اجازه اجتهاد مرحوم نائينى از آشيخ كاظم دامغانى نقل شده است: نزد آقاى نائينى رفتم و اجهازه اجتهادى را كه آميرزا محمد آقازاده به من داده بود، به آقاى نائينى نشان دادم. در خاطرم نيست كه آيا شخص ديگرى هم آنجا بود يا نه، ولى گمان مى كنم آشيخ محمد على كاظمى و آقاى بجنوردى […]
دورى از ريا و تصنّع يك ويژگى در مرحوم حاج سيد ابوالفضل زنجانی بود كه به يك معنا نقطه قوت است و در نظر خيليها نقطه ضعف. ايشان مُعرِض از ريا و تصنّع در رفتار و گفتار و به طور كلى در زندگى بود. دورويى نداشت. در وصيّتنامه هم متذكر شده كه پس از مرگش […]
سختگيرى در امتحانات شنيدم در امتحانات حوزه كه از طرف آقاى حاج شيخ عبدالکریم حائری برگزار مىشد، آقاى آشيخ محمد على اراكى با آن جلالت قدر و فضلش، مردود شده بود! امتحان معيار نيست. گاهى سختگيرى در امتحان سبب مىشود كه طلبه خودش را ببازد و معلوماتش را از ياد ببرد. حاج آقاى ما كه […]
خاندان صاحب هدایۀ المسترشدین خداوند به او، از دختر شيخ، آقا شيخ محمّدباقر را مرحمت كرد. مرحوم آقا شيخ محمّدباقر هم كه آراسته به فضل و كمال بود، دختر خاله خود را كه صبيّه آقا سيّد صدرالدين عاملى باشد، به عقد نكاح خود در آورد؛ به او نيز از وى، چند نفر اولاد مرحمت كرد […]
قانون نظام وظیفه در قم شاه خودش به مرحوم آيت اللّه آقاى حاج شيخ عبدالكريم حائرى صريحا قول داده بود كه از قم و نواحى، تا پانزده سال نظام اجبارى نگيرند؛ ولى دو سال نگذشته بود كه از نواحى قم گرفتند، به ادّعاء اين كه مورد استثناء، خود قم است نه نواحى آن. بعد از […]
قوّت دیانت خيلى اتّفاق افتاده كه توسّط خواب، كشف مطالب شده؛ چون عالم خواب هم يكى از طرق وصول به واقع است؛ امّا نه هر خواب و نه هر وقت، بلكه حسب آنچه كه خداوند مصلحت بداند. آقاى حاج عبّاسقلى مهدوى قزوينى زنجانى كه فعلاً در قم مجاور است، نقل كرد كه حاج ابراهيم عطّار […]
فقیران آبرودار و با دیانت آقاى آقا سيّد صدرالدين صدر نقل كرد كه: در نجف، يك نفر، يك ليره اشتباها دست يك فقيرى گذاشته بود. فقير هم نابينا بود؛ لكن از سنگينى آن ملتفت شده بود كه ليره است و فهميده بود كه او اشتباه كرده. پس صدا زده بود كه آقا! پولى كه به […]
پیشوای عادل در كتاب «اصل الشيعه»، از ابوسعيد منصور بن حسين آبى، متوفّى سنه 422، در كتاب «نثر الدرر» نقل كرده كه احنف بن قيس گفت: وارد شدم بر معاويه؛ براى من از گرم و سرد و شيرين و ترش، آن قدر آورد [که] من تعجّب كردم. بعد، يك قسم از خوردنى آورد، من نشناختم. […]
حلم احنف بن قيس احنف بن قيس، از بزرگان اهل بصره و بسيار محترم بود و يكى از حكماء و عقلاء و سياسيّين بود. در حلم، ضرب المثل بوده، مىگفتند: فلانى از احنف، حليمتر و بردبارتر است. به احنف گفتند: از كجا اين حكمت را اخذ و اين حلم را ياد گرفتى؟ گفت: از حكيم […]
حضرت ابوطالب (علیه السلام) ابن ابى الحديد در فضل اميرالمؤمنين (عليه السلام) مىگويد: چه گويم در حقّ كسى كه پدرش، ابوطالب، بزرگ بطحا و شيخ قريش و رئيس مكّه بود. گفتهاند كه كم است اينكه فقير و نادار، سيّد و بزرگ بوده باشد؛ ولى ابوطالب، بزرگ بود؛ در حالتى كه نادار و بىمال بود، قريش […]