به خوبی نمی‌داند و می‌تواند یاد بگیرد، چنانچه وقت وسعت دارد، باید یاد بگیرد، و اگر وقت تنگ است در صورتی که ممکن باشد، باید نمازش را به جماعت بخواند.

1008 ٠دریافت مزد برای آموزش نماز٠ مزد گرفتن برای یاد دادن واجبات نماز بنابر احتیاط حرام است ولی برای مستحبات آن اشکال ندارد.

1009 ٠غلط خواندن کلمه یا حروف نماز یا شک در صحیح خواندن آن‌ها٠ اگر یکی از کلمات حمد را نداند یا شک داشته باشد یا عمداً آن را نگوید یا به جای حرفی حرف دیگر بگوید؛ مثلاً به جای «ض»، «ظ» بگوید، یا جایی که باید بدون حرکت خوانده شود، حرکت بدهد، یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است.

1010 ٠اشتباه خواندن کلمات نماز به اعتقاد صحّت٠ اگر انسان کلمه‌ای را صحیح بداند و در نماز همان طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، اگر اشتباهش از اشتباهات متعارف بین مردم باشد لازم نیست نمازش را دوباره بخواند؛ هر چند احتیاط مستحب در آن است که نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

1011 ٠تکرار کلمه با جهل یا تردید در تلفظ صحیح آن٠ اگر حرکت کلمه‌ای را نداند (مثلاً نداند به فتحه است یا کسره) یا مثلاً نداند کلمه‌ای به «س» است یا به «ص»، باید یاد بگیرد و چنانچه دو جور یا بیشتر بخواند؛ مثل آن‌که در «اهْدِنَا الصِّـراطَ الْمُسْتَقِیمَ» کلمۀ مستقیم را یک بار با سین و یک بار با صاد بخواند، نمازش باطل است، مگر کلمه به هر دو نحو عربی صحیح باشد و یکی از آن‌ها را به قصد ذکر بگوید.

1012 ٠رعایت مدّ در نماز٠ بنابر احتیاط مستحب اگر در کلمه‌ای «واو» ساکن باشد و حرف ماقبل از واو در آن کلمه ضمه داشته باشد و حرف بعد از واو در آن کلمه همزه «ء» باشد؛ مثل کلمۀ «سُوء»، آن واو را مدّ بدهد؛ یعنی آن را بکشد و همچنین اگر در کلمه‌ای «الف» باشد و حرف بعد از الف در آن کلمه همزه باشد؛ مثل «جاء»، الف آن را بکشد و نیز اگر در کلمه‌ای «یاء» ساکن باشد و حرف پیش از «یاء» در آن کلمه کسره داشته باشد و حرف بعد از «یاء» در آن کلمه همزه باشد؛ مثل «جِيء»، «یاء» را با مدّ بخواند، اگر بعد از «واو» و «الف» و «یاء» در آن کلمه به جای همزه حرفی ساکن (بدون حرکت) باشد، باز هم بنابر احتیاط مستحب این سه حرف را با مدّ بخواند، مثلاً در «وَ لَا الضّآلِّیـنَ» که بعد از الف، حرف لام ساکن است، الف آن را با مدّ بخواند و چنانچه به دستوری که گفته شد رفتار نکند، بنابر احتیاط مستحب نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

1013 ٠وقف به حرکت و وصل به سکون٠ احتیاط مستحب آن است که در نماز وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید.

و معنای وقف به حرکت آن است که حرکت آخر کلمه‌ای را بگوید و بین آن کلمه و کلمه بعدش فاصله دهد مثلاً بگوید: «الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ» و میم «الرَّحِیمِ» را زیر بدهد و بعد قدری فاصله دهد و بگوید: «مالِـكِ یَوْمِ الدِّیـنِ» و معنی وصل به سکون: آن است که حرکت آخر کلمه‌ای را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعد بچسباند؛ مثل آن‌که بگوید: «الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم» و میم «الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ» را کسره ندهد و فوراً «مالِكِ یَوْمِ الدِّیـنِ» را بگوید.

1014 ٠ذکر رکعت سوّم و چهارم٠ در رکعت سوم و چهارم نماز می‌تواند فقط یک حمد بخواند، یا یک مرتبه تسبیحات اربعه بگوید؛ یعنی یک مرتبه بگوید: «سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ وَ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَ اللّهُ أَكْبَرُ» و احتیاط مستحب آن است که سه مرتبه بگوید، و می‌تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید و بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات بخواند.

1015 ٠تسبیحات اربعه در تنگی وقت٠ در تنگی وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید.

1016 ٠آهسته خواندن تسبیحات اربعه٠ بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد و تسبیحات را آهسته بخوانند.

1017 ٠آهسته خواندن «بِسْمِ اللهِ» سورۀ حمد در رکعت سوّم و چهارم٠اگر در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتیاط باید «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ» را آهسته بخواند.

1018 ٠وظیفۀ ناتوان از خواندن تسبیحات اربعه٠ کسی که نمی‌تواند تسبیحات را یاد بگیرد یا درست بخواند، باید در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند.

1019 ٠خواندن تسبیحات در رکعت اوّل و دوّم٠ اگر در دو رکعت اوّل نماز به خیال این که دو رکعت آخر است تسبیحات بگوید چنانچه پیش از رکوع بفهمد، باید حمد را بخواند و اگر در رکوع یا بعد‌ از آن بفهمد، نمازش صحیح است.

1020 ٠خواندن حمد در دو رکعت آخر به خیال دو رکعت اوّل و بالعکس٠ اگر در دو رکعت آخر نماز به خیال این که در دو رکعت اوّل است حمد بخواند؛ یا در دو رکعت اوّل نماز به گمان این که در دو رکعت آخر نماز است حمد بخواند؛ چه پیش از رکوع بفهمد، چه بعد از آن، نمازش صحیح است.

1021 ٠خواندن بدون قصد حمد یا تسبیحات در رکعت سوم و چهارم٠ اگر در رکعت سوم یا چهارم می‌خواست حمد بخواند تسبیحات به زبانش آمد، یا می‌خواست تسبیحات بخواند حمد به زبانش آمد، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند؛ ولی اگر عادتش خواندن چیزی بوده که به زبانش آمده، همان را تمام می‌کند و نمازش صحیح است.

1022 ٠خواندن سهوی حمد در رکعت سوّم٠ کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند، اگر بدون قصد حمد به زبانش آمد، باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند؛ ولی اگر از عادت خود غفلت کند و به قصد انجام وظیفه حمد را بخواند، می‌تواند آن را تمام کرده و نمازش صحیح است.

1023 ٠استحباب استغفار بعد از تسبیحات اربعه٠ در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات استغفار کند، مثلاً بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّي وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ»، یا بگوید: «اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لي»، و کسی که مشغول گفتن استغفار است، اگر شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، اگر به قصد ذکر خاصّ استغفار کرده باشد، لازم نیست حمد یا تسبیحات را بخواند ولی احتیاط مستحب آن است که حمد یا تسبیحات را به قصد ذکر مطلق، دوباره بخواند؛ مخصوصاً اگر عادتش خواندن آن استغفار نباشد. و چنانچه بدون قصد ذکر خاص بلکه به این قصد که استغفار در هر جای نماز مستحب است، استغفار کرده لازم است حمد یا تسبیحات را بخواند.

1024 ٠شک در خواندن تسبیحات یا حمد در حال رکوع٠ اگر در رکوع رکعت سوم یا چهارم شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر برای رکوع خم شده و پیش از رسیدن به حد رکوع شک کند چنانچه استغفار نکرده باشد، لازم است برگردد و حمد یا تسبیحات‌ را بخواند و اگر استغفار کرده باشد، حکم مسأله به همان تفصیلی است که در مسألۀ قبل گذشت.

1025 ٠شک در صحیح گفتن آیه یا کلمه‌ای در نماز٠ هر گاه شک کند که آیه یا کلمه‌ای را درست گفته یا نه، اگر به چیزی که بعد از آن است مشغول نشده، باید آن آیه یا کلمه را به‌طور صحیح بگوید و اگر در رکوع یا بعد از آن شک کند که فلان کلمه از حمد را درست گفته یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند؛ و اگر پیش از رکوع باشد ولی به چیزی که بعد از آن است مشغول شده؛ مثلاً موقع خواندن سوره شک کند که حمد را صحیح خوانده یا نه، یا موقع خواندن «اهْدِنَا الصِّـراطَ الْمُسْتَقِیمَ» شک کند که «إِیّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیّاكَ نَسْتَعِینُ» را صحیح خوانده، باید قسمت خوانده شده را به‌طور صحیح به قصد قربت مطلقه تکرار کند، و اگر چند مرتبه هم شک کند، وظیفه‌اش همین است؛ اما اگر به حد وسواس برسد نباید به شک خود اعتنا کند و چنانچه بتواند به وسواس خود عمل نکند و با این حال با علم به مسأله یا شک در آن، باز هم آن قسمت را تکرار کند نمازش را باید دوباره بخواند.

1026 ٠مستحبات قرائت٠ مستحب است در رکعت اوّل، پیش از خواندن حمد بگوید: «أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ»، و بر مردها مستحب است در رکعت اوّل و دوم نماز ظهر و عصر «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ» را بلند بگویند و مستحب است نمازگزار حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند؛ یعنی آن را به آیه بعد نچسباند، و در حال خواندن حمد و سوره به معنای آیه توجّه داشته باشد، و اگر نماز را به جماعت می‌خواند، بعد از تمام شدن حمد امام، و اگر فرادا می‌خواند، بعد از آن‌که حمد خودش تمام شد، بگوید: «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمینَ» و بعد از خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» یک یا دو یا سه مرتبه «كَذٰلِكَ اللّهُ رَبّي»، یا سه مرتبه «كَذٰلِكَ اللّهُ رَبُّنا» بگوید، و بعد از خواندن سوره کمی صبر کند، بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید یا قنوت را بخواند‌.

1027 ٠استحباب خواندن سورۀ قدر و توحید٠ مستحب است در تمام نمازها در رکعت اوّل سورۀ «إِنّا أَنْزَلْناهُ» و در رکعت دوم سورۀ «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» را بخواند.

1028 ٠کراهت ترک سورۀ توحید در نمازهای یومیه٠ مکروه است انسان در تمام نمازهای شبانه روز سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» را نخواند.

1029 ٠خواندن سورۀ توحید به یک نفس٠ خواندن سورۀ «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» به یک نفس مکروه است.

1030 ٠تکرار یک سوره در هر دو رکعت٠ سوره‌ای را که در رکعت اوّل خوانده مکروه است در رکعت دوم بخواند، ولی اگر سورۀ «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَـدٌ» را در هر دو رکعت بخواند مکروه نیست.

رکوع‌

1031 ٠تعریف رکوع٠ در هر رکعت بعد از قرائت باید به قصد خضوع به اندازه‌ای خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد، این عمل را رکوع می‌گویند.

1032 ٠نگذاشتن دست بر زانو در رکوع٠ اگر به اندازه رکوع خم شود ولی دست‌ها را به زانو نگذارد، اشکالی ندارد.

1033 ٠رکوع به صورت غیر متعارف٠ هر گاه رکوع را به‌طور غیر معمول بجا آورد؛ مثلاً به چپ یا راست خم شود، اگر چه دست‌های او به زانو برسد، بنابر احتیاط مستحب صحیح نیست.

1034 ٠خم شدن بدون قصد خضوع٠ خم شدن باید به قصد خضوع باشد؛ پس اگر به قصد کار دیگر؛ مثلاً برای کشتن جانور خم شود، نمی‌تواند آن را رکوع حساب کند، بلکه باید بایستد، دوباره برای رکوع خم شود و به واسطه این عمل رکوع زیاد نشده و نماز باطل نمی‌شود.

1035 ٠رکوع فرد دارای اندام غیر متعارف٠ کسی که دست یا زانوی او با دست و زانوی دیگران فرق دارد؛ مثلاً دستش خیلی بلند است که اگر کمی خم شود به زانو می‌رسد، یا زانوی او پایین‌تر از مردم دیگر است که باید خیلی خم شود تا دستش به زانو برسد، باید به اندازۀ معمول خم شود.

1036 ٠رکوع نماز نشسته٠ کسی که نشسته رکوع می‌کند باید به قدری خم شود که اگر ایستاده رکوع می‌کرد کمرش را خم می‌نمود.

1037 ٠ذکر رکوع٠ لازم است در حال اختیار سه مرتبه «سُبْحانَ اللّهِ» یا یک مرتبه «سُبْحانَ رَبّيَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ» یا ذکر دیگری به این مقدار بگوید؛ ولی باید در رکوع «سُبْحانَ رَبّيَ الْأَعْلیٰ وَ بِحَمْدِهِ» را به عنوان ذکر رکوع نگوید و در تنگی وقت و در حال ناچاری گفتن یک «سُبْحانَ اللّهِ» کافی است.

1038 ٠صحیح گفتن ذکر رکوع٠ ذکر رکوع باید دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود و مستحب است آن را سه یا پنج یا هفت مرتبه بلکه بیشتر بگویند.

1039 ٠آرام بودن سر و بدن در رکوع٠ برای تحقق رکوع باید بعد از خم شدن سر و بدن آرام بگیرد و در حال ذکر واجب آن نیز باید سر و بدن آرام باشد و در ذکر مستحب هم اگر آن را به قصد ذکری که برای رکوع دستور داده‌اند بگوید، آرام بودن سر و بدن لازم است.

1040 ٠حرکت غیر اختیاری در حال ذکر رکوع٠ اگر موقعی که ذکر واجب رکوع را می‌گوید، بی‌اختیار به قدری حرکت کند که سر یا بدن از حال آرام بودن خارج شود، رجاءً ذکر را تمام کرده بعد از آرام گرفتن دوباره ذکر را بگوید، ولی اگر کمی حرکت کند که سر و بدن از حالت آرام بودن خارج نشود، یا دست‌ها و انگشتان را حرکت دهد اشکال ندارد.

1041 ٠گفتن ذکر رکوع پیش از آرام گرفتن بدن٠ اگر پیش از آن‌که به مقدار رکوع خم شود و سر و بدن آرام گیرد، با علم و عمد ذکر رکوع را بگوید، نمازش باطل است.

1042 ٠برخاستن از رکوع پیش از پایان ذکر٠ اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، با علم و عمد سر از رکوع بردارد، نمازش باطل است.

1043 ٠بلند شدن سهوی قبل از آرام گرفتن در رکوع٠ اگر پیش از آن‌که به مقدار رکوع خم شود و سر وبدن آرام گیرد سهواً یا به جهت ندانستن مسأله سر بردارد باید دوباره رکوع کند و اگر به مقدار رکوع خم شود ولی پیش از تمام شدن ذکر واجب سهواً یا به جهت ندانستن مسأله سر بردارد، چنانچه پیش از آن‌که از حال رکوع خارج شود متوجه شود، باید در حال آرامی بدن ذکر را بگوید و اگر بعد از آن‌که از حال رکوع خارج شد متوجه شود، نماز او در فرض سهو صحیح است.

1044 ٠ناتوانی از ماندن در رکوع٠ اگر نتواند به مقدار یک «سُبْحانَ اللّهِ» در رکوع بماند، باید مقداری را در حال رفتن به رکوع یا در حال برخاستن بگوید و آنچه را می‌تواند در حال رکوع بگوید.

1045 ٠ناتوانی از آرام نگه داشتن بدن در رکوع٠ اگر به واسطۀ بیماری و مانند آن در رکوع آرام نگیرد، نمازش صحیح‌ است، ولی باید پیش از آن‌که از حال رکوع خارج شود، ذکر واجب را بگوید.

1046 ٠ناتوانی از خم شدن به اندازۀ رکوع٠ کسی که نمی‌تواند به اندازۀ واجب رکوع خم شود اگر بتواند باید با کمک یا تکیه دادن به چیزی رکوع کند و اگر به هیچ وجه نتواند باید در حالی که در قلب نیت رکوع می‌کند با سر اشاره کند و کافی است و به احتیاط مستحب هر اندازه هم که می‌تواند خم شود و اگر اشاره با سر ممکن نباشد باید به نیت رکوع چشمها را ببندد و ذکر آن را بگوید و به نیت برخاستن از رکوع چشمها را باز کند و اگر از این هم عاجز است، رکوع واجب نیست و احتیاط مستحب آن است که در حال نماز به نیت رکوع با دست اشاره کند و ذکر نیز بگوید و در هر دو صورت اخیر پس از بهبودی نماز را دوباره بخواند.

1047 ٠ناتوانی از رکوع٠ کسی که در حال ایستاده نمی‌تواند به اندازۀ رکوع خم شود ولی در حال نشسته می‌تواند باید نشسته رکوع کند و اگر در هیچ یک از دو حالت -ایستاده و نشسته- نمی‌تواند رکوع کند چنانچه می‌تواند ایستاده و اگر نتواند باید نشسته نماز بخواند و در هر دو صورت باید برای رکوع، با سر اشاره کند (و بنابر احتیاط مستحب هر اندازه هم که می‌تواند خم شود) و اگر نتواند با سر اشاره کند باید به دستور مسأله قبل رفتار کند و در هر دو صورت اخیر پس از بهبودی نماز را دوباره بخواند.

1048 ٠رکوع اضافی٠ اگر بعد از رسیدن به حد رکوع سر بردارد و دو مرتبه به قصد خضوع به اندازه رکوع خم شود، باید نمازش را دوباره بخواند.

1049 ٠قیام بعد از رکوع٠ بعد از تمام شدن ذکر رکوع، باید راست بایستد و بعد از آن‌که بدن آرام گرفت به سجده رود، و اگر با علم و عمد پیش از ایستادن، یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود، نمازش باطل است.

1050 ٠یادآوری رکوع فراموش شده قبل از سجده٠ اگر رکوع را فراموش کند، و پیش از آن‌که به سجده برسد یادش بیاید، باید بایستد بعد به رکوع رود، و چنانچه به حالت خمیدگی به رکوع برگردد، کفایت نمی‌کند، بلکه باید بایستد بعد به رکوع رود.

1051 ٠یادآوری رکوع فراموش شده در سجده٠ اگر بعد از آن‌که پیشانی به زمین رسید یادش بیاید که رکوع نکرده، لازم است برگردد و رکوع را بعد از ایستادن بجا آورد، و در صورتی که در سجده دوم یادش بیاید، باید نماز را دوباره بخواند و به احتیاط مستحب این نماز را تمام کند و پس از آن، نماز را دوباره بخواند.

1052 ٠مستحبات رکوع٠ مستحب است پیش از رفتن به رکوع در حالی که راست ایستاده تکبیر بگوید، و در رکوع زانوها را به عقب دهد، و پشت را صاف نگه دارد، و گردن را بکشد و مساوی پشت نگه دارد، و بین دو قدم را نگاه کند، و پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد، و بعد از آن‌که از رکوع برخاست و راست ایستاد، در حال آرامی بدن بگوید: «سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ».

1053 ٠رکوع زنان٠ مستحب است در رکوع زن‌ها دست‌ها را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.

سجود‌

احکام سجده

1054 ٠حکم سجده و دستور آن٠ نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب بعد از رکوع دو سجده نماید؛ یعنی به قصد خضوع پیشانی را به زمین بگذارد و بنابر احتیاط مستحب مقداری از پیشانی که بر زمین قرار می‌گیرد کمتر از درهم نباشد (مقدار درهم در مسألۀ 856 بیان شد) و باید در حال سجده ذکر بگوید و در حال ذکر، کف و انگشتان دو دست، دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد و نهادن پشت دست کفایت نمی‌کند.

1055 ٠رکن بودن سجده٠ سجده در هر رکعت رکن است که اگر کسی در یک رکعت از نماز واجب عمداً یا از روی فراموشی هر دو را ترک کند، نمازش باطل می‌شود.

1056 ٠کم یا زیاد کردن یک سجده٠ اگر با علم و عمد یک سجده کم یا زیاد کند، نماز باطل می‌شود، و اگر سهواً یک سجده زیاد کند نمازش صحیح است و اگر سهواً یک سجده کم کند، حکم آن در مسألۀ 1119 گفته خواهد شد.

1057 ٠معیار تحقق سجده٠ اگر پیشانی را عمداً یا سهواً بر زمین نگذارد سجده نکرده است؛ اگر چه جاهای دیگر به زمین برسد، ولی اگر پیشانی را به قصد خضوع بر زمین بگذارد و سهواً جاهای دیگر را به زمین نرساند یا سهواً ذکر نگوید، سجده صحیح است.

1058 ٠ذکر سجده٠ یکی از واجبات سجده ذکر است، و آن گفتن «سُبْحانَ رَبّيَ الْأَعْلیٰ وَ بِحَمْدِهِ» یا «سُبْحانَ اللّهِ سُبْحانَ اللّهِ سُبْحانَ اللّهِ» است و ظاهر آن است که گفتن هر ذکری که به مقدار این‌ها باشد کفایت می‌کند، لکن باید در سجده «سُبْحانَ رَبّيَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ» را به عنوان ذکر سجده نگوید؛ و باید ذکر سجده به دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود، و مستحب است «سُبْحانَ رَبّيَ الْأَعْلیٰ وَ بِحَمْدِهِ» را سه یا پنج یا هفت مرتبه یا بیشتر بگوید.

1059 ٠آرام بودن سر و بدن در سجده٠ در سجده باید پس از رسیدن پیشانی به مهر سر و بدن آرام بگیرد و در حال ذکر واجب آن باید سر و بدن آرام باشد و موقع گفتن ذکر مستحب هم اگر آن را به قصد ذکری که برای سجده دستور داده‌اند بگوید، آرام بودن سر و بدن لازم است.

1060 ٠گفتن عمدی ذکر سجده در حال حرکت٠ اگر پیش از آن‌که پیشانی به زمین برسد و سر و بدن آرام گیرد، با علم و عمد ذکر سجده را بگوید، یا بدون ذکر یا قبل از تمام شدن آن سر از سجده بردارد، یا در حال ذکر واجب یا ذکر مستحبی که به قصد ورود می‌گوید بدن را حرکت دهد، نمازش باطل است و در ذکر مستحب، به احتیاط مستحب، ابتدا نماز را تمام کند و پس از آن اعاده نماید.

1061 ٠گفتن سهوی ذکر سجده در حال حرکت٠ اگر پیش از آنکه پیشانی به زمین برسد و سر و بدن آرام گیرد سهواً یا به جهت ندانستن مسأله ذکر سجده را بگوید و پیش از آنکه سر از سجده بردارد بفهمد اشتباه کرده است، باید دوباره در حال آرام بودن ذکر را بگوید.

1062 ٠یقین به نگفتن یا صحیح نگفتن ذکر بعد از سجده٠ اگر بعد از آن‌که سر از سجده برداشت بفهمد که ذکر نگفته یا در حال گفتن ذکر بدنش آرام نبوده یا پیش از آن‌که ذکر سجده تمام شود سر برداشته، نمازش صحیح است.

1063 ٠برداشتن عمدی بعضی اعضا در حال سجده٠ اگر موقعی که ذکر واجب سجده را می‌گوید یکی از هفت عضو را با علم و عمد از زمین بردارد نماز باطل می‌شود؛ ولی موقعی که مشغول گفتن ذکر نیست، اگر غیر پیشانی جاهای دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد اشکال ندارد.

1064 ٠برداشتن سهوی برخی اعضا پیش از تمام شدن ذکر٠ اگر قبل از شروع ذکر سجده یا پیش از تمام شدن آن سهواً پیشانی را از زمین بردارد، نمی‌تواند دوباره به زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند ولی‌ اگر جاهای دیگر را از زمین بردارد، باید دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.

1065 ٠نشستن بین دو سجده٠ بعد از تمام شدن ذکر سجده اوّل، باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.

1066 ٠هم‌سطح نبودن محلّ پیشانی با محلّ پاها٠ جای پیشانی سجده‌کننده باید از جای پای او عرفاً بلندتر و پست‌تر از چهار انگشت بسته نباشد و در این حکم فرقی بین زمین شیب‌دار و غیر آن نیست.

1067 ٠گذاشتن سهوی پیشانی بر جای بلند٠ اگر پیشانی را اشتباهاً بر جایی بگذارد که از جای پای او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندی آن به قدری است که نمی‌گویند در حال سجده است می‌تواند سر را بردارد و به جایی که سجده بر آن صحیح است بگذارد، و می‌تواند سر را به جایی که سجده بر آن صحیح است بکشاند و اگر بلندی آن به قدری کم است که می‌گویند در حال سجده است، باید در حال خمیده سر را بر چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و در صورت امکان باید سر را به جایی که سجده بر آن صحیح است بکشاند؛ و احتیاط مستحب آن است که پس از تمام کردن نماز، آن را اعاده کند، و اگر نمی‌تواند در حال خمیده سر را جابه‌جا کند باید نماز را دوباره بخواند و بنابر احتیاط مستحب نماز را نشکند بلکه سر را بردارد و بر جایی که سجده بر آن صحیح است بگذارد.

1068 ٠پایین‌تر گذاشتن سهوی پیشانی از محلّ پاها٠ اگر پیشانی را اشتباهاً بر جایی بگذارد که از جای پای او بیش از چهار انگشت بسته پایین‌تر است، باید در حال خمیده پیشانی را به جایی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و در صورت امکان باید سر را به جایی که سجده بر آن صحیح است بکشاند و نمازش صحیح است.

1069 ٠وجود مانع بین پیشانی و محلّ سجده٠ باید بین پیشانی و آنچه که بر آن سجده می‌کند چیزی نباشد پس اگر چادر تمام سطح مهر را بپوشاند یا تمام سطح مهر به قدری چرک باشد که پیشانی به خود مهر نرسد، سجده باطل است، ولی اگر مثلاً رنگ مهر تغییر کرده باشد اشکال ندارد.

1070 ٠ناتوانی از گذاشتن تمام کف دست بر زمین٠ برای سجده اگر گذاشتن تمام دست ممکن نباشد باید هر مقداری از دست را که ممکن است -هرچند انگشتان دست- به زمین بگذارد، و بنابر احتیاط اگر هیچ ممکن نباشد پشت دست را بر زمین بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند، مچ دست را بر زمین بگذارد و اگر ممکن نباشد، تا آرنج هر جا را که می‌تواند بر زمین بگذارد و اگر آن هم ممکن نیست گذاشتن بازو کافی است.

1071 ٠گذاشتن انگشت بزرگ پا بر زمین در حال سجده٠ در سجده باید سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد و اگر به جای آن انگشتان دیگر پا یا روی پا را بر زمین بگذارد، یا به واسطه بلند بودن ناخن سر شست به زمین نرسد، نماز باطل است، و کسی که به واسطۀ ندانستن مسأله نمازهای خود را این طور خوانده، باید دوباره بخواند.

1072 ٠بریده بودن تمام یا قسمتی از انگشت بزرگ پا٠ کسی که مقداری از شست پایش بریده شده، باید بقیۀ آن را بر زمین بگذارد، و اگر چیزی از آن نمانده یا نمی‌تواند بقیه را بر زمین بگذارد، باید بعضی از انگشتان دیگر را بگذارد و اگر هیچ انگشت ندارد، باید سر هر مقداری از پا که باقی مانده به زمین بگذارد.

1073 ٠سجدۀ غیر معمول٠ اگر به‌طور غیر معمول سجده کند؛ مثلاً در حال سجده سینه و شکم را به زمین بچسباند یا پاها را دراز کند، اگر هفت عضوی که گفته شد به زمین برسد کفایت می‌کند، لکن بنابر احتیاط مستحب نماز را دوباره بخواند.

1074 ٠پاک بودن محلّ سجده٠ باید مقداری از سطح مهر یا چیز دیگری که بر آن سجده می‌کند پاک باشد، ولی اگر مثلاً مهر را روی فرش نجس بگذارد یا پشت مهر نجس باشد سجده بر آن مانعی ندارد؛ مگر آن‌که موجب نجس شدن پیشانی شود به‌طوری که موجب بطلان نماز گردد.

1075 ٠وجود دمل و زخم در پیشانی٠ اگر در پیشانی دمل و مانند آن باشد که نتواند با آن سجده کند باید با جای سالم پیشانی سجده کند؛ هرچند به این شکل که مهر بلندی بردارد و دمل را در کنار مهر قرار داده با قسمت سالم پیشانی سجده کند، یا زمین را گود کند و دمل را در گودال و جای سالم پیشانی را بر زمین بگذارد.

1076 ٠نحوۀ سجده در صورتی که زخم تمام پیشانی را فراگرفته٠ اگر دمل یا زخم تمام پیشانی را فرا گرفته باشد باید به یکی از دو طرف پیشانی سجده کند و بنابر احتیاط مستحب طرف راست را مقدّم بدارد و اگر نتواند، بر ابرو سجده کند و ابروی راست را مقدّم بدارد و اگر نمی‌تواند، به چانه سجده نماید و موی ریش حائل محسوب نمی‌شود و اگر ممکن نیست، باید برای سجده کردن اشاره کند.

1077 ٠ناتوان بودن از رساندن پیشانی به زمین٠ کسی که نمی‌تواند پیشانی را به زمین برساند باید به قدری که می‌تواند خم شود و مهر یا چیز دیگری را که سجده بر آن صحیح است، روی جای بلندی بگذارد و پیشانی را بر آن قرار دهد، به‌طوری که بگویند سجده کرده است و هر مقدار از مواضع سجده را که می‌تواند به‌طور معمول بر زمین بگذارد.

1078 ٠بلند کردن مهر با دست برای سجده٠ اگر چیز بلندی نباشد که مهر یا چیز دیگری را که سجده بر آن صحیح است بر آن بگذارد، لازم است که مهر یا چیز دیگر را با دست بلند کرده بر آن سجده نماید.

1079 ٠ناتوانی از انجام سجده٠ کسی که هیچ نمی‌تواند سجده کند باید در حالی که در قلب نیت سجده می‌کند با سر اشاره کند و کافی است و اگر ممکن نباشد باید به نیت سجده با چشمها اشاره کند و ذکر آن را بگوید و اگر از این هم عاجز است، سجده واجب نیست و احتیاط مستحب آن است که در حال نماز به نیت سجده با دست اشاره کند و ذکر نیز بگوید و در هر دو صورت اخیر پس از بهبودی نماز را دوباره بخواند.

1080 ٠بلند شدن بی اختیار پیشانی از زمین٠ اگر پس از آنکه پیشانی به زمین رسید و بدن آرام گرفت، پیشانی بی‌اختیار از جای سجده بلند شود، چنانچه ممکن باشد باید نگذارد دوباره به جای سجده برسد و این یک سجده حساب می‌شود، هر چند ذکر سجده را نگفته باشد و اگر نتواند سر را نگه دارد و بی‌اختیار به جای سجده برگردد روی هم یک سجده حساب می‌شود؛ و اگر ذکر نگفته باشد باید بگوید.

1081 ٠تقیّه در سجده٠ جایی که انسان می‌تواند تقیّه کند تا می‌تواند نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید؛ و اگر بتواند بر حصیر یا چیزی که سجده بر آن صحیح می‌باشد طوری سجده کند، که به زحمت نیفتد، نباید بر فرش و مانند آن سجده کند؛ بلکه اگر لازم باشد باید برای نماز به جای دیگر برود؛ بلکه اگر در صورت ناچاری هم بر فرش و مانند آن سجده نماید، باید نماز را دوباره بخواند.

1082 ٠سجده بر چیزی که بدن روی آن آرام نمی‌گیرد٠ اگر روی تشک فنری یا چیز دیگری که بدن روی آن آرام نمی‌گیرد‌ سجده کند، باطل است.

1083 ٠سجده و تشهّد در زمین گِل آلود٠ اگر انسان ناچار شود که در زمین گل‌آلوده نماز بخواند چنانچه آلوده شدن بدن و لباس برای او مشقت زیاد ندارد، باید سجده و تشهد را به‌طور معمول بجا آورد و اگر مشقت زیاد دارد می‌تواند در حالی که ایستاده، برای سجده با سر اشاره کند و تشهد را ایستاده بخواند و اگر سجده و تشهد را به‌طور معمول هم بجا آورد، نمازش صحیح است.

1084 ٠نشستن بعد از سجدۀ دوّم٠ احتیاط مستحب آن است که در رکعت اوّل نمازها و رکعت سوم نمازهای چهار رکعتی، بعد از سجدۀ دوم قدری بی‌حرکت بنشیند و بعد برخیزد.

چیزهایی که سجده بر آن‌ها صحیح است‌

1085 ٠سجده بر زمین و آنچه از زمین می‌روید٠ باید بر زمین یا روییدنی‌هایی که خوراکی و پوشاکی نیست، مانند چوب و برگ درخت، سجده کرد و سجده بر چیزهای دیگر مانند روییدنی‌های خوراکی یا پوشاکی (گندم، جو، پنبه) و آنچه از اجزاء زمین شمرده نمی‌شود و روییدنی هم نیست مانند طلا و نقره و قیر و زفت، صحیح نیست.

1086 ٠سجده بر برگ مو٠ باید بر برگ مو سجده نکنند.

1087 ٠سجده بر خوراک حیوانات٠سجده بر روییدنی‌هایی که پوشاک و خوراک انسان نیست ولی خوراک حیوان است؛ مانند علف و کاه، صحیح است.

1088 ٠سجده بر گُل‌ها٠ سجده بر گلهایی که خوراکی نیستند صحیح است؛ هر چند مانند گل بنفشه برای مداوا خورده شوند.

1089 ٠سجده بر میوۀ نارس و گیاهی که در برخی مناطق خورده می‌شود٠ سجده بر میوۀ نارس صحیح نیست و سجده بر گیاهی که خوردن آن در بعضی از مناطق معمول است و در منطقه‌های دیگر معمول نیست صحیح نمی‌باشد؛ بلی اگر چیزی در نوع مناطق خوردنی نباشد کسی که در آن مناطق است می‌تواند بر آن سجده کند.

1090 ٠سجده بر سنگ‌های معدنی٠ سجده بر انواع سنگهای معدنی که از اجزاء زمین است مانند سنگ‌ مرمر و سنگ آهک و سنگ گچ صحیح است و احتیاط آن است که در حال اختیار به گچ و آهک پخته و آجر و کوزه گلی و مانند آن‌ها سجده نکنند.

1091 ٠سجده بر کاغذ٠ سجده بر کاغذ؛ اگر چه از پنبه و مانند آن ساخته شده باشد، صحیح است.

1092 ٠بهترین چیز برای سجده٠ برای سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سید الشهداء(ع) می‌باشد و بعد از آن خاکهای دیگر، و بعد از خاک، سنگ و بعد از سنگ، گیاه است.

1093 ٠دسترسی نداشتن به چیزی که سجده بر آن صحیح است٠ اگر در تمام وقت چیزی که سجده بر آن صحیح است ندارد یا اگر دارد به جهتی مانند سرما یا گرمای زیاد نمی‌تواند بر آن سجده کند، چنانچه جنسی که از پنبه و کتان است در اختیار دارد باید بر آن سجده کند و اگر ندارد، باید بر پشت دست سجده کند.

1094 ٠سجده بر گِل و خاک سست٠ سجده بر گل و خاک سستی که پیشانی روی آن آرام نمی‌گیرد باطل است.

1095 ٠چسبیدن مُهر به پیشانی٠ اگر در سجدۀ اوّل مهر به پیشانی بچسبد، باید برای سجدۀ دوم مهر را بردارد.

1096 ٠گُم شدن مُهر در نماز٠ اگر در بین نماز چیزی که بر آن سجده می‌کند گم شود و چیزی که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت داشته باشد باید نماز را رها کند و بعد از تهیه مهر دوباره نماز بخواند و اگر وقت تنگ است به ترتیبی که در مسألۀ 1093 گفته شد، عمل نماید.

1097 ٠گذاشتن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح نیست و التفات به آن در سجده٠ هر گاه در حال سجده بفهمد که پیشانی را بر چیزی گذاشته که سجده بر آن باطل است باید پیشانی را بر چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و اگر نداشته باشد چنانچه وقت وسعت داشته باشد باید نماز را رها کند و بعد از تهیۀ مهر دوباره نماز بخواند و اگر وقت تنگ است باید به ترتیبی که در مسألۀ 1093 گفته شد عمل نماید. 

در هر صورت باید در حال خمیده سر را روی یکی از آن چیزها بگذارد بلکه در صورت امکان سر را روی آن بکشد؛ و احتیاط مستحب آن است که پس از تمام کردن نماز، دوباره نماز را بخواند.

1098 ٠گذاشتن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح نیست و التفات به آن پس از سجده٠ اگر بعد از سجده بفهمد پیشانی را روی چیزی گذاشته که سجده بر آن باطل است، باید بر چیزی که سجده بر آن صحیح است سجده نماید و اگر نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد باید نماز را رها کند و بعد از تهیۀ مهر دوباره نماز بخواند و اگر وقت تنگ است باید به ترتیبی که در مسألۀ 1093 گفته شد عمل نماید و در این مسأله فرقی نیست که این کار در یک سجده رخ داده باشد، یا در دو سجده از یک رکعت.

1099 ٠سجده برای غیر خدا٠ سجده کردن برای غیر خداوند متعال حرام می‌باشد و بعضی از مردم که مقابل قبر امامان پیشانی را به زمین می‌گذارند، اگر برای شکر خداوند متعال باشد اشکال ندارد وگرنه حرام است.

مستحبات و مکروهات سجده‌

1100 ٠مستحبات سجده٠ در سجده چند چیز مستحب است:

1. کسی که ایستاده نماز می‌خواند بعد از آن‌که سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و کسی که نشسته نماز می‌خواند، بعد از آن‌که کاملاً نشست، برای رفتن به سجده تکبیر بگوید.

2. موقعی که مرد می‌خواهد به سجده برود، اوّل دست‌ها را و زن اوّل زانوها را به زمین بگذارد.

3. بینی را به مهر یا چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد، بلکه این امر مطابق احتیاط استحبابی مؤکد است.

4. در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد، به‌طوری که سر آن‌ها رو به قبله باشد.

5. در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و خوب است این دعا را بخواند:

«یا خَیْرَ الْمَسْؤُولینَ وَ یا خَیْرَ الْمُعْطینَ ارْزُقْني وَ ارْزُقْ عِیالي مِنْ فَضْلِكَ فَإِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ»؛

یعنی ای بهترین کسی که از او سؤال می‌کنند و ای بهترین عطاکنندگان، از فضل‌ خودت به من و عیال من روزی ده، پس به درستی که تو دارای فضل بزرگی.

6. بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد.

7. بعد از هر سجده وقتی نشست و بدنش آرام گرفت تکبیر بگوید.

8. بعد از سجده اوّل بدنش که آرام گرفت «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّي وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» بگوید.

9. سجده را طول بدهد.

10. موقع نشستن دست‌ها را روی رانها بگذارد.

11. برای رفتن به سجده دوم، در حال آرامی بدن «اللّهُ أَكْبَرُ» بگوید.

12. در سجده صلوات بفرستد.

13. در موقع بلند شدن، دست‌ها را بعد از زانوها از زمین بردارد.

14. مردها آرنج‌ها و شکم را به زمین نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند، و بانوان آرنج‌ها و شکم را بر زمین بگذارند و اعضای بدن را به یکدیگر بچسبانند.

مستحبات دیگر سجده در کتب مفصّل گفته شده است.

1101 ٠مکروهات سجده٠ قرآن خواندن در سجده مکروه است و نیز مکروه است برای برطرف کردن گرد و غبار، جای سجده را فوت کند، و اگر در اثر فوت کردن، دو حرف از دهان بیرون آید چنانچه این کار از روی علم و عمد باشد نماز باطل است.

غیر از این‌ها مکروهات دیگری هم در کتب مفصّل گفته شده است.

سجدۀ واجب قرآن‌

1102 ٠سجدۀ واجب قرآن و آیات سجده دار٠آیه‌های: 15 سورۀ سجده، و 37 سورۀ فصّلت، و 62 سورۀ نجم، و 19 سورۀ علق، آیات سجدۀ واجب است که اگر انسان بخواند یا گوش دهد بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند، هر چند هنگام خواندن یا گوش دادن به قرآن بودن آن توجّه نداشته باشد. و اگر فراموش کرد هر وقت یادش آمد باید سجده کند و کسی که گوش نمی‌دهد ولی آیه را می‌شنود بنابر احتیاط مستحب سجده کند.

1103 ٠شنیدن و خواندن همزمان آیۀ سجده دار٠ اگر انسان هنگامی که آیۀ سجده را گوش می‌دهد، خودش نیز‌ بخواند، باید دو سجده بنماید.

1104 ٠شنیدن یا خواندن آیۀ سجده‌دار در سجده٠ در غیر نماز اگر در حال سجده آیۀ سجده را بخواند یا گوش کند، باید سر از سجده بردارد و دوباره سجده کند و حکم خواندن و گوش دادن آیات سجده در حال نماز، در مسائل 992- 994 گذشت.

1105 ٠شنیدن آیۀ سجده‌دار از رادیو، ضبط یا بچّه غیرممیز٠ اگر شخصی در ایستگاه رادیو یا تلویزیون آیۀ سجده را بخواند و به‌طور مستقیم پخش شود، بر کسی که به آن گوش می‌دهد سجده واجب است. بلکه اگر به‌طور مستقیم هم نباشد باید سجده کند، و همچنین است اگر آیۀ سجده به وسیلۀ ضبط صوت و مانند آن پخش شود یا بچّه غیرممیّز که خوب و بد را نمی‌فهمد آن را بخواند.

1106 ٠شرایط سجدۀ واجب قرآن٠ در سجدۀ واجب قرآن بنابر احتیاط، جای انسان غصبی نباشد و باید جای پیشانی از جای پای او بیش از چهار انگشت بسته بلندتر یا پست‌تر نباشد؛ لکن با وضو یا غسل بودن، و رو به قبله بودن، و پوشاندن بدن، و پاک بودن جای پیشانی، و رعایت شرایط لباس نمازگزار در سجدۀ واجب لازم نیست، اما اگر لباس او غصبی است چنانچه سجده کردن تصرّف در آن لباس باشد حرام و بنابر احتیاط، سجده باطل است.

1107 ٠گذاشتن اعضای هفت‌گانه بر زمین  در سجدۀ قرآن٠ در سجدۀ واجب قرآن باید پیشانی را بر مهر یا چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است بگذارد و جاهای دیگر بدن را نیز -به دستوری که در سجده نماز گفته شده- بر زمین بگذارد.

1108 ٠ذکر سجدۀ قرآن٠ برای سجدۀ واجب قرآن اگر با شرایطی که در مسألۀ قبل گفته شد سجده کند کافی است هر چند ذکر نگوید و گفتن ذکر مستحب است و بهتر آن است که این ذکر را بگوید: «سَجَدْتُ لَكَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لا مُسْتَكْبِراً عَنْ عِبادَتِكَ وَ لا مُسْتَنْكِفاً وَ لا مُتَعَظِّماً، بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلیلٌ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ».

تشهّد

1109 ٠تشهّد و ذکر آن‌٠ در رکعت دوم تمام نمازهای واجب و مستحب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا و در نماز وتر، باید انسان بعد از سجدۀ دوم بنشیند و در حال آرام بودن سر و بدن، به این ترتیب تشهد بخواند:

«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»

1110 ٠تلفّظ صحیح کلمات تشهّد٠ کلمات تشهد باید به عربی صحیح و به‌طوری که معمول است پشت سر هم گفته شود.

1111 ٠فراموش کردن تشهّد٠ اگر تشهد را فراموش کند و بایستد و پیش از رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده، باید بنشیند و تشهد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام کند، و بنابر احتیاط مستحب بعد از نماز برای ایستادن بیجا دو سجده سهو بجا آورد و اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید، باید نماز را تمام کند، و بعد از سلام نماز دو سجده سهو بجا آورد که با آن، تشهد فراموش شده نیز، قضا می‌گردد و تشهد دیگری لازم نیست.

1112 ٠مستحبات تشهّد٠ مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را به کف پای چپ بگذارد و پیش از تشهد بگوید: «الْحَمْدُ لِلهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ وَ خَیْرُ الْأَسْماءِ لِلهِ» و نیز مستحب است دست‌ها را بر رانها بگذارد و انگشت‌ها را به یکدیگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند، و بعد از صلوات در تشهد بگوید: «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ».

1113 ٠نحوۀ نشستن زنان در تشهّد٠ مستحب است زن‌ها در وقت خواندن تشهد، ران‌ها را به هم بچسبانند.

سلام

1114 ٠سلام نماز و ذکر آن‌٠ بعد از تشهد رکعت آخر نماز مستحب است در حالی که نشسته و بدن آرام است بگوید: «السَّلامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا النَّبيُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ» و بعد از آن باید‌ بگوید: «السَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلیٰ عِبادِ اللّهِ الصّالِحینَ» و یا بگوید: «السَّلامُ عَلَیْكُمْ» و احتیاط مستحب آن است که به جملۀ «السَّلامُ عَلَیْكُمْ» عبارت «وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ» را اضافه نماید و به صیغۀ اوّل (السَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلیٰ عِبادِ اللّهِ الصّالِحینَ) اکتفا نکند و مستحب است هر دو صیغه را بگوید.

1115 ٠یادآوری سلام فراموش شده پیش از به‌هم خوردن صورت نماز٠ اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که صورت نماز به‌هم نخورده و کاری هم که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می‌کند؛ مثل پشت به قبله کردن، انجام نداده، باید سلام را بگوید و نمازش صحیح است.

1116 ٠یادآوری سلام فراموش شده پس از به‌هم خوردن صورت نماز٠ اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که به خاطر به‌هم خورن صورت نماز، تدارک آن ممکن نیست، نمازش صحیح است اما اگر کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می‌کند -مثل پشت به قبله کردن- انجام داده باشد یا مثلاً وضویش باطل شده باید نمازش را دوباره بخواند.

ترتیب

1117 ٠ترک عمدی ترتیب٠ اگر عمداً ترتیب نماز را به‌هم بزند نمازش باطل می‌شود؛ چه در مورد اجزاء واجب باشد، مثلاً سجود را پیش از رکوع بجا آورد، چه در مورد اجزاء مستحب باشد، مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند یا قنوت را پیش از سوره بخواند.

1118 ٠فراموش کردن رکوع٠ اگر رکوع را فراموش کند و قبل از سجده دوّم یادش بیاید، باید برگردد و رکوع را انجام دهد و نمازش صحیح است و اگر بعد از این که برای سجده دوم سر را به زمین و مانند آن گذاشت یادش بیاید باید نماز را دوباره بخواند البته به احتیاط مستحب نماز را قطع نکند بلکه دو سجده را نادیده بگیرد و پس از انجام رکوع و سجود نماز را تمام کند.

1119 ٠فراموش کردن سجده٠ اگر یک سجده یا دو سجده را فراموش کند و قبل از رسیدن به رکوع رکعت بعد یادش بیاید، باید بازگشته و سجدۀ فراموش شده را انجام دهد و نمازش صحیح است و اگر بعد از رسیدن به رکوع رکعت بعد یادش بیاید که یک سجده را فراموش کرده، نماز را ادامه می‌دهد و صحیح است و بعد از نماز قضای سجدۀ فراموش شده و دو سجدۀ سهو بجا می‌آورد و اگر یادش بیاید که دو سجده از یک رکعت را‌ فراموش کرده، نمازش باطل است.

1120 ٠فراموشی غیر رکن و بجا آوردن رکن بعدی٠ اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و مشغول رکوع شود، نمازش را ادامه می‌دهد و صحیح است.

1121 ٠فراموشی غیر رکن و یادآوری آن قبل از رکن بعدی٠ اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و چیزی را که بعد از آن است و آن هم رکن نیست بجا آورد و هنوز وارد رکن بعد نشده یادش بیاید، مثلاً تشهد را فراموش کند و تسبیحات اربعه را خوانده هنوز وارد رکوع نشده یادش بیاید، باید آنچه را فراموش کرده، بجا آورده و بعد از آن چیزی را که اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند و نمازش صحیح است.

1122 ٠بجا آوردن سجدۀ دوّم به خیال سجدۀ اوّل و به عکس٠ اگر سجده اوّل را به خیال این که سجدۀ دوم است، یا سجده دوم را به خیال این که سجدۀ اوّل است بجا آورد، نمازش صحیح است و سجدۀ اوّل او، سجدۀ اوّل و سجدۀ دوم او، سجدۀ دوم حساب می‌شود.


[1]. ظهر شرعی عبارت از گذشتن نصف روز است، مثلاً اگر روز دوازده ساعت باشد پس از گذشتن شش ساعت‌از طلوع آفتاب ظهر شرعی است و اگر روز سیزده ساعت باشد پس از گذشتن شش ساعت و نیم از طلوع آفتاب ظهر شرعی است و همیشه ساعت 12 ظهر شرعی نیست بلکه ظهر شرعی در بعضی از مواقع سال در شهرهای میانی ایران همچون قم و تهران چند دقیقه پیش از ساعت دوازده و گاهی چند دقیقه بعد از دوازده است. و در شهرهای شرقی ظهر زودتر و در شهرهای غربی دیرتر است.

[2]. بنابراین در مناطق ایران -مثلاً- تقریباً 11 ساعت و بیست دقیقه یا کمی بیشتر بعد از ظهر شرعی آخر وقت اختیاری نماز مغرب و عشا است.

[3]. این‌گونه بین فقهای متأخر مشهور شده؛ لکن به نظر شماری از فقهای متقدم و متأخر نماز وتر سه رکعت است. همان‌طور که از بیشتر احادیث وارد در این باب استفاده می‌شود.

در این باره به رساله‌ای که مرحوم آیة الله سید مهدی روحانی در این زمینه نوشته‌اند، مراجعه شود.

[4]. الأنبیاء، 87-88.

[5]. الأنعام، 59.

[6]. عبارت «عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَلامُ» در این قسمت، ثابت نیست و اگر کسی خواست بگوید، به نیّت رجاء و به قصد دعا بگوید.

موالات

1123 ٠رعایت نکردن موالات٠ انسان باید نماز را با موالات بخواند؛ یعنی کارهای نماز مانند رکوع و سجود و تشهد را پشت سر هم بجا آورد و چیزهایی را که در نماز می‌خواند به‌طوری که معمول است پشت سر هم بخواند، و اگر موالات را رعایت نکند و به قدری فاصله بیندازد که از صورت یک عمل خارج شود باید نمازش را دوباره بخواند و اگر به قدری بین آن‌ها فاصله بیندازد که نگویند نماز می‌خواند، نمازش بی‌تردید باطل است؛ هر چند از روی سهو یا اضطرار باشد.

1124 ٠فاصله انداختن بین حروف یا کلمات در نماز٠ انسان در نماز نباید بین حروف یا کلمات فاصله بیندازد به‌طوری که صورت قرائت یا ذکر از بین برود و اگر عمداً به قدری فاصله بیندازد که نگویند که قرائت یا ذکر می‌خواند نمازش باطل است و اگر سهواً فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد که صورت نماز از بین برود، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد باید آن کلمات را به‌طور معمول بخواند، و در صورتی که چیز واجبی بعد از آن خوانده شده لازم است تکرار‌ نماید، و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نمازش را ادامه می‌دهد و صحیح است.

1125 ٠طول دادن اجزاء نماز٠ طول‌دادن رکوع و سجود و خواندن سوره‌های بزرگ، موالات را به‌هم نمی‌زند.

قنوت

1126 ٠محلّ قنوت در نماز٠ در تمام نمازهای واجب و مستحب، پیش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت بخواند، و در نماز وتر با آن‌که یک رکعت می‌باشد خواندن قنوت پیش از رکوع مستحب است، و نماز جمعه در هر رکعت یک قنوت دارد: در رکعت اوّل پیش از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع، و نماز آیات پنج قنوت، و نماز عید فطر و قربان در رکعت اوّل پنج قنوت و در رکعت دوم چهار قنوت دارد.

1127 ٠مستحبات قنوت٠ مستحب است در قنوت دست‌ها را مقابل صورت و کف آن‌ها را رو به آسمان و پهلوی هم نگه دارد و غیرشست، انگشت‌های دیگر دست‌ها را به هم بچسباند و به کف دست‌ها نگاه کند.

1128 ٠ذکر قنوت٠ در قنوت هر ذکری بگوید؛ اگر چه یک سبحان اللّه باشد، کافی است و بهتر است بگوید:

«اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَ اعْفُ عَنّا فِي الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ، إِنَّكَ عَلیٰ کُلِّ شَيْءٍ قَدیرٌ».

1129 ٠بلند خواندن قنوت٠ مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند ولی برای کسی که نماز را به جماعت می‌خواند، اگر امام جماعت صدای او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نیست، بلکه مکروه است.

1130 ٠قضای قنوت٠ اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد، و اگر فراموش کند و پیش از آن‌که به اندازۀ رکوع خم شود یادش بیاید، مستحب است بایستد و بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید، مستحب است بعد از رکوع قضا کند و اگر در سجده یادش بیاید مستحب است بعد از سلام نماز قضا نماید.

ترجمۀ نماز

1. ترجمۀ سورۀ حمد‌

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ»

ابتدا می‌کنم به نام خداوندی که رحمت فراگیرش شامل مؤمن و کافر می‌شود و رحمت مخصوصش بر مؤمن است.

«الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»

ثنا مخصوص خداوند است که پروردگار همه موجودات است.

«الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ»

رحمت فراگیرش شامل مؤمن و کافر می‌شود و رحمت مخصوصش بر مؤمن است.

«مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ»

صاحب اختیار روز قیامت است.

«إِیّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیّاكَ نَسْتَعِینُ»

فقط تو را عبادت می‌کنیم و فقط از تو کمک می‌خواهیم.

«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

هدایت کن ما را به راه راست (که آن دین اسلام است).

«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»

به راه کسانی که به آنان نعمت دادی (که آنان پیغمبران و جانشینان پیغمبران هستند).

«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضّالِّینَ»

نه کسانی که بر ایشان غضب شده و نه گمراهان.

2. ترجمه سورۀ «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ»‌

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ»‌

«قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ»

بگو (ای محمّد(ص)) که خداوند، خدایی است یگانه.

«اللهُ الصَّمَدُ»

خدایی که از تمام موجودات بی‌نیاز است.

«لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ»؛

فرزند ندارد و فرزند کسی نیست.

«وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ»؛

هیچ کس از مخلوقات مثل او نیست.

3. ترجمۀ ذکر رکوع و سجود و ذکرهایی که بعد از آن‌ها مستحب است

«سُبْحانَ رَبّيَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ»

پروردگار بزرگم را از هر عیب و نقصی پاک و منزه می‌خوانم و مشغول ستایش او هستم.

«سُبْحانَ رَبّيَ الْأَعْلیٰ وَ بِحَمْدِهِ»

پروردگارم را که از هر کس بالاتر است، از هر عیب و نقصی پاک و منزه می‌خوانم و مشغول ستایش او هستم.

«سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ»

خداوند ثنای کسی که او را ستایش می‌کند، بشنود و بپذیرد.

«أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّي وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ»

طلب آمرزش و مغفرت می‌کنم از خداوند که پروردگار من است و توبه کرده، به سوی او باز می‌گردم.

«بِحَوْلِ اللّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ»

به یاری خدای متعال و قوه او برمی‌خیزم و می‌نشینم.

4. ترجمۀ قنوت‌

«اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَ اعْفُ عَنّا فِي الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ، إِنَّكَ عَلیٰ کُلِّ شَيْءٍ قَدیرٌ»

خداوندا، ما را بیامرز، و به ما رحم کن، و از عافیت بهره‏مندمان گردان و در دنیا و آخرت از ما درگذر، به درستی که تو بر هر چیز توانایی.

5. ترجمۀ تسبیحات اربعه‌

«سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ وَ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَ اللّهُ أَكْبَرُ»

پاک و منزه است خدا و ثنا مخصوص خدا است و نیست خدایی سزاوار پرستش مگر «اللّه» و بزرگ‌تر است خدا از این که به وصف آید.

6. ترجمۀ تشهّد و سلام‌

«الْحَمْدُ لِلهِ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ»

ستایش مخصوص خدا است و شهادت می‌دهم که خدایی سزاوار پرستش نیست مگر «اللّه» که یگانه است و شریک ندارد.

«وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ»

شهادت می‌دهم که محمد(ص) بنده خدا و فرستاده او است‌.

«اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»

خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد.

«وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ»

قبول کن شفاعت پیغمبر را و درجه آن حضرت را (نزد خود) بلند کن.

«السَّلامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا النَّبيُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ»

سلام بر تو ای پیغمبر و رحمت و برکات خدا بر تو باد.‌

«السَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلیٰ عِبادِ اللّهِ الصّالِحینَ»

سلام بر ما نمازگزاران و تمام بندگان خوب خدا.

«السَّلامُ عَلَیْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ»

سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.

مستحبات بعد از نماز

1131 ٠تعقیبات نماز‌٠ مستحب است انسان بعد از نماز مقداری مشغول تعقیب؛ یعنی خواندن ذکر و دعا و قرآن شود. و بهتر است پیش از آن‌که از جای خود حرکت کند و وضو و غسل و تیمّم او باطل شود، رو به قبله تعقیب را بخواند و لازم نیست تعقیب به عربی باشد ولی بهتر است چیزهایی را که در کتاب‌های دعا دستور داده‌اند بخواند و از تعقیب‌هایی که بسیار به آن سفارش شده است تسبیح حضرت زهرا(س) است که باید به این ترتیب گفته شود: 34 مرتبه«اللّهُ أَكْبَرُ»، بعد 33 مرتبه «الْحَمْدُ لِلهِ»، و بعد از آن 33 مرتبه «سُبْحانَ اللّهِ»، و می‌شود «سُبْحانَ اللّهِ» را پیش از «الْحَمْدُ لِلهِ» گفت؛ ولی بهتر است بعد از «الْحَمْدُ لِلهِ» گفته شود.

1132 ٠سجدۀ شکر٠ مستحب است بعد از نماز، سجدۀ شکر نماید و همین قدر که پیشانی را به قصد شکر بر زمین بگذارد کافی است، ولی بهتر است صد مرتبه، یا سه مرتبه، یا یک مرتبه، شكراً للّه یا شكراً یا عفواً بگوید. و نیز مستحب است هر وقت نعمتی به انسان می‌رسد یا بلایی از او دور می‌شود سجدۀ شکر بجا آورد.

صلوات بر پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت آن حضرت(ع)

1133 ٠صلوات بر پیامبر اکرم(ص)‌٠ صلوات بر پیامبر اکرم(ص) و آل او، از مستحبّات مؤکّد است و هر گاه انسان، اسم مبارک حضرت رسول(ص) مانند محمّد و أحمد، یا لقب یا کنیۀ آن جناب مانند مصطفی و أبو القاسم را بگوید یا بشنود، اگرچه در نماز باشد، مستحبّ است صلوات بفرستد.

1134 ٠نوشتن ذکر صلوات بعد از نوشتن نام آن حضرت٠ هنگام نوشتن اسم مبارک حضرت رسول(ص) مستحبّ است صلوات را هم بنویسد؛ و نیز، بهتر است هر گاه آن حضرت را یاد می‌کند، صلوات بفرستد.

مبطلات نماز‌

1135 ٠مبطِلات ده‌گانه٠ ده چیز نماز را باطل می‌کند:

اوّل: از بین رفتن یکی از شرایط نماز

از مبطلات نماز آن است که در بین نماز یکی از شرط‌های آن از بین برود؛ مثلاً در بین نماز لباس وی نجس شود و نمازگزار با توجّه به آن، عمداً یا به علت ندانستن مسأله با همان حال نماز خود را ادامه دهد.

دوّم: بطلان وضو یا غسل‌

از مبطلات نماز آن است که در بین نماز عمداً یا سهواً یا از روی ناچاری، چیزی که وضو یا غسل را باطل می‌کند پیش آید، مثلاً بول از او بیرون آید، ولی کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن بول یا غائط خودداری کند، اگر در بین نماز بول یا غائط از او خارج شود، چنانچه به دستوری که در احکام وضو گفته شد، رفتار نماید نمازش باطل نمی‌شود، و نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود در صورتی که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد، نمازش صحیح است.

1136 ٠احتمال خواب غیر اختیاری در اثنای نماز٠ کسی که بی‌اختیار خوابش برده، اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یا بعد از آن، باید نمازش را دوباره بخواند.

1137 ٠احتمال خواب اختیاری در اثنای نماز٠ اگر بداند با اختیار خودش خوابیده و شک کند که بعد از نماز بوده، یا در بین نماز یادش رفته که مشغول نماز است و خوابیده، نمازش صحیح است.

1138 ٠شک در اینکه در سجده آخر خوابیده یا در سجدۀ شکر٠ اگر در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجدۀ آخر نماز است یا در سجدۀ شکر، باید آن نماز را دوباره بخواند.

سوّم: روی هم گذاشتن دست‌ها‌

از مبطلات نماز آن است که مانند بعضی کسانی که شیعه نیستند دست‌ها را روی هم بگذارد.

1139 ٠روی هم گذاشتن دست‌ها به خاطر ادب یا فراموشی٠ هر گاه برای ادب دست‌ها را روی هم بگذارد، اگر چه مثل آن‌ها نباشد، باید نماز را دوباره بخواند، ولی اگر از روی فراموشی یا ناچاری یا برای کار دیگر مثل خاراندن دست و مانند آن یا بر حسب عادت، دست‌ها را روی هم بگذارد اشکالی ندارد.

چهارم: گفتن آمین‌

از مبطلات نماز آن است که بعد از خواندن حمد، آمین بگوید، ولی اگر اشتباهاً یا از روی تقیه بگوید، نمازش باطل نمی‌شود.

پنجم: رو برگرداندن از قبله‌

از مبطلات نماز آن است که عمداً یا از روی فراموشی پشت به قبله کند، یا سر را به قدری برگرداند که بیشتر از طرف راست و چپ از قبله منحرف گردد، بلکه اگر عمداً به قدری برگردد که نگویند رو به قبله است، اگر چه به طرف راست یا چپ نرسد، نمازش باطل است.

1140 ٠برگرداندن سر از طرف قبله٠ اگر عمداً یا سهواً سر را به قدری بگرداند که بیشتر از طرف راست یا چپ از قبله منحرف گردد نمازش باطل می‌شود، ولی اگر سر را کمی بگرداند که نگویند روی خود را از قبله برگردانده -عمداً باشد یا اشتباهاً- نمازش باطل نمی‌شود، و اگر به مقداری برگرداند که بگویند روی خود را از قبله برگردانده است ولی بیشتر از طرف راست و چپ قبله منحرف نشده باشد، نمازش در این صورت چنانچه رو گرداندن عمدی باشد باطل است و اگر سهوی باشد نمازش صحیح است.

ششم: کلام عمدی‌

از مبطلات نماز آن است که عمداً لفظی بگوید که دو حرف یا بیشتر باشد؛ اگر چه معنی هم نداشته باشد، ولی اگر سهواً بگوید نماز باطل نمی‌شود.

1141 ٠کلام عمدی در نماز٠ اگر با عمد لفظی بگوید که دو حرف یا بیشتر دارد، نمازش باطل‌ می‌شود؛ اگر چه به قصد جدّی نباشد، بلکه مثلاً به جهت شوخی آن لفظ را بگوید. بلکه اگر یک حرف هم داشته باشد باید نماز را اعاده کند البته در این صورت احتیاط مستحب است نماز را تمام کند سپس اعاده کند.

1142 ٠سرفه کردن و آه کشیدن در نماز ٠سرفه کردن و آروغ زدن و آه‌کشیدن در نماز اشکال ندارد ولی اگر عمدی باشد و از آن دو حرف تولید شود مانند آخ و آه، نماز را باطل می‌کند؛ بلکه اگر یک حرف هم تولید شود باید نماز را اعاده کند و احتیاط مستحب این است نماز را تمام کند سپس دوباره بخواند.

1143 ٠بلند گفتن ذکر به قصد اشاره به چیزی٠ اگر کلمه‌ای را به قصد ذکر بگوید، مثلاً به قصد ذکر بگوید: «اللّهُ أَكْبَرُ» و در موقع گفتن آن، صدا را بلند کند که چیزی را به دیگری بفهماند اشکال ندارد، بلکه اگر به جهت این که چیزی به کسی بفهماند کلمه‌ای را به قصد ذکر بگوید، اشکال ندارد.

1144 ٠خواندن قرآن و دعا در نماز/ دعا به غیر عربی٠ خواندن قرآن در نماز، غیر از چهار آیه‌ای که سجده واجب دارد و در مسألۀ 393 و 1102 گفته شد، و نیز دعا کردن در نماز اشکال ندارد، ولی احتیاط مستحب آن است که به غیر عربی دعا نکند.

1145 ٠تکرار ذکرهای نماز٠ اگر چیزی از حمد و سوره و ذکرهای نماز را عمداً بدون قصد وجوب یا استحباب ذکر خاص چند مرتبه بگوید اشکال ندارد، ولی اگر از روی وسواس چند مرتبه بگوید چنانچه به مسأله آگاه باشد و بتواند به وسواس عمل نکند گناه‌کار است و نمازش هم باطل است.

1146 ٠سلام کردن و جواب آن در غیر نماز٠ سلام کردن مستحب است و بسیار سفارش شده است که سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و کوچک‌تر به بزرگ‌تر سلام کند، البته سلام کردن مرد به نامحرم -خواه جوان باشد یا نباشد- کراهت دارد. اگر مسلمان ممیّزی سلام کرد جواب دادن آن بر مکلف واجب است.

1147 ٠سلام کردن و جواب سلام دادن در حال نماز٠ در حال نماز، انسان نباید به دیگری سلام کند ولی باید جواب سلام مسلمان ممیّز را بدهد، به این شکل که اگر سلام‌کننده کلمه «سَلامٌ» را بر «عَلَیْكُمْ» و مانند آن مقدّم داشت، باید نمازگزار در جواب، سلام را مقدّم دارد و به احتیاط مستحبّ، از سایر جهات نیز همان طور که او سلام کرده جواب دهد؛ مثلاً اگر «السَلامُ» -با الف و لام- گفته، او نیز با الف و لام جواب بگوید، و اگر «عَلَیْكُمْ» -به صیغۀ جمع- گفته او نیز به صیغۀ جمع جواب دهد، و چنانچه سلام‌کننده «عَلَیْكُمْ» و مانند آن را بر سلام مقدّم داشت، باید با صیغه‌های سلامی که در قرآن وارد شده است -مانند «سَلامٌ عَلَیْكَ» یا «سَلامٌ عَلَیْكُمْ»- به قصد اینکه از قرآن است، جواب بگوید.

1148 ٠فوری بودن جواب سلام٠ انسان باید جواب سلام را چه در نماز یا در غیر نماز فوراً بگوید، و اگر عمداً یا از روی فراموشی جواب سلام را به قدری تأخیر اندازد، که اگر جواب بگوید، جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد، نباید جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نیست.

1149 ٠فهماندن جواب سلام به سلام‌کننده٠ باید جواب سلام را به سلام‌کننده بفهماند؛ اگر چه سلام‌کننده کر باشد، و لازم نیست جواب سلام را طوری بگوید که سلام‌کننده بشنود، و اگر فهماندن جواب سلام به سلام‌کننده ممکن نباشد؛ مثل این که شخص به انسان سلام کند و به سرعت رد شود، و یا از تلویزیون یا رادیو سلام بدهد، ظاهراً جواب سلام لازم نیست.

1150 ٠قصد احترام در جواب سلام٠ جواب سلام را باید به قصد تحیت (یعنی قصد احترام) مخاطب بگوید و لازم نیست در جواب سلام قصد دعا هم داشته باشد؛ یعنی از خداوند عالم برای کسی که سلام کرده سلامتی بخواهد.

1151 ٠جواب سلام نامحرم و بچه ممیّز٠ اگر زن یا مرد نامحرم مسلمان یا بچّه ممیّز مسلمان، یعنی بچّه‌ای که خوب و بد را می‌فهمد سلام‌کند، باید جواب او را بگوید؛ چه در حال نماز باشد، چه نباشد.

1152 ٠جواب ندادن به سلام در نماز٠ اگر نمازگزار بدون عذر جواب سلام را ندهد، معصیت کرده ولی نمازش صحیح است.

1153 ٠جواب سلامی که غلط گفته شده٠ اگر کسی غلط سلام کند به‌طوری که سلام حساب نشود، جواب او واجب نیست، و چنانچه در حال نماز باشد جایز نیست.

1154 ٠جواب سلام غیر مسلمان و سلام از روی تمسخر یا شوخی٠ جواب سلام کسی که از روی مسخره یا شوخی سلام می‌کند و جواب سلام مرد و زن غیر مسلمان واجب نیست، و چنانچه در حال نماز باشد جایز نیست.

1155 ٠جواب سلام کسی که به جمع سلام کرده٠ اگر کسی به عدّه‌ای سلام کند، جواب سلام بر همه آنان واجب است، ولی اگر یکی از آنان جواب دهد کافی است.

1156 ٠جواب سلام توسّط غیر مخاطب٠ اگر کسی به عدّه‌ای سلام کند و کسی که سلام‌کننده قصد سلام‌دادن به او را نداشته جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است.

1157 ٠سلام کردن به عدّه‌ای و جواب توسّط نمازگزار٠ اگر به عدّه‌ای سلام کند و کسی که بین آن‌ها مشغول نماز است شک کند که سلام‌کننده قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه، نباید جواب بدهد، و همچنین است اگر بداند قصد او را هم داشته، ولی می‌داند دیگری جواب سلام را می‌دهد، اما اگر بداند که قصد او را هم داشته و دیگری جواب نمی‌دهد؛ یا شک داشته باشد دیگری جواب سلام را می‌دهد یا نه، باید جواب او را بگوید‌.

1158 ٠سلام کردن همزمان دو نفر به یکدیگر٠ اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند، باید هر یک جواب سلام دیگری را بدهد.

1159 ٠جواب سلام در غیر نماز٠ در غیر نماز مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید؛ مثلاً اگر کسی گفت: «سَلامٌ عَلَیْكُمْ» در جواب بگوید: «سَلامٌ عَلَیْكْمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ».

هفتم: خندیدنِ عمدی با صدا‌

از مبطلات نماز آن است که نمازگزار عمداً با صدا بخندد و چنانچه عمداً بی‌صدا یا سهواً -باصدا یا بی‌صدا- بخندد، ظاهر این است که نمازش اشکال ندارد، و اگر برای جلوگیری از صدای خنده حالش تغییر کند؛ مثلاً رنگش سرخ شود، بنابر احتیاط مستحب نمازش را دوباره بخواند.

1160 ٠گریۀ باصدا در نماز٠ گریه کردن با صدا برای کار دنیا بنابر مشهور از مبطلات نماز است ولی ظاهراً گریه کردن نماز را باطل نمی‌کند و بنابر احتیاط مستحب چنانچه گریه کند، چه با صدا باشد، چه بی‌صدا، نماز را تمام کند و آن را دوباره بخواند.

هشتم: از بین رفتن صورت نماز‌

از مبطلات نماز کاری است که صورت نماز را به هم بزند، مثل دست‌زدن و به هوا پریدن و مانند این‌ها، خواه عمداً باشد یا از روی فراموشی و مانند آن؛ ولی کاری که صورت نماز را به هم نزند، مثل اشاره کردن با دست، اشکال ندارد.

1161 ٠سکوت غیر متعارف در نماز٠ اگر در بین نماز به قدری ساکت بماند که نگویند نماز می‌خواند، نمازش باطل می‌شود و اگر کاری انجام دهد، یا مدّتی ساکت شود و شک کند که نماز به هم خورده یا نه، جایز است نماز را قطع کند و اعاده نماید، و احتیاط مستحب این است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

1162 ٠خوردن و آشامیدن در نماز٠ اگر در نماز طوری بخورد یا بیاشامد که نگویند نماز می‌خواند، عمداً باشد یا از روی فراموشی، نمازش باطل می‌شود، ولی کسی که می‌خواهد روزه بگیرد، اگر پیش از اذان صبح نماز مستحبی بخواند و تشنه باشد، چنانچه بترسد که اگر نماز را تمام کند صبح شود، در صورتی که آب روبروی او در دو سه قدمی باشد می‌تواند در بین نماز آب بیاشامد، اما باید کاری که نماز را باطل می‌کند؛ مثل روگرداندن از قبله، انجام ندهد.

1163 ٠از بین رفتن موالات در اثر خوردن و آشامیدن٠ اگر به واسطۀ خوردن یا آشامیدن عمدی، موالات نماز به هم بخورد، یعنی طوری شود که نگویند نماز را پشت سر هم می‌خواند، باید نماز را دوباره بخواند.

1164 ٠فرو بردن باقی ماندۀ غذا در نماز٠ اگر در بین نماز، غذایی را که در دهان یا لای دندان‌ها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمی‌شود، و نیز اگر قند یا شکر و مانند این‌ها در دهان مانده باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود، اشکال ندارد.

نهم: شک‌های باطل‌کننده‌

از مبطلات نماز، شک‌هایی است که نماز را باطل می‌کند و تفصیل آن‌ها در مسألۀ 1174 خواهد آمد.

دهم: نقص یا زیادی اجزاء نماز‌

از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمداً یا سهواً کم کند، یا چیزی را که رکن نیست عمداً کم نماید، یا چیزی را عمداً در نماز زیاد کند یا رکوع را سهواً زیاد کند و حکم زیاد کردن دو سجده از یک رکعت در مسألۀ 1118 گذشت.

1165 ٠شک در انجام مبطلات بعد از نماز٠ اگر بعد از نماز شک کند که در بین نماز کاری که نماز را باطل می‌کند انجام داده یا نه، نمازش صحیح است.

مکروهات نماز

1166 ٠چیزهای مکروه در نماز٠ در نماز چند چیز مکروه است، مانند:

1. صورت را کمی به طرف راست یا چپ بگرداند

2. چشمها را ببندد، یا به طرف راست یا چپ بگرداند

3. با ریش و دست خود بازی کند

4. انگشت‌ها را داخل هم نماید

5. آب دهان بیندازد

6. به خط قرآن یا کتاب یا خط انگشتری نگاه کند

و نیز مکروه است هنگام خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر، برای شنیدن حرف کسی ساکت شود؛ بلکه انجام هر کاری که خضوع و خشوع را از بین ببرد مکروه است.

1167 ٠حالت‌های مکروه برای نمازگزار٠ هنگامی که انسان خوابش می‌آید و نیز هنگام خودداری کردن از بول و غائط مکروه است نماز بخواند، و همچنین نماز خواندن با جوراب تنگ که پا را فشار دهد مکروه می‌باشد و غیر از این‌ها مکروهات دیگری هم در کتاب‌های مفصّل گفته شده است.

مواردی که می‌توان نماز واجب را رها کرد

1168 ٠شکستن نماز‌٠ شکستن نماز واجب از روی اختیار حرام است، ولی برای حفظ مال و جلوگیری از ضرر مالی یا بدنی مانعی ندارد، و شکستن نماز مستحب در حال اختیار هم جایز است.

1169 ٠موارد وجوب شکستن نماز٠ اگر حفظ جان خود انسان یا کسی که حفظ جان او واجب است یا حفظ مالی که نگهداری آن واجب می‌باشد، بدون شکستن نماز ممکن نباشد، باید نماز را بشکند.

1170 ٠مطالبه طلبکار در حال بجا آوردن نماز٠ اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبکار طلب خود را که زمانش رسیده از او مطالبه کند، چنانچه بتواند در بین نماز طلب او را بدهد، باید در همان حال بپردازد و اگر بدون شکستن نماز، دادن طلب او ممکن نیست، باید نماز را بشکند و طلب او را بدهد، بعد نماز را بخواند.

1171 ٠آگاه شدن از نجاست مسجد در حال نماز٠ اگر در بین نماز واجب بفهمد که مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد به گونه‌ای که نمی‌تواند با به هم‌زدن نماز و تطهیر مسجد، یا با تطهیر آن در بین نماز؛ حتی یک رکعت از نماز را هم در وقت بجا آورد، باید نماز را تمام کند، و اگر وقت به این مقدار وسعت دارد و تطهیر مسجد نماز را به هم نمی‌زند، باید در بین نماز تطهیر کند، بعد بقیۀ نماز را بخواند و اگر تطهیر مسجد نماز را به هم می‌زند، باید نماز را به هم بزند و مسجد را تطهیر کند و نماز را دوباره بخواند؛ و اگر در بین نماز مستحب متوجه شود که مسجد نجس است باید بدون تأخیر مسجد را تطهیر کند. اگر تطهیر مسجد در حال نماز ممکن نیست باید برای تطهیر نماز را رها کند.

1172 ٠تمام کردن نماز در موارد وجوب شکستن آن٠ کسی که باید نماز را بشکند، اگر نماز را تمام کند معصیت کرده ولی نماز او صحیح است، اگر چه احتیاط مستحب آن است که دوباره بخواند.

1173 ٠شکستن نماز برای گفتن اذان واقامه٠ اگر اذان و اقامه را فراموش کرده باشد و قبل از رکوع یادش بیاید مستحب است نماز را بشکند و اذان و اقامه بگوید و نماز را دوباره بخواند، و اگر بعد از رکوع یادش بیاید بنابر احتیاط نمی‌تواند نمازش را بشکند، و اگر تنها اذان را فراموش کرده باشد، در هیچ جای نماز نمی‌تواند نمازش را بشکند، و اگر تنها اقامه را فراموش کرده باشد، در هر جای نماز باشد می‌تواند نمازش را بشکند و اقامه گفته، نمازش را دوباره بخواند.

این مسأله اختصاص به مردان دارد و برای زنان جایز نیست که به خاطر فراموشی اذان یا اقامه نماز خود را قطع کنند.

احکام شک در نماز

شکیات نماز بیست و پنج قسم است: ده قسم آن شک‌هایی است که نماز را باطل می‌کند، به شش قسم آن نباید اعتنا کرد و نه قسم دیگر آن صحیح است.

شک‌های باطل‌کنندۀ نماز

1174 ٠شک‌های ده‌گانۀ مبطل نماز٠ شک‌هایی که نماز را باطل می‌کند از این قرار است:

اوّل: شک در شمارۀ رکعت‌های نماز دو رکعتی واجب؛ مثل نماز صبح و نماز مسافر

و نیز در شک در نماز احتیاط، باید نماز را دوباره بخواند -همان طور که در مسألۀ 1238 خواهد آمد- ولی شک در شمارۀ رکعت‌های نماز مستحب نماز را باطل نمی‌کند

دوم: شک در شمارۀ رکعت‌های نماز سه رکعتی

سوم: در نماز چهار رکعتی شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر

چهارم: در نماز چهار رکعتی پیش از تمام شدن سجده دوم، شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر. (تفصیل این امر در ذیل صورت چهارم از مسألۀ 1208 خواهد آمد)

پنجم: شک بین دو و پنج، یا دو و بیشتر از پنج

ششم: شک بین سه و پنج پس از رکوع

هفتم: شک بین سه و شش، یا سه و بیشتر از شش

هشتم: شک بین چهار و پنج پس از رکوع و قبل از تمام شدن دو سجده (با تفصیلی که در ذیل صورت چهارم از مسألۀ 1208 خواهد آمد)

نهم: شک بین چهار و شش، یا چهار و بیشتر از شش

دهم: شکی که سه طرف یا بیشتر داشته باشد، مگر شک بین دو و سه و چهار پس از تمام شدن دو سجده (البته در شک بین سه و چهار و پنج قبل از رکوع باید بنشیند و در نتیجه به شک بین دو و سه و چهار پس از تمام شدن دو سجده باز می‌گردد)

1175 ٠چگونگی شکستن نماز هنگام پیش آمدن شک‌های مبطل٠ اگر یکی از شک‌های باطل‌کننده نماز برای انسان پیش آید، نمی‌تواند نماز را به هم بزند، بلکه باید قدری فکر کند که شکش پابرجا شود، بلکه باید به قدری فکر کند که صورت نماز به هم بخورد، یا از پیدا شدن یقین یا گمان ناامید شود.

شک‌هایی که لازم نیست به آن‌ها اعتنا کرد

1176 ٠شک‌های ‌شش‌گانه٠ شک‌هایی که لازم نیست به آن‌ها اعتنا کرد، از این قرار است:

اوّل: شک در چیزی که محل بجا آوردن آن گذشته است؛ مثل آن‌که در حال تشهد شک کند که سجده بجا آورده یا نه

دوم: شک بعد از سلام نماز

سوم: شک بعد از گذشتن وقت نماز

چهارم: شک کثیر الشک؛ یعنی کسی که در هر سه نماز پی در پی لااقل یک بار شک می‌کند

پنجم: شک امام در شمارۀ رکعت‌های نماز در صورتی که مأموم شماره آن‌ها را بداند یا گمان داشته باشد، و همچنین شک مأموم در صورتی که امام شماره رکعت‌های نماز را بداند یا گمان داشته باشد.

ششم: شک در نمازهای مستحبی.

1. شک در چیزی که محلّ آن گذشته است

1177 ٠شک در انجام کاری بعد از گذشتن محلّ آن٠ اگر در بین نماز شک کند که یکی از کارهای آن را انجام داده یا نه؛ مثلاً شک کند که سجده کرده یا نه، چنانچه مشغول کاری که بعد از آن انجام می‌گیرد‌ نشده، باید آنچه را که در انجام آن شک کرده بجا آورد و اگر مشغول کاری که بعد از آن انجام می‌گیرد شده، به شک خود اعتنا نکند.

1178 ٠شک در خواندن آیات حمد و سوره٠ اگر در بین خواندن آیه‌ای شک کند که آیه پیش را خوانده یا نه، یا وقتی که آخر آیه را می‌خواند شک کند که اوّل آن را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نمی‌کند.

1179 ٠شک در بجا آوردن کارهای واجب رکوع یا سجده بعد از محلّ آن٠ اگر بعد از رکوع یا سجود شک کند که کارهای واجب آن (مانند ذکر و آرام بودن بدن) را انجام داده یا نه، به شک خود اعتنا نمی‌کند.

1180 ٠شک در انجام رکوع و قیامِ بعد از آن، هنگام رفتن به سجده٠ اگر در حالی که به سجده می‌رود شک کند که رکوع کرده یا نه، لازم است برگردد و بایستد و رکوع را بجا آورد، و اگر شک کند که بعد از رکوع ایستاده یا نه، باید اعتنا نکند.

1181 ٠شک در انجام سجده یا تشهّد در حال برخاستن٠ اگر در حال برخاستن شک کند که تشهد را بجا آورده یا نه، باید برگردد و بجا آورد. همچنین است اگر در حال برخاستن از رکعت اوّل و سوم شک کند که سجده را بجا آورده یا نه؛ ولی اگر بعد از ایستادن شک کند که سجده یا تشهّد را بجا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.

1182 ٠شک در تشهّد یا سجده در نماز نشسته یا خوابیده٠ کسی که نشسته یا خوابیده نماز می‌خواند، اگر هنگامی که حمد یا تسبیحات می‌خواند شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند، و اگر پیش از آن‌که مشغول عملی شود که جای آن بعد از سجده یا تشهد است، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید آن را بجا آورد.

1183 ٠زیاد شدن رکوع یا سجده به خاطر عمل به حکم شک٠ اگر قبل از سجده شک کند که رکوع نماز را بجا آورده یا نه و آن را بجا آورد و بعد یادش بیاید که رکوع کرده بود؛ چون رکوع زیاد شده، نمازش باطل است، و اگر پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، و آن‌ها را بجا آورد و بعد یادش بیاید که دو سجده انجام داده بوده، دو سجده زیاد کرده که باید دوباره نماز را بخواند و بنابر احتیاط مستحب این نماز را تمام کند و آن رادوباره بخواند.

1184 ٠زیاد شدن غیر رکن به خاطر عمل به حکم شک٠ اگر شک کند عملی را که رکن نیست بجا آورده یا نه، و به جهت آن‌که‌ مشغول کار بعد از آن نشده آن را بجا بیاورد؛ مثلاً پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، و حمد را بخواند، اگر چه بعد از انجام آن یادش بیاید که آن را بجا آورده بوده، نمازش صحیح است.

1185 ٠ترک رکوع یا سجده به خاطراعتنا نکردن به شک٠ اگر بعد از گذشتن محل رکوع و سجده شک کند که آن را بجا آورده یا نه، و به شک خود اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، باید به دستوری که برای فراموشی رکوع و سجده در مسألۀ 1118 و 1119 گفته شد عمل کند. 1186 ٠ترک غیر رکن به خاطر اعتنا نکردن به شک٠ اگر شک کند عملی را که رکن نیست بجا آورده یا نه، و به جهت آن‌که مشغول کار بعد از آن شده به شک خود اعتنا نکند؛ مثلاً هنگامی که مشغول خواندن سوره است، شک کند که حمد را خوانده یا نه، و به شک خود اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، در صورتی که مشغول رکن بعد نشده باید آن را بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش صحیح است، بنابراین اگر مثلاً در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده، باید بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید نمازش صحیح است، ولی اگر در تشهد آخر نماز متوجه شود که سجدۀ آخر نماز را فراموش کرده، به احتیاط مستحب نماز را تمام کند و پس از سلام سجده را قضا نماید ولی در هر حال باید نماز را دوباره بخواند

1187 ٠شک در گفتن سلام نماز٠ اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، چنانچه مشغول کاری که محل آن پس از نماز است، شده باشد؛ مثلاً مشغول تعقیبات یا نماز دیگر شده باشد، یا به جهت انجام کاری که نماز را به هم می‌زند از حالت نمازگزار بیرون رفته، باید به شکّ خود اعتنا نکند، ولی اگر بداند سلام نماز را گفته و شک کند صحیح گفته یا نه، اگر به جهت انجام کاری که نماز را به هم می‌زند از حالت نمازگزار خارج شده، در صورتی که احتمال بدهد در موقع گفتن سلام توجه داشته که صحیح بگوید نمازش صحیح است ولی اگر اطمینان دارد غافل بوده باید نمازش را دوباره بخواند. و اگر پیش از این‌ها شک کند که سلام را داده یا آن را صحیح گفته یا نه، باید سلام نماز را بخواند.

2. شک بعد از سلام نماز‌

1188 ٠عدم اعتبار شک بعد از سلام٠ اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه؛ مثلاً شک کند رکوع کرده یا نه، یا بعد از سلام نماز سه رکعتی شک کند که دو رکعت خوانده یا‌ سه رکعت، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند؛ ولی اگر یقین داشته باشد که نمازش کامل نیست و شک وی از شک‌هایی باشد که در وقت نماز، آن را باطل می‌کند؛ مثلاً بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت، نمازش باطل است، ولی اگر مثلاً بعد از سلام نماز چهار رکعتی قبل از آنکه از حالت نمازگزار بیرون رود، شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، نمازش باطل نیست، بلکه بنا را بر سه گذاشته و پس از خواندن یک رکعت دیگر سلام می‌دهد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده می‌خواند و به جهت سلام بیجا دو سجده سهو بجا می‌آورد.

3. شک بعد از وقت‌

1189 ٠شک در خواندن نماز بعد از گذشت وقت٠ اگر بعد از گذشتن وقت نماز، شک کند که نماز خوانده یا نه، و یا گمان کند که نخوانده، خواندن آن لازم نیست، مگر اطمینان داشته باشد نخوانده، ولی اگر پیش از گذشتن وقت شک کند که نماز خوانده یا نه، اگر چه گمان کند که خوانده است، باید آن نماز را بخواند.

1190 ٠شک در صحیح خواندن نماز پس از وقت٠ اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر مسأله را نمی‌دانسته بنابر احتیاط نماز را دوباره بخواند.

1191 ٠بعد از وقت بفهمد یکی از نمازهای ظهر یا عصر قضا شده٠ اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز نخوانده و نمی‌داند که نماز ظهر است یا نماز عصر، باید چهار رکعت نماز به قصد ما فی الذمه بخواند، و اگر در غیر وقت اختصاصی عصر نمازی خوانده و نمی‌داند در آن نیت ظهر کرده یا به جهت فراموشی نیت عصر نموده، نماز خوانده شده را نماز ظهر قرار داده، نماز عصر را قضا می‌کند و احتیاط مستحب آن است که در نماز قضا، نیت خصوص ظهر یا عصر را نکند.

1192 ٠بعد از وقت بفهمد یکی از نمازهای مغرب یا عشا قضا شده٠ اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا، بداند فقط یک نماز خوانده ولی نداند سه رکعتی خوانده یا چهار رکعتی، باید قضای نماز مغرب و عشا را‌ بخواند و هر دو نماز را به قصد رجاء بجا آورد.

4. کثیر الشک

1193 ٠منظور از کثیر الشک و وظیفۀ او٠ کثیر الشک کسی است که در سه نماز پی‌درپی لااقل یک مرتبه شک می‌کند، چنین شخصی به شک خود اعتنا نمی‌کند و کسی که شک او به این اندازه نباشد ولی به قدری است که معمول مردم می‌گویند زیاد شک می‌کند، به گونه‌ای رفتار کند که هم به وظیفۀ کسی که شک معمولی دارد و هم به وظیفۀ کثیر الشک عمل کرده باشد، بنابراین اگر مثلاً بین سه و چهار شک کرده، به وظیفۀ کسی که شک معمولی دارد عمل کند، و اگر شک وی از شک‌هایی است که در افراد معمولی نماز را باطل می‌کند، بنابر احتیاط مستحب همانند کثیر الشک نماز را تمام کند، و اگر وظیفۀ کسی که شک معمولی دارد مخالف وظیفۀ کثیر الشک است، به یکی از دو وظیفه رفتار کند و نماز را تمام کند، بنابراین اگر در حال ایستاده بین چهار و پنج شک کند، یا مانند کثیر الشک بنا را بر چهار گذاشته و نماز را تمام کند یا مانند شک معمولی به وظیفه‌ای که در مسألۀ 1208 خواهد آمد عمل کند و در هر حال، در دو صورت اخیر باید نماز را دوباره نیز بخواند.

1194 ٠شک کثیر الشک در عدد رکعات و افعال نماز٠ کثیر الشک اگر در بجا آوردن چیزی از اجزاء نماز شک کند باید بنا بگذارد که آن را بجا آورده؛ مثلاً اگر شک کند که رکوع کرده یا نه، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است، و اگر در بجا آوردن چیزی شک کند که نماز را باطل می‌کند، مثل این که شک کند که نماز صبح را دو رکعت خوانده یا سه رکعت، بنا را بر صحت می‌گذارد، همچنین اگر در حال ایستاده شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، بنا را بر این می‌گذارد که در رکعت چهارم است و نماز را تمام می‌کند.

1195 ٠زیاد شک کردن در یک جزء نماز٠ کسی که فقط در یک چیز نماز زیاد شک می‌کند، چنانچه در چیزهای دیگر نماز شک کند، باید به دستور آن عمل نماید؛ مثلاً کسی که زیاد شک می‌کند سجده کرده یا نه، اگر در بجا آوردن رکوع شک کند باید به دستور آن رفتار نماید، یعنی اگر به سجده نرفته رکوع را بجا آورد، و اگر به سجده رفته اعتنا نکند.

1196 ٠زیاد شک کردن در یک نماز خاصّ٠ کسی که فقط در نماز مخصوصی؛ مثلاً در نماز ظهر، زیاد شک می‌کند، اگر در نماز دیگر؛ مثلاً در نماز عصر، شک کند، باید به دستور شک رفتار نماید.

1197 ٠زیاد شک کردن در مکان خاصّ٠ کسی که فقط وقتی در جای مخصوصی نماز می‌خواند، زیاد شک می‌کند اگر در غیر آنجا نماز بخواند و شکی برای او پیش آید، باید به دستور شک عمل نماید.

1198 ٠شک در کثیر الشک شدن و بر طرف شدن آن٠ اگر انسان شک کند که کثیر الشک شده یا نه، باید به دستور شک عمل نماید و کثیر الشک تا وقتی اطمینان نکند که به حال مردم معمولی برگشته، باید به شک خود اعتنا نکند.

1199 ٠یقین کثیر الشک به ترک رکن پس از بی اعتنایی به شک٠ کسی که زیاد شک می‌کند، اگر شک کند دو سجده را انجام داده یا نه، و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن‌ها را انجام نداده، چنانچه مشغول رکوع رکعت بعد نشده باید آن‌ها را بجا آورد و چنانچه مشغول رکوع شده نمازش باطل است و اگر شک کند که رکوع را انجام داده یا نه، و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن را انجام نداده، چنانچه قبل از اینکه برای سجدۀ دوم سر به زمین بگذارد، یادش بیاید باید برگردد و آن را انجام دهد و اگر پس از سر گذاشتن به زمین برای سجده دوم یادش بیاید، به احتیاط مستحب دو سجده را نادیده بگیرد و پس از انجام رکوع و سجود نماز را تمام کند ولی در هر حال باید نماز را دوباره بجا آورد.

1200 ٠یقین کثیر الشک به ترک غیر رکن پس از بی اعتنایی به شک٠ کسی که زیاد شک می‌کند، اگر شک کند چیزی را که رکن نیست بجا آورده یا نه، و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، چنانچه وارد رکن بعد از آن نشده، باید آن را بجا آورد و اگر وارد رکن بعد شده نمازش صحیح است؛ مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده یا نه و اعتنا نکند چنانچه در قنوت یادش بیاید که حمد نخوانده، باید بخواند، و اگر در رکوع یادش بیاید نمازش صحیح است.

5. شک امام و مأموم‌

1201 ٠شک امام و مأموم در شماره رکعات نماز جماعت٠ اگر امام جماعت در شمارۀ رکعت‌های نماز شک کند؛ مثلاً شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، چنانچه مأموم یقین یا گمان داشته باشد که چهار رکعت خوانده و به امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است، امام باید نماز را تمام کند، و خواندن نماز احتیاط لازم نیست و نیز اگر امام یقین یا گمان داشته باشد که چند رکعت خوانده، و مأموم در شمارۀ رکعت‌های نماز شک کند، باید به شک خود اعتنا ننماید. و ظاهراً اگر امام به تعداد رکعات گمان داشته باشد، باید به یقین مأموم عمل کند و همین‌طور است اگر مأموم گمان داشته باشد و امام یقین، باید به یقین امام عمل کند.

6. شک در رکعات نماز مستحبی

1202 ٠وظیفۀ نمازگزار هنگام شک در رکعات نماز مستحبی٠ اگر در شمارۀ رکعت‌های نماز مستحبی شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک، نماز را باطل می‌کند، باید بنا را بر کمتر بگذارد؛ مثلاً اگر در نافلۀ صبح شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است، و اگر طرف بیشتر شک، نماز را باطل نمی‌کند، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت، به هر طرف شک، عمل کند، نمازش صحیح است.

1203 ٠کم و زیاد شدن رکن در نماز مستحبی٠ کم شدن رکن نافله را باطل می‌کند، ولی زیاد شدن رکن آن را باطل نمی‌کند، پس اگر یکی از کارهای نافله را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده، باید آن کار را انجام دهد و دوباره آن رکن را بجا آورد؛ مثلاً اگر در بین رکوع یادش بیاید که حمد را نخوانده، باید برگردد و حمد را بخواند و دوباره به رکوع رود.

1204 ٠شک در افعال نماز مستحبی٠ اگر در یکی از کارهای نافله شک کند؛ خواه رکن باشد یا غیر رکن، چنانچه محل آن نگذشته، باید بجا آورد، و اگر محل آن گذشته، به شک خود اعتنا نکند.

1205 ٠گمان در رکعات نماز مستحبی٠ اگر در نماز مستحبی دو رکعتی گمانش به سه رکعت یا بیشتر برود، باید اعتنا نکند و نمازش صحیح است، و اگر گمانش به دو رکعت یا کمتر برود، باید به همان گمان عمل کند؛ مثلاً اگر گمانش به یک رکعت می‌رود باید یک رکعت دیگر بخواند.

1206 ٠سجدۀ سهو در نماز مستحبی٠ اگر در نماز نافله کاری کند که برای آن در نماز واجب سجده سهو واجب می‌شود، یا یک سجده یا تشهد را فراموش کند، لازم نیست بعد از نماز، سجدۀ سهو یا قضای سجده یا تشهد را بجا آورد.

1207 ٠شک در بجا آوردن نماز مستحبی٠ اگر شک کند که نماز مستحبی را خوانده یا نه، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طیار وقت‌نداشته باشد بنا بگذارد که نخوانده است، و همچنین است اگر مثل نافلۀ یومیه وقت معیّن داشته باشد و پیش از گذشتن وقت شک کند که آن را بجا آورده یا نه، ولی اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که خوانده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

شک‌های صحیح

1208 ٠اقسام شک‌های صحیح و وظیفۀ نمازگزار٠ در نه صورت اگر در شماره رکعت‌های نماز چهار رکعتی شک کند، بنابر احتیاط باید فوراً فکر کند، پس اگر یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد، همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند، وگرنه، به دستورهایی که گفته می‌شود عمل نماید، و آن نه صورت از این قرار است:

اوّل: بعد از سر برداشتن از سجدۀ دوم شک کند که دو رکعت خوانده است یا سه رکعت که باید بنا بگذارد که سه رکعت خوانده است و یک رکعت دیگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز، نماز احتیاط بجا آورد که باید به صورت یک رکعت ایستاده بخواند.

دوم: شک بین دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجدۀ دوم، که باید بنا را بگذارد چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند و بعد از نماز، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.

سوم: شک بین دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم، که باید بنا را بر چهار بگذارد و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد.

چهارم: شک بین چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم، که باید بنا را بر‌ چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو سجدۀ سهو بجا آورد.

ولی اگر بعد از تحقق سجده اوّل و پیش از سر برداشتن از سجده دوم یکی از این چهار شک، برای او پیش آید، بنابر احتیاط مستحب باید به دستور همان شک عمل کند ولی در هر حال باید نماز را دوباره بخواند.

پنجم: شک بین سه و چهار که در هر جای نماز باشد، باید بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند، و بعد از نماز، باید نماز احتیاط را به صورت دو رکعت نشسته بخواند.

ششم: شک بین چهار و پنج در حالت ایستاده، که باید بنشیند و تشهد بخواند و سلام نماز را بدهد و باید نماز احتیاط را به صورت دو رکعت نشسته بخواند.

هفتم: شک بین سه و پنج در حالت ایستاده، که باید بنشیند و تشهد بخواند و سلام نماز را بدهد و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجا آورد.

هشتم: شک بین سه و چهار و پنج در حالت ایستاده، که باید بنشیند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نماز احتیاط نشسته بخواند.

نهم: شک بین پنج و شش در حالت ایستاده، که باید بنشیند و تشهد بخواند و سلام نماز را بدهد و دو سجدۀ سهو بجا آورد.

و نیز بنابر احتیاط مستحب دو سجدۀ سهو برای ایستادن بی‌جا در این چهار صورت بجا آورد.

1209 ٠شکستن نماز در شک‌های صحیح٠ اگر یکی از شک‌های صحیح برای انسان پیش آید، نباید نماز را بشکند و بایستی به دستوری که گفته شد عمل نماید.

1210 ٠اعادۀ نماز در شک‌های صحیح٠ اگر یکی از شک‌هایی که نماز احتیاط برای آن‌ها واجب است در نماز پیش آید، پس از تمام شدن نماز، باید فوراً نماز احتیاط را بخواند و بدون خواندن نماز احتیاط، نماز دیگری نخواند و اگر احتیاطاً بخواهد نماز را از سر بگیرد، باید پس از‌ خواندن نماز احتیاط باشد.

1211 ٠ادامه دادن نماز با حالت شک٠ وقتی یکی از شک‌های باطل‌کننده نماز برای انسان پیش آید، و بداند که اگر به حالت بعدی منتقل شود برای او یقین یا گمان پیدا می‌شود، بنابر احتیاط مستحب با حالت شک نماز را ادامه ندهد؛ مثلاً اگر در حال ایستادن شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر و بداند که اگر به رکوع رود به یک طرف یقین یا گمان پیدا می‌کند، بنابر احتیاط مستحب با این حال رکوع نکند، بلکه صبر کند تا برای وی یقین یا گمان پیدا شود؛ ولی اگر لازم باشد به قدری صبر کند که صورت نماز به هم بخورد، لازم است به حالت بعد منتقل شود.

1212 ٠ تبدیل حالت گمان به شک و برعکس٠ اگر اوّل گمانش به یک طرف بیشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوی شود، باید به دستور شک عمل نماید. و اگر اوّل دو طرف در نظر او مساوی باشد و به طرفی که وظیفۀ او است بنا بگذارد، و بعد گمانش به طرف دیگر برود، باید مطابق گمانش عمل کند و نماز را تمام کند.

1213 ٠تردید در تحقق شک یا گمان، در اثنای نماز٠ کسی که نمی‌داند عرفاً گمانش به یک طرف بیشتر است یا دو طرف در نظر او مساوی است، باید به دستور شک عمل کند.

1214 ٠تردید در تحقق شک یا گمان، پس از نماز٠ اگر بعد از نماز بداند که در بین نماز حالت تردیدی داشته، که مثلاً دو رکعت خوانده یا سه رکعت، و بنا را بر سه گذاشته ولی نداند که گمانش به خواندن سه رکعت بوده یا هر دو طرف در نظر او مساوی بوده، باید نماز احتیاط را بخواند.

1215 ٠شک در اتمام دو سجده و تقارن آن با شک‌های صحیح، در حال تشهد٠ اگر موقعی که تشهّد می‌خواند یا بعد از ایستادن شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، و در همان موقع یکی از شک‌هایی که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بیفتد صحیح می‌باشد برای او پیش بیاید؛ مثلاً شک کند که دو رکعت‌ خوانده یا سه رکعت، چنانچه به دستور آن شک عمل کند نمازش صحیح است.

1216 ٠شک در اتمام دو سجده و تقارن آن با شک‌های مبطل، پیش از خواندن تشهد٠ اگر پیش از آن‌که مشغول تشهد شود، یا در رکعت‌هایی که تشهد ندارد پیش از ایستادن شک کند که یک سجده را بجا آورده یا دو سجده را، و در همان موقع یکی از شک‌هایی که قبل از تمام شدن دو سجده باطل‌کننده است برایش پیش آید، نمازش باطل است.

1217 ٠شک در رکعات در حال ایستاده و یادآوری ترک سجده٠ اگر موقعی که ایستاده بین سه و چهار یا بین سه و چهار و پنج شک کند، و یادش بیاید که یک یا دو سجده از رکعت پیش را بجا نیاورده، نمازش باطل است ولی اگر بین چهار و پنج شک کند باید بنشیند و سجدۀ رکعت قبل را بجا آورد و به دستور شک بین سه و چهار عمل نماید.

1218 ٠از بین رفتن شک و به وجود آمدن شک دیگر٠ اگر شک او از بین برود، و شک دیگری برایش پیش آید، مثلاً اوّل شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، بعد شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید به دستور شک دوم عمل نماید.

1219 ٠تردید بین دو شک صحیح پس از بجا آوردن نماز٠ اگر بعد از نماز شک کند که در حال نماز مثلاً بین دو و چهار شک کرده یا بین سه و چهار، باید نماز را دوباره بخواند و بنابر احتیاط مستحب اگر به یک شک، گمان دارد به دستور آن عمل کند وگرنه، دستور یکی از این دو شک را انجام داده، و نماز را تمام کند سپس دوباره بخواند، و همچنین است اگر بیشتر از دو احتمال درباره شک داشته باشد؛ مثلاً بداند شک وی از شک‌های صحیح بوده و نداند از کدام قسم آن بوده است.

1220 ٠تردید در صحیح یا مبطل بودن شک، پس از نماز٠ اگر بعد از نماز بفهمد که در حال نماز شکی برای او پیش آمده ولی نداند از شک‌های صحیح بوده یا از شک‌های باطل‌کننده نماز، چنانچه بداند یا احتمال دهد که بر فرضی که شک باطل‌کننده نماز بوده از روی غفلت نماز را ادامه نداده است مثلاً نماز را رجاءً ادامه داده است، در این صورت می‌تواند بدون انجام دادن وظیفۀ کسی که شک دارد، نماز را از سر بگیرد، ولی اگر بداند که بر فرضی که شک، نماز را باطل می‌کند از روی غفلت نماز را ادامه داده است بنا را بر این می‌گذارد که شک او از شک‌های صحیح بوده، پس اگر شک او بر فرض صحیح بودن مشخص است به وظیفۀ همان شک عمل می‌کند و‌ اگر شک او بر فرض صحیح بودن مشخّص نیست ولی می‌تواند با احتیاط کردن نماز خود را درست کند، باید احتیاط کند، مثلاً اگر شک صحیح او بعد از سر برداشتن از سجده دوم بوده و مردّد بین شک دو و چهار و شک دو و سه و چهار باشد، بنا را بر چهار می‌گذارد و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نماز احتیاط نشسته بجا می‌آورد، در نتیجه به وظیفۀ هر دو شک عمل کرده است و نمازش صحیح است، ولی اگر نتواند با بجا آوردن وظیفۀ کسی که شک دارد، نماز انجام‌شده خود را درست کند و نیاز به از سرگرفتن نماز باشد، می‌تواند بدون انجام دادن وظیفۀ فرد شک‌دار، نماز را از سر بگیرد.

1221 ٠شک در رکعات نماز نشسته٠ کسی که نشسته نماز می‌خواند اگر بین دو و سه شک کند، باید یک رکعت نشسته نماز احتیاط بخواند و بنابر احتیاط مستحب نماز را نیز اعاده کند و در شک بین سه و چهار، به احتیاط مستحب دو رکعت نشسته بخواند ولی در هر حال باید نمازش را از سر بگیرد، و در شک بین دو و سه و چهار، بنابر احتیاط مستحب یک نماز احتیاط دو رکعتی نشسته و سپس یک نماز یک رکعتی نشسته بجا می‌آورد ولی در هر حال باید نماز را دوباره بخواند، و در شک بین دو و چهار، دو رکعت نشسته می‌خواند.

1222 ٠ناتوانی از ایستادن در نماز احتیاط٠ کسی که ایستاده نماز می‌خواند، اگر موقع خواندن نماز احتیاط از ایستادن عاجز شود، باید مثل کسی که نماز را نشسته می‌خواند -که حکم آن در مسألۀ پیش گفته شد- نماز احتیاط را بجا آورد مگر این که ناتوانی وی از ایستادن در تمام وقت نباشد بلکه در وقت بتواند تمام نماز را ایستاده بخواند که باید نماز را دوباره بخواند.

1223 ٠توانایی ایستادن در نماز احتیاط پس از نشسته خواندن نماز٠ کسی که نشسته نماز می‌خواند، اگر تنها موقع خواندن نماز احتیاط بتواند بایستد، باید در نماز احتیاط به وظیفۀ کسی که نماز را ایستاده می‌خواند عمل کند.

نماز احتیاط‌

1224 ٠کیفیت نماز احتیاط٠ کسی که نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از سلام نماز باید فوراً نیت نماز احتیاط کند و تکبیر بگوید و حمد را بخواند و به رکوع برود و دو سجده نماید، پس اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام‌ دهد و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از رکعت دوم، تشهد خوانده و سلام دهد.

1225 ٠سوره، قنوت و قرائت در نماز احتیاط٠ نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و باید قرائت آن را آهسته بخوانند و نیت آن را به زبان نیاورند، و احتیاط آن است که «بِسْمِ اللهِ الرَحْمٰنِ الرَحیمِ» آن را هم آهسته بگویند.

1226 ٠آگاهی از صحت نماز پیش از نماز احتیاط یا در بین آن٠ اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد، نمازی که خوانده درست بوده، لازم نیست نماز احتیاط را بخواند و اگر در بین نماز احتیاط بفهمد، لازم نیست آن را تمام نماید.

1227 ٠آگاهی از کسری رکعات پیش از نماز احتیاط٠ اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد که رکعت‌های نمازش کم بوده، چنانچه کاری که نماز را باطل می‌کند انجام نداده، باید آنچه را از نماز نخوانده بخواند و برای سلام بیجا دو سجدۀ سهو بنماید، و اگر کاری که نماز را باطل می‌کند انجام داده؛ مثلاً پشت به قبله کرده، باید نماز را دوباره بخواند.

1228 ٠آگاهی از تساوی نماز احتیاط با کسری نماز٠ اگر بعد از نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده مثلاً در شک بین سه و چهار، دو رکعت نماز احتیاط نشسته بخواند -که به منزله یک رکعت نماز ایستاده است- بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده، نمازش صحیح است.

1229 ٠آگاهی از بیشتر بودن نماز احتیاط از کسری نماز٠ اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نماز کمتر از نماز احتیاط بوده؛ مثلاً در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده بوده، باید نماز را دوباره بخواند.

1230 ٠آگاهی از کمتر بودن نماز احتیاط از کسری نماز٠ اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش بیشتر از نماز احتیاط بوده؛ مثلاً در شک بین دو و سه، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، بعد بفهمد نماز را دو رکعت خوانده بوده، چنانچه بعد از نماز احتیاط کاری که نماز را باطل می‌کند انجام داده -مثلاً پشت به قبله کرده- باید نماز را دوباره بخواند، و اگر کاری که نماز را باطل می‌کند انجام نداده، نماز احتیاطش جزء نماز او محسوب است و یک رکعت‌ کسری نمازش را بجا آورده و نمازش صحیح است و برای زیادی هر یک از دو سلام -در اصل نماز و در نماز احتیاط- دو سجدۀ سهو بجا آورد.

1231 ٠یادآوری شمار رکعات خوانده شده پس از نماز احتیاط٠ اگر بین دو و سه و چهار شک کند، و بعد از خواندن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده، یادش بیاید که نماز را دو رکعتی خوانده، لازم نیست دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بخواند.

1232 ٠یادآوری شمار رکعات خوانده شده قبل از رکوع نماز احتیاط٠ اگر بین دو و سه شک کند و موقعی که یک رکعت نماز احتیاط ایستاده را می‌خواند یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده نماز احتیاط را رکعت چهارم محسوب کرده، آن را تمام کند و نمازش صحیح است و برای سلام زیادی سجدۀ سهو بنماید، و به احتیاط استحبابی نماز را نیز دوباره بخواند.

و اگر بین سه و چهار شک کند و موقعی که دو رکعت نماز احتیاط نشسته می‌خواند یادش بیاید نماز را سه رکعت خوانده، اگر قبل از رکوع اوّل یادش بیاید، بایستد و قرائت را به قصد آنچه مطلوب شارع است دوباره بخواند و باید نماز را تمام نماید و اگر در رکوع اوّل یا پس از آن یادش بیاید، نمازش باطل است.

1233 ٠یادآوری شمار رکعات خوانده شده پیش از رکوع رکعت دوم نماز احتیاط٠ اگر بین دو و سه و چهار شک کند و موقعی که دو رکعت نماز احتیاط ایستاده را می‌خواند، پیش از رکوع رکعت دوم یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده، باید بنشیند و نماز احتیاط را یک رکعتی تمام کند، و برای سلام زیادی سجده سهو بنماید و اگر در رکوع رکعت دوم یا بعد از آن یادش بیاید نمازش باطل است.

1234 ٠آگاهی از کمتر یا بیشتر بودن کسری نماز در بین نماز احتیاط٠ اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش بیشتر یا کمتر بوده، چنانچه بتواند باید نماز احتیاط را مطابق کسری نمازش تمام کند؛ مثلاً اگر شک بین دو و سه کرده و موقعی که یک رکعت نماز احتیاط ایستاده می‌خواند بفهمد نمازش را دو رکعتی خوانده، باید یک رکعت نماز احتیاط را رکعت سوم خود حساب کند و آن را تمام نماید، سپس رکعت چهارم نمازش را بخواند. و اگر نتواند نماز احتیاط را مطابق کسری نمازش تمام کند باید آن را رها کند، در این صورت اگر ممکن باشد کسری نماز را بجا آورد و اگر ممکن نباشد نماز را دوباره‌ بخواند؛ مثلاً در شک بین سه و چهار، اگر موقعی که دو رکعت نماز احتیاط نشسته را می‌خواند یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده چون نمی‌تواند دو رکعت نشسته را به جای دو رکعت ایستاده حساب کند باید نماز احتیاط نشسته را رها کند، پس اگر قبل از رکوع اوّل نماز احتیاط یادش آمده باید بایستد و قرائت را به قصد آنچه مطلوب شارع است بجا بیاورد و پس از آن باید کسری نمازش را بخواند و اگر در رکوع اوّل نماز احتیاط یا بعد از آن یادش بیاید باید نماز را دوباره بخواند. و نیز اگر در شک بین دو و چهار هنگامی که مشغول دو رکعت نماز احتیاط ایستاده است بفهمد نماز خود را سه رکعتی خوانده، پس اگر در رکعت اوّل است، این رکعت را رکعت چهارم به حساب می‌آورد و نمازش را تمام می‌کند و اگر در رکعت دوم قبل از رکوع باشد، باید آن رکعت را رها کند و بنشیند و تشهد و سلام بخواند و نماز را تمام کند و اگر در رکوع یا پس از آن باشد نمازش باطل است. و در همه صورت‌های مسأله اگر نماز را تمام می‌کند، به جهت زیادی سلام باید دو سجده سهو بجا آورد.

1235 ٠شک در بجا آوردن نماز احتیاط٠ اگر شک کند نماز احتیاطی را که بر او واجب بوده بجا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته به شک خود اعتنا نکند، و اگر وقت دارد، در صورتی که بین نماز و شک زیاد طول نکشیده و کاری هم مثل روگرداندن از قبله که نماز را باطل می‌کند انجام نداده، باید نماز احتیاط را بخواند، و اگر کاری که نماز را باطل می‌کند بجا آورده، یا بین نماز و شک او زیاد طول کشیده، اعتنا به شک ننماید.

1236 ٠کم و زیاد کردن اجزاء نماز احتیاط٠ نماز احتیاط به منزلۀ اجزاء نماز اصلی است، پس اگر در آن مثلاً رکوع را زیاد کند یا به جای یک رکعت، دو رکعت بخواند -هرچند از روی سهو باشد- نماز احتیاط باطل می‌شود، و باید دوباره اصل نماز را بخواند.

1237 ٠شک در اجزاء نماز احتیاط٠ موقعی که مشغول نماز احتیاط است اگر در یکی از کارهای آن شک کند، چنانچه محل آن نگذشته، باید بجا آورد، و اگر محلش گذشته، باید به شک خود اعتنا نکند؛ مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه به رکوع نرفته باید بخواند، و اگر به رکوع رفته باید به شک خود اعتنا نکند.

1238 ٠شک در تعداد رکعات نماز احتیاط٠ اگر موقعی که مشغول نماز احتیاط است در شمارۀ رکعت‌های آن شک کند، باید اصل نماز را دوباره بخواند و احتیاط مستحب آن است که نماز را قطع نکند بلکه چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل می‌کند، بنا را بر کمتر و اگر طرف بیشتر نماز را باطل نمی‌کند، بنا را بر بیشتر بگذارد و نماز را تمام کند؛ پس اگر هنگام خواندن دو رکعت نماز احتیاط شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، چون طرف بیشتر شک، نماز را باطل می‌کند، به احتیاط مستحب نماز را قطع نکند بلکه بنا بگذارد که دو رکعت خوانده، و اگر شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون طرف بیشتر نماز را باطل نمی‌کند، به احتیاط مستحب نماز را قطع نکند بلکه بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است ولی در هر حال پس از پایان نماز احتیاط، باید اصل نماز را دوباره بخواند.

1239 ٠سجدۀ سهو در نماز احتیاط٠ کارهایی که در اصل نماز واجب سجدۀ سهو را واجب می‌کند در نماز احتیاط موجب سجدۀ سهو نمی‌شود بنابراین اگر در نماز احتیاط چیزی که رکن نیست سهواً کم یا زیاد شود، سجدۀ سهو ندارد.

1240 ٠شک در صحیح بودن نماز احتیاط٠ اگر بعد از سلام نماز احتیاط شک کند که یکی از اجزاء یا شرایط آن را بجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

1241 ٠فراموش کردن تشهّد یا یک سجده در نماز احتیاط٠ اگر در نماز احتیاط، تشهد یا یک سجده را فراموش کند و نتواند در جای خود آن را جبران کند باید بعد از سلام نماز، آن را قضا نماید.

1242 ٠مقدّم بودن نماز احتیاط بر سجده سهو و قضای تشهد و سجده٠ اگر نماز احتیاط و قضای یک سجده یا قضای یک تشهد یا دو سجده سهو بر او واجب شود، باید اوّل نماز احتیاط را بجا آورد.

1243 ٠حکم گمان در رکعات و افعال نماز٠ گمان در نماز نسبت به رکعات حکم یقین را دارد -خواه نماز چهار رکعتی باشد یا نه- مثلاً اگر نداند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت و گمان داشته باشد که دو رکعت خوانده، بنا می‌گذارد که دو رکعت خوانده، و اگر در نماز چهار رکعتی گمان دارد که چهار رکعت خوانده، لازم نیست نماز احتیاط بخواند؛ و اما در مورد افعال‌ نماز، چنانچه گمان به انجام کاری یا ترک کاری داشته باشد و عمل بر طبق گمان خلاف وظیفۀ کسی که شک دارد نباشد بر طبق گمان عمل کند ولی اگر عمل بر طبق گمان برخلاف وظیفۀ  فرد شک‌دار باشد، باید نمازش را نیز دوباره بخواند؛ و بنابر احتیاط مستحب بر طبق گمانش عمل کند و بعد از اتمام نماز آن را دوباره بخواند.

1244 ٠شک، سهو و گمان در نمازهای واجب غیر یومیّه٠ حکم شک و سهو و گمان در نمازهای واجب یومیه و نمازهای واجب دیگر فرق ندارد؛ مثلاً اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون شک او در نماز دو رکعتی است، نمازش باطل می‌شود و اگر گمان داشته باشد که دو رکعت یا یک رکعت است، بر طبق گمان خود نماز را تمام می‌نماید.

سجدۀ سهو

1245 ٠موارد واجب شدن سجدۀ سهو٠ برای پنج چیز بعد از سلام نماز، انسان باید دو سجده سهو -به دستوری که بعداً گفته می‌شود- بجا آورد:

اوّل: در بین نماز، سهواً حرف بزند

دوم: جایی که نباید سلام نماز را بدهد؛ مثلاً در رکعت اوّل، سهواً سلام بدهد

سوم: تشهد را فراموش کند

چهارم: در نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، (به تفصیلی که در صورت چهارم مسألۀ 1208 گذشت)

پنجم: یک سجده را فراموش کند

و بنابر احتیاط مستحب اگر در جایی که باید بایستد؛ مثلاً موقع خواندن حمد